تفنگچی
| تفنگچی | |
|---|---|
![]() یک تفنگچی طی دوران پادشاهی شاه عباس بزرگ، اثر حبیبالله ساوجی بهتاریخ ح. ۱۶۰۰. موزه هنر اسلامی برلین | |
| بنیانگذاری | ۱۵۱۶ |
| وفاداری | ایران |
| گونه | اکثراً پیادهنظام، بهندرت سوارهنظام |
| نقش | یا نیروی نظامی ثابت و حرفهای |
| اندازه | ۸٬۰۰۰ (۱۵۱۷)[۱] ۱۵٬۰۰۰–۲۰٬۰۰۰ (۱۵۲۱)[۱] ۲۰٬۰۰۰, ۵۰٬۰۰۰ یا ۶۰٬۰۰۰ (بین ۱۵۸۷–۱۶۲۹)[۲] ۴۰٬۰۰۰–۵۰٬۰۰۰ (بین ۱۶۴۲–۱۶۶۶)[۲] ۱۰٬۰۰۰ (۱۷۹۷)[۳] |
| تجهیزات | تفنگ فتیلهای |
| فرماندهان | |
| فرمانده | تفنگچیآغاسی |
تفنگچیها واحدهای تفنگدار ایرانی در دورهٔ مدرن اولیه بودند. بیشتر آنان از میان روستاییان ایرانیزبان برگزیده میشدند.
تاریخچه
پیش از پایهگذاری دولت صفوی، سلاحهای گرم و توپخانه در حدود سال ۱۴۷۰ میلادی به ایران راه یافته بود.[۴] در سال ۱۵۱۴، نیروهای قزلباش صفوی در نبرد چالدران از سپاه امپراتوری عثمانی شکست خوردند؛ زیرا عثمانیان با بهرهگیری مؤثر از سلاحهای آتشین برتری یافتند. به همین سبب، در سال ۱۵۱۶ میلادی، شاه اسماعیل یکم (۱۵۰۱–۱۵۲۴ م) به وکیل خود، میرزا حسین اصفهانی، فرمان داد تا واحدی از تفنگچیان تشکیل دهد. شاه اسماعیل دستور ساخت پنجاه عراده توپ و دو هزار تفنگ فتیلهای را صادر کرد.[۱] با ورود تفنگچیان، بخش غیرایلی ارتش صفوی که در آغاز اندک بود، بهتدریج به نیرویی مهم و رو به گسترش بدل شد.[۵] در سال ۱۵۱۷ شمار آنان به هشت هزار نفر رسید و در سال ۱۵۲۱ میان پانزده تا بیست هزار نفر برآورد شد.[۱] آموزش تفنگچیان را افسران پرتغالی، چه مأموران رسمی و چه فراریان، بر عهده داشتند.[۶]
افزوده شدن پرتغالیها و ینیچریهای عثمانیِ گریخته، شمار تفنگچیان را بیشتر کرد. در سال ۱۵۱۸، هفتصد ینیچری و در سال ۱۵۱۹، هزار و پانصد تن دیگر به صفویان پیوستند. شاه اسماعیل یکم، همچون شاهان بعدی صفوی، از نمایش توانایی تفنگچیان خود لذت میبرد. در دورهٔ شاه تهماسب یکم (۱۵۲۴–۱۵۷۶ م) نیز سلاحهای گرم بهطور گسترده بهکار گرفته میشد. تفنگچیان معمولاً در دژها مستقر بودند و وظیفهٔ دفاع از آنها را بر عهده داشتند، اما گاه هزاران تن از آنان در نبردهای میدانی یا دفاع از قلعهها شرکت میکردند.[۷]
تفنگچیان موظف بودند به هنگام سوارکاری و در میدانهای جنگ پیشاپیش سپاه شاه حرکت کنند. علی نقی نصیری در وصفِ پوششِ تفنگچیان خاصة شریفه نوشته است: «در میان سپاه از تفنگچیان رنگینتر قشونی نمیباشد، خصوصاً وقتی که همه مخمل پوش و کمربندهای نقره پهن در میان بسته، کلاههای نمدیِ پَردار در سر و بیدقهای رنگارنگ به دوراندازها بسته در دوش داشته باشند».[۸] آنان در زمره پیادهنظام بهشمار میرفتند اما گاه جزو سواره نظام نیز بودند. بنا بر شواهد، تعداد تفنگچیان در زمان دیگر شاهان صفوی تغییر میکرده است.[۹]
در ارتش صفوی تفنگچیها اولین فوج پیادهنظام بودند که در جنگها شرکت میکردند. تفنگچیها هم از پیادهنظام و هم از سواره نظام تشکیل شدند. تفنگچیها اکثراً از بین روستاییان انتخاب میشدند اما نجیبزادگان یعنی قزلباشها وارد آنها نمیشدند.[۱۰] در حدود سال ۱۶۰۰ میلادی، قزلباشان با دیدهٔ تحقیر به تفنگچیان مینگریستند، هرچند آنان خدمات نظامی گستردهای داشتند. با این حال، شاه عباس بزرگ (۱۵۸۷–۱۶۲۹ م) ارزش بسیاری برای آنان قائل بود.[۱۱] تفنگچیان مازندرانی محبوبترین نیروهای او بودند.[۱۲] در سال ۱۶۰۳، ده هزار تفنگچی در لشکرکشی شاه عباس به بلخ حضور داشتند.[۱۳] در جنگ ایران و عثمانی (۱۶۳۹–۱۶۲۳) نیز عمدتاً از تفنگچیان استفاده شد.[۱۳] در زمان شاه عباس گروهی جدید از تفنگچیها به وجود آمد که به سبب استفاده از تفنگ جزایر/ جزائر/ جزائری (تفنگی کوتاه با قطر دهانة بزرگ)، به آنها جزایرچی/ جزائرچی یا جزائری انداز میگفتند.[۱۴] این دسته از تفنگچیها به خنجر و اسلحهٔ جزائر مجهز بودند و وظیفهٔ نگهبانی از حیاط درونی کاخ عالیقاپو را بر عهده داشتند.[۱۵] به نوشته شاردن[۱۶] جزائرچیان تحت فرمان تفنگچی آقاسی بودند اما به گفته سانسون،[۱۷] فرمانده گروه چهارهزار نفری جزائرچیان در دوره شاه سلیمان اول صفوی (۱۰۷۷–۱۱۰۵) توپچی باشی بوده است. البته چون وظیفة اصلی جزائرچیان نگهبانی بوده و بیشتر از میان غلامان انتخاب میشدهاند،[۱۸] میبایست تحت فرمان ایشیک آقاسی بوده باشند. چون جزائرچیان بیشتر نگهبان بودهاند، کشیکچی نیز نامیده شدهاند.[۱۹]
شمار تفنگچیها در دورهٔ شاه عباس یکم میان ۲۰ تا ۶۰ هزار نفر و در دورهٔ شاه عباس دوم (۱۶۴۲–۱۶۶۶ م) میان ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر گزارش شده است.[۲] پس از دههٔ ۱۶۵۰ میلادی، سلاحهای گرم نوین همچنان بهکار میرفت، هرچند رواج آنها در دورهٔ صفوی کاهش یافت[۱۳] تفنگچیان که بیشتر از روستاییان ایرانیزبان سراسر ایران جذب میشدند،[۱۲] در اصل نیرویی شبهنظامی محلی بودند.[۲۰] آنان عمدتاً در روستاها پراکنده بودند و در زمان صلح به کشاورزی میپرداختند.[۲۱] افزون بر این، تفنگچیانی از طوایف قزلباش مانند اجَرلو، چغنی، انانلو و روملو و نیز از طوایف غیرقزلباش مانند چغتای، لَخی و ممسنی حضور داشتند.[۲۱]
تفنگچیان معمولاً بهعنوان پیادهنظام میجنگیدند و از این رو «پیادگان تفنگ» نامیده میشدند، اما گاه بهصورت سواره نیز گزارش شدهاند.[۲۲] ژان شاردن، جهانگرد فرانسویتبار انگلیسی در سدهٔ هفدهم، نوشته است که تفنگچیان در میدان نبرد پیاده عمل میکردند، اما برای سفر از اسب بهره میبردند.[۱۱]
در دورهٔ افشاریه، نادرشاه (۱۷۳۲–۱۷۴۷ م) نیز تفنگچیان را از میان روستاییان ایرانی برگزید.[۲] در دورهٔ زندیه، کریمخان زند (۱۷۵۱–۱۷۷۹ م) نیز از تفنگچیان استفاده کرد که از روستاییان غرب و مرکز ایران، بهویژه دشتستان در کنار خلیج فارس، جذب میشدند.[۲۳] همچون شاه عباس یکم، آقامحمدخان (۱۷۹۴–۱۷۹۷ م) از دودمان قاجار نیز تفنگچیان مازندرانی را از وفادارترین و کارآمدترین نیروهای خود میدانست.[۱۲] در زمان مرگ او در سال ۱۷۹۷، تفنگچیان ده هزار نفر از سپاه شصت هزار نفری او را تشکیل میدادند.[۳] این نیروها از میان روستاییان مازندران و نواحی میان اراک و همدان گردآوری شده بودند.[۲۴]
ثبت و ضبط اسامی و مواجب و تعیین مدت خدمت تفنگچیان
منصب تفنگچیآغاسی (فرماندهی تفنگچیان) اندکی بعد به وجود آمد. اگرچه در منابع دوره صفوی به این منصب اشاره بسیار شده است،[۲۵][۲۶] تاریخ دقیق شکلگیری آن روشن نیست. به نوشته علی نقی نصیری،[۲۷] منصب تفنگچیآغاسی را، که از مناصب معتبر بهشمار میرفته است، شاه اسماعیل تأسیس کرد[۲۸] و عده ای از سپاهیان را با عنوان «تفنگچیان خاصة شریفه» تعیین کرد و تحت فرمان تفنگچی آقاسی قرار داد. او رئیس کل مین باشیها و یوزباشیها و جارچیان و ریکایان (دسته ای از ملازمان شاهی) و تفنگچیان بود و پرداخت مواجب و ادارة امور تفنگچیان را بر عهده داشت.[۲۹]
گروهی از افسران و کارگزاران اداری همچون مینباشی، یوزباشی، پنجاهباشی و دهباشی، منصب تفنگچیآغاسی را یاری میکردند. وزیر و مستوفی نیز با تنظیم فهرست نیروها به او کمک میکردند.[۳۰] در سال ۱۶۶۵، حقوق سالانهٔ تفنگچیان میان پنج تا هفت تومان گزارش شده است.[۳۱]
فرمانده تفنگچیها را ابتدا مینباشی (فرمانده هزار تن) بر عهده داشت اما طبق منابع دیگر یوزباشی (فرمانده صد تن) فرمانده تفنگچیها بود.[۳۲]
ثبت و ضبط اسامی و مواجب و تعیین مدت خدمت تفنگچیان را در این دوره وزیر تفنگچیان برعهده داشت. وی فهرست اسامی تفنگچیان را، پس از تصدیق وزیر دیوان اعلی و تفنگچی آقاسی، امضا و فرمانهای مواجب و سایر امور مالی را مُهر میکرد.[۳۳] از دیگر صاحب منصبان اداری در این تشکیلات، مستوفیِ تفنگچیان و چهار محرر تحت فرمان وی بودند. مستوفیِ تفنگچیان ثبت و ضبط مواجب و حقوق دسته تفنگچیان را برعهده داشت.[۳۴]
پانویس
- 1 2 3 4 Floor 2001, p. 178.
- 1 2 3 4 Farrokh 2015, p. 82.
- 1 2 Behrooz 2023, p. 40.
- ↑ Floor 2001, p. 176.
- ↑ Floor 2001, p. 127.
- ↑ Floor 2001, pp. 178–179.
- ↑ Floor 2001, p. 179.
- ↑ علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
- ↑ ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۴، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
- ↑ دلاواله، پیترو (۱۳۷۰). سفرنامهٔ پیترو دلاواله. ترجمهٔ شعاعالدین شفا. تهران: انتشارات علمی فرهنگی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۲۱-۲۶۶-۶.
- 1 2 Floor 2001, p. 183.
- 1 2 3 Farrokh 2015, p. 81.
- 1 2 3 Floor 2001, p. 181.
- ↑ ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۶، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
- ↑ انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر، ج۱، ص۲۴۹.
- ↑ شاردن، ج ۵، ص ۳۱۱.
- ↑ مارتین سانسون، سفرنامة سانسون: وضع کشور ایران در عهدشاه سلیمان صفوی، ج۱، ص۸۸.
- ↑ مینورسکی، ولادیمیر (آذر ۱۳۷۸). سازمان اداری حکومت صفوی. ترجمهٔ مسعود رجبنیا. تهران: انتشارات امیرکبیر. شابک ۹۶۴-۰۰-۰۵۳۳-۹.
- ↑ ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۵۷، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
- ↑ Floor 2001, pp. 181–182.
- 1 2 Floor 2001, p. 182.
- ↑ Floor 2001, pp. 182–183.
- ↑ Perry 1986.
- ↑ Behrooz 2023, p. 42.
- ↑ محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری. دستور شهریاران. ج. ۱.
- ↑ محمد معصوم، خلاصة السیر: تاریخ روزگار شاه صفی صفوی، ج۱، ص۳۸۱.
- ↑ علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۲۰.
- ↑ ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی، سازمان اداری حکومت صفوی، ج۱، ص۱۴، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک.
- ↑ علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۱۹–۲۰.
- ↑ Floor 2001, p. 184.
- ↑ Floor 2001, pp. 187–188.
- ↑ رحیملو، یوسف (مهر ۱۳۷۲). القاب و مواجب ره سلاطین صفویه. مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد.
- ↑ علی نقی نصیری، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه، ج۱، ص۵۵.
- ↑ میرزاسمیعا، ص ۳۹.
منابع
- سیوری، راجر (مهر ۱۳۹۵). ایران عصر صفوی. ترجمهٔ محمدباقر آرام. تهران: نشر مرکز. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۰۵-۱۲۷-۳.
- مینورسکی، ولادیمیر (آذر ۱۳۷۸). سازمان اداری حکومت صفوی. ترجمهٔ مسعود رجبنیا. تهران: انتشارات امیرکبیر. شابک ۹۶۴-۰۰-۰۵۳۳-۹.
- Behrooz, Maziar (2023). Iran at War: Interactions with the Modern World and the Struggle with Imperial Russia. I.B. Tauris. ISBN 978-0-7556-3737-9.
- Farrokh, Kaveh (2015). "The Military Campaigns of Shah Abbas I in Azerbaijan and the Caucasus". In Asatrian, Garnik (ed.). Studies on Iran and The Caucasus: In Honour of Garnik Asatrian. Brill Publishers. pp. 75–96. ISBN 978-90-04-30206-8.
- Floor, Willem (2001). Safavid Government Institutions. Mazda Publishers. ISBN 978-1-56859-135-3.
- Perry, John R. (1986). "Army iv. Afšar and Zand Periods". In Yarshater, Ehsan (ed.). Encyclopædia Iranica, Online Edition. Encyclopædia Iranica Foundation.
