انریکو کورادینی

انریکو کورادینی
Enrico Corradini
اطلاعات شخصی
زاده۲۰ ژوئیهٔ ۱۸۶۵
حوالی مونته‌لوپو فیورنتینو، توسکانی
درگذشته۱۰ دسامبر ۱۹۳۱ (۶۶ سال)
رم، ایتالیا
حزب سیاسیانجمن ملی‌گرایان ایتالیا
(۱۹۱۰–۱۹۲۳)
حزب فاشیست ایتالیا
(۱۹۲۳–۱۹۳۱)
پیشهسیاستمدار، رمان‌نویس، نمایشنامه نویس، مقاله‌نویس، روزنامه‌نگار

انریکو کُرادینی (به ایتالیایی: Enrico Corradini) (زادهٔ ۲۰ جولای ۱۸۶۵- مرگ ۱۰ دسامبر ۱۹۳۱) رمان‌نویس، مقاله‌نویس، نمایشنامه‌نویس، روزنامه‌نگار و چهره سیاسی ملی‌گرای ایتالیایی بود.[۱][۲]

زندگی

کورادینی در نزدیکی مونتلوپو فیورنتینو، توسکانی متولد شد.

او از پیروان گابریل دآنونتزیو بود، که در فاصله ۱۹۰۳–۱۹۰۵، با همراهی روشنفکرانی چون جووانی پاپینی، ویلفردو پارتو و جوزپه پرتزولینی، روزنامه «ایل رگنو» [پادشاهی] (Il Regno) را تأسیس کرد. این روزنامه به سرعت به یکی از ارکان اصلی اندیشه‌های رادیکال و الحاق‌طلبانه تبدیل شد که با فاشیسم درآمیخت. در سال ۱۹۱۰، از رهبرانی بود که «انجمن ملی‌گرای ایتالیا» (Associazione Nazionalista Italiana, ANI) را تأسیس کردند. این انجمن پس از حمایت کامل از امپریالیسم ایتالیا و جنگ ایتالیا و ترکیه در سال ۱۹۱۱، نامی برای خود بهم زد (کورادینی دو مقاله سیاسی «آرزوی ایتالیا» (Il volere d'Italia) و «لحظه طرابلس»(L'ora di Tripoli) درین باره نوشت)

او چنین نظریه‌های جنگ‌طلبانه‌ای را در هفته‌نامه «ایده ملی» (L'Idea Nazionale) که توسط او و با همراهی آلفردو روکو و لوئیجی فدرزونی تأسیس شده بود، گسترش داد. وی همچنین بین سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۱ مقالاتی را در هفته‌نامه «لا لوپا» (La Lupa) مستقر در فلورانس منتشر می‌کرد.[۳]

«ایده ملی» به روزنامه‌ای تبدیل شد که از سوی طرفداران طبیعی نظامی‌گری -نظامیان و تولیدکنندگان سلاح- تأمین مالی می‌شد. کورادینی و روزنامه‌اش پس از اتخاذ رویه عوام‌گرایی و ابرشرکت‌محوری، یک نظریه ملی‌گرایانه عمومی ایجاد کردند، در حالی که از ورود ایتالیا به جنگ جهانی اول -در ابتدا در کنار اتحاد سه‌گانه (قدرت‌های مرکزی که ایتالیا خود را به آن متعهد کرده بود) و سپس در کنار متفقین سه‌گانه (که قول داده بودند تمام خواسته‌های ارضی ایتالیا را به آن اعطا کنند)- حمایت می‌کردند. این گروه همچنین بر یک کمپین مطبوعاتی خشونت‌آمیز علیه نخست‌وزیر جووانی جولیتی و دیگر حامیان بی‌طرفی تمرکز کردند.

کرادینی مفهوم ملی‌گرایی پرولتری را در سال ۱۹۱۹ مطرح کرد:

ما باید با تشخیص این واقعیت شروع کنیم که ملت‌های پرولتری و همچنین طبقات پرولتری وجود دارند؛ به عبارت دیگر، ملت‌هایی وجود دارند که شرایط زندگی آنها… تابع شیوه زندگی سایر ملت‌ها است، همان‌طور که طبقات تابع هستند. وقتی این واقعیت درک شود، ملی‌گرایی باید قاطعانه بر این حقیقت پافشاری کند: ایتالیا، از نظر مادی و اخلاقی، یک ملت پرولتری است." (گزارش به اولین کنگره ملی، فلورانس، ۳ دسامبر ۱۹۱۹)

در حقیقت، ملت پرولتاریا اصطلاحی بود که توسط روشنفکران ملی‌گرای ایتالیایی قرن بیستم از جمله کورادینی برای اشاره به ایتالیا و سایر ملت‌هایی که آنها را مولد، از نظر اخلاقی نیرومند و متمایل به اقدامات جسورانه می‌دانستند، به کار می‌رفت، که آنها را از ویژگی‌های مرتبط با پرولتاریا می‌دانستند.[۴] کرادینی جنبش‌های انقلابی پرولتاریا مانند سندیکالیسم را به خاطر تاکتیک‌هایشان تحسین می‌کرد، اگرچه با اهداف آنها مخالف بود و می‌خواست یک جنبش ملی‌گرای رادیکال را الهام بخشد که از تاکتیک‌های مشابهی در خدمت اهداف مختلف استفاده کند: جنبشی که به جای انقلاب طبقاتی، از جنگ امپریالیستی حمایت کند، در حالی که همان روش‌های «حداکثر انسجام، تمرکز نیروها، انضباط آهنین و بی‌رحمی مطلق» را حفظ کند.[۵] کرادینی مفهوم پرولتاریا را با عملکرد اقتصادی تولید مرتبط می‌دانست و استدلال می‌کرد که همه تولیدکنندگان از نظر اخلاقی پرولتاریا هستند (نه تنها کارگران، بلکه صاحبان و کارآفرینان مولد)؛ و او معتقد بود که همه تولیدکنندگان باید در خط مقدم یک ملت پرولتاریای امپریالیستی جدید باشند.[۶]

پس از جنگ، ANI توسط کورادینی به ادغام با «حزب ملی فاشیست» (PNF) هدایت شد. با این وجود، کورادینی در حالی که توسط بنیتو موسولینی، نامزد سنای ایتالیا شده بود و در سال ۱۹۲۸ به دولت او پیوست، مطمئن شد که خود را از اقدامات بحث‌برانگیزتر پیراهن سیاه‌ها جدا نگاه دارد.

در زمینه ادبی هم، کورادینی، هم به عنوان رمان‌نویس و هم به عنوان نمایشنامه‌نویس از موفقیت برخوردار بود. نمایشنامه‌ها و رمان‌های اولیه او به شیوه‌ای دانونزیایی بودند و بر دغدغه‌های وجودی متمرکز بودند. در فضای اجتماعی جدید دوران جولیتی، نوشته‌های خلاقانه او به شدت ناسیونالیستی شدند. دو اثر ادبی آخر او که همچنین شناخته‌شده‌ترین آثار وی نیز به‌شمار می‌روند، رمان‌های «سرزمین پدری دور» (La patria lontana) (۱۹۱۰) و «جنگ دوردست» (La guerra lontana) (1911)، ابزارهایی برای یک ایدئولوژی حیات‌گرا (vitalist)، ضد دموکراتیک و امپریالیستی هستند.[۷]

کورادینی در ۱۰ دسامبر ۱۹۳۱ در رم درگذشت.

آثار

  • Italian Nationalism (1914) -- Translated into English from Italian (Il nazionalismo italiano). Sunny Lou Publishing Company, ISBN 978-1-95539-242-6, 2023)
  • Julius Caesar: A Play in Five Acts (1929)
  • Le Vie dell'Oceano (1913)

پانویس

  1. ↑ Cunsolo 1985, pp. 47-63.
  2. ↑ Gregor 1999.
  3. ↑ "La Lupa. Settimanale diretto da Paolo Orano". Fondazione Modigliani. Retrieved 31 October 2021.
  4. ↑ Talmon, Jacob Leib. The Myth of the Nation and the Vision of Revolution: The Origins of Ideological Polarization. Berkeley and Los Angeles, California, US: University of California Press, pp. 483-484.
  5. ↑ Talmon, Jacob Leib. The Myth of the Nation and the Vision of Revolution: The Origins of Ideological Polarization. Berkeley and Los Angeles, California, US: University of California Press, p. 484.
  6. ↑ Paul Corner. The Fascist Party and Popular Opinion in Mussolini's Italy. Oxford, England, UK: Oxford University Press, 2012, p. 16.
  7. ↑ Dickie 2002.

منابع

  • Cunsolo, Ronald S. (1985). "Enrico Corradini and the Italian Version of Proletarian Nationalism". Canadian Review of Studies in Nationalism. 12: 47–63.
  • Gregor, A. James (1999). Phoenix: Fascism in Our Time. New Brunswick, N.J.: Transaction Publishers. pp. 30–33. ISBN 1-56000-422-3.
  • Dickie, John (2002). "Corradini, Enrico". The Oxford Companion to Italian Literature. Oxford University Press. Retrieved 21 June 2024.

پیوند به بیرون