سید علیرضا جذبی
سیدعلیرضا جذبی | |
|---|---|
![]() | |
| زادهٔ | ۲۶ بهمن ۱۳۰۴ (۹۹ سال) تهران، ایران |
| ملیت | ایرانی |
| تحصیلات | دکتری رشتهٔ معماری |
| منصب | قطب چهلم سلسلهٔ نعمتاللهی سلطانعلیشاهی گنابادی |
دکتر مهندس معمار سیدعلیرضا جذبی ملقب به ثابتعلیشاه، بنابر وصیتی مکتوب از سوی نورعلی تابنده، قطب چهلم دراویش گنابادی است. وی دانشآموختهٔ رشتهٔ معماری میباشد.[۱]

زندگینامه
سید علیرضا جذبی، زادهٔ تهران، فرزند سید هبةالله در ۲۶ بهمن ۱۳۰۴ زاده شد.[۲] سید علیرضا جذبی، ملقب به ثابتعلیشاه، در زمان محمدحسن گنابادی در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۳۱، به دست مهدی سلیمانی، به درویشی روی آورد.[۲] بعد از درگذشت صالحعلیشاه در زمان سلطانحسین تابنده گنابادی، به دست محمد خان راستین اراکی تجدید عهد نمود.[۲] بعد از درگذشت رضاعلیشاه، در دوره علی تابنده، به دست ماذون بیدخت، محمد نورایی بیدختی، که از طرف محبوبعلیشاه مجاز به تجدید بیعت از درویشان سلسله نعمتاللهی سلطانعلیشاهی بود، تجدید عهد نمود.[۲]

جانشینی
پس از مراسم خاکسپاری نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه) در ۴ دی ۱۳۹۸، بنابر وصیتی مکتوب از او که در جمع پیروانش قرائت شد، سیدعلیرضا جذبی با لقب طریقتی ثابتعلیشاه، به عنوان قطب جدید درویشان سلسله نعمتاللهی سلطانعلیشاهی گنابادی معرفی شد.[۳][۴][۵] پیش از این نواری هم از نورعلی تابنده در بستر بیماری منتشر شد که گفته بود: «همه مشایخ محترمند، ولی شیخ محترم منظور در اینجا، کسی است که به عنوان جانشین معین کرده ام، و آن آقای جذبی هستند»..[۶]
شبهات در قطبیت
بعد از درگذشت نورعلی تابنده که پیش از آن در برخی از رسانهها به مسمومیتش اشاره شده بود[۷] و دراویش هم مدعی مسمومیت منجر به فوت او شده بودند؛ علیرضا جذبی بنابر وصیتی به عنوان قطب دراویش گنابادی معرفی شد.
برخی از دراویش با قطب جدید بیعت نکردند. گفته میشود نحوه برخورد حکومت جمهوری اسلامی با قطب جدید متفاوت و در تناقض با فشارها و محدودیتهایی است که برای نورعلی تابنده وجود داشت.[۸]
آثار
- هندسه ایرانی - انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی[۹]
- رساله طاق و ازج - انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی[۱۰]
- سرگذشت پیامبران - انتشارات سلسله الرضا (ع)[۱۱]
خلاصه اصول تعلیمات ورویه معموله سلسله
1-کمال تقید و دقت در انجام تکالیف و وظایف شرعیه دارند حتی بر واجبات و ترک محرمات تاممکن شود متحبات را نیز عمل نموده و از مکروهات اجتناب نمایند بلکه بزرگان توصیه می نمایند که تا بتوانند از امور مباحه خودداری کنند که مبادا بمکروهات و بالنتیجه بمحرمات دچار گردند و این تکالیف شرعیه تا حیوه باقی است ولو هر قدر در مراتب روحی ترقی کند ساقط نمیگردد بلکه هر قدر در مقامات معنوی ترقی بیشتر کند سعی و کوشش او در عبادت زیادتر گردد و در دستورات طریقتی بعضی از مستحبات را موظفند انجام دهند مانند دوام در طهارت و ادای فرایض در اول وقت و بیداری سحها بخصوص بین الطلوعین وقرائت مقداری از فرآن مجید بعد از ادای نماز صبح و خواندن صلوات کبیره بعد از نماز صبح و موقع خواب
2- از صبح روز جمعه تا بعد از ادای فرایض ظهر به موجب آیه شریفه ( إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَوٰةِ مِن يَوۡمِ ٱلۡجُمُعَةِ فَٱسۡعَوۡاْ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَذَرُواْ ٱلۡبَيۡعَۚ) امور دنیوی را ترک کرده و دست از کار و کسب کشیده بامور مذهبی از قبیل حضور در مجامع فقری و زیارت مومنین و قبور بزرگان و عیادت از بیماران و دستگیری بینوایان و کمک و اعانت مظلومان و غیر مشول می باشند.
3-اشخاصیکه مبتلای باستعمال تریاک یا سایر مواد مخدره از قبیل حشیش،بنگ و چرس و غیره می باشند در این سلسله قبول نشده و استعمال تریاک را مطابق فتوای بیشتر علما حرام میدانند ولی معتادین را رد نمی نمایند بلکه نصیحت و امر بترک میکنند و در این سلسلسه معتادین باین امور کم و نادر وجود دارد حتی غالب بزرگان عادت بقلیان و سیگار هم ندارند و مضر بصحت مزاج میدانند.
4-کلیه پیروان از سلسله باید از راه کسب و کار رفع احتیاجات زندگی خود رانموده و حتی خود بزرگان هم از طریق زراعت و حفر قنات و احیای اراضی موات امرار معاش میکنند و از تنبلی و بیکاری پرهیز دارند و اشخاص بیکار که از راه تکدی یا دوره گردی یا خواندن در معابر تحمیل و سربار دیگران هستند قبولن نشده و در این سلسله یافت نمی شوند.
5 نسبت بهیچیک از سلاس بلکه مذاهب تنقید و بدگوئی ننموده و باهمه بمحبت و دوستی رفتار مینمایند بلکه بدوگوئی نسبت ببزرگان هرسلسله و مذهب را بد میدانند و اگر مدح یا قدحی نمایند ملاک را عمل قرار میدهند نه اشخاص مطابق رویه قرآن مجید و دستور کلی (باخداوند به بندگی و طاعت و با عموم خلق بمهربانی و شفقت و با برادران ایمانی بکوچکی و خدمت) میباشد.
6-تعدد زوجات را بمصداق آیه مبارکه(فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً)و آیه شریفه (وَلَن تَسۡتَطِيعُوٓاْ أَن تَعۡدِلُواْ)روا نمیدانند مگر در موارد ضرورت و نادره که بعلل شرعیه ناچار از تعدد گردند. طلاق را نیز به موجب حدیث(ابغض الاشیاء عندی الطلاق) اجازه نمیدهند مگر در مواردیکه توافق غیر ممکن یا مخل اموردیانتی یا مذهبی بوده باشد.
7-نسبت بعلما اعلام که مجازین روایت و مامور تبلیغ احکام فرعیه هستند کمال تجلیل و احترام را قائلند و پیروان را در وظایف شرعیه امر میکنند که از مراجع تقلید اخذ تکلیف نمایند چه شریعت را پایه و اساس و مقدمه طریقت میدانند و بدون آن انجام وظایف شرعیه که از روی تقلید صحیح باشدامور قلبی و طریقتی را بی اثر دانند.
8-دخالت در هریک از امور مذهبی را بدون اجازه از صاحب اجازه ای که اجازه آن بوسائط متصل بیکی از ائمه معصومین علیهم السلام شود روا نمیدانند مانند امام جماعت و اخذ وجوه خدائی و قضاوت و غیره و میگونید همانطور که در امور دولتی بدون حکم و فرمان شاه(این کتاب مربوط به سال 1339 است) کسی نمیتواند دخالت کند ولو هرقدر عالم بقوانین اداری یا حقوقی یا جریان مالی باشد در امور مذهبی هم بصرف دانستن حکم جایز نیست مباشرت نماید مگر آنجه اجازه از صاحب اجازه داشته باشد.
9-هیچیک از پیروان حق دعوت و تبلیغ ندارند و باید بعمل و کردار نیک رفع شبهات کرده و خلق را راغب و مایل بدیانت نمایند و اساسا میگویند طریقت امر باطنی و قبلی است و دعوت مربوط به امور ظاهری و شریعتی است هرکس مورد فضل و هدایت الهی واقع گردد که (ان الله یَهْدِی مَن یَشَاء) بقلب او میاندازد که در صدد طبق حق برآید و خداوند او را راهنمائی می فرماید بموجب آیه مبارکه(وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنَا) ازینرو تظاهر و اجتماعات تبلیغی ندارند و غیز از مجامع فقری که معمولا در شب های جمعه و دوشنبه و صبح های جمعه است مجامع عمومی دیگری ندارند و در آن مجامع ورود غیر پیروان هم مانعی ندارد.
10-پیروان این سلسله اجازه ندارند بعنوان فقری و نوعی در سیاست دخالت کنند یا در احزاب و تسجات سیاسی وارد گردند ولی اشخاص را منع نمینمایند و در مجامع فقری هم هیچگونه مذاکرات سیاسی نباید بشود بلکه در ان مجامع امور مادی و دنیوی هم صحبت نشود و فقط بامور روحی ومعنوی پردازند و در عین حال قوانین مملکتی را محترم شمرده و مطیع باشند و تا بتوانند از وظایف شخصی تجاوز ننموده بکار خود مشغول و متوجه خوب و بد دیگران نباشند و ساعی باشند که حتی الامکان خود را اصلاح نمایند.
11-در این سلسله الزامی به گزاردن شارب (سبیل)ندارند ولی بزرگان فرموده اند که(دینی را بموئی نه بسته اند)ولی هیچیک از علما هم بحرمت یا کراهت آن فتوی نداده اند بلکه قائل باستحباب آن هستند و این استحباب راهم علما تشیع از راه تسامح در ادله سنن قبول نموده اند و الاغالب رواه این اخبار غیر موثقند.
12-از خصوصیات این سلسله آنکه غالب مشایخ و مجازین آنها علمائی هستند که تمام مراتب علمی و صوری را بحد کمال رسانیده و مجتهد یا قریب الاجتهاد بوده و هستند که بعد از طی تمام مقامات علمی و احترامات صوری بفکر تکمیل باطن و علوم معنوی و ترقی روحی همان مراتبی که اصحاب سر ائمه اطهار علیهم السلام دارا بودند برآمده و ترک تمام مراتب صوری را نموده بلکه خود را مورد طعن و لعن ظاهر بینان قرار دادند و سلوک این سلسله را ختیار نموده اند(رجوع شود بحالات مشایخ این سلسله در کتاب نابغه علم و عرفان)
13-این سلسله چون در ظاهر و وظایف شریعه هیچگونه اختلافی با علما اعلام و سایر شیعه اثنی عشری ندارد بحسب ظاهر و لباس هم تمایزی نداشته که موجب دوئیت و تشتت گردد چه بزرگترین ضعف و انحطاط اسلام را ایجاد فرق مختلفه اسلام میدانند از این رو در این سلسله لباس و وضع مخصوصی نیست و وظیفه پیروان آن است که در هر حال بیاد خدا بوده و از ذکر او غافل نشوند که موجب حدیث(الذکر طاعه و الغفله معصیه)غفلت و فراموشی از یاد خدا را گناهی عظیم میشمارند و در عین حال بامور دنیوی مشغولند باید در دل بیاد خدا بانشد که مثلی است مشهور(دست بکارو دل با یار) اندر همه جا با همه کس در همه کار میدار نهفته چشم دل جانب یار.
14-بزرگان عرفا را نمایندگان حق و نائب امام زمان عجل الله فرجه و مجازین درایت و مامورین اصلاح نفوس و تهذیب اخلاق و تصفیه روح و متوجه ننموند خلق بسوی خدا میدانند و امر و اطاعت از دستورات آن ها را امر الهی گویند چنانچه علما شریعت را نمایندگاه حق در تبلیغ احکام و وظایف شرعیه دانند و باید اجازه روایت آنها هم بوسائط متصل بامام علیه السلام گردد.
15-عبادات و اعمال مذهبی اگر بدون امر شخص مجاز انجام شود نتیجه ثمر اخروی کامل نخواهد داشت نهایت آنکه اگر از روی صدق و اخلاص بدون شائبه ریا و اغراض نفسانی عمل شود خداوند متعال بمصداق آیه مبارکه(وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنَا)و آیه شریفه (فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرࣰا يَرَهُ) او را به نماینده خود رساند و پس از تسلیم بامر او اجر و ثواب اعمال گذشته او را هم باو عطا خواهد فرمود.(رجوع شود به نگارخانه انتهای صفحه) [۱۲]
نگارخانه
سید نورالدین نعمتالله بن عبدالله (شاه نعمتالله ولی)
سلطانمحمد گنابادی (سلطانعلیشاه)
علی گنابادی (نورعلیشاه ثانی)
محمدحسن بیچاره بیدختی (صالحعلیشاه)
سلطانحسین تابنده (رضاعلیشاه)- علی تابنده (محبوبعلیشاه)
نورعلی تابنده (مجذوبعلیشاه)
سید علیرضا جذبی (ثابتعلیشاه)
جستارهای وابسته
| عنوان مذهبی | ||
|---|---|---|
| پیشین: نورعلی تابنده |
قطب دراویش گنابادی ۱۳۹۸ - |
پسین: |
منابع
- ↑ "ثابتعلیشاه؛ جانشین احتمالی نورعلی تابنده". همشهری آنلاین. 26 December 2019. Retrieved 27 December 2019.
- 1 2 3 4 کتاب کلید در گنج حکیم. به کوشش گردآورنده سید علیرضا جذبی. انتشارات سلسله الرضا.
- ↑ «قرائت فرمان جانشینی حضرت آقای مهندس حاج سیدعلیرضا جذبی ثابتعلیشاه صبح چهارشنبه ۴ دی ماه ۱۳۹۸ حسینیه مزار متبرک سلطانی بیدخت |یوتیوب».
- ↑ «پیکر نور علی تابنده به گناباد منتقل میشود | خبرگزاری بینالمللی شفقنا». دریافتشده در ۲۰۱۹-۱۲-۲۵.
- ↑ «خبرها از تعیین ثابتعلیشاه به عنوان جانشین نورعلی تابنده + تصویر | خبرگزاری بینالمللی شفقنا». دریافتشده در ۲۰۱۹-۱۲-۲۵.
- ↑ «ویدیو فرمایشات حضرت آقای حاج دکترنورعلی تابنده مجذوبعلیشاه در مورد حضرت آقای مهندس حاج سیدعلیرضا جذبی ثابتعلیشاه |فیسبوک».
- ↑ «خوراندن داروهای مشکوک به نورعلی تابنده». ایراناینترنشنال. بایگانیشده از اصلی در ۱۵ آوریل ۲۰۲۱. کاراکتر C1 control character در
|نشانی=در موقعیت 47 (کمک) - ↑ «فوت دکتر نورعلی تابنده و تعیین قطب جدید؛ پایان اعتراضات دراویش؟». یورونیوز.
- ↑ «هندسه ایرانی». سایت نشر سروش. بایگانیشده از اصلی در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۱. دریافتشده در ۱۲ فوریه ۲۰۲۱.
- ↑ «رساله طاق و ازج». سایت شهر کتاب.
- ↑ «سرگذشت پیامبران بر اساس آیههای قرآن مجید». کتاب سیتی.
- ↑ کتاب بقعه متبرکه سلطانی بیدختی، تألیف اهدایی به یکی از پیروان، چاپخانه پیروز ، تهران 1339خورشیدی
