تاریخ اسلوونی

موقعیت اسلوونی امروزی در اروپا.

تاریخ اسلوونی از دوران پیشاتاریخ آغاز می‌شود، جایی که انسان‌های نئاندرتال و سپس اقوام ایلیری و سلت در منطقهٔ امروزی آن ساکن شدند. در دوران روم باستان، بخش‌هایی از اسلوونی بخشی از استان‌های امپراتوری روم بود. پس از فروپاشی روم، اقوام اسلاو در سدهٔ ششم میلادی وارد منطقه شدند و نخستین دولت اسلاویِ کارانتانیا را تشکیل دادند.

در قرون وسطی، این سرزمین زیر سلطهٔ دودمان هابسبورگ رفت و در قالب سرزمین‌های اتریش درونی اداره می‌شد. در قرن شانزدهم، با نفوذ پروتستانتیسم، نخستین کتاب‌های اسلوونیایی پدید آمدند. پس از آن اصلاح کاتولیک و سپس عصر روشنگری زمینه‌ساز شکل‌گیری هویت ملی اسلوونی شد.

در قرن نوزدهم، اسلوونی بخشی از اتریش-مجارستان بود و جنبش‌های ملی‌گرایانه و فرهنگی گسترش یافتند. پس از جنگ جهانی اول، اسلوونی به پادشاهی یوگسلاوی پیوست. در جنگ جهانی دوم میان نیروهای آلمان، ایتالیا و مجارستان تقسیم شد، اما جنبش پارتیزانی به رهبری تیتو در آن شکل گرفت.

پس از جنگ، اسلوونی یکی از جمهوری‌های جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی شد و از رشد اقتصادی و آزادی نسبی بیشتری نسبت به سایر جمهوری‌ها برخوردار بود. در دههٔ ۱۹۸۰ جنبش‌های دموکراتیک و ملی‌گرایانه اوج گرفت و در ۱۹۹۱ اسلوونی استقلال خود را اعلام کرد. از آن زمان، به اتحادیهٔ اروپا و ناتو پیوست و یکی از موفق‌ترین کشورهای پساشوروی در حوزهٔ دموکراسی و اقتصاد بازار به‌شمار می‌رود.

کلیات:

تاریخ اسلوونی، دورهٔ زمانی سرزمین‌های اسلوونی را از سدهٔ پنجم پیش از میلاد تا امروز دربر می‌گیرد. در عصر برنز، قبایل اولیهٔ ایلیری در ناحیه‌ای میان آلبانی امروزی تا شهر تریسته ساکن شدند. سرزمین اسلوونی بخشی از امپراتوری روم بود و در جریان دورهٔ مهاجرت طی دوران باستان پسین و قرون وسطای آغازین ویران شد. مسیر اصلی میان حوضه پانونی و ایتالیای رومی از اسلوونی امروزی می‌گذشت. اسلاوهای آلپی، نیاکان اسلوونیایی‌ها، در اواخر سدهٔ ششم میلادی در این ناحیه ساکن شدند. امپراتوری مقدس روم نزدیک به هزار سال بر این سرزمین فرمان راند. از میانهٔ سدهٔ چهاردهم تا سال ۱۹۱۸، بیشتر مناطق اسلوونی زیر فرمان پادشاهی هابسبورگ قرار داشت. در ۱۹۱۸، بخش عمدهٔ سرزمین اسلوونیایی به پادشاهی یوگسلاوی پیوست و در ۱۹۲۹ بانوی‌نا دراوایی با مرکزیت لیوبلیانا در درون پادشاهی یوگسلاوی تشکیل شد که شامل مناطق با اکثریت اسلوونیایی بود. جمهوری سوسیالیستی اسلوونی در سال ۱۹۴۵ به‌عنوان یکی از جمهوری‌های جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی پدید آمد. اسلوونی در ژوئن ۱۹۹۱ استقلال خود را از یوگسلاوی اعلام کرد و امروز عضو اتحادیه اروپا و ناتو است.

پیشاتاریخ تا استقرار اسلاوها

پیشاتاریخ

در دوران آخرین عصر یخبندان، اسلوونی کنونی محل سکونت نئاندرتال‌ها بود. مشهورترین محوطهٔ باستان‌شناسی نئاندرتال‌ها در این کشور غاری است نزدیک روستای شبرلیه در حوالی چرکنو که با نام دیویج بابه شناخته می‌شود. در این غار، در سال ۱۹۹۵ فلوت دیویج بابه کشف شد؛ استخوانی سوراخ‌دار که به‌باور برخی پژوهشگران، ساز بادی است و در این صورت، کهن‌ترین ساز شناخته‌شده در جهان خواهد بود.

قدیمی‌ترین چرخ و محور چوبی با تاریخ‌گذاری دقیق در جهان نیز در سال ۲۰۰۲ در تالاب لیوبلیانا پیدا شد.[۱]

در گذار میان عصر برنز در اروپا و عصر آهن در اروپا، فرهنگ زمین خاکستردان رونق یافت. آثار فراوانی از فرهنگ هالشتات در اسلوونی کشف شده است، از جمله در موست نا سوچی، واچه و شنتوید پری استیچنی.

شهر نوو مستو در کرنیولای سفلی یکی از مهم‌ترین محوطه‌های باستان‌شناسی فرهنگ هالشتات است و به سبب کشف فراوان سیتولاها، لقب «شهر سیتولاها» گرفته است.[۲]

سلت‌ها و رومیان باستان

نقشهٔ اسلوونی با استان‌ها و شهرهای روم باستان (حدود سال ۱۰۰ میلادی) با مرزهای امروزی به رنگ خاکستری.

در عصر آهن، سرزمین اسلوونی کنونی در دست قبایل ایلیری‌ها و سلت‌ها بود تا آنکه در سدهٔ نخست پیش از میلاد، روم باستان این منطقه را فتح کرد و استان‌های پانونیا و نوریکوم را بنیان گذاشت. بخش غربی اسلوونی مستقیماً در ایتالیای رومی و در ناحیهٔ دهم، یعنی ونتیا و هیستریا جای گرفت. از شهرهای مهم رومی در محدودهٔ کنونی اسلوونی می‌توان به امونا، تسلیه و پتوی اشاره کرد. سکونتگاه‌های مهم دیگر شامل Nauportus, Neviodunum, Haliaetum, آترانس و استریدون بودند.

در دوران دوره مهاجرت، به سبب موقعیت راهبردی اسلوونی به‌عنوان گذرگاه میان حوضه پانونی و شبه‌جزیره ایتالیا، این سرزمین هدف یورش‌های پیاپی اقوام بربر قرار گرفت. روم در پایان سدهٔ چهارم میلادی منطقه را رها کرد. بیشتر شهرها ویران شدند و جمعیت باقیمانده به نواحی کوهستانی پناه برد و دژهایی ساخت. در سدهٔ پنجم میلادی، این ناحیه بخشی از پادشاهی استروگوت‌ها شد و سپس میان اوستروگوت‌ها، امپراتوری بیزانس و لمباردها دست‌به‌دست گشت.

استقرار اسلاوها

گسترهٔ سکونت اسلاوها در سال ۶۳۱ زیر فرمان شاه اسلاو سیمو.

نیاکان اسلوونیایی‌ها، یعنی اسلاوهای آلپی، در اواخر سدهٔ ششم میلادی در آلپ شرقی ساکن شدند. گروهی از شمال (از مسیر اتریش شرقی و جمهوری چک امروزی) وارد شدند و در نواحی کارینتیا و اشتایرمارک امروزی جای گرفتند، و گروهی دیگر از جنوب (از طریق اسلاوونیا) وارد اسلوونی مرکزی شدند.

شاه سامو

این قبیلهٔ اسلاو که با نام اسلاوهای آلپی شناخته می‌شود، نخست زیر سلطهٔ آوارهای اوراسیایی بود، سپس در سال ۶۲۳ میلادی به اتحادیهٔ قبیله‌ای شاه سیمو پیوست. پس از مرگ سیمو، اسلاوهای کارنیولا (در اسلوونی کنونی) دوباره زیر فرمان آوارها درآمدند، در حالی که اسلاوهای شمال رشته‌کوه کاراونک (در مناطق امروزی کرنتن، اشتایرمارک و تیرول شرقی) شاهزاده‌نشین مستقل کارانتانیا را بنیان گذاشتند.

سده‌های میانه

کارانتانیا تا کرنتن

مراسم نشاندن دوک‌ها در کرنتن که بر پایهٔ آیینی کهن تا سال ۱۴۱۴ به زبان اسلوونیایی انجام می‌شد.

در سال ۷۴۵، کارانتانیا و دیگر سرزمین‌های اسلاونشینِ اسلوونیِ امروز، زیر فشار قدرت یکپارچه‌شدهٔ آوارها، فرمان‌بری از بایرن را پذیرفتند و همراه با دوک‌نشین بایرن در امپراتوری کارولنژی ادغام شدند و در همین زمان کارانتانی‌ها و دیگر اسلاوهای ساکن در اسلوونیِ کنونی مسیحی‌سازی شدند. بخش شرقی کارانتانیا میان سال‌های ۷۴۵ تا ۷۹۵ دوباره زیر فرمان آوارها رفت.

کارانتانیا تا سال ۸۱۸ استقلال درونی خود را حفظ کرد، اما پس از شورش ضدِفرانک‌ها به رهبری لیودویت پوسافکسکی ، شاهزادگان محلی برکنار و به‌تدریج با نخبگان ژرمنی (به‌ویژه با برتری بایرنی) جایگزین شدند. در دوران امپراتور آرنولف کرنتنی، کارانتانیا که اینک با اشراف مختلط بایرنی-اسلاو اداره می‌شد، برای مدتی کوتاه به یک قدرت منطقه‌ای فرا رویید، اما یورش‌های مجارها در اواخر سدهٔ نهم آن را از پا انداخت.

کارانتانیا/کرنتن در سال ۹۷۶ بار دیگر به‌صورت واحدی خودگردان در چارچوب امپراتوری سامان گرفت؛ در این سال امپراتور اتوی یکم «بزرگ» پس از برکناری دوک بایرن، هاینریش دوم «ناساز»، متصرفات او را تجزیه کرد و کرنتن را به ششمین دوک‌نشین امپراتوری مقدس روم بدل ساخت؛ با این‌همه کارانتانیای کهن هرگز به یک قلمرو یکپارچه تبدیل نشد.

در اواخر سدهٔ دهم و آغاز سدهٔ یازدهم، عمدتاً به‌سبب تهدید مجارها، ناحیهٔ مرزیِ جنوب‌شرقی امپراتوری ژرمن به «مارک» ها (مرزبان‌نشین‌ها) سازمان یافت؛ این‌ها هستهٔ تاریخیِ شکل‌گیری سرزمین‌های اسلوونی شد، یعنی کارنیولا، اشتایرمارک و ناحیهٔ غربیِ گوریسکا/گوریتسیا. یکپارچگی و تکوین سرزمین‌های تاریخی اسلوونی در دوره‌ای بلند میان سده‌های یازدهم تا چهاردهم و به دست چند خاندان فئودالی مهم رخ داد؛ از جمله دوک‌های اشپانهایم، کنت‌های گوریتسیا، کنت‌های تسلیه و سرانجام دودمان هابسبورگ.[۴]

اسلوونیایی‌ها به‌مثابه یک گروه قومی متمایز

نسخه‌های فریزینگ از سدهٔ دهم میلادی، که احتمالاً در شمال کرنتن نوشته شده‌اند، کهن‌ترین اسنادِ برجای‌مانده به زبان اسلوونیایی هستند.

نخستین یادکردها از یک هویت قومیِ مشترکِ اسلوونیایی که از مرزهای منطقه‌ای فراتر رود به سدهٔ شانزدهم بازمی‌گردد.[۵]

در سدهٔ چهاردهم، بیشتر سرزمین‌های اسلوونی زیر فرمان دودمان هابسبورگ رفت. در سدهٔ پانزدهم، چیرگی هابسبورگ‌ها از سوی کنت‌های تسلیه به چالش کشیده شد، اما تا پایان آن سده، بخش عظیمی از سرزمین‌های اسلوونینشین در پادشاهی هابسبورگ ادغام شدند. بیشتر اسلوونیایی‌ها در ناحیهٔ اداریِ اتریش درونی می‌زیستند و اکثریت جمعیتِ دوک‌نشین کارنیولا و کنت‌نشین گوریتسیا و گرادیسکا و نیز اشتایر سفلی و جنوب کرنتن را تشکیل می‌دادند.[۶][۷][۸]

اسلوونیایی‌ها همچنین در بخش عمدهٔ قلمرو شهر آزاد امپراتوریِ تریسته ساکن بودند، هرچند در خودِ شهر در اقلیت بودند.[۹]

دورهٔ اوایل دوران جدید

نبرد ارتش عثمانی در چارچوب جنگ‌های عثمانی و هابسبورگ در اسلوونیِ کنونی طی جنگ بزرگ عثمانی.

در سدهٔ شانزدهم، اصلاحات پروتستانی سراسر سرزمین‌های اسلوونی را درنوردید. در این دوره نخستین کتاب‌های اسلوونیایی به کوشش واعظ پروتستان، پریموژ تروبار، و پیروانش نوشته شد و پایهٔ زبان اسلوونیاییِ معیار گذاشته شد. در نیمهٔ دوم همان سده، کتاب‌های بسیاری به اسلوونیایی چاپ شد، از جمله ترجمهٔ کامل کتاب مقدس به دست یوری دالماتین. در جریان اصلاح کاتولیکِ اواخر سدهٔ شانزدهم و سدهٔ هفدهم، به رهبری اسقف لیوبلیانا Thomas Chrön و مارتین برِنرِ زِکائو، تقریباً همهٔ پروتستان‌ها (جز در پرکموریه) از سرزمین‌های اسلوونی اخراج شدند؛ با وجود این، میراث نیرومندی در سنت فرهنگی اسلوونی بر جای گذاشتند که بخشی از آن در اصلاح کاتولیک سدهٔ هفدهم جذب شد. نگارش کهن اسلوونیایی که به خط بوهوریچ مشهور است و در سدهٔ شانزدهم به دست پروتستان‌ها سامان یافت و تا میانهٔ سدهٔ نوزدهم در کار بود، گواهی بر تداوم سنت فرهنگی اسلوونی از سال‌های اصلاحات پروتستانی است.

میان سده‌های پانزدهم تا هفدهم، سرزمین‌های اسلوونی بلایای بسیاری را از سر گذراند. بسیاری از نواحی، به‌ویژه در جنوب اسلوونی، از جنگ‌های عثمانی و هابسبورگ آسیب دید. بسیاری از شهرهای شکوفا، مانند ویپاوسکی کریژ و کستانیویتسا نا کرکی، در یورش‌های ارتش امپراتوری عثمانی چنان ویران شدند که هرگز به رونق گذشته بازنگشتند. اشرافِ استان‌های اسلوونی‌نشین در پیکار با امپراتوری عثمانی نقش برجسته‌ای داشتند؛ برای نمونه ارتش اشرافِ کارنیولا در نبرد سیساک سال ۱۵۹۳ عثمانی‌ها را شکست داد و بدین‌سان تهدید فوری عثمانی به سرزمین‌های اسلوونی پایان یافت، هرچند یورش‌های پراکنده تا سدهٔ هفدهم ادامه داشت.

اعدام Matija Gubec، رهبر شورش دهقانی کروآت–اسلوون، در ۱۵۷۳.

در سده‌های شانزدهم و هفدهم، نواحی باختری اسلوونی میدان نبردهای پادشاهی هابسبورگ و جمهوری ونیز بود؛ مهم‌ترینِ آن‌ها جنگ گرادیسکا بود که عمدتاً در ناحیهٔ گوریسکا رخ داد. از اواخر سدهٔ پانزدهم تا اوایل سدهٔ هجدهم، این سرزمین‌ها چندین خیزش دهقانی را نیز تجربه کردند؛ از جمله خیزش دهقانی کرنتن در ۱۴۷۸، شورش دهقانی اسلوون، شورش دهقانی کروآت–اسلوون در ۱۵۷۳، دومین خیزش دهقانی اسلوونی در ۱۶۳۵ و خیزش تولمین در ۱۷۱۳.

اواخر سدهٔ هفدهم دورهٔ پویایی فکری و هنری نیز بود. بسیاری از هنرمندان باروک ایتالیایی، عمدتاً معماران و موسیقی‌دانان، در سرزمین‌های اسلوونی ساکن شدند و سهم بزرگی در بالندگی فرهنگ محلی داشتند. هنرمندانی چون فرانچسکو روبا، آندره‌آ پوتزو، ویتره کارپاتچو و جولیو کوالیوی بزرگ در اسلوونی کار کردند و دانشمندانی مانند یوهان وایکارت فون والوازور و Johannes Gregorius Thalnitscher به پیشرفت فعالیت‌های علمی یاری رساندند. با این‌همه، در آغاز سدهٔ هجدهم منطقه دوباره به دوره‌ای از رکود افتاد که تنها از میانهٔ همان سده آهسته‌آهسته بر آن چیره شدند.

عصر روشنگری تا جنبش ملی

Peter Kozler و نقشهٔ سرزمین‌ها و نواحی اسلوونی (۱۸۴۸) که در جریان انقلاب‌های ۱۸۴۸ طراحی شد و به نماد خواستِ اسلوونی یکپارچه بدل گشت.

میان اوایل سدهٔ هجدهم تا اوایل سدهٔ نوزدهم، سرزمین‌های اسلوونی دوره‌ای آرام را گذراند و از میانهٔ سدهٔ هجدهم بازیابی متوسط اقتصادی آغاز شد. شهر ساحلیِ تریسته در دریای آدریاتیک در ۱۷۱۸ به منطقه آزاد تجاری بدل شد و به رونق اقتصادیِ بخش‌های باختریِ سرزمین‌های اسلوونی شتاب بخشید. اصلاحات سیاسی، اداری و اقتصادیِ فرمانروایان هابسبورگ، ماریا ترزا و یوزف دوم، امپراتور مقدس روم، وضع دهقانان را بهبود داد و با استقبال بورژوازیِ در حال ظهور روبه‌رو شد؛ هرچند این طبقه هنوز ناتوان بود.

در اواخر سدهٔ هجدهم، فرایندِ زبان معیارِ اسلوونی آغاز شد که روحانیانِ کارنیولا چون مارکو پوهلین و یوری یاپلی آن را پیش بردند. در همان دوره، نویسندگانِ روستایی به‌کارگیری و ترویج زبان محلی اسلوونی در نواحی دهقانی را آغاز کردند. این جنبشِ مردمی که به بوکوونیکی شهرت یافت، از میانِ اسلوونیایی‌های کرنتن برخاست و بخشی از احیای گسترده‌تر ادب اسلوونی بود. سنت فرهنگی اسلوونی در عصر روشنگری به‌واسطهٔ کوشش‌های محفل زویس سخت نیرومند شد. پس از دو سده رکود، ادبیات اسلوونی بار دیگر سر برآورد؛ به‌ویژه در آثار نمایشنامه‌نویس Anton Tomaž Linhart و شاعر Valentin Vodnik. با این همه، زبان آلمانی تا ژرفای سدهٔ نوزدهم زبان غالب فرهنگ، اداره و آموزش ماند.

میان سال‌های ۱۸۰۵ تا ۱۸۱۳، سرزمین‌های اسلوونینشین بخشی از استان‌های ایلیری، واحدی خودگردان در امپراتوری ناپلئونی، بود و لیوبلیانا به پایتخت آن بدل شد. هرچند فرمان‌روایی فرانسه کوتاه بود، اما به خودباوری ملی و آگاهی از آزادی‌ها یاری رساند. فرانسویان ارباب‌رعیتی را یکسره برنینداختند، اما مردمِ استان‌های ایلیری را با دستاوردهای انقلاب فرانسه و بورژوازیِ زمانه آشناتر کردند؛ برابری در برابر قانون، خدمت نظامی اجباری برای مردان، سامانهٔ مالیاتی یک‌دست، لغو برخی امتیازهای مالیاتی، ادارهٔ نوین، جدایی دولت و کلیسا و ملی‌سازی دادگستری از جمله اقداماتشان بود.

یک ودوتای رمانتیسم از کوه تریگلاو از Markus Pernhart، نقاش اسلوونیاییِ کرنتن. در روزگار رمانتیسم، تریگلاو به یکی از نمادهای هویت اسلوونی بدل شد.

در اوت ۱۸۱۳، اتریش به فرانسه اعلان جنگ کرد. نیروهای اتریشی به فرماندهی ژنرال Franz Tomassich به استان‌های ایلیری تاختند. پس از این دورهٔ کوتاهِ امپراتوری اول فرانسه، همهٔ سرزمین‌های اسلوونی بار دیگر در امپراتوری اتریش جای گرفت. اندک‌اندک آگاهی ملیِ متمایزِ اسلوونی شکل گرفت و خواستِ وحدت سیاسیِ همهٔ اسلوونیایی‌ها فراگیر شد. در دهه‌های ۱۸۲۰ و ۱۸۴۰، دلبستگی به زبان و فرهنگ عامهٔ اسلوونی به‌شدت افزایش یافت؛ زبان‌شناسانِ فراوانی ترانه‌های مردمی را گرد آوردند و نخستین گام‌ها را به‌سوی معیارسازی زبان برداشتند. شمار اندکی از کنشگران اسلوونی، عمدتاً از اشتایر و کرنتن، به جنبش ایلیری که در کرواسی همسایه آغاز شده بود و هدفش اتحاد همهٔ اقوام اسلاو جنوبی بود، پیوستند. اندیشه‌های پان‌اسلاویسم و آسترو-اسلاوی نیز اهمیت یافت. با این حال، محفلِ پیرامونِ زبان‌شناس Matija Čop و شاعر رمانتیک فرانس پرشرن در تثبیتِ فردیتِ زبانی و فرهنگی اسلوونی و ردِ ادغام آن‌ها در یک ملتِ بزرگ‌تر اسلاوی اثرگذار بود.

در ۱۸۴۸، جنبشی سیاسی-توده‌ای برای اسلوونی یکپارچه (Zedinjena Slovenija) به‌عنوان بخشی از انقلاب‌های ۱۸۴۸ در درون امپراتوری اتریش پدید آمد. کنشگران اسلوونی خواهان وحدت همهٔ قلمروهای اسلوونی‌زبان در یک پادشاهیِ خودگردانِ واحد در چارچوب امپراتوری اتریش شدند. گرچه این طرح به سرانجام نرسید، اما در دهه‌های پسین به‌مثابه بستری تقریباً بی‌چون‌وچرا برای فعالیت سیاسی اسلوونیایی‌ها باقی ماند.

برخورد ملی‌گرایی‌ها در اواخر سدهٔ نوزدهم

اعضای انجمن کاتولیکی اورل در کرنیولای سفلی پیش از جنگ جهانی اول
بخشی از یک توپ اواخر سدهٔ نوزدهم

میان سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۹۱۸، نهادهای فراوانی (از تئاترها و ناشران گرفته تا سازمان‌های سیاسی، مالی و فرهنگی) در چارچوب آنچه بیداری ملی اسلوونی خوانده می‌شود پدید آمد. اسلوونیایی‌ها با وجود پراکندگی سیاسی و نهادی و نبود نمایندگیِ سیاسیِ کافی، توانستند زیرساخت ملیِ کارآمدی بسازند.

با برقراری قانون اساسیِ ۱۸۶۰ در امپراتوری اتریش که آزادی‌های مدنی و سیاسی را تضمین می‌کرد، جنبش ملی اسلوونی نیروی تازه‌ای گرفت. اسلوونیایی‌ها با وجود شکاف درونی میان اسلوونی‌های کهنه‌گرا و اسلوونی‌های نوگرا، برنامه‌هایی مشابه را پیش می‌بردند و خواستار خودفرمانیِ فرهنگی و سیاسی برای مردم اسلوونی بودند. در اواخر دههٔ ۱۸۶۰ و اوایل دههٔ ۱۸۷۰ رشته‌گردهمایی‌های توده‌ایِ تابوری، به الگوگیری از گردهمایی‌های غول‌آسای ایرلندی، در پشتیبانی از برنامهٔ «اسلوونی یکپارچه» برگزار شد. حضور هزاران نفر در این گردهمایی‌ها پیوند لایه‌های گستردهٔ مردم اسلوونی با ایده‌های رهایی ملی را آشکار کرد.

تا پایان سدهٔ نوزدهم، اسلوونیایی‌ها زبانِ معیار و جامعهٔ مدنیِ شکوفایی پدیدآورده بودند. سطح سواد در میانِ بالاترین‌ها در سراسر اتریش-مجارستان بود و انجمن‌های ملیِ پرشماری در سطح محلی فعالیت داشتند.[۱۰] ایدهٔ یک واحد سیاسیِ مشترک برای همهٔ اسلاوهای جنوبی با نام یوگسلاوی پدیدار شد.[۱۱]

از دههٔ ۱۸۸۰، جنگ فرهنگی سختی میان سنّت‌گرایان کاتولیک و جریانِ یکدست‌سازی از یک‌سو و لیبرال‌ها، پیشروان و جریان روحانی‌ستیزی از سوی دیگر، به‌ویژه در کارنیولا، بر زندگیِ سیاسی و عمومیِ اسلوونی چیره شد. هم‌زمان، گسترش صنعتی‌سازی تنش‌های اجتماعی را شدت بخشید. جنبش‌های سوسیالیستی و سوسیالیسم مسیحی توده‌ها را بسیج کردند. در ۱۹۰۵ نخستین شهردار سوسیالیست در سراسر اتریش-مجارستان در شهر معدن‌کاریِ ایدرییا از فهرست حزب سوسیال‌دموکرات یوگسلاو برگزیده شد. در همان سال‌ها، کنشگر سوسیالیستِ مسیحی یانِز اوانجلیست کْرِک صدها کارگر و تعاونی کشاورزی را در سراسر روستاهای اسلوونی سامان داد.

در گذر به سدهٔ بیستم، کشاکش‌های ملی در نواحیِ آمیختهٔ قومی (به‌ویژه در کرنتن، تریسته و شهرهای اشتایرِ سفلی) بر زندگیِ سیاسی و اجتماعیِ شهروندان چیره شد. تا دههٔ ۱۹۱۰، کشاکش‌های ملی میان اسلوونیایی‌زبانان و ایتالیایی‌زبانان در ساحل اتریشی و میان اسلوونیایی‌زبانان و آلمانی‌زبانان بر دیگر منازعات سیاسی سایه انداخت و به رادیکالیزه‌شدن ملی‌گرایی در هر دو سوی انجامید.

در دو دههٔ پایانیِ پیش از جنگ جهانی اول، هنر و ادبیات اسلوونی یکی از شکوفاترین دوره‌های خود را تجربه کرد و نویسندگان، نقاشان و معماران نوگرا و توانای بسیاری پدیدار شدند.[۱۲] از مهم‌ترین نویسندگان این دوره ایوان کانکار، اوتون ژوپانچیچ و دراگوتین کِته بودند و ایوان گروهار و ریحارد یاکوپیچ نیز از برجسته‌ترین هنرمندان تجسمیِ آن زمان به‌شمار می‌رفتند.

پل سولکان، ساختهٔ ۱۹۰۶

پس از زلزلهٔ لیوبلیانا در سال ۱۸۹۵، این شهر زیر مدیریت شهردارانِ پرجذبهٔ ایوان هریباری و ایوان تاوچار به‌سرعت نوین‌سازی شد. معمارانی چون مکس فابیانی و سیریل متود کوخ گونهٔ بومیِ سبک جدایی وین را به لیوبلیانا آوردند. هم‌زمان، بندر آدریاتیکیِ تریسته به‌طور فزاینده‌ای به مرکزِ مهمِ اقتصاد، فرهنگ و سیاستِ اسلوونی بدل شد. تا ۱۹۱۰، حدود یک‌سوم جمعیت شهر اسلوونیایی بودند و شمار اسلوونیایی‌های تریسته از لیوبلیانا بیشتر بود.[۱۳]

در آستانهٔ سدهٔ بیستم، صدها هزار اسلوونیایی به دیگر کشورها مهاجرت کردند؛ بیشتر به ایالات متحده آمریکا و نیز به آمریکای جنوبی، آلمان،[۱۴] مصر[۱۵] و نیز به شهرهای بزرگِ درونِ امپراتوریِ اتریش-مجارستان، به‌ویژه زاگرب و ویَن. برآورد شده که میان سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۱۰ حدود ۳۰۰هزار اسلوونیایی مهاجرت کردند؛ یعنی از هر شش نفر، یک نفر زادبومش را ترک گفت.[۱۶]

مهاجرت

دورهٔ میان دههٔ ۱۸۸۰ تا جنگ جهانی اول با موج مهاجرت از اسلوونیِ کنونی به آمریکا شناخته می‌شود. بزرگ‌ترین گروه از اسلوونیایی‌ها سرانجام در کلیولند و پیرامون آن ساکن شدند. دومین گروهِ بزرگ در شیکاگو، عمدتاً در نیمه‌غربیِ پایین، نشیمن گزیدند. بسیاری از مهاجران اسلوونیایی به جنوب‌غربِ پنسیلوانیا، جنوب‌شرقِ اوهایو و ایالت ویرجینیای غربی رفتند تا در معادن زغال‌سنگ و صنعت چوب کار کنند. شماری نیز به پیتسبرگ یا منطقهٔ یانگزتاون (اوهایو) برای کار در کارخانه‌های فولاد رفتند، و گروهی هم به مینه‌سوتا و Iron Range برای کار در معادن آهن.

در خلال جنگ جهانی اول، که اسلوونی را به‌طور ویژه‌ای با جبهه‌های خونین و سیاست قدرت‌های بزرگ (از جمله پیمان لندن (۱۹۱۵) در سال ۱۹۱۵) دستخوش آسیب کرد، اسلوونیایی‌ها تلاش کردند جایگاه ملیِ خود را در چارچوبِ واحد مشترکِ کروات‌ها و صرب‌ها در درونِ پادشاهی هابسبورگ سامان دهند. این درخواست که به «اعلامیهٔ مه» شهرت یافت، از سوی نمایندگان اسلوونیایی، کروات و صرب در بهار ۱۹۱۷ در پارلمان وین ارائه شد. محافل حاکمِ امپراتوری هابسبورگ در آغاز آن را رد کردند و ابتکارهای بعدیِ دولت برای فدرالی‌کردن امپراتوری (مانند مانیفست اکتبرِ امپراتور شارل) نیز از سوی بیشتر سیاست‌مداران اسلوونیایی که به استقلال گراییده بودند، رد شد. پایدارترین مدافع حفظِ دولتِ اصلاح‌شده ایوان شوسترشیش، رهبر پیشین حزب مردم اسلوونی و آخرین فرماندار ایالتیِ کارنیولا بود که هواداران و نفوذ اندکی داشت.

پیوستن به دولت یوگسلاوی و کشاکش بر سر مناطق مرزی

اعلام رسمیِ دولت اسلوونیایی‌ها، کروات‌ها و صرب‌ها در میدان کنگره لیوبلیانا در ۲۰ اکتبر ۱۹۱۸

حزب مردم اسلوونی جنبشی برای خودمختاری به راه انداخت و خواستار ایجاد یک دولتِ نیمه‌مستقلِ اسلاوِ جنوبی زیر فرمان دودمان هابسبورگ شد. بیشتر احزاب اسلوونی این پیشنهاد را پذیرفتند و بسیجِ گستردهٔ جامعهٔ مدنی اسلوونی، با نام جنبش اعلامیهٔ مه، در پی آمد. تا اوایل ۱۹۱۸ بیش از ۲۰۰هزار امضا در پشتیبانی از پیشنهاد حزب مردم اسلوونی گردآوری شد.[۱۷]

در جریان جنگ، حدود ۵۰۰ اسلوونیایی به‌صورت داوطلب در ارتش صربستان خدمت کردند و گروه کوچک‌تری به رهبری سروان Ljudevit Pivko به‌عنوان داوطلب به ارتش ایتالیا پیوستند. در سال پایانی جنگ، بسیاری از هنگ‌های عمدتاً اسلوونیِ ارتش اتریش-مجارستان علیه فرماندهیِ خود شوریدند؛ مشهورترین شورشِ سربازان اسلوونی شورش یودِنبورگ در مهٔ ۱۹۱۸ بود.[۱۸]

پس از فروپاشیِ امپراتوریِ اتریش-مجارستان در پیِ جنگ جهانی اول، شورای ملیِ اسلوونیایی‌ها، کروات‌ها و صرب‌ها در ۶ اکتبر ۱۹۱۸ در زاگرب زمام امور را به دست گرفت. در ۲۹ اکتبر، استقلال توسط گردهماییِ ملی در لیوبلیانا و نیز از سوی پارلمان کروات اعلام شد و دولت اسلوونیایی‌ها، کروات‌ها و صرب‌ها نوپدید شد. در ۱ دسامبر ۱۹۱۸، این دولت با صربستان یکی شد و بخشی از پادشاهی یوگسلاوی نوگشت که خود در ۱۹۲۹ نیز به پادشاهی یوگسلاوی تغییر نام یافت.

اسلوونیایی‌هایی که سرزمین‌شان زیر فرمان دولت‌های همسایه یعنی ایتالیا، اتریش و مجارستان قرار گرفت، آماج سیاست‌های همگون‌سازی فرهنگی شدند.

مرز با اتریش

پس از فروپاشی امپراتوری اتریش–مجارستان در اواخر ۱۹۱۸، درگیری مسلحانه‌ای میان اسلوونیایی‌ها و جمهوری آلمان-اتریش بر سر مناطق اشتایر سفلی و جنوب کرنتن درگرفت. در نوامبر ۱۹۱۸، رودولف مایستر شهر ماریبور و پیرامون آن در اشتایر سفلی را به نام دولت نوپدید یوگسلاوی تصرف کرد. دولت ایالتیِ اشتایرِ اتریش از مداخلهٔ نظامی خودداری کرد و همچنین با همه‌پرسی هم مخالفت ورزید، زیرا می‌دانست که اکثریت بزرگِ اشتایر سفلی از نظر قومی اسلوونیایی‌اند، هرچند در شهرهای ماریبور، پتوی (Ptuj) و تسلیه (Celje) اکثریت با آلمانی‌زبانان بود که بخشی از آن حاصل همانندسازیِ اسلوونیایی‌ها بود.[۱۹] سرانجام ماریبور و اشتایر سفلی طبق پیمان سن-ژرمن به یوگسلاوی واگذار شد.

در همان زمان، گروهی داوطلب به رهبری فرانیو مالگای کوشیدند کنترل جنوب کرنتن را در دست گیرند. نبردها در کرنتن از دسامبر ۱۹۱۸ تا ژوئن ۱۹۱۹ ادامه یافت و در نهایت داوطلبان اسلوونی و ارتش منظم صربستان توانستند شهر کلاگن‌فورت را اشغال کنند. مطابق پیمان سن-ژرمن، نیروهای یوگسلاوی می‌بایست از کلاگن‌فورت خارج شوند و در دیگر نواحیِ جنوب کرنتن همه‌پرسی برگزار شود. در اکتبر ۱۹۲۰، اکثریت مردم جنوب کرنتن به ماندن در اتریش رأی دادند و تنها بخش کوچکی از این ایالت (پیرامون دراوگراد و راونه نا کوروشکم) به پادشاهی صرب‌ها، کروات‌ها و اسلوونیایی‌ها واگذار شد. از سوی دیگر، طبق پیمان تریانون، پادشاهی یوگسلاوی منطقهٔ اسلوونی‌نشین پرکموریه را که از سدهٔ دهم زیر حاکمیت مجارستان بود، دریافت کرد.

مرز با ایتالیا

در ازای پیوستن پادشاهی ایتالیا به متفقین جنگ جهانی اول در جنگ جهانی اول، طبق پیمان لندن (۱۹۱۵)یِ محرمانه و سپس پیمان راپالو (۱۹۲۰), زمام بخش بزرگی از سرزمین‌های اسلوونیایی‌ها به ایتالیا واگذار شد. این واگذاری یک‌چهارم قلمرو قومی اسلوونی‌ها را دربر می‌گرفت و بخش‌هایی را شامل می‌شد که کاملاً اسلوونیایی‌نشین بودند. جمعیت این مناطق حدود ۳۲۷٬۰۰۰ نفر[۲۰] از کل جمعیت ۱٫۳ میلیون نفری اسلوونیایی‌ها بود.[۲۱]

پادشاهی یوگسلاوی

در ۱۹۲۱، به‌رغم رأی اکثریت بزرگ (۷۰٪) نمایندگان اسلوونی، قانون اساسیِ تمرکزگرا در پادشاهی یوگسلاوی تصویب شد. با وجود این، اسلوونیایی‌ها توانستند سطح بالایی از حقوق اقلیت‌ها را حفظ کنند و اقتصاد و هنر رونق یافت. سیاست‌مداران اسلوونی در بیشتر دولت‌های یوگسلاوی حضور داشتند و رهبر محافظه‌کار اسلوونی آنتون کوروشچ در مقطعی کوتاه تنها نخست‌وزیر غیرصرب‌ها در فاصلهٔ دو جنگ جهانی بود.

در ۱۹۲۹، نام «پادشاهی صرب‌ها، کروات‌ها و اسلوونیایی‌ها» به پادشاهی یوگسلاوی تغییر یافت. قانون اساسی ملغی شد، آزادی‌های مدنی تعلیق گردید و فشارهای تمرکزگرایانه فزونی گرفت. اسلوونی به بانوی‌نای دراوایی تغییر نام یافت. در تمام دورهٔ میان‌دوجنگ، رأی‌دهندگان اسلوونی به‌طور قاطع از حزب مردم اسلوونی محافظه‌کار پشتیبانی می‌کردند که بی‌نتیجه برای خودگردانی اسلوونی در چارچوب یوگسلاویِ فدرال می‌کوشید. بااین‌حال، در ۱۹۳۵ حزب مردم اسلوونی به اجتماع رادیکال یوگسلاو طرفدار حکومت پیوست و میدان برای رشد جنبش خودگردانیِ جناح چپ گشوده شد. در دههٔ ۱۹۳۰، بحران اقتصادی بستر مناسبی برای خیزش رادیکالیسم‌های چپ و راست فراهم کرد. در ۱۹۳۷، حزب کمونیست اسلوونی به‌عنوان حزبی خودمختار در اتحادیه کمونیست‌های یوگسلاوی بنیاد شد. بین ۱۹۳۸ و ۱۹۴۱، نیروهای لیبرالیسم اجتماعی، چپ مسیحی و زراعت‌گرایی با اعضای حزب کمونیستِ غیرقانونی پیوندهای نزدیکی برقرار کردند تا ضدفاشیسمی فراگیر پدیدآورند.

قلمرو اصلی اسلوونی، که صنعتی‌ترین و غربی‌ترین بخشِ یوگسلاوی نسبت به دیگر مناطق کم‌توسعه‌تر بود، به مرکز تولید صنعتی بدل شد؛ برای نمونه، تولید صنعتی در اسلوونی نسبت به صربستان چهار برابر و نسبت به بانوی‌نای واردار بیست‌ودو برابر بود.

دورهٔ میان‌دوجنگ صنعتی‌سازیِ بیشترِ اسلوونی را در پی داشت: رشد سریع اقتصادیِ دههٔ ۱۹۲۰ و سپس سازگاری نسبتاً موفق با رکود بزرگ. بااین‌همه، این توسعه بیشتر برخی نواحی را دربر گرفت، از جمله حوضه لیوبلیانا، دره ساوای مرکزی، بخش‌هایی از کرنتن اسلوونی و مناطق شهری پیرامون تسلیه و ماریبور. گردشگری به‌شدت گسترش یافت و تفرجگاه‌هایی مانند بلد، اسلوونی و روگاشکا سلاتینا آوازه‌ای بین‌المللی یافتند. در سایر جاها، کشاورزی و جنگلداری فعالیت‌های اقتصادی غالب ماند. بااین‌حال، اسلوونی به یکی از برخوردارترین و پویاترین نواحی اقتصادیِ یوگسلاوی بدل شد و از بازار بزرگ بالکان بهره برد. هنر و ادبیات و نیز معماری رونق گرفت. دو شهر بزرگ اسلوونی، لیوبلیانا و ماریبور، برنامه‌ای گسترده برای نوسازی شهری از سر گذراندند. معمارانی چون یوژه پلجنیک، ایوان ورنیک و ولادیمیر شوبیچ معماری نوگرا را در اسلوونی رواج دادند.

ایتالیایی‌سازی فاشیستیِ اسلوونیایی‌های نوار ساحلی و مقاومت

ربعِ باختریِ قلمرو قومیِ اسلوونی و حدود ۳۲۷هزار نفر از کل جمعیت ۱٫۳[۲۰] میلیون نفریِ اسلوونیایی‌ها[۲۱] زیر سیاستِ اجباریِ ایتالیایی سازی رفتند. نقشه بر پایهٔ مرزهای امروزی اسلوونی و تقسیمات سنتی آن.

بر پایهٔ پیمان لندن (۱۹۱۵) محرمانه، پادشاهی ایتالیا در ۱۹۱۵ در برابر پیوستن به تفاهم سه‌گانه علیه قدرت‌های مرکزی در جنگ جهانی اول، وعدهٔ دریافت بخش‌های بزرگی از قلمرو اتریش–مجارستان را گرفت. پس از شکست قدرت‌های مرکزی در ۱۹۱۸، ایتالیا با امضای پیمان راپالو با پادشاهی یوگسلاوی نو، بخشی از سرزمین‌های وعده‌داده‌شده را ضمیمه کرد. اما این مناطق یک‌چهارم قلمرو قومیِ اسلوونی و حدود ۳۲۷٬۰۰۰ نفر از کل جمعیت ۱٫۳[۲۰] میلیون نفریِ اسلوونیایی‌ها را نیز دربر می‌گرفت و به پادشاهی ایتالیا پیوستند.[۲۱] «این پیمان نیم‌میلیون اسلاو (جز اسلوونیایی‌ها، کروات‌ها نیز) را درون مرزهای ایتالیا گذاشت، در حالی‌که تنها چند صد ایتالیایی در دولتِ نوپای یوگسلاوی ماندند».[۲۲]

تریسته در پایان سدهٔ نوزدهم عملاً بزرگ‌ترین شهر اسلوونیایی بود، زیرا شمار اسلوونیایی‌های آن از لیوبلیانا بیشتر بود. پس از جداشدن این شهر از اتریش چندقومیتی، خرده‌بورژوازی ایتالیایی—که خود را بیش از همه از سوی بورژوازی میانه‌حال اسلوونیاییِ شهر در معرض تهدید می‌دید—کوشید تریسته را به «شهرِ کاملاً ایتالیایی» بدل کند و به رهبریِ پیراهن سیاهان سلسله‌ای از حملات را به دکان‌ها، کتابخانه‌ها، دفترهای وکلا و کانون مرکزیِ جامعهٔ رقیب در Narodni dom سامان داد.[۲۳] پس از آن ایتالیایی سازیِ اجباری درگرفت و تا میانهٔ دههٔ ۱۹۳۰ چندین هزار اسلوونیایی، به‌ویژه اهلِ اندیشه از پیرامون تریسته، به پادشاهی یوگسلاوی و آمریکای جنوبی مهاجرت کردند.

امروزینِ شهرستان‌های ایدرییا، آیدوشچینا، ویپاوا، اسلوونی، کانال، پوستوینا، پیفکا و ایلیرسکا بیتریتسا زیر سیاستِ اجباریِ ایتالیایی سازی رفتند. اقلیت اسلوونیایی در ایتالیا (۱۹۲۰–۱۹۴۷) هیچ‌گونه حمایت اقلیتی در حقوق بین‌الملل یا قوانین داخلی نداشت.[۲۴] برخوردها میان مقام‌های ایتالیایی و پیراهن سیاهان از یک‌سو و جمعیت اسلوونیاییِ محلی از سوی دیگر، از همان ۱۹۲۰ آغاز شد و با سوزاندنِ نارودنی دوم، تالار ملیِ اسلوونیاییانِ تریسته، به اوج رسید. پس از سرکوب همهٔ سازمان‌های اقلیت اسلوونیایی در ایتالیا، سازمان TIGR در ۱۹۲۷ برای مقابله با خشونت فاشیستی پدید آمد. کنش چریکیِ ضدفاشیستی در اواخر دههٔ ۱۹۲۰ و سراسر دههٔ ۱۹۳۰ ادامه یافت.[۲۵]

هنگامی که مجارستان، بلغارستان و رومانی در ۱۹۴۰ به پیمان سه‌جانبه پیوستند، فشار بر یوگسلاوی برای پیوستن بسیار افزایش یافت، زیرا هیتلر می‌کوشید پیش از عملیات بارباروسا پهلوی جنوبی خود را ایمن کند. امضای پیمانِ پادشاهی یوگسلاوی با آلمان در ۲۵ مارس ۱۹۴۱، دو روز بعد با کودتایی به رهبری ژنرال نیروی هوایی، دوشان سیموویچ، دنبال شد. شاهزاده نایب‌السلطنه پاول برکنار شد و اختیار به پطر جوان واگذار گردید. ژنرال سیموویچ ادارهٔ موقت دولت را به دست گرفت. بدین‌سان یوگسلاوی دیگر در نظر هیتلر قابل اتکا نبود و لذا در ۶ آوریل ۱۹۴۱، مطابق عملیات «ماری‌تا» و بی‌آنکه اعلان جنگ رسمی بدهد، نیروهای محور به پادشاهی یوگسلاوی یورش بردند. حمله با بمباران بلگراد آغاز شد که ۲۰هزار کشته برجای گذاشت. مقاومت ارتش شاهنشاهی یوگسلاو عمدتاً نمادین بود، چون به‌علت بسیج کند، تنها نیمی از فراخوان‌شدگان گرد آمدند و تجهیزات و آموزهٔ نظامیِ صربستان هنوز از روزگار جنگ‌های بالکان و جنگ جهانی اول برجای مانده و کهنه بود. در نتیجه، آلمان‌ها در ۱۰ آوریل به زاگرب و در ۱۲ آوریل به بلگراد رسیدند. ارتش ایتالیا تنها در ۱۱ آوریل، و هم‌زمان با پیوستن مجارستان، حملهٔ خود را آغاز کرد؛ آن هنگام ارتش آلمان تا کارلوواتس پیش رفته بود. ارتش ایتالیا به دو ستون تقسیم شد: یکی از راه لیوبلیانا و پس از آن از کوچه‌ویه گذشت، و ستون دوم از دالماتیا پیشروی کرد. ارتش آلمان نیز از بلغارستان یورش آورد و با یگان‌های بسیج‌شده به‌آسانی مانع عقب‌نشینی ارتش یوگسلاوی به جبههٔ تسالونیکی شد.

اندکی پس از یورش، «شورای ملی مردم» به رهبری مارکو ناتلاچن شکل گرفت که خواهان تحویل آرامِ سلاح و اخراج اشغالگر شد. پس از تسلیم ارتش یوگسلاوی، مجارستان بیشترِ پرکموریه را در دست گرفت. در ۱۹۴۱، پنج آبادیِ اسلوونیایی زیر اختیار دولت مستقل کرواسی (NDH) قرار گرفت: برگانسکو سلو (که اکنون «اسلوونسکا واس» نام دارد)، نووا واس نزد برگانا (اکنون نووا واس نزد موکریتسه)، یسنیتسه در دولنیسکا، اوبرژه و چدم. این پهنه حدود ۲۰ کیلومتر مربع و نزدیک به ۸۰۰ نفر جمعیت داشت.

ایتالیایی‌ها در آغاز در قلمرو اشغالی‌شان سیاستی معتدل در پیش گرفتند: دوزبانگی پذیرفته بود، ایتالیایی در مدرسه‌ها تنها به‌عنوان درس تدریس می‌شد و همهٔ انجمن‌های فرهنگی و ورزشیِ غیرسیاسی مجاز بودند. در قلمرو اشغالی که از لیوبلیانا، نوترانسکا و دولنیسکا و با حدود ۳۲۰هزار نفر جمعیت تشکیل می‌شد، ایتالیا «استان لیوبلیانا» (Provincia di Lubiana) را برپا کرد. پس از نخستین اقدامات موفقیت‌آمیزِ شورشیان در این قلمرو، مقام‌های ایتالیایی سیاست خود را تغییر دادند و برنامهٔ پاک‌سازی قومی را آغاز کردند.[۱۵] اجرای این طرح به تبعید حدود ۳۵هزار غیرنظامی انجامید که از میانشان در اردوگاه‌های کارِ ایتالیا در سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ نزدیک به ۳۵۰۰ زن و مرد و کودک از گرسنگی و بیماری جان سپردند. این‌که هدفْ پاک‌سازی قومی بود، نه‌فقط از شمار بسیار قربانیان و آوارگان، که از گفته‌ها و دستورهای افسران عالی‌رتبهٔ ایتالیایی، و به‌ویژه متن بخش‌نامهٔ بدنام «۳سی» که ژنرال ماریو روآتّا در ۱ مارس ۱۹۴۲ امضا کرد، برمی‌آید.

شیوهٔ اشغالِ آلمان‌ها سخت‌گیرانه‌ترینِ هر سه بود: همهٔ روزنامه‌های اسلوونیایی را بستند، آلمانی را به‌عنوان زبان آموزش در مدرسه‌ها جایگزین کردند، بزرگسالان را به‌اجبار عضو «انجمن میهن استیریان» و «اتحادیهٔ مردمی کارینتی» یا شاخه‌های مسلحشان کردند و آلمانی زبان رسمی شد. ۶۰۰ کودکی را که «دارای معیارهای نژاد آریایی» تشخیص داده شدند به‌زور ربودند و به سازمان لِبِنسبورن سپردند؛ قوانین نازی را برقرار کردند و بعداً به بسیج نظامی پرداختند که نقض آشکار حقوق بین‌الملل بود و …

در ۲۶ آوریل ۱۹۴۱، «جبههٔ ضدِامپریالیستی» در لیوبلیانا تشکیل شد (که پس از آغاز یورش آلمان به شوروی به «جبههٔ آزادی‌بخش» تغییر نام داد) و نبرد مسلحانه با اشغالگران را آغاز کرد. گروه‌های بنیان‌گذارِ جبهه عبارت بودند از: حزب کمونیست اسلوونی، بخشی از سوسیالیست‌های مسیحی، بخش دموکراتِ انجمن ژیمناستیک لیبرال «سوکول» و شماری از اهل فرهنگِ مستقل. به یاد این رویداد، ۲۷ آوریل به‌عنوان روز مقاومت در برابر اشغالگر تعیین شد.

در گذرگاه وولکمریِف در ماریبور، در ۲۹ آوریل ۱۹۴۱، دو جوان ضدآلمانی به رهبری بویان ایلیچ دو خودروی شخصیِ ادارهٔ غیرنظامیِ آلمان را آتش زدند. این نخستین اقدام ضدِاشغال در اسلوونیِ اشغال‌شده بود که از خشمِ ناشی از بازدیدِ سه‌روزهٔ هیتلر برانگیخته شد. پلیس نازی حدود ۶۰ جوان را بازداشت کرد، اما چون نتوانست مشارکت آنان را ثابت کند، به‌زودی آزادشان کرد. در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱، فرماندهیِ کل نیروهای پارتیزانی برپا شد و همان روز اعلامیه‌های محرمانهٔ جنبش آزادی‌بخش (اِاِف/اواِف) منتشر گردید. سپس، در ۱ نوامبر ۱۹۴۱، اصول بنیادینِ جبهه اعلام شد که بندهای ۸ و ۹ آن زیر تأثیر منشور آتلانتیک نوشته شده بود. با امضای «اعلامیهٔ دولومیت» در ۱ مارس ۱۹۴۳، رهبری جبههٔ آزادی‌بخش به دست حزب کمونیست اسلوونی افتاد و این حزب، پس از پیروزی در پیکار رهایی‌بخش ملی، همهٔ قدرت را خود در دست گرفت.

در ۱۹۴۳، در کوچه‌ویه قلمرو آزادشده‌ای شکل گرفت؛ جایی که جبههٔ آزادی‌بخش «کنگرهٔ کوچه‌ویه» را برگزار کرد، عالی‌ترین نهاد دولت اسلوونی را برگزید، تصمیم پیوستن «پری‌مورِسکا» به اسلوونی را گرفت و هیئتی برای «دومین نشست آونوی» انتخاب کرد.

در پایان جنگ، ارتش پارتیزانیِ اسلوونی به‌همراه ارتش یوگسلاوی و ارتش سرخ شوروی همهٔ قلمرو قومیِ اسلوونی را آزاد کرد. یگان‌های «و.او. اِس» زیر فرمان حزب کمونیست، بر پایهٔ الگوی شوروی، پس از پایان جنگ عمدتاً دست به کشتارهای فراقضاییِ پساجنگی علیه غیرنظامیان و نظامیان زدند. تاکنون تا ۶۰۰ گور در سراسر اسلوونی کاوش شده است.

اسلوونی در یوگسلاوی تیتوئیستی

جمهوری سوسیالیستی اسلوونی در درون جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی
نشان رسمیِ جمهوری سوسیالیستی اسلوونی

پس از برپایی دوبارهٔ یوگسلاوی در پایان جنگ جهانی دوم، اسلوونی بخشی از جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی شد که در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۳ اعلام موجودیت کرده بود. دولت سوسیالیستی برپا شد، اما به‌سبب جدایی تیتو–استالین، آزادی‌های اقتصادی و فردی در آن بیش از کشورهای بلوک شرق بود. در ۱۹۴۷، ایتالیا بیشترِ منطقهٔ یولیان مارچ را به یوگسلاوی واگذار کرد و اسلوونی بدین‌ترتیب ناحیه ساحلی اسلوونی را دوباره به دست آورد. شهرهای کوپر، ایزولا و پیران که بیشتر ایتالیایی‌نشین بودند، شاهد مهاجرت گستردهٔ ایتالیایی‌ها و ضدکمونیست‌ها شدند (بخشی از خروج ایستری)، زیرا از کشتارهای فویبه و انتقام‌جویی‌های مرتبط با جنایت‌های جنگی ایتالیا و نیز از کمونیسم بیمناک بودند، به‌ویژه آن‌که تا ۱۹۴۷ تمام دارایی‌های خصوصی ملی‌سازی شده بود.

بااین‌حال، مناقشه بر سر بندر تریسته تا ۱۹۵۴ ادامه یافت، زمانی که قلمرو آزاد تریسته میان ایتالیا و یوگسلاوی تقسیم شد و اسلوونی از راه آن به دریا دست یافت. این تقسیم تنها در ۱۹۷۵ با پیمان اوزیمو رسمیت حقوقی یافت و مرز غربیِ دیرزمان مورد مناقشهٔ اسلوونی تثبیت شد. از دههٔ ۱۹۵۰، جمهوری سوسیالیستی اسلوونی از خودمختاریِ گسترده‌تری نسبت به دیگر جمهوری‌ها برخوردار بود.

دورهٔ استالینی

میان سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۸، موجی از سرکوب‌های سیاسی در اسلوونی و سراسر یوگسلاوی روی داد. هزاران نفر به‌خاطر باورهای سیاسی خود زندانی شدند. ده‌ها هزار اسلوونیایی نیز بلافاصله پس از جنگ از بیمِ تعقیب کمونیستی کشور را ترک کردند. بسیاری از آنان در آرژانتین ساکن شدند و این کشور به هستهٔ مهاجرتِ ضدکمونیستیِ اسلوونیایی بدل شد. در دههٔ بعد، بیش از ۵۰هزار نفر دیگر نیز، هم به‌دلیل سیاسی و هم اقتصادی، مهاجرت کردند. موج‌های بعدیِ مهاجرتِ اسلوونیایی بیشتر به کانادا و استرالیا بود، هرچند شماری نیز در دیگر کشورهای غربی جای گرفتند.[۲۶]

جدایی تیتو–استالین و پیامدها

در ۱۹۴۸، جدایی تیتو–استالین رخ داد. در سال‌های نخست پس از این گسست، سرکوب‌های سیاسی شدت گرفت و دامنهٔ آن به کمونیست‌هایی رسید که به استالینیسم متهم می‌شدند. صدها اسلوونیایی همراه با هزاران نفر از دیگر ملیت‌ها در اردوگاه کارِ گُلی اوتوک زندانی شدند. در میان دادگاه‌های نمایشیِ برگزارشده در اسلوونی میان ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۰، دو مورد اهمیت ویژه داشتند: دادگاه ناگوده در ۱۹۴۶ علیه روشنفکران دموکرات و فعالان چپِ لیبرال، و دادگاه‌های داخاو میان ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ که در آن زندانیان پیشینِ اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی به همکاری با نازی‌ها متهم شدند. شماری از روحانیان کاتولیک رومی نیز آماج آزار قرار گرفتند. ماجرای آنتون وووک، اسقف لیوبلیانا، که در ژانویهٔ ۱۹۵۲ در دیدار شبانی خود در نوو مستو از سوی فعالان کمونیست با بنزین سوزانده شد، در مطبوعات غربی بازتاب گسترده‌ای یافت.[۲۷][۲۸][۲۹]

دههٔ ۱۹۵۰: صنعتی‌سازی گسترده

در اواخر دههٔ ۱۹۵۰، اسلوونی نخستین جمهوری یوگسلاوی بود که روندی از چندگرایی نسبی را آغاز کرد. یک دهه صنعتی‌سازی با شکوفاییِ فرهنگی و ادبیِ پرجنب‌وجوش همراه بود و کشاکش‌هایی میان حکومت و روشنفکران منتقد پدید آمد. از اواخر دههٔ ۱۹۵۰ حلقه‌های روشنفکریِ مخالف شکل گرفتند، بیشتر پیرامون نشریات مستقل و کوتاه‌عمر، مانند Revija 57 (۱۹۵۷–۱۹۵۸) که نخستین نشریهٔ مستقل روشنفکری در یوگسلاوی و از نخستین نمونه‌های چنین مجلاتی در بلوک کمونیستی بود،[۳۰] و Perspektive (۱۹۶۰–۱۹۶۴). از برجسته‌ترین روشنفکران انتقادیِ این دوره می‌توان به جامعه‌شناس یوزه پوچنیک، شاعر ادوارد کوتسبک و مورخ ادبی دوشان پیریِوتس اشاره کرد.

دههٔ ۱۹۶۰: «خودمدیریتی»

تا اواخر دههٔ ۱۹۶۰، جناح اصلاح‌طلب در حزب کمونیست اسلوونی قدرت را به‌دست گرفت و مجموعه‌ای از اصلاحات را برای نوسازی جامعه و اقتصاد اسلوونی آغاز کرد. سیاست اقتصادی تازه‌ای با عنوان خودمدیریتی کارگران (self-management) تحت هدایت و نظارت نظریه‌پرداز اصلی حزب کمونیست یوگسلاوی، ادوارد کاردلی، آغاز شد و به‌تدریج در سراسر کشور اجرا گردید.

دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰: «سال‌های سربی»

در سال ۱۹۷۳، این روند اصلاح‌طلبانه به‌دست جناح محافظه‌کار حزب کمونیست اسلوونی و با پشتیبانی دولت فدرال یوگسلاوی متوقف شد. دوره‌ای که به «سال‌های سربی» (به اسلوونیایی: *svinčena leta*) مشهور است، آغاز گردید. در این دوران، سانسور و سرکوب رسانه‌ها و هنرمندان شدت یافت و آزادی بیان به‌طور چشمگیری کاهش پیدا کرد. شمار زیادی از مردم به‌دلیل عقاید سیاسی خود زندانی شدند.

دههٔ ۱۹۸۰: به‌سوی استقلال

در دههٔ ۱۹۸۰، اسلوونی شاهد شکوفاییِ چندفرهنگ‌گرایی بود. جنبش‌های گوناگون سیاسی، هنری و روشنفکری از پایین جامعه سربرآوردند؛ از جمله جنبش هنر نو اسلوونی، مکتب روان‌کاوی لیوبلیانا و حلقهٔ روشنفکریِ مجلهٔ نووا روییا. تا میانهٔ دهه، جناحی اصلاح‌طلب به رهبری میلان کوچان کنترل حزب کمونیست اسلوونی را به‌دست گرفت و روند تدریجی گذار به کثرت‌گرایی سیاسی محدود را آغاز کرد.

بحران اقتصادی یوگسلاوی در دههٔ ۱۹۸۰ اختلافات درون حکومت کمونیستی را بر سر سیاست‌های اقتصادی تشدید کرد. اسلوونی که کمتر از ۱۰٪ جمعیت یوگسلاوی را داشت، حدود یک‌پنجمِ تولید ناخالص داخلی کشور و یک‌چهارم صادرات آن را تأمین می‌کرد. بسیاری از اسلوونیایی‌ها احساس می‌کردند از نظر اقتصادی استثمار می‌شوند، زیرا باید هزینهٔ ادارهٔ پرخرج و ناکارآمد فدرال را بپردازند.

در سال‌های ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸، تنش‌های فزاینده میان جامعه مدنی در حال شکل‌گیری و رژیم کمونیستی به بهار اسلوونی انجامید. در ۱۹۸۷ گروهی از روشنفکران لیبرال بیانیه‌ای در نشریهٔ نووا روییا منتشر کردند که در آن، تحت عنوان «یادداشت‌هایی برای برنامهٔ ملی اسلوونی»، خواستار دموکراتیزه‌کردن حکومت و استقلال بیشتر اسلوونی شدند. برخی مقالات مستقیماً از جدایی از یوگسلاوی و استقرار نظامی پارلمانی سخن می‌گفتند. حکومت کمونیستی بیانیه را محکوم کرد، اما نویسندگان آن سرکوب نشدند و نشریه نیز تعطیل نگردید، هرچند هیئت تحریریه مجبور به استعفا شد.

در پایان همان سال، اعتصاب بزرگی در کارخانهٔ «لیتوستروی» در لیوبلیانا رخ داد که به ایجاد نخستین سندیکای مستقل در یوگسلاوی انجامید. رهبران اعتصاب بعدها اتحادیهٔ اجتماعی‌دموکرات اسلوونی را تأسیس کردند. اندکی بعد، در مهٔ ۱۹۸۸، اتحادیهٔ دهقانان اسلوونی نیز پایه‌گذاری شد. در همان ماه، ارتش یوگسلاوی چهار روزنامه‌نگار مجلهٔ Mladina را به‌اتهام افشای اسرار دولتی بازداشت کرد؛ این ماجرا، معروف به دادگاه لیوبلیانا، موجی از تظاهرات در لیوبلیانا و دیگر شهرهای اسلوونی برانگیخت (نگاه کنید به: 1987-1988 Slovenia protests).

جنبش مردمیِ دموکراتیک، با هماهنگی کمیته دفاع از حقوق بشر، حزب کمونیست را به‌سوی اصلاحات سیاسی راند. این تحولات انقلابی در اسلوونی نزدیک به یک سال پیش از انقلاب‌های ۱۹۸۹ در اروپای شرقی رخ داد، هرچند توجه ناظران بین‌المللی چندانی را جلب نکرد.

در همین زمان، رویارویی میان حزب کمونیست اسلوونی و اتحادیه کمونیست‌های صربستان—که زیر نفوذ رهبر ملی‌گرای صرب، اسلوبودان میلوشویچ، بود—به مهم‌ترین کشمکش سیاسی در یوگسلاوی تبدیل شد. عملکرد ضعیف اقتصادی فدراسیون و تنش‌های فزاینده میان جمهوری‌ها، زمینهٔ رشد اندیشه‌های جدایی‌طلبانه را در میان اسلوونیایی‌ها فراهم کرد، چه در میان کمونیست‌ها و چه در میان مخالفان آنان. در ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۹، مجلس اسلوونی اصلاحات گسترده‌ای در قانون اساسی ۱۹۷۴ انجام داد، از جمله لغو انحصار حزب کمونیست اسلوونی بر قدرت سیاسی و تصریح دوبارهٔ حق اسلوونی برای جدایی از یوگسلاوی.[۳۱]

در عملیاتی به نام «اقدام شمال» در سال ۱۹۸۹، نیروهای پلیس اسلوونی—که بعدها سازمانی از کهنه‌سربازان خود را تشکیل دادند—مانع از ورود چند صد هوادار میلوشویچ شدند که می‌خواستند در اول دسامبر در تجمع موسوم به «راهپیمایی حقیقت» در لیوبلیانا شرکت کنند تا رهبری اسلوونی را به‌خاطر مخالفتش با سیاست تمرکزگرای صربستان سرنگون سازند. این اقدام را می‌توان نخستین حرکت دفاعی در راه استقلال اسلوونی دانست.[۳۲][۳۳][۳۴]

در ۲۳ ژانویهٔ ۱۹۹۰، حزب کمونیست اسلوونی در اعتراض به سلطهٔ رهبری ملی‌گرای صرب، از چهاردهمین کنگرهٔ اتحادیهٔ کمونیست‌های یوگسلاوی خارج شد. با این اقدام، حزب کمونیست یوگسلاوی عملاً از هم پاشید. اندکی بعد اتحادیهٔ کمونیست‌های کرواسی نیز همین مسیر را در پیش گرفت.

در سپتامبر ۱۹۸۹، مجلس جمهوری سوسیالیستی اسلوونی مجموعه‌ای از اصلاحات قانون اساسی را تصویب کرد که نظام پارلمانی را در اسلوونی برقرار ساخت.[۳۵][۳۶] در ۷ مارس ۱۹۹۰، مجلس اسلوونی اصلاحیهٔ شمارهٔ XCI را تصویب کرد که نام رسمی کشور را به اسلوونی تغییر می‌داد و واژهٔ «سوسیالیستی» را حذف می‌کرد. این نام از ۸ مارس ۱۹۹۰ رسماً معتبر شد.[۳۷][۳۸]

جمهوری اسلوونی

انتخابات آزاد

در ۳۰ دسامبر ۱۹۸۹، اسلوونی رسماً درهای انتخابات بهار ۱۹۹۰ را به روی احزاب مخالف گشود و نظام چندحزبی را آغاز کرد. ائتلاف «اپوزیسیون دموکراتیک اسلوونی» (DEMOS) از توافق میان اتحاد دموکراتیک اسلوونی، اتحاد سوسیال‌دموکرات اسلوونی، دموکرات‌های مسیحی اسلوونی، حزب مردم اسلوونی و سبزهای اسلوونی تشکیل شد. رهبری این ائتلاف را یوزه پوچنیک، روشنفکر و دگراندیش سرشناس، بر عهده داشت.[۳۹]

در ۸ آوریل ۱۹۹۰، نخستین انتخابات آزاد چندحزبی پارلمانی و دور نخست انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد. ائتلاف دِموس با به‌دست آوردن ۵۴٪ آرا، حزب کمونیست پیشین را شکست داد.[۳۷] دولت ائتلافی به رهبری دموکرات مسیحی لویزه پترله تشکیل شد و اصلاحات اقتصادی و سیاسی را برای استقرار اقتصاد بازار و نظام دموکراسی لیبرال آغاز کرد. هم‌زمان، این دولت مسیر استقلال اسلوونی از یوگسلاوی را دنبال نمود.

میلان کوچان در ۲۲ آوریل ۱۹۹۰ در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری، رقیب خود یوزه پوچنیک از ائتلاف دِموس را شکست داد و به ریاست‌جمهوری رسید.

ریاست‌جمهوری کوچان (۲۰۰۲–۱۹۹۰)

دولت دِموس (۱۹۹۲–۱۹۹۰): استقلال

میلان کوچان با حفظ یوگسلاوی از طریق خشونت مخالفت می‌کرد. پس از ناکامی طرح کنفدراسیون سست، او از روندی کنترل‌شده و غیرخشونت‌آمیز برای جدایی حمایت کرد تا همکاری میان جمهوری‌های پیشین بر پایه‌ای تازه ادامه یابد.

در ۲۳ دسامبر ۱۹۹۰، همه‌پرسی استقلال اسلوونی برگزار شد که در آن بیش از ۸۸٪ رأی‌دهندگان به استقلال از یوگسلاوی رأی دادند. در ۲۵ ژوئن ۱۹۹۱، با تصویب قوانین مربوط، اسلوونی رسماً مستقل شد.[۴۰][۴۱] بامداد روز بعد، جنگ ده‌روزه آغاز شد که در آن نیروهای اسلوونیایی توانستند در برابر مداخلهٔ نظامی یوگسلاوی مقاومت کنند.[۴۰][۴۲] شامگاه همان روز، فرانس بوچار، رئیس مجلس، استقلال اسلوونی را در لیوبلیانا رسماً اعلام کرد. جنگ ده‌روزه تا ۷ ژوئیهٔ ۱۹۹۱ ادامه یافت، زمانی که با میانجی‌گری اتحادیه اقتصادی اروپا، توافق بریونی به‌امضا رسید و ارتش خلق یوگسلاوی عقب‌نشینی از خاک اسلوونی را آغاز کرد. آخرین سرباز یوگسلاوی در ۲۶ اکتبر ۱۹۹۱ کشور را ترک کرد.[۴۲]

در ۲۳ دسامبر ۱۹۹۱، مجلس جمهوری اسلوونی قانون اساسی اسلوونی را تصویب کرد که نخستین قانون اساسی کشور مستقل به‌شمار می‌رود.[۴۳]

میلان کوچان

کوچان نمایندهٔ اسلوونی در کنفرانس صلح دربارهٔ یوگسلاوی سابق در لاهه و بروکسل بود که نتیجه‌اش آن شد که جمهوری‌های پیشین یوگسلاوی آزادند سرنوشت خود را به‌عنوان کشورهایی مستقل تعیین کنند. در ۲۲ مهٔ ۱۹۹۲، کوچان در حالی‌که اسلوونی به عضویت سازمان ملل متحد درآمد، نمایندگی کشورش را در این نهاد بر عهده داشت.

کوچان نمایندهٔ اسلوونی در کنفرانس صلح دربارهٔ یوگسلاوی سابق در لاهه و بروکسل بود؛ در این نشست‌ها تصمیم گرفته شد که جمهوری‌های پیشین یوگسلاوی آزادند تا سرنوشت خود را به‌عنوان کشورهای مستقل تعیین کنند. در ۲۲ مهٔ ۱۹۹۲، کوچان در حالی‌که اسلوونی به عضویت سازمان ملل متحد درآمد، نمایندهٔ کشورش در این نهاد بود.

بااین‌حال، بزرگ‌ترین دستاورد ائتلاف، اعلام رسمی استقلال اسلوونی در ۲۵ ژوئن ۱۹۹۱ بود که پس از آن، جنگ ده‌روزه درگرفت و نیروهای اسلوونی توانستند در برابر مداخلهٔ نظامی یوگسلاوی مقاومت کنند.

در نتیجهٔ اختلاف‌های درونی، این ائتلاف در سال ۱۹۹۲ از هم پاشید و در آوریل همان سال با توافق همهٔ احزاب تشکیل‌دهنده رسماً منحل شد. پس از سقوط دولت لویزه پترله، دولت ائتلافی تازه‌ای به رهبری یانِز درنووشک تشکیل شد که چند حزب از ائتلاف پیشین دِموس را نیز در بر می‌گرفت. یوزه پوچنیک در کابینهٔ درنووشک به‌عنوان معاون نخست‌وزیر برگزیده شد تا پیوستگی نسبی در سیاست‌های دولت حفظ شود.

نخستین کشوری که استقلال اسلوونی را به‌رسمیت شناخت کرواسی بود (۲۶ ژوئن ۱۹۹۱). در نیمهٔ دوم همان سال، شماری از کشورهایی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفته بودند، اسلوونی را به‌رسمیت شناختند، از جمله کشورهای بالتیک: لیتوانی، لتونی و استونی، همچنین گرجستان، اوکراین و بلاروس. در ۱۹ دسامبر ۱۹۹۱، ایسلند و سوئد استقلال اسلوونی را به‌رسمیت شناختند و آلمان نیز با پشتیبانی اتحادیه اقتصادی اروپا (EEC) تصمیم خود را در ۱۵ ژانویهٔ ۱۹۹۲ عملی کرد. در ۱۳ و ۱۴ ژانویه، سریر مقدس و سان‌مارینو نیز این کشور را به‌رسمیت شناختند. نخستین کشورهای برون‌اقیانوسی که چنین کردند کانادا (۱۵ ژانویه) و استرالیا (۱۶ ژانویه) بودند. ایالات متحده در آغاز رویکردی محتاطانه داشت و تنها در ۷ آوریل ۱۹۹۲ استقلال اسلوونی را به‌رسمیت شناخت.

به‌رسمیت‌شناختن از سوی اتحادیهٔ اقتصادی اروپا برای اسلوونی اهمیت ویژه‌ای داشت، زیرا در دسامبر ۱۹۹۱ این اتحادیه معیارهایی را برای شناسایی بین‌المللی کشورهای تازه‌تأسیس تعیین کرده بود، از جمله وجود دموکراسی، احترام به حقوق بشر، حاکمیت قانون و رعایت حقوق اقلیت‌ها. از این‌رو، شناسایی اسلوونی به‌طور غیرمستقیم به‌معنای آن بود که این کشور معیارهای یادشده را برآورده کرده است.[۴۴]

در دسامبر ۱۹۹۲، پس از استقلال و شناسایی بین‌المللی اسلوونی، کوچان در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۹۲ به‌عنوان نخستین رئیس‌جمهور اسلوونی برگزیده شد. او با پشتیبانی فهرست شهروندان پیروز گردید و در انتخابات ۱۹۹۷ نیز بار دیگر، به‌صورت مستقل و با اکثریت در دور نخست، برای پنج سال دیگر انتخاب شد.

نخست‌وزیری درنووشک (۲۰۰۲–۱۹۹۲): بازجهت‌گیری بازرگانی اسلوونی

یانِز درنووشک، نخست‌وزیر اسلوونی از ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۲ و رئیس‌جمهور اسلوونی از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷

یانز درنووشک دومین نخست‌وزیر اسلوونیِ مستقل بود. او به‌عنوان نامزدی میانه‌رو و کارشناس سیاست اقتصادی، برای ایجاد سازش میان جناح‌های مختلف برگزیده شد. دولت‌های درنووشک جهت‌گیری بازرگانی اسلوونی را از یوگسلاوی سابق به سوی غرب تغییر دادند و برخلاف برخی کشورهای کمونیستی پیشین در اروپای شرقی، دگرگونی اقتصادی و اجتماعی را بر پایهٔ تدریجی‌گرایی پیش بردند.[۴۵] پس از شش ماه در اپوزیسیون، از مه تا پاییز ۲۰۰۰، درنووشک دوباره به قدرت بازگشت و نخستین دیدار میان جرج دابلیو. بوش و ولادیمیر پوتین را در نشست بوش–پوتین ۲۰۰۱ سامان داد.

ریاست‌جمهوری درنووشک (۲۰۰۷–۲۰۰۲): عضویت در اتحادیهٔ اروپا و ناتو

درنووشک از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ در مقام رئیس‌جمهور اسلوونی خدمت کرد. در دورهٔ او، در مارس ۲۰۰۳، دو همه‌پرسی برای پیوستن به اتحادیهٔ اروپا و ناتو برگزار شد. اسلوونی در ۲۹ مارس ۲۰۰۴ به عضویت ناتو درآمد[۴۶] و در اول مه ۲۰۰۴ به اتحادیهٔ اروپا پیوست.[۴۷] در ۱ ژانویهٔ ۲۰۰۷، اسلوونی به منطقهٔ یورو پیوست و یورو را به‌عنوان واحد پول خود پذیرفت.[۴۸]

نخست‌وزیری یانِز یانشا (۲۰۰۸–۲۰۰۴): رشد ناپایدار

Janez Janša

یانِز یانشا نخستین‌بار از نوامبر ۲۰۰۴ تا نوامبر ۲۰۰۸ نخست‌وزیر اسلوونی بود. در دوره‌ای که با شور و شوق پس از پیوستن به اتحادیهٔ اروپا مشخص می‌شد، میان سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ نسبت وام به سپرده در بانک‌های اسلوونی از کنترل خارج شد؛ آن‌ها بیش‌ازاندازه از بانک‌های خارجی وام گرفتند و سپس به بخش خصوصی بیش‌ازحد اعتبار دادند و همین به رشدی ناپایدار انجامید.

ریاست‌جمهوری تورک (۲۰۱۲–۲۰۰۷)

Danilo Türk

دانلی تورک از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ در جایگاه رئیس‌جمهور اسلوونی بود.

نخست‌وزیری پاهور (۲۰۱۲–۲۰۰۸): اصلاحاتِ مسدودشده

بوروت پاهور از نوامبر ۲۰۰۸ تا فوریهٔ ۲۰۱۲ نخست‌وزیر اسلوونی بود. دولت او با رکود بزرگ مالی روبه‌رو شد و بسته‌ای از اصلاحات اقتصادی پیشنهاد کرد، اما این اصلاحات با مخالفت رهبر اپوزیسیون، یانِز یانشا، و از رهگذر همه‌پرسی‌های ۲۰۱۱ متوقف شد.[۴۹] در مقابل، رأی‌دهندگان به داوریِ مرزی با کرواسی رأی موافق دادند تا اختلاف مرزی دو کشور پس از فروپاشی یوگسلاوی حل‌وفصل شود.[۴۹] اسلوونی در ۲۰۱۰ به سازمان توسعه و همکاری اقتصادی پیوست.[۵۰]

ریاست‌جمهوری پاهور (۲۰۲۲–۲۰۱۲)

پاهور از ۲۰۱۲ در مقام رئیس‌جمهور اسلوونی خدمت کرده است. در نوامبر ۲۰۱۷، بورات پاهور در انتخابات نزدیک ۲۰۱۷ برای دوره‌ای دوم برگزیده شد.[۵۱]

نخست‌وزیری یانشا (۲۰۱۳–۲۰۱۲): گزارش ضدفساد

یانشا دومین‌بار از فوریهٔ ۲۰۱۲ تا مارس ۲۰۱۳ نخست‌وزیر اسلوونی بود. او پس از انتشار گزارش دربارهٔ رهبران احزاب پارلمانی از سوی کمیسیون رسمیِ پیشگیری از فساد برکنار و با نخست‌وزیر زنِ تاریخ اسلوونی، آلنکا براتوشک، جایگزین شد.[۵۲][۵۳][۵۴] نخست‌وزیر پیشین، یانِز یانشا، در ۲۰۱۴ شش ماه را به‌اتهام رشوه‌خواری مربوط به قرارداد تسلیحاتی ۲۰۰۶ در زندان گذراند. او هرگونه خطا را رد کرده است.[۵۵]

میرو چرار از سپتامبر ۲۰۱۴ تا مارس ۲۰۱۸ نخست‌وزیر بود. ائتلاف دولت او از حزب «مرکز نو» ی چرار، سوسیال‌دموکرات‌ها و حزب بازنشستگان DeSUS تشکیل می‌شد.[۵۶]

در ژوئن ۲۰۱۸، حزب راست‌میانهٔ دموکرات اسلوونی (SDS) به رهبری نخست‌وزیر پیشین یانِز یانشا در انتخابات پارلمانی اسلوونی (۲۰۱۸) پیروز شد و ۲۵ کرسی از ۹۰ کرسی را به‌دست‌آورد. حزب لیست ماریان شارِتس (LMŠ) با ۱۳ کرسی دوم شد. حزب «مرکز نو» ی چرار چهارم شد و تنها ۱۰ کرسی گرفت.[۵۷]

در اوت ۲۰۱۸، نخست‌وزیر تازه ماریان شارِتس دولت اقلیت را با پنج حزبِ میانه‌چپ تشکیل داد.[۵۸]

در ژانویهٔ ۲۰۲۰، شارِتس به‌سبب ناتوانی دولت اقلیت در گذراندن قوانین مهم، استعفا داد.[۵۹]

نخست‌وزیری یانشا (۲۰۲۲–۲۰۲۰)

در مارس ۲۰۲۰، یانِز یانشا برای سومین‌بار و در ائتلافِ SDS، حزب «مرکز نو» (SMC)، «اسلوونی نو» (NSi) و حزب بازنشستگان (DeSUS) نخست‌وزیر شد. او پیش‌تر در سال‌های ۲۰۰۸–۲۰۰۴ و ۲۰۱۳–۲۰۱۲ نخست‌وزیر بود.[۶۰] یانشا به‌عنوان یک سیاستمدار پوپولیستِ راست‌گرا و حامیِ آشکار دونالد ترامپ شناخته می‌شد و با ویکتور اوربان نخست‌وزیر راست‌گرای مجارستان نیز رابطهٔ نزدیکی داشت.[۶۱][۶۲]

نخست‌وزیری گولوب (تا کنون–۲۰۲۲)

در آوریل ۲۰۲۲، اپوزیسیون لیبرال، جنبش آزادی، در انتخابات پارلمانی اسلوونی (۲۰۲۲) پیروز شد و ۳۴٫۵٪ آرا را به‌دست‌آورد؛ درحالی‌که حزب حزب دموکرات اسلوونی به رهبری یانشا ۲۳٫۶٪ رأی گرفت.[۶۳] در ۲۵ مهٔ ۲۰۲۲، پارلمان اسلوونی رابرت گولوب، رهبر جنبش آزادی، را به‌عنوان نخست‌وزیر برگزید تا جانشین یانسا شود.[۶۴]

در نوامبر ۲۰۲۲، ناتاشا پیرس موسار، نامزد لیبرال و حقوقدان، در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۲ پیروز شد و نخستین زنِ رئیس‌جمهور در اسلوونی گردید.[۶۵]

ریاست‌جمهوری پیرس موسار (تا کنون–۲۰۲۲)

در ۲۳ دسامبر ۲۰۲۲، ناتاشا پیرس موسار به‌عنوان پنجمین رئیس‌جمهور اسلوونی سوگند یاد کرد و جانشین بوروت پاهور شد.[۶۶]

جستارهای وابسته

منابع

  1. [)"World's) Oldest Wheel Found in Slovenia | Government Communication Office". [www.ukom.gov.si (به انگلیسی). Archived from [the original on 2016-08-26. Retrieved 2017-02-26. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)](https://web.archive.org/web/20160826021129/http://www.ukom.gov.si/en/media_room/background_information/culture/worlds_oldest_wheel_found_in_slovenia/%7Carchive-date=2016-08-26%7Curl-status=dead}})
  2. [(http://www.maribor2012.info/userfiles/File/application-form_2007+supplement_2008_v3.pdf) "Application for the Title of the European Capital of Culture 2012"]. City Municipality of Maribor. 2008. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  3. "Two appliqués". National Museum of Slovenia. 2022. این آذین‌های استثنایی بخشی از گنجینه‌های عصر برنز بودند که به‌عنوان نذری در ساحل دریاچه بلد به خدایان تقدیم شدند. طرح‌های آن نشانه‌هایی از سال خورشیدی و قمری دارد.
  4. Popovski, Ivan (2017). A Short History of South East Europe. Lulu Press, Inc. ISBN 978-1-365-95394-1.
  5. Edo Škulj, ed. , Trubarjev simpozij (Rome – Celje – Ljubljana: Celjska Mohorjeva družba, Društvo Mohorjeva družba, Slovenska teološka akademija, Inštitut za zgodovino Cerkve pri Teološki fakulteti, 2009).
  6. Štih, Peter (1993). "Naselitev slovencev". Enciklopedija Slovenije. Vol. 7 (Marin-Nor). Ljubljana: Mladinska knjiga. p. 338.
  7. Magocsi, Paul Robert (1993). Historical Atlas of East Central Europe. Seattle, WA: University of Washington. p. 99.
  8. Šolski zgodovinski atlas (2 ed.). Ljubljana: DZS. 1996. pp. 16, 21.
  9. Spezialortsrepertorium der Oesterreichischen Laender. VII. Oesterreichisch-Illyrisches Kuestenland. Wien, 1918, Verlag der K.K. Hof- und Staatsdruckerei
  10. Bojan Balkovec et al. eds, Slovenska kronika XX stoletja, vol. 1 (Ljubljana: Nova revija, 1995)
  11. Lojze Ude, Slovenci in jugoslovanska skupnost (Maribor: Obzorja, 1972).
  12. Dušan Pirjevec, Ivan Cankar in evropska literatura (Ljubljana: Cankarjeva založba, 1964)
  13. Boris M. Gombač, Trst-Trieste – dve imeni, ena identiteta (Ljubljana-Trieste: Narodni muzej, tržaška založba, 1993).
  14. Božidar Tensundern, Vestfalski Slovenci (Klagenfurt: Družba svetega Mohorja, 1973)
  15. Arctur) d.o.o. ["aleksandrinke". Archived from [the original on 2012-02-12. Retrieved 2012-02-19. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)](https://web.archive.org/web/20120212193044/http://www.aleksandrinke.si/%7Carchive-date=2012-02-12%7Curl-status=dead}})
  16. Vovko, Andrej (1990). "Izseljenstvo". Enciklopedija Slovenije. Vol. 4 (Hac–Kare). Ljubljana: Mladinska knjiga. p. 233.
  17. Kranjec, Silvo (1925–1991). "Korošec Anton". [(https://web.archive.org/web/20110823082222/http://nl.ijs.si:8080/fedora/get/sbl:1188/VIEW/) Slovenski biografski leksikon] (به اسلوونیایی) (Online ed.). Slovenian Academy of Sciences and Arts. Archived from [(http://nl.ijs.si:8080/fedora/get/sbl:1188/VIEW/) the original] on 23 August 2011. Retrieved 24 July 2010. {{cite book}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  18. Švajncer, Janez J. [(https://web.archive.org/web/20101129014601/http://theslovenian.com/articles/svajncer.pdf) "Military history of Slovenians"]. The Slovenian. Archived from [(http://www.theslovenian.com/articles/svajncer.pdf) the original] on 29 November 2010. Retrieved 17 October 2010. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  19. Helmut Rumpler, Arnold Suppan (1988). Geschichte der deutschen im Bereich des heutigen Slowenien, 1848-1941 (به آلمانی). Verlag für Geschichte und Politik. p. 135.
  20. 1 2 3 Lipušček, U. (2012) Sacro egoismo: Slovenci v krempljih tajnega londonskega pakta 1915, Cankarjeva založba, Ljubljana. شابک ۹۷۸−۹۶۱−۲۳۱−۸۷۱−۰
  21. 1 2 3 [(https://docs.google.com/open?id=0B1aAzmXBjZO5eFQySUlrdTBYRkk) Cresciani, Gianfranco (2004). "Clash of civilisations"] خطا در الگوی Webarchive: نشانی نامعتبر., Italian Historical Society Journal, Vol. 12, No. 2, p. 4
  22. Hehn, Paul N. (2005) [(https://books.google.com/books?id=nOALhEZkYDkC&dq=%22the+treaty+left+half+a+million+Slavs+inside+Italy+while+only+a+few+hundred+Italians&pg=PA45) A Low Dishonest Decade: Italy, the Powers and Eastern Europe, 1918–1939.], Chapter 2, Mussolini, Prisoner of the Mediterranean
  23. Morton, Graeme; R. J. Morris; B. M. A. de Vries (2006). (https://books.google.com/books?id=8vEQg87bUJ0C&dq=89&pg=PA89) Civil Society, Associations, and Urban Places: Class, Nation, and Culture in Nineteenth-century Europe], [[انتشارات اشگیت]، UK
  24. Hehn, Paul N. (2005). [(https://books.google.com/books?id=nOALhEZkYDkC&q=%22signed%20a%20treaty%20on%20November%2012%2C%201920%2C%20at%20Rapallo&pg=PA45) A Low Dishonest Decade: The Great Powers, Eastern Europe, and the Economic Origins of World War II, 1930–1941]. Continuum International Publishing Group. pp. 44–45. ISBN 0-8264-1761-2. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  25. Petzer, Tatjana (2013). ["The inner orient in Slovene literature". Slavica) Tergestina: European Slavic Studies Journal (به انگلیسی). ISSN 1592-0291. Archived from [the original on 2018-04-20. Retrieved 2019-03-18. {{cite journal}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)](https://web.archive.org/web/20180420023408/https://www.openstarts.units.it/handle/10077/9902%7Carchive-date=2018-04-20%7Curl-status=dead}})
  26. Susel, Rudolph. [(https://case.edu/ech/articles/s/slovenes) "SLOVENES"]. Case Western Reserve University. Retrieved 25 March 2024. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  27. [(https://www.newspapers.com/clip/64232773/anton-vovk-1900-1963/) "Yugoslav Prelate Victim of 'Ideological Hatred'"]. The Tablet. Brooklyn, NY. March 22, 1952. p. 7. Retrieved November 29, 2020 via انسستری. {{cite news}}: Check |url= value (help) open access publication - free to read
  28. [(https://www.newspapers.com/clip/64232763/anton-vovk-1900-1963/) "Vatican Protests Attack"]. Edmonton Journal. Admonton, Alberta. January 31, 1952. p. 22. Retrieved November 29, 2020 via انسستری. {{cite news}}: Check |url= value (help) open access publication - free to read
  29. [(https://www.newspapers.com/clip/64232779/anton-vovk-1900-1963/) "Slav Paper Blames Priest for Beating"]. Abilene Reporter-News. Abilene, TX. January 28, 1952. p. 20. Retrieved November 29, 2020 via انسستری. {{cite news}}: Check |url= value (help) open access publication - free to read
  30. Taras Kermauner, Slovensko perspektivovstvo (Znanstveno in publicistično središče, 1996).
  31. ["Year) 1989 – Slovenia 20 years". Archived from [the original on 2011-06-30. Retrieved 2011-06-11. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)](https://web.archive.org/web/20110630184642/http://www.twenty.si/first-20-years/89/%7Carchive-date=2011-06-30%7Curl-status=dead}})
  32. [(https://web.archive.org/web/20131213053210/http://www.fvv.uni-mb.si/varstvoslovje/Abstract.aspx?cid=329) "Historical Circumstances in Which "The Rally of Truth" in Ljubljana Was Prevented"]. Journal of Criminal Justice and Security. Archived from [(http://www.fvv.uni-mb.si/varstvoslovje/Abstract.aspx?cid=329) the original] on 13 December 2013. Retrieved 4 July 2012. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  33. ["%22Rally) of truth" (Miting resnice)". A documentary published by RTV Slovenija. Retrieved 4 July 2012. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  34. ["akcijasever.si". The) "North" Veteran Organization. Archived from [the original on 29) December 2017. Retrieved 3 July 2012. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help); Check date values in: |archive-date= (help)
  35. Zajc, Drago (2004). [(https://web.archive.org/web/20120426072954/http://www.fdv.si/zalozba/pdf-ji/135.pdf) Razvoj parlamentarizma: funkcije sodobnih parlamentov] [The Development of Parliamentarism: The Functions of Modern Parliaments] (به اسلوونیایی). Publishing House of the Faculty of Social Sciences, University of Ljubljana. p. 109. ISBN 961-235-170-8. Archived from [(http://www.fdv.si/zalozba/pdf-ji/135.pdf) the original] on 2012-04-26. Retrieved 2011-12-27. {{cite book}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  36. [(https://web.archive.org/web/20120117183414/http://www.svz.gov.si/si/zakonodaja_in_dokumenti/osamosvojitveni_akti_republike_slovenije/) "Osamosvojitveni akti Republike Slovenije"] [Independence Acts of the Republic of Slovenia] (به اسلوونیایی). Office for Legislation, Government of the Republic of Slovenia. Archived from [(http://www.svz.gov.si/si/zakonodaja_in_dokumenti/osamosvojitveni_akti_republike_slovenije/) the original] on 17 January 2012. Retrieved 27 December 2011. {{cite news}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  37. 1 2 ["Year) 1990 – Slovenia 20 years". Archived from [the original on 2012-06-11. Retrieved 2011-06-11. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)](https://web.archive.org/web/20120611063423/http://www.twenty.si/first-20-years/90/%7Carchive-date=2012-06-11%7Curl-status=dead}})
  38. [(https://web.archive.org/web/20131127111321/http://www.uradni-list.si/dl/vip_akti/1990-02-0402.pdf) "Odlok o razglasitvi ustavnih amandmajev k ustave Socialistične Republike Slovenije"] [The Decree About the Proclamation of Constitutional Amendments to the Constitution of the Socialist Republic of Slovenia]. Uradni List Republike Slovenije (به اسلوونیایی). 16 March 1990. Archived from [(http://www.uradni-list.si/dl/vip_akti/1990-02-0402.pdf) the original] on 27 November 2013. Retrieved 27 December 2011. {{cite news}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  39. The A to Z of Slovenia شابک ۹۷۸−۰−۸۱۰−۸۷۲۱۶−۵ p. 343
  40. 1 2 Race, Helena (2005). [(http://dk.fdv.uni-lj.si/dela/Race-Helena.PDF) "Dan prej" – 26. junij 1991: diplomsko delo] ["A Day Before" – 26 June 1991: Diploma Thesis] (به اسلوونیایی). Faculty of Social Sciences, University of Ljubljana. Retrieved 3 February 2011. {{cite book}}: Check |url= value (help)
  41. Janko Prunk (2001). [(http://www.slovenija2001.gov.si/10years/path/) "Path to Slovene State"]. Public Relations and Media Office, Government of the Republic of Slovenia. Retrieved 3 February 2011. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  42. 1 2 [(https://web.archive.org/web/20090519044755/http://www.slovenskavojska.si/en/about-the-slovenian-armed-forces/history/) "About the Slovenian Military Forces: History"]. Slovenian Armed Forces, Ministry of Defence. Archived from [(http://www.slovenskavojska.si/en/about-the-slovenian-armed-forces/history/) the original] on 19 May 2009. Retrieved 3 February 2011. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  43. ["Year) 1991 – Slovenia 20 years". Archived from [the original on 2011-05-30. Retrieved 2011-06-11. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)](https://web.archive.org/web/20110530233307/http://www.twenty.si/first-20-years/91/%7Carchive-date=2011-05-30%7Curl-status=dead}})
  44. [(https://web.archive.org/web/20120610161241/http://www.primorske.si/Slovenija-in-svet/Mineva-20-let-od-prvih-zahodnoevropskih-priznanj-S.aspx) "Mineva 20 let od prvih zahodnoevropskih priznanj Slovenije"] [بیست سال از نخستین شناسایی‌های اروپای غربی از اسلوونی گذشت] (به اسلوونیایی). Primorske novice. 18 December 2011. Archived from [(http://www.primorske.si/Slovenija-in-svet/Mineva-20-let-od-prvih-zahodnoevropskih-priznanj-S.aspx) the original] on 10 June 2012. Retrieved 18 December 2011. {{cite news}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  45. [(https://www.independent.co.uk/news/obituaries/janez-drnovsek-slovenian-president-who-achieved-membership-of-the-eu-and-nato-for-the-former-yugoslav-republic-786789.html) "Janez Drnovsek: Slovenian president who achieved membership of the EU and Nato for the former Yugoslav republic"] خطا در الگوی Webarchive: نشانی نامعتبر. The Independent, 25 February 2008
  46. [(https://www.gov.si/en/topics/slovenias-nato-membership/) "Slovenia's NATO membership | GOV.SI"]. Portal GOV.SI (به انگلیسی). {{cite web}}: Check |url= value (help)
  47. [(https://web.archive.org/web/20220902033800/https://european-union.europa.eu/principles-countries-history/country-profiles/slovenia_en) "Slovenia"]. european-union.europa.eu (به انگلیسی). Archived from [(https://european-union.europa.eu/principles-countries-history/country-profiles/slovenia_en) the original] on 2022-09-02. Retrieved 2022-05-18. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  48. [title(https://ec.europa.eu/economy_finance/articles/euro/slovenia_joins_the_euro_area_en.htm [https://ec.europa.eu/economy_finance/articles/euro/slovenia_joins_the_euro_area_en.htm title](https://ec.europa.eu/economy_finance/articles/euro/slovenia_joins_the_euro_area_en.htm]. {{cite web}}: Check |url= value (help); Missing or empty |title= (help); Unknown parameter |title)= ignored (help)
  49. 1 2 [(http://www.rtvslo.si/slovenija/zgodba-o-neki-levi-vladi/266580) "Zgodba o neki levi vladi :: Prvi interaktivni multimedijski portal, MMC RTV Slovenija"]. Rtvslo.si. Retrieved 23 October 2011. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  50. [(https://www.oecd.org/slovenia/sloveniasaccessiontotheoecd.htm) "Slovenia's accession to the OECD"]. [www.oecd.org](http://www.oecd.org). {{cite web}}: Check |url= value (help)
  51. Novak, Marja (12 November 2017). ["Slovenia's) President Pahor wins second term in close race". Reuters. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  52. (https://www.kpk-rs.si/en/the-commission/news/-/01/2013/slovenian-commission-for-the-prevention-of-corruption-found-a-number-of-violations-of-financial-disclosures-obligations-by-the-prime-minister-and-the-head-of-the-opposition) Official News] خطا در الگوی Webarchive: نشانی نامعتبر. on the Commission's website, 10 January 2013, Ljubljana, Slovenia.
  53. [(http://www.delo.si/novice/politika/najmocnejsa-politika-ne-vesta-od-kod-jima-denar.html) Most powerful politicians do not know where they got the money] (In Slovene: "Najmočnejša politika ne vesta odkod jima denar"), [[Delo (newspaper)|Delo], 9 January 2013
  54. Žerdin, A. (2013)(http://www.delo.si/mnenja/komentarji/od-kod-torej-denار_1.html) There is no room for an unexplained sources of money in the public servants' budgets] (In Slovene: "V bilancah funkcionarjev ni prostora za gotovino neznanega izvora"), [[Delo (newspaper)|Delo]
  55. . 12 December 2014 [title(http://www.pengovsky.com/2014/12/12/janez-jansa-walks-out-of-prison-but-is-he-in-the-clear/ [http://www.pengovsky.com/2014/12/12/janez-jansa-walks-out-of-prison-but-is-he-in-the-clear/ title](http://www.pengovsky.com/2014/12/12/janez-jansa-walks-out-of-prison-but-is-he-in-the-clear/]. {{cite web}}: Check |url= value (help); Missing or empty |title= (help); Text "SLEEPING WITH PENGOVSKY" ignored (help)
  56. Novak, Marja (14 March 2018). ["Slovenian) PM Cerar resigns as pressure mounts ahead of election". Reuters. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  57. Novak, Marja (4 June 2018). ["Anti-immigration) party wins Slovenia elections". Reuters. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  58. ["Comedian) gets new role: Prime minister of Slovenia". ان‌بی‌سی نیوز. 18 August 2018. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  59. دویچه‌وله [title(https://www.dw.com/en/slovenian-prime-minister-sarec-resigns-calls-snap-election/a-52160710 [https://www.dw.com/en/slovenian-prime-minister-sarec-resigns-calls-snap-election/a-52160710 title](https://www.dw.com/en/slovenian-prime-minister-sarec-resigns-calls-snap-election/a-52160710]. {{cite web}}: Check |url= value (help); Missing or empty |title= (help); Text "27.01.2020" ignored (help); Text "DW" ignored (help)
  60. [title(https://www.total-slovenia-news.com/politics/5762-jansa-sworn-in-as-slovenia-s-prime-minister-designate [https://www.total-slovenia-news.com/politics/5762-jansa-sworn-in-as-slovenia-s-prime-minister-designate title](https://www.total-slovenia-news.com/politics/5762-jansa-sworn-in-as-slovenia-s-prime-minister-designate]. {{cite web}}: Check |url= value (help); Missing or empty |title= (help); Unknown parameter |title)= ignored (help)
  61. [(https://www.bbc.com/news/world-europe-61214175) "Janez Jansa: Slovenia votes out pro-Trump populist"]. BBC News. 25 April 2022. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  62. [(https://hungarytoday.hu/orban-jansa-meeting-talks-slovenia-not-troublemakers/) "Orbán Meeting Jansa: "We are not troublemakers, merely stronger than we were""]. Hungary Today (به انگلیسی). 21 February 2022. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  63. [(https://www.euronews.com/2022/04/24/slovenians-out-to-vote-with-no-single-party-projected-to-rule-without-coalition) "Slovenia's Janša defeated by opposition liberal Freedom Movement"]. euronews (به انگلیسی). 24 April 2022. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  64. [(https://www.independent.co.uk/news/uk/politics/ap-janez-jansa-ljubljana-european-union-b2087473.html) "Slovenian lawmakers approve liberal-green leader as new PM"]. The Independent (به انگلیسی). 25 May 2022. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  65. [(https://www.france24.com/en/europe/20221113-slovenia-elects-first-female-president-in-runoff-vote) "Slovenia elects first female president in runoff vote"]. France 24 (به انگلیسی). 13 November 2022. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  66. Angleški, S. T. A. (22 December 2022). [(https://web.archive.org/web/20221225085358/https://sloveniatimes.com/natasa-pirc-musar-sworn-in-as-slovenias-fifth-president/) "Nataša Pirc Musar sworn in as Slovenia's fifth president"]. Slovenia Times. Archived from [(https://sloveniatimes.com/natasa-pirc-musar-sworn-in-as-slovenias-fifth-president/) the original] on 25 December 2022. Retrieved 28 December 2022. {{cite news}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)

پیوند به بیرون