جان بیگم خاتون

جان بیگم خاتون از خاتون‌های صاحب‌نام سلسله قره قویونلوها است او یکی از قدرتمندترین و با نفوذترین زنان قره قویونلو بود.در زمان جهانشاه قراقویونلو همسرش جان بیگم خاتون از درایت اجتماعی و سیاسی ایام خود به خوبی برخوردار بود و از این جهت مورد علاقه شاه بوده و به عنوان مشاور جهانشاه نقش به سزایی در موفقیت های سلطان ایفا میکرده است.او همواره در سامان دادن به کارهای کشورداری مورد اعتماد جهانشاه بود. شاه در بسیاری از امور حکومتی نظر و تدبیر او را دخالت می‌داد و از خرد و تجربه‌اش بهره می‌گرفت. افزون بر این، در زمینه‌های جنگی و نظامی نیز تجربه‌های ارزشمندی داشت[۱] او به گواه مورخان، زنی صالحه و عفیفه و خیّر بوده است.[۲]

زندگی

جان بیگم همسر جهانشاه بود که از پسران قرایوسف و مطرح‌ترین پادشاه این سلسله به‌شمار می‌رود. او به گواه مورّخان، زنی «صالحه و عفیفه و خیّر بوده است.[۳]جان بیگم خاتون دارای سوابق سیاسی بسیار است. او در زندگی سیاسی همسرش جهانشاه و پسرش پیربوداق و حتی فرزندان همسرش، از جمله حسنعلی میرزا نقش مؤثری داشت. جان بیگم پس از مرگ همسرش جهانشاه نیز در سرنوشت سیاسی این خاندان و تعیین جانشین برای ادامه حکومت قره قویونلوها دخالت می‌کرد. پیربوداق، فرزند جهانشاه، از جان بیگم خاتون بود. او از شجاع‌ترین فرزندان جهانشاه محسوب می‌شد.جهانشاه و پسرش ،پیر بوداق در بسیاری از امور سیاسی با او مشورت می کردند و این مطلب از مشورت های پیر بوداق با مادرش آشکار می گردد.[۴] زمانی که پیربوداق از جانب پدر مأمور فتح کرمان شد، مادرش جان بیگم او را در این لشکرکشی همراهی می‌کرد. مسلّما جان بیگم از درایت‌ها و مهارت‌هایی در امور سیاسی و نظامی برخوردار بوده است که جهانشاه و پیربوداق به استفاده از همکاری‌های او تمایل نشان می‌دادند. این مطلب از مشورت‌های پیربوداق با مادرش نیز آشکار می‌شود. طهرانی می‌نویسد: «به اشارت والده، کرمان را به برادرش ابویوسف میرزا ارزانی داشت و به شیراز توجه نمود[۵]

مسلماً جان بیگم خاتون از درایت ها و توانایی های برخوردار بوده که سلطان مقتدر قره قویونلو و پسرش به همکاری با او تمایل نشان می دادند و از نظراتش بهره میگرفتند. همچنین از فرامینی(دستور شاهی) که جان بیگم خاتون صادر می کرده است میتوان به قدرت فراگیر او پی برد وی فرمانی مربوط به پیشوائی مذهبی ارمنیان ولایت اغوان از گنجه سر و معاف بودن پیشوا و کشیشان مسیحی آن منطقه از جزیه و مالیلات های مشابه صادر کرد[۶]

حسنعلی میرزا پسرجهانشاه قره قویونلو به شفاعت نامادریش جان بیگم خاتون از مرگ نجات پیدا کرد نقش سیاسی جان بیگم خاتون در فرونشاندن شورش حسنعلی میرزا فرزند همسرش از نقاط قوت سیاسی او محسوب می شود.[۷]

پیربوداق پس از غلبه بر فارس، حکومت آن را برعهده گرفت. نقش سیاسی جان بیگم خاتون در فرونشاندن شورش حسن علی میرزا، فرزند همسرش جهانشاه، از نقاط قوّت سیاسی او محسوب می‌شود. این کار به فرجامی نسبتاً خوش خاتمه یافت. حسن علی میرزا چندین سال به علت بدگمانی پدر در قلعه «قهقهه» ماکو گرفتار بود. او در سال ۸۶۳ ه از غیبت پدر، که مشغول جنگ در خراسان بود، سود جست و با همراهی گروهی از ترکمانان و مردم تبریز، علیه پدر قیام نمود. جهانشاه مجبور شد بلافاصله کار خراسان را تمام کند و با تیموریان مصالحه نماید و برای خواباندن غائله پسر، به آذربایجان بازگردد. تبریز در محاصره بود که «حسنعلی به حرم پدر ملتجی گشت و بیگم را، که مادر سایر فرزندان جهانشاه میرزا بود، وسیله نجات ساخت.[۸]

پیربوداق خاتون بود، پس از بازگشت از لشکرکشی خراسان، علیه پدر در شیراز قیام کرد. مورّخان علت آن را صلح جهانشاه با ابوسعید تیموری می‌دانند که پیربوداق آن را دلیلی بر ضعف پدر دانسته و علیه او قیام کرده بود. برخی مورّخان نیز علت آن را اقدام جهانشاه در انتخاب فردی غیر او به جانشینی می‌دانند. جان بیگم خاتون در این قضیه نیز واسطه قرار گرفت. «آخرالامر، والده پیربوداق، حرم محترم میرزا جهانشاه، بعد از آمد و شد بسیار، قرار بدان داد که میرزا پیر بوداق با اتباع و اشیاع و اولاد و اموال به جانب دارالسلام بغداد رفته، از شیراز دست بازدارد.[۹]

پیربوداق در بغداد، قیام خود را علیه پدر ادامه داد. جهانشاه برای خلاصی از مشکلات داخلی ناشی از قیام پسران، با دادن حکومت بغداد به حسنعلی میرزا، دو برادر را در مقابل هم قرار داد. جان بیگم خاتون، مادر پیربوداق، مأمور شد حسنعلی میرزا را تا بغداد همراهی نماید. مأموریت دیگر خاتون این بود که به کار پیربوداق نیز رسیدگی نماید. احتمالاً این خواسته خاتون بود که بدان وسیله، فرزند را ملاقات و او را به مصالحه دعوت نموده، از مقابله با پدر برحذر دارد. بغدادیان، که در جریان اصل واقعه قرار گرفته بودند، به جان بیگم خاتون اجازه ورود به بغداد ندادند. حسنعلی مجبور شد به شام رود و به قره قویونلوها پناه برد. جان بیگم نیز بازگشت. او در راه بازگشت، گروهی از عشایر «قراالوس» را، که قریب پنجاه هزار خانوار می‌شدند، با خود به حوالی آذربایجان کوچاند. این افراد بعدها از همراهان و یاران جان بیگم خاتون شدند. پیربوداق در ادامه قیامش، با مشعشعیان همراه شد و به درخواست پناهندگی برادرش حسنعلی میرزا پاسخ مثبت داد. سپاه جهانشاه متوجه بغداد شدند و پس از محاصره‌ای طولانی در سال ۸۷۰ ه پیربوداق شکست خورد و تسلیم شد و به سعایت برادرش، محمّدی، به قتل رسید. جان بیگم خاتون علی‌رغم کشته شدن پسرش، پیربوداق، همچنان در مسائل سیاسی فعّال بود. پس از مرگ جهانشاه، حرکت‌هایی از جانب دختران اسکندرمیرزا، آرایش خاتون و شاه‌سرای خاتون، برای انتخاب امیر قراقویونلوها صورت گرفت. آنان سعی کردند با اهدای پول و سیم و زر از خزانه شهر تبریز، سپاهیان را به کمک و همراهی خود دعوت کنند و حسنعلی میرزا برادرشان را به تخت سلطنت بنشانند. به گفته طهرانی، «خزانه، که در شهر بود، از نقود و اجناس بین سپاهیان قسمت نمودند. آرایش بیگم زیورهای زنانه به آلات رزم مبدّل ساخت، معجر مغفر گردانید و سپر را چون نقاب بر سر کشید و آینه خودبین را، که با او برابری می‌کرد، شمشیر دو روی ساخت و بر روی دشمن کشید و با کمان، که پیاپی بر ابروی محبوبان دعوی مبارزه داشت، چنان تیری بر سینه زد که از پشت او برون جست و سنان را، که با مژگان خوبان دم از خون‌ریزی می‌زد، بر سر چوب نیزه‌اش کرد و چون عرصه را از شیرمردان خالی دید، طرح بنیان سلطنت انداخت.[۱۰]

آنان به نام برادرشان، حسنعلی میرزا، که اهل سیاست و تدبیر نبود، سکه زدند و خطبه خواندند. این خبر به جان بیگم رسید. او بلافاصله دست به کار شد؛ زیرا نمی‌خواست حکومت قره قویونلوها در خاندان اسکندر میرزا استمرار یابد و چون پیربوداق کشته شده بود، برای پسر دیگرش ابوالقاسم میرزا، سعی در سرکوب اسکندریان نمود. او با دختران جهانشاهیه و با یاری گرفتن از شاهزادگان و طرف‌داران خود از قبیله «قراالوس» به مقابله با دختران اسکندر میرزا برخاست و در مراغه مستقر شد و سپاه را به تبریز فرستاد. این رویارویی به نفع سپاه جان‌بیگم خاتون خاتمه یافت و دختران اسکندر میرزا به اسارت درآمدند، ولی طرف‌داران حسنعلی میرزا از فرصت به دست آمده استفاده کردند و پیروزی نهایی را از آن حسنعلی میرزا ساختند. حسنعلی میرزا به حکومت قراقویونلوها رسید و در تصفیه‌های سیاسی، جان بیگم خاتون را، که بارها جان او را از مرگ نجات داده بود، به قتل رساند.[۱۱]

موقوفات

جان بیگم خاتون علاوه بر اقدامات سیاسی، در امور فرهنگی نیز پیش قدم بود. از جمله خدمات ارزنده او بنای مسجد و خانقاه مظفّریه با الهام از لقب جهانشاه قره قویونلو، ابوالمظفّر در تبریز است که امروزه به «مسجد کبود» یا «گوگ مسجد» معروف است. وجه تسمیه این نام‌گذاری استفاده از کاشی‌کاری فیروزه‌ای در بنای مسجد است.[۱۲]

املاک

املاک جان بیگم همسر جهان شاه با عناوین «الحجة - الحجه» ثبت شده و مشتمل بر املاکی در شهرهای تبریز شبستر مراغه، قم، ری ، اصفهان، یزد و جاهای دیگر بوده[۱۳]

منابع

  1. كاتب، حسین بن علی (۱۳۴۵) تاریخ جدید یزد ترجمه ایرج افشار صفحه ای ۲۷۴.
  2. الکربلائی (حسین کربلائی تبریزی)، روضات الجنان و جنات الجنان، 1344 جلد 1، صفحه ای 524.
  3. الکربلائی (حسین کربلائی تبریزی)، روضات الجنان و جنات الجنان، 1344 جلد 1، صفحه ای 524.
  4. روملو، حسن (۱۳۴۹). أحسن التواريخ، به اهتمام دكتر عبدالحسین نوائی صفحه ای ۳۴۴.
  5. کتاب دیار بکریه طهرانی، 1356، ص 340.
  6. بوسه هریبرت (۱۳۷۶) پژوهشی در تشکیلات دیوان اسلامی صفحه ای۵۰.
  7. ترکمنی آذر، پروین (۱۳۸۴) مقاله حاکمان زن شیعه مذهب در ایران»،.
  8. کتاب دیار بکریه طهرانی صفحه ای 361.
  9. تاریخ روضة الصفا میرخواند، 1339، جلد 6، صفحه ای 853.
  10. کتاب دیار بکریه طهرانی، 1356، ص 435.
  11. کتاب دیار بکریه طهرانی، 1356، ص 435.
  12. روضات الجنان و جنات الجنان ابن الکربلائی، 1344 و 1349، ج 1، ص 524.
  13. میراث بازیافته فرهنگ و تمدن عصر صفویه:محمد کاظم رحمتی صفحه ای ۷۱.