تاریخ باروت

کهن‌ترین فرمول مکتوب شناخته‌شده برای باروت در رسالهٔ نظامی چینی ووجینگ زونگیائو، تدوین‌شده در سال ۱۰۴۴ میلادی در دورهٔ دودمان سونگ.

تاریخ باروت به پیدایش، گسترش و تحول باروت از آزمایش‌های کیمیاگران چینی تا جایگزینی تدریجی آن با مواد منفجره و باروت‌های بی‌دود در سدهٔ نوزدهم می‌پردازد. باروت نخستین مادهٔ منفجرهٔ شیمیایی شناخته‌شده بود و ترکیب اصلی آن از شوره، زغال چوب و گوگرد تشکیل می‌شد. این ماده نخست در چین پدید آمد و سپس طی چند سده از راه آسیای مرکزی و جهان اسلام به اروپا و دیگر مناطق جهان گسترش یافت.[۱]

باروت در آغاز بیشتر به‌عنوان ماده‌ای آتش‌زا به کار می‌رفت، اما از سدهٔ دهم میلادی در جنگ‌افزارهایی چون تیر آتشین، بمب و نیزه آتشین استفاده شد و در سدهٔ سیزدهم به پیدایش نخستین تفنگ‌ها و توپ‌های واقعی انجامید. گسترش این فناوری به‌تدریج شیوهٔ جنگ، استحکامات، سازمان ارتش‌ها و حتی ساختار دولت‌ها را دگرگون کرد.[۲]

پیدایش در چین

پیدایش باروت نتیجهٔ یک اختراع ناگهانی نبود، بلکه از چندین سده آزمایش با شوره، گوگرد و مواد سوختنی پدید آمد. کیمیاگران دائویی چین که در جست‌وجوی داروهای طول عمر و اکسیر جاودانگی بودند، خواص شوره و گوگرد را بررسی می‌کردند. در متنی مربوط به سال ۸۰۸ میلادی فرمولی شامل شوره و گوگرد ثبت شده است و متنی از میانهٔ سدهٔ نهم دربارهٔ ترکیبی از شوره، گوگرد و مواد دیگر هشدار می‌دهد که هنگام گرم‌شدن شعله‌ور می‌شود و حتی می‌تواند خانه‌ای را بسوزاند.[۱][۲]

چینیان این ماده را «داروی آتش» می‌نامیدند. کهن‌ترین فرمول‌های دقیق باقی‌مانده برای باروت در کتاب نظامی ووجینگ زونگیائو، تدوین‌شده در سال ۱۰۴۴ در دورهٔ دودمان سونگ، آمده‌اند. نسبت شوره در برخی از این فرمول‌ها هنوز کمتر از میزان لازم برای ایجاد انفجار نیرومند بود و از آنها بیشتر برای ایجاد شعله و آتش استفاده می‌شد.[۱]

از سدهٔ دهم، تیرهایی که مواد آتش‌زای باروتی به آنها بسته می‌شد در جنگ‌های چین به کار رفتند. سپس بمب‌های باروتی، مین‌ها و نیزهٔ آتشین پدید آمدند. نیزهٔ آتشین در ابتدا لوله‌ای از بامبو یا فلز بود که شعله و مواد سوزان را به سوی دشمن پرتاب می‌کرد؛ با افزودن ساچمه و گلوله به آن، این وسیله به یکی از پیشگامان تفنگ تبدیل شد.[۳]

در سدهٔ سیزدهم، لوله‌های فلزی جای نمونه‌های بامبویی را گرفتند. تاریخ دقیق اختراع تفنگ محل بحث است، اما بیشتر پژوهشگران پیدایش تفنگ واقعی را در چین سدهٔ سیزدهم می‌دانند. نمونه‌های باستان‌شناختی توپ‌ها و تفنگ‌های دستی چینی متعلق به اواخر این سده باقی مانده‌اند.[۴]

مغولان و گسترش باروت

صحنه‌ای از حمله مغول به ژاپن در سال ۱۲۷۴ میلادی؛ انفجار یک بمب باروتی در میان جنگجویان در نگارهٔ ژاپنی موکو شورای اکوتوبا دیده می‌شود.

امپراتوری مغول در سدهٔ سیزدهم بخش‌های بزرگی از چین، آسیای مرکزی، ایران، خاورمیانه و اروپای شرقی را به هم پیوند داد. مغولان صنعتگران و متخصصان نظامیِ سرزمین‌های فتح‌شده، از جمله متخصصان چینی جنگ‌افزارهای باروتی، را در ارتش‌های خود به کار می‌گرفتند. به همین سبب فتوحات مغول یکی از عوامل احتمالی شتاب گرفتن انتقال دانش باروت در سراسر اوراسیا دانسته شده است.[۱]

شواهد مستقیم دربارهٔ مسیر دقیق این انتقال کامل نیست و میزان نقش مغولان همچنان موضوع بحث پژوهشگران است. با این حال، بمب‌های باروتی مورد استفادهٔ نیروهای مغول در حمله‌های مغول به ژاپن در سال‌های ۱۲۷۴ و ۱۲۸۱ هم در منابع تصویری ژاپنی ثبت شده‌اند و هم نمونه‌هایی از آنها در لاشهٔ کشتی‌های مغولی کشف شده است.[۲]

جهان اسلام

دانش ساخت باروت در فاصلهٔ میان حدود ۱۲۴۰ تا ۱۲۸۰ میلادی در جهان اسلام ثبت شده است. حسن الرماح، نویسندهٔ نظامی سوری سدهٔ سیزدهم، دستورهای متعددی برای تهیهٔ باروت، پالایش شوره و ساخت مواد آتش‌زا و موشک ثبت کرد. در متون عربی آن دوره شوره گاه «برف چینی» نامیده شده و در فارسی نیز تعبیرهایی چون «نمک چینی» و «نمک شورهٔ چینی» به کار رفته است؛ این نام‌ها از ارتباط دانش باروت با شرق آسیا حکایت دارند.[۵]

نسخه‌های عربی اوایل سدهٔ چهاردهم تصویر و توضیح جنگ‌افزارهایی شامل تیر باروتی، بمب، لولهٔ آتش و وسیله‌ای موسوم به «مدفع» را دربردارند که می‌توانست پرتابه‌ای را با نیروی باروت از لوله بیرون براند. شواهد روشن استفاده از توپ‌های فلزی در جهان اسلام از سدهٔ چهاردهم به بعد فراوان‌تر می‌شوند.

ورود به اروپا

نخستین اشارهٔ شناخته‌شدهٔ اروپایی به باروت در آثار راجر بیکن در سال ۱۲۶۷ دیده می‌شود. در اواخر سدهٔ سیزدهم نیز دستورهای ساخت باروت در متون لاتین ثبت شدند. روشن نیست این دانش دقیقاً از چه راهی به اروپا رسید؛ راه‌های تجاری خاورمیانه و جاده ابریشم و همچنین تماس اروپاییان با مغولان از مسیرهای احتمالی انتقال بوده‌اند.[۴]

یکی از کهن‌ترین تصاویر شناخته‌شدهٔ توپ در اروپا، در نسخهٔ خطی والتر دِ میلیمته از سال ۱۳۲۶ میلادی؛ توپ با آتش‌زدن باروت، تیری بزرگ را پرتاب می‌کند.

در دههٔ ۱۳۲۰ میلادی توپ در اروپا پدیدار شد. یکی از کهن‌ترین تصاویر شناخته‌شدهٔ یک توپ اروپایی در نسخه‌ای خطی از سال ۱۳۲۶ دیده می‌شود و در همان سال اسناد شهر فلورانس از سفارش توپ‌های فلزی برای دفاع شهر خبر می‌دهند. تا میانهٔ سدهٔ چهاردهم توپ در بسیاری از جنگ‌های اروپایی به کار می‌رفت.[۱]

در سدهٔ پانزدهم، توپ‌ها بزرگ‌تر و نیرومندتر شدند و امکان شکستن دیوارهای سنگی قلعه‌های سنتی را فراهم کردند. در پاسخ، شیوهٔ ساخت استحکامات تغییر کرد و دیوارهای کوتاه‌تر و ضخیم‌تر، باروهای زاویه‌دار و سرانجام دژهای ستاره‌ای گسترش یافتند. در اواخر همان سده، توپ اروپایی به شکل نسبتاً استانداردی با لوله‌های بلندتر، سبک‌تر و دقیق‌تر رسید که تا چند سده اساس طراحی توپخانه باقی ماند.[۴]

تفنگ و دگرگونی جنگ

در سده‌های پانزدهم و شانزدهم، تفنگ‌های فتیله‌ای و سپس شمخال‌ها و تفنگ‌های سرپر به جنگ‌افزارهای مهم پیاده‌نظام تبدیل شدند. نخستین تفنگ‌ها از نظر سرعت تیراندازی و دقت از کمان ضعیف‌تر بودند، اما توان نفوذ در زره داشتند و آموزش سرباز برای استفاده از آنها بسیار سریع‌تر از آموزش یک کماندار ماهر بود.[۴]

هم‌زمان، شیوه‌های تازه‌ای برای فرآوری باروت، از جمله دانه‌دانه کردن آن، سوختن باروت را یکنواخت‌تر و قدرت آن را بیشتر کرد. در سدهٔ شانزدهم، ترکیب تفنگداران، نیزه‌داران و توپخانه به یکی از پایه‌های ارتش‌های بزرگ اوراسیا بدل شد و تا سدهٔ هفدهم سلاح گرم در بیشتر ارتش‌های اروپایی و بسیاری از ارتش‌های آسیایی نقش غالب یافته بود.[۱]

ایران

ورود دقیق جنگ‌افزارهای باروتی به ایران روشن نیست. اشاراتی مبهم در منابع دورهٔ تیموریان وجود دارد، اما نخستین شواهد قطعی استفاده از سلاح گرم و توپ‌ریزی در ایران به دورهٔ اوزون حسن، فرمانروای آق‌قویونلو، در نیمهٔ دوم سدهٔ پانزدهم بازمی‌گردد. در سال ۱۴۷۳ او از جمهوری ونیز توپ، تفنگ و توپچی درخواست کرده بود.[۶]

در نبرد چالدران در سال ۱۵۱۴، توپخانه و تفنگداران عثمانی نقش مهمی در شکست ارتش شاه اسماعیل یکم داشتند. پس از این نبرد، صفویان به گسترش واحدهای تفنگدار و توپخانه پرداختند. در دورهٔ شاه عباس یکم تفنگداران به بخشی مهم از ارتش صفوی تبدیل شدند و توپ، تفنگ و زنبورک در جنگ‌ها و محاصره‌ها به کار می‌رفتند.[۶]

در برخی نوشته‌های تاریخی سه دولت امپراتوری عثمانی، شاهنشاهی صفوی و امپراتوری گورکانی هند را «امپراتوری‌های باروت» نامیده‌اند، زیرا استفاده از توپخانه و سلاح گرم در تشکیل و تثبیت قدرت آنها اهمیت داشت. این اصطلاح را مارشال هاجسن در تاریخ‌نگاری سدهٔ بیستم رواج داد، هرچند میزان نقش انحصاری فناوری باروت در پیدایش این دولت‌ها مورد بحث قرار گرفته است.[۷]

واژهٔ «باروت» نیز در متون فارسی احتمالاً از اواخر سدهٔ پانزدهم به بعد رواج یافت. در منابع صفوی از ذخیرهٔ باروت در دژها و شهرها یاد شده است. این واژه از عربی، از راه کاربرد ترکی، وارد فارسی شده است و در برخی گویش‌های ایرانی واژه‌هایی به معنای «دارو» نیز برای باروت به کار رفته‌اند.[۸]

گسترش در آسیا

جنگ‌افزارهای باروتی از چین و آسیای مرکزی به کره، ژاپن، آسیای جنوب شرقی و هند گسترش یافتند. در ژاپن بمب‌های باروتی در حملات مغول شناخته شده بودند، اما سلاح گرم لوله‌ای اروپایی در سدهٔ شانزدهم تأثیر تازه‌ای بر جنگ ژاپنی گذاشت. در هند نیز توپخانه و تفنگ به یکی از عوامل مهم جنگ‌های سده‌های پانزدهم و شانزدهم تبدیل شدند و بابر در نبردهای آغازین تأسیس امپراتوری گورکانی از توپ و تفنگ بهره گرفت.[۹]

در سدهٔ هجدهم، حیدر علی و تیپو سلطان در میسور موشک‌هایی با محفظهٔ آهنی ساختند که برد و استحکام آنها از بسیاری از موشک‌های پیشین بیشتر بود. استفادهٔ این جنگ‌افزارها علیه نیروهای بریتانیایی بعدها در توسعهٔ موشک‌های نظامی اروپایی نیز اثر گذاشت.

کاربردهای غیرنظامی

باروت تنها برای جنگ استفاده نشد. آتش‌بازی یکی از نخستین کاربردهای غیرنظامی آن بود و در چین سابقه‌ای طولانی داشت. از دورهٔ آغازین عصر جدید، باروت برای شکستن سنگ در معدن، حفر کانال، ساخت راه و تونل نیز به کار رفت. نخستین گزارش شناخته‌شده از استفادهٔ منظم باروت در معدن‌کاری اروپا مربوط به مجارستان در سال ۱۶۲۷ است.[۱۰]

انفجار با باروت در سده‌های هجدهم و نوزدهم در ساخت کانال‌ها، راه‌آهن‌ها و تونل‌های بزرگ اهمیت یافت، هرچند قدرت آن برای شکستن سنگ نسبت به مواد منفجرهٔ بعدی محدود بود.

افول باروت سیاه

در نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم مواد منفجرهٔ نیرومندتری چون نیتروگلیسیرین و دینامیت و مواد پیشران مبتنی بر نیتروسلولز ساخته شدند. باروت بی‌دود افزون بر تولید دود بسیار کمتر، انرژی بیشتری داشت و رسوبات کمتری در لولهٔ سلاح بر جای می‌گذاشت؛ ازاین‌رو از دهه‌های پایانی سدهٔ نوزدهم به‌تدریج باروت سنتی را در تفنگ‌ها و توپخانه کنار زد.

برای تمایز باروت سنتی از مواد پیشران جدید، از آن پس اصطلاح باروت سیاه رواج یافت. باروت سیاه امروزه همچنان در برخی آتش‌بازی‌ها، فتیله‌ها، سلاح‌های تاریخی و کاربردهای ویژه استفاده می‌شود، اما دوران چندصدسالهٔ آن به‌عنوان مادهٔ اصلی جنگ‌افزارهای گرم در پایان سدهٔ نوزدهم به سر آمد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 آندراده, تونیـو (2016). The Gunpowder Age: China, Military Innovation, and the Rise of the West in World History (in English). Princeton University Press. ISBN 978-0-691-13597-7.
  2. 1 2 3 نیدهام, جوزف (1986). Science and Civilisation in China (in English). Vol. 5، بخش 7: The Gunpowder Epic. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-30358-3.
  3. ↑ لورگ, پیتر (2008). The Asian Military Revolution: From Gunpowder to the Bomb (in English). Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-60954-8.
  4. 1 2 3 4 چیس, کنت (2003). Firearms: A Global History to 1700 (in English). Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-82274-9.
  5. ↑ حسن, احمد یوسف (1987). "Chemical Technology in Arabic Military Treatises". Annals of the New York Academy of Sciences (in English). 500 (1): 153–166. doi:10.1111/j.1749-6632.1987.tb37200.x.
  6. 1 2 متی, رودی (15 دسامبر 1999). "FIREARMS i. HISTORY". دانشنامه ایرانیکا (in English). Retrieved 21 سپتامبر 2026.
  7. ↑ هاجسن, مارشال (1974). The Venture of Islam (in English). Vol. 3. University of Chicago Press.
  8. ↑ فلور, ویلم (15 دسامبر 1988). "BĀRŪT". دانشنامه ایرانیکا (in English). Retrieved 21 سپتامبر 2026.
  9. ↑ خان, اقتدار عالم (2004). Gunpowder and Firearms: Warfare in Medieval India (in English). Oxford University Press.
  10. ↑ بیوکنن, برندا (2006). Gunpowder, Explosives and the State: A Technological History (in English). Ashgate. ISBN 978-0-7546-5259-5.
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «History of gunpowder». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶.
  • آندراده, تونیـو (2016). The Gunpowder Age: China, Military Innovation, and the Rise of the West in World History (in English). Princeton University Press. ISBN 978-0-691-13597-7.
  • چیس, کنت (2003). Firearms: A Global History to 1700 (in English). Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-82274-9.
  • لورگ, پیتر (2008). The Asian Military Revolution: From Gunpowder to the Bomb (in English). Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-60954-8.
  • نیدهام, جوزف (1986). Science and Civilisation in China (in English). Vol. 5، بخش 7: The Gunpowder Epic. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-30358-3.