بلیتز
| بلیتز | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از جبهه غربی جنگ جهانی دوم | |||||||
![]() بمبافکنهای دورنیه دو ۱۷ آلمانی در حال بمباران وستهام | |||||||
| |||||||
| طرفهای درگیر | |||||||
|
|
| ||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||
| |||||||
| تلفات و خسارات | |||||||
|
مرگ ۴۰ تا ۴۳ هزار غیرنظامی ۴۶ تا ۱۳۹ هزار زخمی آسیبدیدگی یا تخریب دو میلیون خانه |
نامشخص ۳٬۳۶۳ خدمه هواگردها ۲٬۲۶۵ هواکرد (تابستان ۱۹۴۰ - مه ۱۹۴۱) | ||||||
![]() |
![]() | |
بلیتز (به آلمانی: Blitz) عملیات و بمباران هوایی بریتانیا در خلال جنگ جهانی دوم از سوی لوفتوافه، نیروی هوایی آلمان بود. در این عملیات راهبردی، لندن و نقاط دیگر بریتانیا ۵۷ شب پیدرپی از سوی لوفتوافه مورد تهاجم هوایی و بمباران قرار گرفت. در این تهاجم بیش از دو میلیون خانه آسیبدیده یا تخریب شدند و بیش از ۴۰٫۰۰۰ نفر جان خود را از دست دادند.[۱]
بمباران به اهداف خود که مجبور کردن بریتانیا به تسلیم و وارد کردن ضربه جدی به اقتصاد نظامی بریتانیا بود نرسید.[۲] هشت ماه بمباران هرگز جلوی تولیدات بریتانیا را نگرفت، و صنایع جنگی به فعالیت و گسترش ادامه دادند.[۳]
بلیتز اجرای عملیات شیر دریایی برای اشغال بریتانیا توسط آلمان را تسهیل نکرد. تا مه ۱۹۴۱ بریتانیا خطر اشغال را از سر گذرانده و توجه هیتلر به عملیات بارباروسا در شرق معطوف شد. بلیتز در قیاس با بمباران آلمان توسط متفقین تلفات نسبتاً کمی بر جای گذاشت؛ فقط در یک مورد بمباران هامبورگ توسط بریتانیا حدود ۴۲۰۰۰ تلفات غیرنظامی جان باختند.
کمپین بیلیتز
«بلیتز» نام کارزار بمباران گستردهٔ آلمان نازی علیه بریتانیا در جنگ جهانی دوم بود که از ۷ سپتامبر ۱۹۴۰ تا ۱۱ مه ۱۹۴۱ ادامه داشت. این حملات که ابتدا با هدف کشاندن نیروی هوایی سلطنتی (RAF) به نبردی سرنوشتساز آغاز شد، به بمباران شبانهٔ شهرها تغییر یافت. لندن، لیورپول، هال، کاونتری و مراکز صنعتی دیگر هدف قرار گرفتند. بیش از ۴۰ هزار غیرنظامی کشته و حدود دو میلیون خانه آسیب دید یا ویران شد. با وجود خسارات، این بمبارانها نتوانستند روحیهٔ مردم یا تولید جنگی بریتانیا را در هم بشکنند.
اهداف و جغرافیای حملات
لندن مرکز حملات بود، اما بنادر و شهرهای صنعتی سراسر بریتانیا ضربه خوردند: لیورپول (محور اصلی آتلانتیک)، هال (هدف آسان دوم برای بمبافکنهایی که هدف اول را نمییافتند)، بریستول، کاردیف، پورتسموث، پلیموث، ساوتهمپتون، ساندرلند، سوانزی، و نیز مراکز صنعتی چون بیرمنگام، کاونتری، منچستر و شفیلد. بلفاست و گلاسگو نیز بمباران شدند و خسارات زیرساختی گسترده دیدند
پیشزمینه و دکترین بمباران
در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ نظریهپردازان هوایی معتقد بودند که بمباران میتواند جنگ را به تنهایی تعیین تکلیف کند. لوفتوافه ابتدا دیدی محتاطانه داشت اما حمله به صنایع و مراکز حملونقل را مشروع میدانست. ژنرال والتر وِوِر استراتژی بمباران راهبردی را ترویج میکرد، اما پس از مرگ او، فرماندهان بعدی تمرکز را به پشتیبانی نزدیک زمینی تغییر دادند. هیتلر و گورینگ نیز هرگز برنامهریزی کامل برای یک کارزار بمباران استراتژیک علیه بریتانیا انجام ندادند و بیشتر به جنبهٔ سیاسی و روانی حملات توجه داشتند.
نبرد بریتانیا و تغییر استراتژی
در تابستان ۱۹۴۰ لوفتوافه برای کسب برتری هوایی بر فراز بریتانیا به حمله به فرودگاهها و صنایع پشتیبان RAF پرداخت. اما ضعف اطلاعاتی و تولید بالاتر هواپیما در بریتانیا باعث شد این هدف محقق نشود. از ۷ سپتامبر ۱۹۴۰ تمرکز به بمباران لندن تغییر کرد تا RAF را به نبرد نهایی بکشاند. پس از تلفات سنگین در روز، حملات عمدتاً شبانه شد. نبود بمبافکنهای سنگین، استراتژی نامشخص و پراکندگی اهداف، کارزار را از نظر نظامی ناکام گذاشت.
دفاع هوایی و یکپارچگی پدافندی
بریتانیا شبکهٔ رادار ساحلی، دیدهبانی زمینی، جنگندههای شبانه، توپهای ضدهوایی، بالونهای مانع و نورافکنها را در سامانهای یکپارچه بهکار گرفت. با تشدید حملات شبانه، نقش جنگندههای شبرهگیر و آتشبارهای ضدهوایی بیشتر شد و با بهبود هماهنگی فرماندهی و کنترل، احتمال رهگیری و پراکندگی آرایش بمبافکنها افزایش یافت.
آمادگی و دفاع غیرنظامی
پیش از جنگ، دولت بریتانیا با توجه به تجربهٔ جنگ جهانی اول، تلفات سنگینی را پیشبینی کرده بود و برنامهٔ تخلیهٔ میلیونها نفر (بهویژه زنان و کودکان) را آماده کرد. خاموشی کامل شبانه، پناهگاههای خانگی اندرسون و موریسون، و استفاده از ایستگاههای مترو بهعنوان پناهگاه جمعی بخشی از دفاع غیرنظامی بود. با وجود کمبود پناهگاه در برخی مناطق، سازماندهی محلی و توزیع منابع به ادامهٔ زندگی شهری کمک کرد.

پناهگاههای جمعی و زندگی زیر بمباران
ایستگاههای مترو لندن به پناهگاههای اصلی تبدیل شدند و گاهی تا ۱۵۰ هزار نفر شبها در آنها میخوابیدند. دولت ابتدا مخالف استفاده از مترو بود اما با شدت گرفتن حملات، آن را پذیرفت. در پناهگاهها کمیتههای خودگردان، خدمات صلیب سرخ و برنامههای سرگرمی شکل گرفت. با این حال، تنشهای اجتماعی و حتی احساسات ضدیهودی در برخی مناطق گزارش شد.
لندن زیر آتش
پایتخت نماد مقاومت شد: از «شنبهٔ سیاه» ۷ سپتامبر ۱۹۴۰ تا آتشسوزی مهیب ۲۹ دسامبر که مرکز تاریخی را در شعلهها فرو برد. بمباران ۱۰–۱۱ مه ۱۹۴۱ آخرین یورش عظیم پیش از کاهش عملیات بهدلیل انتقال تمرکز آلمان به جبههٔ شرق بود. با وجود تخریب گسترده، کارکردهای اداری، حملونقل و حیات شهری تداوم یافتند.
روحیهٔ بلیتز
برخلاف پیشبینیها، بحران روانی گسترده رخ نداد. مردم با شوخطبعی شرایط را توصیف میکردند («امروز خیلی بلیتی بود») و زندگی اجتماعی ادامه داشت؛ از رفتن به میخانهها تا تماشای مسابقات کریکت. حتی برخی حملات گاهبهگاه را «هیجانانگیز» میدانستند. این مقاومت و سازگاری، به نماد «Blitz Spirit» یا روحیهٔ ایستادگی بریتانیایی تبدیل شد.
تلفات، خسارات و تولید
کشتهشدن بیش از ۴۰ هزار غیرنظامی و ویرانی گستردهٔ مسکن و زیرساخت واقعیتی تلخ بود؛ اما تولید جنگی و لجستیک کلیدی (بهویژه در میانهٔ ۱۹۴۱) تداوم یافت. هدف آلمان برای درهمشکستن صنایع و ارادهٔ سیاسی–اجتماعی محقق نشد و ظرفیت بریتانیا در جایگزینی هواپیماها و حفظ شبکهٔ دفاعی به قوت باقی ماند.
پایان کارزار و پیامدها
یورش عظیم ۱۰–۱۱ مه ۱۹۴۱ نقطهٔ اوج و پایان موج اصلی بلیتز بود؛ سپس بهسبب آمادهسازی برای تهاجم به شوروی، شدت حملات کاهش یافت. بعدها تهدیدهای جدیدی چون V-1 و V-2 رخ نمود، اما کارزار بلیتز بهعنوان تلاش متمرکز برای فلجکردن بریتانیا ناکام ماند و در ارزیابی راهبردی به شکست آلمان ثبت شد
_Squadron_RAF_in_front_of_Hawker_Hurricane_Mk_I_at_Duxford%252C_Cambridgeshire%252C_7_September_1940._CH1299.jpg)
منابع
- ↑ مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «The Blitz». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۶ سپتامبر ۲۰۱۱.
- ↑ Cooper 1981, p. 174.
- ↑ Cooper 1981, p. 173.


