لرد بایرون
لرد بایرون | |
|---|---|
![]() پرترهٔ بایرون، اثر توماس فیلیپس، ۱۸۱۳ | |
| زاده | جرج گوردون بایرون ۲۲ ژانویهٔ ۱۷۸۸[۲] هولز استریت، لندن، انگلستان |
| درگذشته | ۱۹ آوریل ۱۸۲۴ (۳۶ سال)[۳] مسولونگی، یونان انقلابی |
| آرامگاه | کلیسای سنت مریم مجدلیه، هاکنال، ناتینگهامشر |
| نام(های) دیگر | جرج گوردون نوئل بایرون |
| لقب | ششمین بارون بایرون |
| پیشه | شاعر، نمایشنامهنویس و سیاستمدار |
| زبان(ها) | انگلیسی |
| ملیت | بریتانیایی |
| دانشگاه | کالج ترینیتی، کمبریج |
| دوره | دوره نیابت سلطنت |
| جنبش ادبی | رمانتیسم |
| سالهای فعالیت | ۱۸۰۶–۱۸۲۴ |
| کار(های) برجسته | |
| همسر(ها) | آن ایزابلا میلبنک (ازدواج ۱۸۱۵، جدایی ۱۸۱۶) |
| فرزند(ان) | ایدا لاولیس آلگرا بایرون |
| والدین | جان بایرون و کاترین گوردون |
| امضا | |
![]() | |
جرج گوردون نوئل بایرون، ششمین بارون بایرون (انگلیسی: George Gordon Noel Byron, 6th Baron Byron، ۲۲ ژانویهٔ ۱۷۸۸ – ۱۹ آوریل ۱۸۲۴)، مشهور به لرد بایرون، شاعر، نمایشنامهنویس و سیاستمدار بریتانیایی و از چهرههای اصلی نسل دوم رمانتیسم بود. او در ۱۷۹۸ عنوان موروثی بارون بایرون را به ارث برد و پس از رسیدن به سن قانونی در مجلس اعیان بریتانیا نشست. شهرت ادبی گستردهٔ او با انتشار دو سرود نخست سفر زیارتی چایلد هارولد (Childe Harold's Pilgrimage) در ۱۸۱۲ آغاز شد، اثری که از سفرهای بایرون در شبهجزیرهٔ ایبری و مدیترانهٔ شرقی بهره میگرفت و به شکلگیری چهرهٔ عمومی او بهعنوان شاعری سرکش، جهاندیده و بیگانه با قراردادهای اجتماعی کمک کرد.[۲][۴]
بایرون در فاصلهٔ کوتاه فعالیت ادبی خود شعر روایی، هجو، نمایش منظوم و شعر غنایی را در قالبهایی متفاوت آزمود. از مهمترین آثارش میتوان به گیاور (The Giaour)، عروس آبیدوس (The Bride of Abydos)، زندانی شیلان، مانفرد و منظومهٔ ناتمام دونژوان (Don Juan) اشاره کرد. دونژوان با استفاده از وزن و بندبندی اوتاوا ریما، روایت ماجراجویانه را با هجو اجتماعی، مداخلههای مستقیم راوی و تأمل دربارهٔ جنگ، سیاست، عشق و ادبیات درهم میآمیزد و از روشنترین نمونههای فاصلهگرفتن بایرون از تصویر صرفاً مالیخولیایی و قهرمانانهای است که آثار آغازینش پدید آورده بودند.[۵]
زندگی بایرون نیز با سیاست اروپایی دورهٔ پس از انقلاب فرانسه و جنگهای ناپلئونی پیوند داشت. او در مجلس اعیان از برخی مواضع اصلاحطلبانه دفاع کرد، در ۱۸۱۶ پس از فروپاشی ازدواج، بدهیهای سنگین و موج خصومت مطبوعاتی برای همیشه بریتانیا را ترک کرد و در سوئیس و ایتالیا زندگی کرد. در سالهای پایانی به جنبش استقلالخواهی یونان پیوست و در ۱۸۲۳ به نمایندگی از حامیان بریتانیایی این جنبش راهی یونان شد. بایرون پیش از آنکه در عملیات نظامی عمدهای شرکت کند، در ۱۹ آوریل ۱۸۲۴ در مسولونگی پس از یک بیماری تبدار درگذشت. مرگ او در سیوششسالگی به نمادی نیرومند برای فیلهلنیسم اروپایی بدل شد و در تثبیت چهرهٔ بایرون بهعنوان شاعر و کنشگر سیاسی فراملی نقش داشت.[۳][۶]
زندگی آغازین، سفر و شهرت
بایرون در لندن در خانوادهای اشرافی اما از نظر مالی بیثبات به دنیا آمد. پدرش، جان بایرون، افسر ارتش و معروف به «جک دیوانه»، پس از مصرف بخش بزرگی از دارایی همسرش به فرانسه رفت و در ۱۷۹۱ درگذشت. بایرون کودکی را عمدتاً با مادرش کاترین گوردون در ابردین گذراند. او از بدو تولد دچار ناهنجاری در پای راست بود و در سراسر زندگی با درد، درمانهای دشوار و واکنشهای اجتماعی نسبت به این ناتوانی روبهرو شد.[۷] در ۱۷۹۸، با مرگ عموی بزرگش، عنوان ششمین بارون بایرون و ملک نیواستد ابی به او رسید. پس از تحصیل در مدرسهٔ هارو، در ۱۸۰۵ وارد کالج ترینیتی، کمبریج شد. مجموعهٔ ساعات فراغت (Hours of Idleness) در ۱۸۰۷ منتشر شد و واکنش تند یکی از نقدهای Edinburgh Review او را به نوشتن هجویهٔ شاعران انگلیسی و منتقدان اسکاتلندی (English Bards and Scotch Reviewers) در ۱۸۰۹ برانگیخت.[۲][۷]
بایرون در مارس ۱۸۰۹ جای خود را در مجلس اعیان گرفت، اما بخش مهمتری از شکلگیری فکری و ادبی این سالها به سفرش از ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۱ مربوط بود. او از پرتغال و اسپانیا گذشت و سپس به مالت، آلبانی، سرزمینهای یونانیِ زیر حاکمیت عثمانی و قسطنطنیه رفت. تجربهٔ این سفرها مواد روایی و تصویری فراوانی برای سفر زیارتی چایلد هارولد و شعرهای شرقی سالهای بعد فراهم کرد.[۴] بایرون پس از بازگشت به بریتانیا در نخستین سخنرانی پارلمانی خود در ۲۷ فوریهٔ ۱۸۱۲ با مجازات اعدام برای شکستن ماشینهای بافندگی در جریان ناآرامیهای کارگری ناتینگهامشر مخالفت کرد و استدلال کرد که سرکوب شدید جای رسیدگی به ریشههای فقر و نارضایتی را نمیگیرد.[۸] حضور پارلمانی او پراکنده بود، اما این سخنرانی و مواضع بعدیاش با سنت ویگی و مخالفت با سیاستهای سرکوبگرانهٔ دولت ارتباط داشتند.[۹]

انتشار سرودهای اول و دوم سفر زیارتی چایلد هارولد در مارس ۱۸۱۲ بایرون را تقریباً یکشبه به چهرهای مشهور در فرهنگ ادبی لندن تبدیل کرد. چایلد هارولد، اشرافزادهای سرخورده و سرگردان که از جامعهٔ خود فاصله گرفته است، در ذهن بسیاری از خوانندگان با خود شاعر درآمیخت، هرچند بایرون بارها میان شخصیت ادبی و زندگی خود فاصله میگذاشت.[۷] در سالهای ۱۸۱۳ تا ۱۸۱۶ منظومههای رواییای چون گیاور، عروس آبیدوس، دزد دریایی (The Corsair) و لارا را منتشر کرد. این آثار به رواج شخصیتی کمک کردند که بعدها «قهرمان بایرونی» نام گرفت، فردی مغرور، منزوی و سرکش که گذشتهای رازآلود و رابطهای دشوار با جامعه دارد. چنین الگویی نه بازتاب سادهٔ شخصیت تاریخی بایرون، بلکه نتیجهٔ تعامل شعرهای او، تصویر عمومی شاعر و خوانشهای بعدی از آثارش بود.[۱۰]
تبعید خودخواسته و آثار اروپایی
بایرون در ژانویهٔ ۱۸۱۵ با آن ایزابلا میلبنک ازدواج کرد و دخترشان ایدا در دسامبر همان سال به دنیا آمد. ازدواج بهسرعت فروپاشید و میلبانکه در ژانویهٔ ۱۸۱۶ خانه را ترک کرد. جدایی رسمی، بدهیهای بایرون و شایعات گسترده دربارهٔ زندگی خصوصی او فضای عمومی لندن را علیه او برانگیخت. بسیاری از جزئیات این شایعات در منابع معاصر جانبدارانه یا اثباتناپذیرند و پژوهشهای زندگینامهای میان روابط مستند بایرون و اتهامهایی که در فضای جدایی زناشویی و مطبوعات خصمانه شکل گرفتند تمایز میگذارند.[۷] بایرون در ۲۵ آوریل ۱۸۱۶ انگلستان را ترک کرد و دیگر بازنگشت. او نخست در سوئیس، در نزدیکی ژنو، در حلقهای شامل پرسی بیش شلی، مری شلی و کلر کلرمونت زندگی کرد. در این دوره سرود سوم سفر زیارتی چایلد هارولد، زندانی شیلان و بخش مهمی از مانفرد را نوشت.[۲]

از اواخر ۱۸۱۶ ایتالیا مرکز زندگی و کار بایرون شد. او در ونیز، راونا، پیزا و سپس جنوا اقامت داشت و در تماس با فرهنگ سیاسی و ادبی ایتالیا آثارش از الگوی قهرمان مالیخولیایی آغاز دهه فاصله گرفتند و هجو، گفتوگوی مستقیم با خواننده و سیاست روز در آنها برجستهتر شد.[۵] در ونیز به صومعهٔ ارمنی سن لازارو رفت و نزد پاسکال اوچر، راهب مخیتاریست، زبان ارمنی آموخت و در تهیهٔ تمرینها و ترجمههای ارمنی و انگلیسی همکاری کرد. این دوره را باید مطالعه و همکاری خصوصی دانست، نه تحصیل رسمی او در یک «دانشگاه» یا «کالج» ارمنی.[۱۱] در راونا نیز رابطهٔ او با ترزا گویچولی و ارتباط با محافل لیبرال ایتالیایی، توجهش را بیش از گذشته به جنبشهای سیاسی اروپای پس از ناپلئون معطوف کرد.[۹]
از مهمترین حاصلهای این سالها بپو (Beppo) و دونژوان بودند. بایرون سرودهای دونژوان را از ۱۸۱۹ تا ۱۸۲۴ منتشر کرد و اثر هنگام مرگش ناتمام ماند. برخلاف افسانهٔ دون ژوان بهعنوان اغواگری فعال، شخصیت خوان در منظومهٔ بایرون اغلب در موقعیتهایی قرار میگیرد که دیگران مسیر زندگی و روابط او را تعیین میکنند. نیروی اصلی اثر در صدای راوی است که پیوسته داستان را قطع میکند، دربارهٔ سیاست و جامعه داوری میکند، سنتهای ادبی را به سخره میگیرد و حتی قواعد داستانگویی خود را زیر سؤال میبرد.[۵] مانفرد نیز با ترکیب نمایش منظوم، منظرهٔ آلپی، گناه، حافظه و مقاومت در برابر اقتدار دینی و ماورایی نمونهای متفاوت از شعر نمایشی رمانتیک بایرون بود. تنوع این آثار نشان میدهد که کارنامهٔ او را نمیتوان تنها با «قهرمان بایرونی» یا شعرهای عاشقانه توضیح داد. هجو، تجربهٔ تاریخی، سفر و سیاست برای دورهٔ پختهٔ نویسندگی او به همان اندازه اهمیت داشتند.[۹][۵]
یونان، مرگ و میراث
جنگ استقلال یونان که در ۱۸۲۱ آغاز شد، برای بایرون هم امتداد علاقهٔ دیرینهاش به مدیترانهٔ شرقی بود و هم فرصتی برای مشارکت عملی در سیاست آزادیخواهانهٔ اروپا. او در ۱۸۲۳ با فعالان کمیتهٔ یونان در لندن همکاری کرد و در ژوئیه همان سال ایتالیا را ترک کرد. پس از چند ماه اقامت در جزایر ایونی، در ژانویهٔ ۱۸۲۴ وارد مسولونگی شد و با الکساندروس ماوروکورداتوس، یکی از رهبران سیاسی انقلاب، همکاری کرد.[۳][۶] نقش بایرون بیش از آنکه فرماندهی مستقیم در میدان جنگ باشد، مالی، سیاسی و سازمانی بود. او از دارایی شخصی خود برای پرداخت هزینهٔ نیروها و تدارک عملیات استفاده کرد و در فضای پرتنش رقابت میان جناحهای یونانی کوشید از اعتبار اروپایی خود برای حفظ همکاری استفاده کند. طرح عملیات علیه دژ لپانتو در دست آمادهسازی بود، اما بیماری مانع اجرای نقش نظامی مورد انتظار او شد.[۶]

بایرون در آوریل ۱۸۲۴ دچار تب شد و پس از چند روز وخامت در ۱۹ آوریل درگذشت. علت دقیق بیماری او قطعی نیست. در طول دو سده تشخیصهایی مانند مالاریا، تیفوس و عفونتهای دیگر پیشنهاد شدهاند و یک بررسی پزشکی جدید نیز با توجه به گزارشهای بالینی احتمال بازگشت مالاریا را بررسی کرده است، اما شواهد کافی برای تعیین تشخیص قطعی وجود ندارد.[۱۲] پیکر او به بریتانیا بازگردانده شد و در آرامگاه خانوادگی بایرونها در کلیسای سنت مریم مجدلیه در هاکنالِ ناتینگهامشر به خاک سپرده شد.[۲] بنابراین ردهبندی مرگ او بهطور قطعی بهعنوان «حصبه» یا «گندخونی» با وضعیت شواهد تاریخی سازگار نیست.
مرگ بایرون در مسولونگی واکنشی بسیار فراتر از محافل ادبی بریتانیا برانگیخت. در یونان برای او عزای عمومی برگزار شد و در اروپا چهرهٔ شاعر اشرافیای که برای انقلاب خارجی جان باخته بود به یکی از نمادهای برجستهٔ فیلهلنیسم تبدیل شد.[۳] در ادبیات نیز دامنهٔ تأثیر او از بریتانیا فراتر رفت. شیوهٔ قهرمانپردازی، هجو و شخصیت عمومی او بر نویسندگانی چون الکساندر پوشکین، میخائیل لرمونتف، هاینریش هاینه، ادگار آلن پو و شارل بودلر اثر گذاشت و صورتهای گوناگون «قهرمان بایرونی» در ادبیات اروپایی و آمریکایی ادامه یافتند.[۱۰] پژوهش معاصر در عین توجه به این میراث، میان بایرون تاریخی و افسانهای که در سدهٔ نوزدهم پیرامون او ساخته شد فرق میگذارد و سیاست، ناتوانی جسمانی، جنسیت، سفر، شرق مدیترانه و فرهنگ شهرت را در کنار ساختار و زبان شعر او بررسی میکند.[۷]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ "Election of Lord Byron as a Fellow of the Royal Society" (in English). The Royal Society. Retrieved 16 اوت 2026.
- 1 2 3 4 5 McGann, Jerome (2004). "Byron, George Gordon Noel, sixth Baron Byron (1788–1824), poet". Oxford Dictionary of National Biography (in English). Oxford University Press. Retrieved 16 اوت 2026.
- 1 2 3 4 Demetriou, Spiridoula (2019). "Greece's Byron". In Clara Tuite (ed.). Byron in Context (in English). Cambridge University Press. pp. 77–85. doi:10.1017/9781316850435.010.
- 1 2 Leask, Nigel (2023). "Byron and the Eastern Mediterranean". In Drummond Bone (ed.). The Cambridge Companion to Byron (in English) (2 ed.). Cambridge University Press. pp. 91–110. doi:10.1017/9781108953863.008.
- 1 2 3 4 Bone, Drummond (2023). "Childe Harold's Pilgrimage IV, Don Juan, and Beppo". In Drummond Bone (ed.). The Cambridge Companion to Byron (in English) (2 ed.). Cambridge University Press. pp. 156–175. doi:10.1017/9781108953863.012.
- 1 2 3 Beaton, Roderick (2013). Byron's War: Romantic Rebellion, Greek Revolution (in English). Cambridge University Press. doi:10.1017/CBO9781139519304.
- 1 2 3 4 5 Douglass, Paul (2023). "Byron's Life and His Biographers". In Drummond Bone (ed.). The Cambridge Companion to Byron (in English) (2 ed.). Cambridge University Press. pp. 1–22. doi:10.1017/9781108953863.003.
- ↑ "Frame Work Bill". Historic Hansard (in English). UK Parliament. 27 فوریه 1812. Retrieved 16 اوت 2026.
- 1 2 3 Kelsall, Malcolm (2023). "Byron's Politics". In Drummond Bone (ed.). The Cambridge Companion to Byron (in English) (2 ed.). Cambridge University Press. pp. 38–49. doi:10.1017/9781108953863.005.
- 1 2 McGann, Jerome (2023). "Byron's Lyric Poetry". In Drummond Bone (ed.). The Cambridge Companion to Byron (in English) (2 ed.). Cambridge University Press. pp. 228–242. doi:10.1017/9781108953863.016.
- ↑ Einboden, Jeffrey (2021). "Poetry". In Jeffrey W. Barbeau (ed.). The Cambridge Companion to British Romanticism and Religion (in English). Cambridge University Press. doi:10.1017/9781108609661.009.
- ↑ Tsiamis, Costas; Piperaki, Evangelia-Theophano; Kalantzis, George; Poulakou-Rebelakou, Effie; Tompros, Nikolaos; Thalassinou, Eleni; Spiliopoulou, Chara; Tsakris, Athanassios (2015). "Lord Byron's death: a case of late malarial relapse?". Infezioni in Medicina (in English). 23 (3): 288–295. PMID 26397304.
منابع
- Drummond Bone, ed. (2023). The Cambridge Companion to Byron (in English) (2 ed.). Cambridge University Press. doi:10.1017/9781108953863.
- Clara Tuite, ed. (2019). Byron in Context (in English). Cambridge University Press. doi:10.1017/9781316850435.
- Beaton, Roderick (2013). Byron's War: Romantic Rebellion, Greek Revolution (in English). Cambridge University Press. doi:10.1017/CBO9781139519304.
- Tsiamis, Costas; Piperaki, Evangelia-Theophano; Kalantzis, George; Poulakou-Rebelakou, Effie; Tompros, Nikolaos; Thalassinou, Eleni; Spiliopoulou, Chara; Tsakris, Athanassios (2015). "Lord Byron's death: a case of late malarial relapse?". Infezioni in Medicina (in English). 23 (3): 288–295. PMID 26397304.
پیوند به بیرون
- مدخل لرد بایرون در Oxford Dictionary of National Biography
- سخنرانی بایرون دربارهٔ لایحهٔ ماشینهای بافندگی، ۱۸۱۲ در آرشیو تاریخی پارلمان بریتانیا
- لرد بایرون
- اعضای انجمن سلطنتی
- افراد انگلیسی اسکاتلندیتبار
- افراد مرتبط با ابردین
- خاکسپاریها در ناتینگهامشر
- دانشآموختگان ترینیتی کالج، کمبریج
- ارمنستانشناسان
- دور از وطنهای اهل انگلستان در ایتالیا
- دوره نیابت سلطنت
- زادگان ۱۷۸۸ (میلادی)
- درگذشتگان ۱۸۲۴ (میلادی)
- شاعران سده ۱۹ (میلادی) اهل انگلستان
- شاعران مرد اهل انگلستان
- نمایشنامهنویسان اهل انگلستان
- نمایشنامهنویسان مرد اهل انگلستان
- نویسندگان سیاسی اهل انگلستان

