امیلیو پراگا
امیلیو پراگا / Emilio Praga | |
|---|---|
![]() | |
| زاده | ۱۸ دسامبر ۱۸۳۹ میلان، ایتالیا |
| درگذشته | ۲۶ دسامبر ۱۸۷۵ (۳۶ سال) میلان، ایتالیا |
| ملیت | ایتالیایی |
امیلیو پراگا (به ایتالیایی: Emilio Praga) (۱۸ دسامبر ۱۸۳۹ میلان - ۲۶ دسامبر ۱۸۷۵ میلان) نویسنده، نقاش، شاعر، نمایشنامهنویس و نویسندهی اپرای ایتالیایی بود.[۱] او از نمایندگان جنبش «اسکاپیلیاتورا»و «خط لمبارد»،و از مقلدان شارل بودلر بود. او همچینین پدر مارکو پراگا، نمایشنامهنویس واقعگرا و یکی از بنیانگذاران و مدیران «انجمن نویسندگان و ناشران ایتالیا»(SIAE) بود.
زندگینامه
او در ۱۸ دسامبر ۱۸۳۹ در یک خانوادهی صنعتی ثروتمند میلانی متولد شد. جایگاه اجتماعیاش به او اجازه داد تا بین سالهای ۱۸۵۷ تا ۱۸۵۹ سفرهای گستردهای به سراسر اروپا داشته باشد. در این مدت، او دورههای طولانی را در پاریس گذراند و در آنجا آثار بودلر، ویکتور هوگو، آلفرد دو موسه و هاینریش هاینه را مطالعه کرد. در پایتخت فرانسه بود که او شروع به نقاشی آبرنگ کرد.
با بازگشت به میلان، او به محافل اسکاپیلیاتورا رفت و آمد پیدا کرد و به یکی از نمایندگان برجستهی آن تبدیل شد. در این اثنا با برادران کامیلو و آریگو بوئیتو دوستی برقرار کرد و در سال ۱۸۶۴ همراه با کامیلو، بیانیهی هنری این جریان را نوشت.
اما پس از مرگ پدرش و فروپاشی مالی کسب و کار خانوادگی، او نتوانست با کار منظم سازگار شود و به الکل روی آورد و خود را به یک سبک زندگی نامنظم، که اغلب با سوءمصرف مواد مخدر همراه بود، سپرد. به این ترتیب، در میان اسکاپیلیاتیها، او کسی بود که به طور واقعی مدل مالدتیسمو (یا شاعر نفرین شده) مجسم شده توسط بودلر شد. نزاع و جدایی از همسر و پسر یازده سالهاش مارکو (۱۸۷۳) بر کسالت او افزود: او در سال ۱۸۷۵، در حالی که تنها ۳۶ سال داشت، در فقر و بر اثر سیروز کبدی در خانه برادر خود درگذشت.
آثار
شعر
«پالت» (Tavolozza) (۱۸۶۲)
او با این مجموعه شعری که به طرز چشمگیری موفق بود، خود را تثبیت کرد. این مجموعه شامل توصیفات مناظر است که حس زنده و امپرسیونیستی از رنگ را آشکار میکند. زبان این مجموعه نیز جالب است و از عبارات رایجی استفاده میکند که در زبان شعر سنتی ناشناخته هستند. همچنین ترکیباتی با بار اجتماعی، جدل علیه بورژوازی و فرقه پول، و علیه پیشرفت علمی و فنی که زیبایی را تهدید میکند، و همچنین اشعار "نفرین شده" که فساد جنسی، عیاشی، زنای با محارم و سوء مصرف الکل را ستایش میکنند، در این مجموعه وجود دارد.
«نیمسایهها» (Penombre) (۱۸۶۴)
در این مجموعه که دومین مجموعه شعر او بود، «نفرین» محوریت دارد؛ اما شاعر همچنین در سلامت عقل، طبیعت و چیزهای آشنا به دنبال آرامش است. زبان با استفاده از اصطلاحات به شدت واقعگرایانه، عمداً اغراقآمیز میشود: همانطور که میتوان تصور کرد، این مجموعه، عموم مردم، به ویژه مخاطبان «سالن» را که پراگا اغلب به آنها حمله میکرد، رسوا کرد.
در مجموع، کل مجموعه مملو از ادای احترام و ارجاع به بودلر است: یک غزل نام خود را از بخش پنجم «گلهای شر»، «شورش»، گرفته است، در حالی که شعر دیگری، «روح شراب»، عنوان دقیق خود را از تصنیفی در بخش سوم اثر شاعر پاریسی گرفته است. مقدمه آن نیز اعلامیهای از شعر ضد مانزونی و ضد کاتولیک است: «شاعر پاکدامنی که ایتالیا او را میپرستد، / پیرمرد غرق در رؤیاهای مقدس، / تو میتوانی بمیری! ... / این ساعتِ مُتَحَرِّمان است! / مسیح مرده است!»؛ پراگا، دوباره با پیروی از الگوهای فرانسوی و همراه با شعر «لوسیفر» اثر ماریو راپیساردی، تقریباً مفهوم نیچه از مرگ خدا را پیشبینی میکند.
«قصهها و افسانههای پریان» (Fiabe e leggende) (۱۸۶۹)
پراگا در این مجموعه شاعرانه، تصمیم گرفت از شدت تحریک بکاهد و به مضامین عاشقانه و احساساتی بازگردد.
«شفافها» (Trasparenze) (۱۸۷۸)
این اشعار که پس از مرگش در سال ۱۸۷۸ منتشر شدند، لحنی از تسلیم و اعتماد صمیمانه را منتقل میکنند، میلی به خلوص که در تداعی خاطرات کودکی منعکس شده است.
سرانجام، مجموعه کامل شعرهای او در ۱۹۲۲ در میان به چاپ رسید.

داستان
پراگا در آخرین روزهای زندگیاش روی رمانی با عنوان «خاطرات کشیش» (Memories of a presbytery) نیز کار کرد که بعدها توسط دوستش روبرتو ساکتی تکمیل شد. این اثر که بین ژوئن و نوامبر ۱۸۷۷ به صورت بخش بخش در «ایل پونگولو» و در سال ۱۸۸۱ در یک جلد در تورین،و سپس در ۱۹۴۰ در میلان منتشر شد، داستانی قدرتمند است که اشتیاق به پاکی را بیان میکند و در آرامش روستا و شخصیت کشیش پیر منعکس میشود، اما همچنین شامل دسیسههای داستانی پیچیده و واضحی است. کتاب
ملودرام تئاتر
پراگا همچنین نمایشنامهنویس بود: در عمر کوتاهش تعداد قابل توجهی لیبرتوی اپرا برای ملودرامهایی نوشت که توسط نویسندگانی مانند آمیلکاره پونچیلی، فرانکو فاچو، جوزپه گالینیانی و غیره به موسیقی تبدیل شده بودند.
لیبرتوها
I profughi fiamminghi, Milano, 1864, musicato da Franco Faccio
L'avvocato Patelin, Milano, 1871, tratto da La Farce de Maître Pathelin (François Villon?), musicato da Achille Montuoro
I promessi sposi, tratto da I promessi sposi di Alessandro Manzoni, musicato da Amilcare Ponchielli
Il viandante, tratto da Le passant di François Coppée, musicato da Giulio Litta Visconti Arese
Atala, Milano, 1876, musicato da Giuseppe Gallignani
Il conte di Montecristo, Milano, 1888, tratto dall'omonimo romanzo di Alexandre Dumas, terminato da Ferdinando Fontana, musicato da Raffaele Dell'Aquila
Maria Tudor, Milano, 1879, tratto da Marie Tudor di Victor Hugo, musicato da Antônio Carlos Gomes
Fantasma, musicato da Andrea Ferretto
مادران شجاع (Le madri galanti) ۱۸۶۳
«نیمسایهها» (۱۸۶۴)
«افسانهها و قصههای پریان» (۱۸۶۷)
«خاطرات یک روحانی» (۱۸۸۱)
کتابنامه
- Le madri galanti, Milano, 1863 (opera teatrale composta in collaborazione con Arrigo Boito)
- Le memorie del presbiterio, romanzo terminato da Roberto Sacchetti e pubblicato a Torino nel 1881 e a Milano nel 1940; pubblicato da Millennium editore, a* cura di Lorenzo Flabbi, Bologna 2003, ISBN 978-88-9011-983-5
- Guido Mazzoni, Praga, Emilio, Enciclopedia Italiana (1935), Istituto dell'Enciclopedia italiana Treccani
- Patrizia Deabate, Le origini dell'Inno dei Laureandi Il Commiato, in "Studi Piemontesi", giugno 2013, vol. XLII, fasc.1.
پانویس
- ↑ Marrone, Gaetana (2007). Encyclopedia of Italian Literary Studies: A-J (به انگلیسی). Taylor & Francis. pp. 1490–1492. ISBN 978-1-57958-390-3.
پیوند به بیرون
پروندههای رسانهای مربوط به Emilio Praga در ویکیانبار - کارهای Emilio Praga در پروژه گوتنبرگ
- آثار نوشتهشده یا دربارهٔ امیلیو پراگا در بایگانی اینترنت
