تنبل‌ها (رمان)

تنبل‌ها
صفحه عنوان نسخه ۱۹۰۷
نویسنده(ها)جووانی ورگا
کشورایتالیا
زبانایتالیایی
موضوع(ها)مصائب زندگی یک خانواده ماهیگیر
گونه(های) ادبیواقع گرایی و وریسمو (ادبیات)
تاریخ نشر
۱۸۸۱
انتشار به انگلیسی
۱۸۹۰

تنبل‌ها (به ایتالیایی: I Malavoglia) مشهورترین رمان جووانی ورگا،‌ نویسنده ایتالیایی است که نخستین بار در ۱۸۸۱ منتشر شد و از پیشگامان جنبش وریسمو به شمار می‌رود.

پیش‌زمینه

استقبال خوب خوانندگان از داستان کوتاه «ندا» (Nedda) که در سال ۱۸۷۴ منتشر شد، مشوق پروژه براساس زندگی ماهیگیران با عنوان «پادرون ان‌تونی» (Padron 'Ntoni) شد. در نامه‌ای به تاریخ سپتامبر ۱۸۷۵، ورگا به ناشر ترِوِس (Treves) اطلاع می‌دهد که تقریباً داستان جدیدی را به پایان رسانده و او به زودی آن را دریافت خواهد کرد. شش سال گذشت:«پادرون ان‌تونی» به رمانی با عنوان «تنبل‌ها» تبدیل شد. ورگا در نامه‌ای به دوستش سالواتوره پائولو وِردورا (Salvatore Paolo Verdura) اظهار می‌کند که «تنبل‌ها» نخستین اثر از مجموعه پنج اثر روایی، «چرخه‌ی مغلوبان» (Ciclo dei Vinti)، «فانتزماگوریایی از مبارزه برای زندگی که از یک کهنه‌فروش تا یک وزیر و یک هنرمند امتداد می‌یابد» است.[۱]

آثار دیگر این مجموعه قرار بود بدین شرح باشد: «ارباب-دون جزوالدو» (Mastro-don Gesualdo)، «دوشس لیرا» (La Duchessa di Leyra)، «شیپیونی محترم» (L'Onorevole Scipioni) و «مرد تجملاتی» (L'uomo diluxo)، آثاری که به مشکل پیشرفت اجتماعی و اقتصادی می پردازند. از این میان «دوشس لیرا» در حد یک پیش نویس باقی ماند، در حالی که دو رمان آخر برنامه‌ریزی شده برای این پروژه، حتی شروع نشدند.

طرح داستان

در روستای آچی ترتزا در استان کاتانیا، خانواده «توسکانو» زندگی می‌کنند که اگرچه بسیار سخت‌کوش هستند، اما (به واژگون گویی) به آنها لقب «تنبل‌ها» داده شده است. رئیس خانواده، پادرون انتونی، مردی بیوه است که در خانه‌ای کنار درخت ازگیل به همراه پسرش باستین (موسوم به باستیناتزو) و همسر دومیش به نام ماریا (ملقب به ماروزا قد بلنده، با وجود اینکه قدبلند نیست) زندگی می‌کند. باستین پنج فرزند دارد: انتونی، لوکا، فیلومنا (منا)، السیو (موسوم به السی) و روزالیا (لیا). منبع اصلی درآمد آنها، یک قایق ماهیگیری کوچکی به نام «مشیت (الهی)» (la Provvidenza) است. در سال ۱۸۶۳، انتونی، بزرگترین فرزند خانواده، به خدمت سربازی می‌رود. پادرون انتونی برای جبران قطع درآمدی تولیدی آن پسر، دست به یک سرمایه‌گذاری تجاری زده و یک بار بزرگ لوبیا می‌خرد. بار به پسرش باستین سپرده می‌شود، تا با فروش آنها در ریپوستو سودی کند. با این حال، باستین و کالاها به طرز غم‌انگیزی در طوفان گم می‌شوند. پس از این بدبختی، خانواده با سه بدبختی روبرو می‌شوند: بدهی ناشی از خرید نسیه لوبیاها، تعمیر قایق و از دست دادن باستین، یکی از اعضای مهم و محبوب خانواده. پس از پایان خدمت سربازی، ان‌تونی با اکراه به زندگی پر زحمت خانواده‌اش بازمی‌گردد، زیرا ثروت و شکوه بیرون از روستای کوچکش را دیده است و هیچ حمایتی از وضعیت اقتصادی متزلزل خانواده‌اش نمی‌کند.

بدبختی‌های تازه‌ای برای خانواده پیش می ‌آید: لوکا، در نبرد لیسا کشته می‌شود که منجر به فسخ نامزدی منا با براسی چیپولا می‌شود. بدهی ناشی از سرمایه‌گذاری روی لوبیاها باعث می‌شود خانواده، «خانه کنار درخت ازگیل» محبوبشان را از دست بدهند و به تدریج اعتبار خانواده کم و کمتر شود تا اینکه به سطح تحقیرآمیز فقر برسند. خرابی بیشتر «مشیت»، پادرون ان‌تونی را در آستانه مرگ قرار می‌دهد، اگرچه خوشبختانه بهبودی خود را بازمی‌یابند. کمی بعد ماریا، عروس او، بر اثر وبا می‌میرد. فرزند بزرگتر، ان‌تونی، تصمیم می‌گیرد برای جستجوی ثروت از روستا برود، اما در نهایت فقیر بازمی‌گردد. او هرگونه تمایلی به کار کردن را از دست می‌دهد و به الکل و ولگردی روی می‌آورد. رفتن ان‌تونی خانواده را مجبور کرده بود تا قایق را بفروشند تا پول لازم برای پس گرفتن خانه (که هرگز فراموش‌شان نشده بود) را به دست آورند.

سانتوزا، میخانه‌دار، که دون میکله کفتارصفت به دنبال اوست، شیفته ان‌تونی می‌شود و به او در میخانه به صورت رایگان خدمت می‌کند. اما رفتار ان‌تونی و زنجه‌موره‌های پدرش سانتوزا را متقاعد می‌کند که احساساتش را از او دور کرده و نزد دون میکله بازگردد که همین منجر به نزاعی بین این دو شده و در جریان آن، دون میکله در یک حمله ضد قاچاق توسط ان‌ چاقو خورده، می‌میرد. ان‌تونی در نهایت به زندان می‌افتد. در جلسه محاکمه او، پادرون ان‌تونی پس از شنیدن شایعاتی درباره رابطه دون میشله و نوه‌اش لیا از حال می‌رود و به زمین می‌افتد. اکنون پیر شده است، صحبت‌هایش نامفهوم است و ضرب‌المثل‌هایش را بدون آگاهی زیاد از آنچه در جریان است، می‌گوید. لیا، خواهر کوچکتر، قربانی شایعات بی‌رحمانه روستا می‌شود، فرار می‌کند و به فاحشگی روی می‌آورد. منا، به دلیل وضعیت شرم‌آور خواهرش، احساس می‌کند که نمی‌تواند با الفیو ازدواج کند، حتی اگر آنها عاشق یکدیگر باشند، و در عوض در خانه می‌ماند تا از فرزندان السی و نونزیاتا مراقبت کند.

السی، کوچکترین برادر، همچنان ماهیگیر باقی مانده و با سخت‌کوشی موفق می‌شود ثروت خانواده را تا جایی بازسازی کند که بتوانند «خانه کنار درخت ازگیل» را دوباره بخرند. پس از خرید خانه، آنچه از خانواده باقی مانده است به بیمارستانی که پادرون ان‌تونی پیر در آن نگهداری می‌شود، می‌روند تا او را از خبر خوب مطلع کند و بازگشت قریب‌الوقوع او را به خانه اعلام کنند. این آخرین لحظه شادی پیرمرد است که در روزی که قرار بود برگردد، می‌میرد. حتی آرزوی او برای مردن در خانه‌ای که در آن متولد شده بود، هرگز برآورده نمی‌شود. وقتی ان‌تونی از زندان آزاد می‌شود و به روستا برمی‌گردد، متوجه می‌شود که به دلیل تمام کارهایی که انجام داده است، نمی‌تواند در آنجا بماند. او با محکوم کردن سیستماتیک ارزش‌های خانواده‌اش، موجب طرد خود از آنها طرد شده است.

شخصیت‌ها

پادرون ان‌تونی (Padron Ntoni)، رئیس خانواده، مردی بیوه که پسرش باستین و زن و فرزندانش در «خانه‌ای کنار درخت ازگیل» زندگی می‌کند.

ماریا (Maria) (ملقب به ماروزا قد بلنده (Maruzza la Longa)، هرچند هر چیزی هست جز قدبلند) : زن باستین و مادر پنج فرزند

باستین (Bastian / Bastianazzo) : فرزند پادرون ان‌تونی، همسر ماریا و پدر پنج فرزند: ان‌تونی، لوکا، فیلومنا، السیو و رزالینا

ان‌تونی (Ntoni): بزرگترین فرزند باستین و ماریا

لوکا (Luca): فرزند باستین و ماریا

فیلومنا / منا (Filomena) : فرزند باستین و ماریا

السیو / السی (Alessio / Alessi) : فرزند باستین و ماریا

رزالینا / لیا (Rosalia / Lia) : فرزند باستین و ماریا

براسی چیپولا (Brasi Cipolla) : نامزد منا

الفیو (Alfio) : خواستگار منا

سانتوزا (Santuzza)، میخانه‌دار که عاشق ان‌تونی و مورد علاقه دون میشله است.

دون میکله (Don Michele) : فرد کفتار صفت عاشق سانتوزا، که در یک درگیری توسط ان‌تونی کشته می‌شود.

نونزیاتا (Nunziata) : همسر السی

ترجمه‌های انگلیسی

نسخه انگلیسی، «خانه کنار درخت ازگیل» (۱۸۹۰)، ترجمه شده توسط Mary A. Craig، در مجموعه کلاسیک‌های قاره‌ای (Continental Classics) منتشر شد.[۲]

ترجمه انگلیسی دیگری، توسط ریموند روزنتال، در سال ۱۹۶۴ توسط کتابخانه جدید آمریکایی (New American Library) به عنوان یک اثر کلاسیک سیگنت (Signet Classic) منتشر شد[۳] که گفته می‌شود که «تنها نسخه کامل رمان به زبان انگلیسی» است.

اقتباس‌های سینمایی

لوکینو ویسکونتی - زمین می‌لرزد (۱۹۴۸)

فیلمی بر اساس داستان، با نام «زمین می‌لرزد» (ایتالیایی: La Terra Trema)، در سال ۱۹۴۸ توسط لوکینو ویسکونتی کارگردانی شد. در کتاب «سیلویا یانلو» با عنوان «تصاویر و گفتار مالاووگلیا» (Sovera، رم، ۲۰۰۸)، نویسنده بخش‌هایی از رمان ورگا «تنبل‌ها» را انتخاب کرده، نظرات بدیع و تصاویر عکاسی آسیترزا (Acitrezza) را به آن اضافه کرده و فصلی را به ریشه‌ها، اظهارات و فریم‌های گرفته شده از فیلم «زمین می‌لرزد» اختصاص داده است.[۴]

پانویس

  1. Leonelli, Giuseppe (20 January 2004). "L´aspra Sicilia dei pescatori " [The harsh Sicily of the fishermen]. La Repubblica (به ایتالیایی). Retrieved 23 April 2021.
  2. Healey, Robin (1998). Twentieth-Century Italian Literature in English Translation. An Annotated Bibliography 1929-1997. University of Toronto Press. p. 54. ISBN 0-8020-0800-3.
  3. Verga, Giovanni (1964). The House by the Medlar Tree. Translated by Raymond Rosenthal. With a New Introduction by Giovanni Cecchetti. Berkeley and Los Angeles, California: University of California Press. شابک ۰−۵۲۰−۰۴۸۴۶−۶
  4. Iannello, Silvia (2008). Le immagini e le parole dei Malavoglia. Sovera di Roma. ISBN 978-88-8124-788-2. (in Italian).

    پیوند به بیرون