حمزه حکیم‌زاده نیازی

حمزه حکیم‌زاده نیازی
حمزه حکیم‌زاده نیازی در دههٔ ۱۹۲۰
حمزه حکیم‌زاده نیازی در دههٔ ۱۹۲۰
نام اصلی
حمزہ حکیم زادہ نیازی
Ҳамза Ҳакимзода Ниёзий
Hamza Hakimzoda Niyoziy
زاده۶ مارس [سبک قدیمی: ۲۲ فوریه] ۱۸۸۹
خوقند، ترکستان روسی
درگذشته۱۸ مارس ۱۹۲۹ (۴۰ سال)
شاه مردان، ازبکستان شوروی، اتحاد شوروی
سنگسار
پیشهنویسنده، آهنگساز، نمایشنامه‌نویس، شاعر، پژوهشگر و فعال سیاسی
زبان(ها)ازبکی
جوایز مهمنویسندهٔ خلق جمهوری سوسیالیستی ازبکستان
(۱۹۲۶)[۱]

حمزه حکیم‌زاده نیازی (ازبکی: حمزہ حکیم زادہ نیازی / Ҳамза Ҳакимзода Ниёзий / Hamza Hakimzoda Niyoziy) (۶ مارس [سبک قدیمی: ۲۲ فوریه] ۱۸۸۹ – ۱۸ مارس ۱۹۲۹) نویسنده، آهنگساز، نمایشنامه‌نویس، شاعر، پژوهشگر، معلم و فعال سیاسی ازبک بود. او به‌طور گسترده یکی از چهره‌های پیشرو در شکل‌گیری نخستین دوره‌های سنت ادبی مدرن ازبک شناخته می‌شود. او معمولاً به‌عنوان نخستین نمایشنامه‌نویس ازبک، بنیان‌گذار اشکال موسیقایی مدرن ازبکی و نیز بنیان‌گذار رئالیسم اجتماعی ازبک معرفی می‌شود. در جریان انقلاب روسیه، او به‌شدت از بلشویک‌ها حمایت می‌کرد، زیرا آن‌ها مخالف نظام فئودالی حاکم بر بخش‌های زیادی از آسیای مرکزی بودند. او از نخستین ازبک‌هایی بود که به حزب کمونیست پیوست و زندگی خود را وقف ترویج سواد و آموزش در سرزمینش کرد؛ از جمله با تأسیس مدرسه‌ها و یتیم‌خانه‌ها.

به‌جز زبان ازبکی، نیازی به چندین زبان دیگر از جمله عربی، فارسی، روسی و ترکی نیز مسلط بود. افزون بر نگارش کتاب‌های درسی، آثار غیرداستانی و مقالات روزنامه‌ای، او نمایشنامه، موزیکال، شعر و رمان نیز می‌نوشت. آثار برجستهٔ او شامل داستان بلند «یِنگی سعادت»، سرود «یاشا، شوروی!» و شعری است که در بزرگداشت تورسونوی سعیدعظیمووا، قربانی قتل ناموسی، او را «شهید» معرفی می‌کند. آثار او عمدتاً به مسائل اجتماعی می‌پرداختند، از جمله حقوق زنان، نابرابری اجتماعی و گسترش خرافه‌پرستی.

او در خانواده‌ای مسلمان و متدیّن به دنیا آمد اما به‌مرور زمان به بی‌خدایی گرایید و از اقداماتی برای مهار افراط‌گرایی دینی و خرافه‌پرستی در آسیای مرکزی حمایت می‌کرد. او با سفر از روستایی به روستای دیگر می‌کوشید مردم را با زبان ازبکی باسواد کند، از خشونت علیه زنان و رفتارهای خرافی بازدارد و «هجوم» را با سازماندهی تجمعات ترویج دهد. هنگامی که در شهر شاه مردان برای کمک به اجرای برنامهٔ پنج‌ساله مستقر شده بود، می‌دانست که زیارتگاه منسوب به امام علی در آنجا آرامگاه واقعی او نیست و قصد داشت آن را بردارد، زیرا نخبگان محلی از آن برای باج‌گیری از دهقانان، با گرفتن نذورات، استفاده می‌کردند. با این حال، روحانیون محلی از فعالیت‌های او، از جمله ترویج «هجوم» و تلاش برای آگاه کردن مردم دربارهٔ ماهیت مشکوک آن زیارتگاه، به‌شدت خشمگین شدند. در نتیجه، حمزه در ۱۸ مارس ۱۹۲۹ به‌وسیلهٔ سنگسار کشته شد.

پس از مرگش، حمزه به عنوان «شهید مبارزه با فئودالیسم و تعصب مذهبی» مورد ستایش قرار گرفت. خیابان‌ها، ایستگاهی از متروی تاشکند (که بعداً تغییر نام یافت)، تئاتری در تاشکند که او در آن تدریس نمایش می‌کرد و جایزه‌ای ادبی به نام او گذاشته شد. تندیس‌هایی به افتخار او در شهرهای گوناگون جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان نصب گردید و شخصیت او قهرمان اصلی فیلم حمزه (۱۹۶۱) و سریال تلویزیونی جاده‌های آتشین در دههٔ ۱۹۷۰ بود. اما پس از استقلال ازبکستان، جایگاه حمزه به‌طور محسوسی کاهش یافت؛ زیرا دیدگاه‌های سیاسی‌اش که در حمایت از اتحاد شوروی و مخالفت با فعالیت‌های دینی بود، «غیر ازبکی» و «ضداسلامی» تلقی می‌شد، با وجود آنکه بسیاری از رسوم و عرف‌هایی که او برای لغو آن‌ها تلاش می‌کرد، ریشه‌ای پیشااسلامی داشتند.

زندگی

اوایل زندگی

حمزه حکیم‌زاده در ۱۹۰۶

حمزه حکیم‌زاده نیازی در ۶ مارس [سبک قدیمی: ۲۲ فوریه] ۱۸۸۹ در خوقند، ترکستان روسی در یک خانوادهٔ اُزبک زاده شد. او کوچک‌ترینِ چهار فرزند بود. پدرش ابنِ یَمین نیاز اوغلی (۱۸۴۰–۱۹۲۲) عطّاری ثروتمند بود، در بخارا تحصیل کرده بود، به زبان‌های ازبکی و فارسی تسلط داشت، به هند و سین‌کیانگ سفر کرده بود، اما فردی بسیار مذهبی به‌شمار می‌رفت.[۲] مادرش، جهان‌بی‌بی نیز بسیار مذهبی بود.[۳] حمزه در کودکی تحصیل خود را در مکتب آغاز کرد و سپس به مدت هفت سال در یک مدرسهٔ دینی درس خواند. [۲]با این حال، پس از آنکه وضعیت مالی خانواده رو به افول گذاشت، او در یک کارخانهٔ پنبه مشغول به کار شد.[۴] در ۱۶ سالگی شروع به سرودن شعر کرد؛ اشعاری که عمدتاً به مسائل اجتماعی جامعهٔ ازبک می‌پرداخت، هرچند شعرهایش را بسیار دیرتر منتشر کرد.[۵][۶]از حدود سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۷، حمزه از خوانندگان مشتاق روزنامهٔ ترجِمان متعلق به تاتارهای کریمه بود؛ روزنامه‌ای که او را برانگیخت تا نسبت به هنجارهای اجتماعی ازبکستان پرسشگری کند و به تغییرات اجتماعی گسترده علاقه‌مند شود.[۷][۸][۹]

در دوران تزاری، حمزه تلاش کرد آموزش را گسترش دهد و برای یتیمان و کودکان فقیر، مدارس غیرمذهبی تأسیس کرد تا خواندن و نوشتن را رایگان به آن‌ها بیاموزد. اما با مشکلات بسیاری روبه‌رو شد، زیرا مقامات محلی غالباً در پی تعطیلی این مدارس بودند. مدرسه‌ای که او در سال ۱۹۱۱ در خوقند افتتاح کرد، مدت کوتاهی بعد بسته شد؛ زیرا روحانیون او را به ترویج الحاد و بی‌خدایی متهم کردند.[۱۰]با این حال، او دوباره مدرسه را بازگشود و سعی کرد در شهرهایی مانند مَرغیلان نیز مدرسه تأسیس کند. اما روحانیون محلی به‌شدت با مدارس سکولار مخالفت می‌کردند و در پی تعطیلی آن‌ها بودند.[۱۱][۱۲]او هنگام کار به‌عنوان معلم، کتاب‌های درسی و الفباهای ازبکی برای کودکان نوشت، از جمله: یَنگیل ادبیات (ادبیاتِ آسان، ۱۹۱۴)، اوقیش کیتابی (کتابِ خواندن، ۱۹۱۴)، قیرائت کیتابی (خواندن با لحن، ۱۹۱۵).[۱۳][۱۴]

دوران پس از انقلاب

نیازی با شور و حرارت از انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ حمایت کرد.[۱۵]او در سال ۱۹۲۰ به حزب کمونیست پیوست و یکی از نخستین ازبک‌های عضو حزب شد و به‌طور فعال در سیاست شوروی مشارکت داشت.[۱۶]او که در سال ۱۹۱۵ لباس‌های غربی می‌پوشید، در سال ۱۹۲۰ دوباره به پوشیدن لباس‌های سنتی ازبکی روی آورد.[۱۷]

نیازی در ۱۹۱۸

در جریان فعالیت‌های خود، حمزه اغلب با نویسندهٔ تاجیک صدرالدین عینی دیدار می‌کرد؛ عینی نیز پیش از انقلاب از هواداران جنبش جَدیدی بود و بعدها به پشتیبان اتحاد شوروی تبدیل شد.[۱۸][۱۹]

در سال ۱۹۱۸، حمزه همراه با محی‌الدین قرایعقوب‌اف یک گروه تئاتر ازبکی را بنیان گذاشت.[۲۰][۲۱]او سپس در ایجاد گروه‌های تئاتر دیگر، از جمله گروه تئاتر خوقند نیز فعالیت کرد.[۲۲]به‌خاطر فعالیت‌ها و مشارکت‌هایش در ادبیات ازبکی-شوروی، در سال ۱۹۲۶ به او لقب نویسندهٔ خلق جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان اعطا شد.[۲۳]

ازدواج‌ها و فرزندان

در سال ۱۹۱۲، حمزه با نخستین همسر خود، اکسینیا اووارووا [۲۳](که در برخی منابع زویا ذکر شده)[۲۴] زنی روس که به‌عنوان دایه در خانواده‌ای ثروتمند در خوقند کار می‌کرد، ازدواج کرد. اووارووا برای اینکه ازدواجشان از نظر قانونی معتبر باشد، به اسلام گروید و نام جدید زهرا را برگزید. بااین‌حال، آن دو مدت زیادی با هم نماندند؛ زیرا او و پسرشان غیاث پس از آنکه از سوی تندروها تهدید شدند، برای حفظ امنیت خود به تامبوف گریختند. این زوج همچنین دختری داشتند، اما دختر در سنین کودکی درگذشت. غیاث نیز در ده‌سالگی فوت کرد.

در سال ۱۹۲۳ (و بنا بر برخی منابع، ۱۹۲۲)،[۲۵] حمزه با زینب (زینا) احمدجانوا[۲۶] (که در برخی منابع فیض‌الله‌ینا آمده)[۲۵] ازدواج کرد که از او صاحب پسری به نام عباس شد. ازدواج دوم او نیز دوام چندانی نداشت. عباس در جریان جنگ جهانی دوم در منطقهٔ کراچفسکی، که آن زمان بخشی از استان اوریول در جمهوری فدراتیو سوسیالیستی روسیه بود، در نبرد کشته شد.[۲۷]

سفرها

حمزه در دفتر عَبیدجان محمودوف، یکی از نخستین جَدیدی‌های ازبک، به‌عنوان منشی کار می‌کرد، پیش از آن‌که در سال ۱۹۱۰ برای تقویت مهارت‌هایش در زبان عربی به بخارا نقل مکان کند. او به‌زودی شهر را ترک کرد و مدتی کوتاه در دفتر یک چاپخانه در کاگان کار کرد و سپس به تاشکند رفت، جایی که با مکتب‌های سبک جَدیدی آشنا شد. با اینکه والدینش می‌خواستند او ملا شود، حمزه راهی سکولارتر را برگزید و به جنبش جَدیدی و در نهایت به کمونیسم علاقه‌مند شد.[۲۸]

حمزه نخستین‌بار در سال ۱۹۰۹ از سمرقند] دیدن کرد[۲۹] و در سفرهایش ترکمنستان را نیز بازدید نمود.[۳۰]

پس از آنکه از سوی روحانیان بابت فعالیت‌هایش با مقاومت شدیدی روبه‌رو شد، حمزه در فوریهٔ ۱۹۱۳ مراسم حج را به‌جا آورد؛ اقدامی که تا حدی جایگاه او را نزد چهره‌های مذهبی محلی بهبود بخشید. در این سفر، او از طریق افغانستان و هند به مکه رفت و سپس با کشتی وارد سرزمین عربستان شد و در ادامه از لبنان، سوریه، ترکیه و اوکراین نیز بازدید کرد و سرانجام به آسیای مرکزی بازگشت.[۲۳][۳۱]

آنچه در سفرهایش دید، بیش از پیش او را نسبت به رسوم و باورهای محلی دچار تردید کرد. برای نمونه، در آن زمان استفاده از روشنایی الکتریکی در مساجد کشورهای عربیِ مسلمان پذیرفته شده بود، اما در بخارا حتی چراغ‌های نفتی نیز به‌عنوان ابزاری بیش از حد مدرن مورد نکوهش قرار می‌گرفتند.[۳۲]

سال‌های پایانی و مرگ

در اوت ۱۹۲۸، حمزه مدرسه‌ای موسیقی را که در آن تحصیل می‌کرد رها کرد تا به شاهِ مردان برود و در اجرای برنامهٔ پنج‌ساله کمک کند.[۳۳][۳۴][۳۵]شاه مردان روستایی بسیار محافظه‌کار بود و زیارتگاهی در آن قرار داشت که طبق افسانه‌های محلی، آرامگاه علی محسوب می‌شد و همین امر آن را به مکانی برای زیارت تبدیل کرده بود، هرچند که میان بیشتر علمای مسلمان این اجماع وجود دارد که علی در شاه مردان دفن نشده است. [۳۶]این زیارتگاه توسط ده‌ها متولی و روحانی محافظت می‌شد. یولدَش اخونبابایِف و دیگر سیاست‌مداران ازبک به‌خوبی از مشکوک بودن این زیارتگاه آگاه بودند و می‌خواستند آن را به یک تفرجگاه تبدیل کنند و حمزه را برای رهبری ابتکار آگاه‌سازی مردم دربارهٔ ماهیت واقعی زیارتگاه، به‌عنوان بخشی از اجرای برنامهٔ پنج‌ساله انتخاب کردند. پیش از مرگش، حمزه یک مدرسه[۳۷]و یک چایخانه [۳۸]تأسیس کرد، یک کولخوز (جمعیّت تولیدی) سازمان داد، [۳۸] بنای یادبود ولادیمیر لنین را نصب کرد،[۳۹] و در ۸ مارس، به مناسبت روز جهانی زن، در مراسم حجاب‌سوزی که خود آن را سازمان داده بود، سخنرانی آتشینی ایراد کرد؛ اقدامی که خشم روحانیان محلی را برانگیخت.[۳۷][۴۰]

درون
بیرون
بیرون و درون آرامگاه نیازی، شاه مردان، ازبکستان.

در ۱۸ مارس ۱۹۲۹، هنگامی که حمزه رهبری گروهی را برای تلاش در تخریب زیارتگاه در شاه مردان بر عهده داشت، توسط جمعیتی خشمگین از اهالی روستا سنگ‌سار و کشته شد.[۴۱][۴۲][۴۳]پنج نفر به خاطر قتل حمزه اعدام شدند. [۴۴]پس از قتل او، دولت زیارتگاه جعلی علی که حمزه تلاش کرده بود آن را تخریب کند، را از بین برد، اما به زودی اهالی محلی دوباره سعی در بازسازی آن کردند. این زیارتگاه در سال ۱۹۴۰ تخریب شد و دولت آن را با موزه‌ای دربارهٔ خداناباوری جایگزین کرد. [۴۵]موزه‌ای به نام حمزه نیز در همان منطقه در سال ۱۹۵۲ ساخته شد.[۴۴]

گرچه حمزه ابتدا در باغی نزدیک محل قتل دفن شد،[۴۴] اما ده سال بعد بقایای او به یک آرامگاه نزدیک یادمانی برای سربازان جان‌باخته ارتش سرخ منتقل شد.[۴۶]

آثار

آثار اولیهٔ نیازی حاکی از محکومیت شدید بی‌عدالتی اجتماعی است. آثار او عمدتاً به مسائل اجتماعی می‌پرداختند، مانند حقوق زنان، نابرابری اجتماعی و شیوع خرافات. او نخستین شعرهای خود را با نام مستعار «نِهانی» می‌نوشت. قدیمی‌ترین مجموعه شعرهای او، «دیوان نهانی»، در سال ۱۹۴۹ پیدا شد و شامل ۱۹۷ شعر بود که او بین سال‌های ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۴ سروده بود.[۴۷]

اولین اثر مهم او، داستان کوتاه یانگی سعادت («خوشبختی نو») (۱۹۱۵)، فواید آموزش را از دیدگاه جنبش جَدیدیه تحسین می‌کند، جایی که شخصیت‌های اصلی به دنبال آموزش می‌روند و از مزایای سوادآموزی در جامعه‌ای فئودالی بهره‌مند می‌شوند، اما کمبود آموزش در جامعه را به کمبود مدارس نسبت می‌دهند، نه به دین. حمزه گفته است هدف این کتاب ارائهٔ منبعی از ادبیات داستانی است که خرافات را ترویج نکند.[۴۸][۴۹]

در کتاب زهرِ زندگی یا قربانیان عشق (۱۹۱۶)، او داستان یک زوج جوان را به تصویر می‌کشد: پسر ۱۸ ساله از خانواده‌ای مرفه و دختر ۱۷ ساله از خانواده‌ای صنعتگر. عشق این زوج با نگرش‌های غیرقابل انعطاف والدین پسر که به شدت به ایده‌های سختگیرانه خود دربارهٔ ساختار اجتماعی پایبندند، ناکام می‌ماند. در نهایت، این جوانان دست به خودکشی می‌زنند و قربانی نظام طبقاتی فئودالی می‌شوند.[۵۰]

نیازی همچنین در سال ۱۹۱۸ رمان بِی و خدمتکار را نوشت که عمدتاً به تحولات انقلابی در ترکستان غربی و نهاد ازدواج‌های اجباری می‌پردازد. در این داستان، قهرمانهٔ جوان پس از مجبور شدن به ازدواج با مردی که دوست ندارد، دست به خودکشی می‌زند. بخش زیادی از متن اصلی از بین رفته بود، اما بعدها توسط کامِل یاشین بازنویسی شد.[۵۱][۵۲][۵۳]

«یاشا، شوروی!» («درود بر شوروی!»)، یک ترانه فولکلور ازبکی است که توسط نیازی ساخته و سروده شده است.

یکی از آخرین آثار او، اپیزودی از اسرار حجاب یا پروندهٔ خوانندگان یاللا (نگارش ۱۹۲۷) بود که خشونتی را که زنان ازبک از مقامات مذهبی و مَحرَم‌هایشان تجربه می‌کردند، توصیف می‌کند.[۵۴]کمتر از یک سال پیش از مرگش، حمزه شعر «مرثیهٔ تورسونوی» را سرود تا خواننده و قربانی قتل ناموسی، تورسونوی سعیدعظیمووا، را گرامی بدارد.[۵۵]

علاوه بر رمان‌های صریحاً سیاسی‌اش، حمزه به خاطر مجموعه‌های ترانه‌ها و ملودی‌های فولکلور نیز شناخته می‌شود و ترانه‌هایی در حمایت از انقلاب نوشته است.[۵۶][۳۹]او همچنین دو کمدی نوشت: مجازات غیبت‌کنندگان در ۱۹۱۸ و قاضیان قدیم یا پرونده مایسارا در ۱۹۲۶.[۵۷]

نیازی همچنین در اصلاحات جنجالی زبان ازبکی دهه ۱۹۲۰ شرکت داشت که هدف آن تدوین زبان ادبی ازبکی به جای زبان قدیمی و رو به فراموشی چغتایی بود. چغتایی برای چندین قرن شکل نوشتاری غالب بود. این اصلاحات در نهایت به تغییرات قابل توجهی در املاء و تلفظ منجر شد.

آثار کامل حمزه در دوران شوروی دو بار منتشر شد. مجموعه چهار جلدی حمزه حکیم‌زاده نیازی. مجموعه کامل آثار که توسط کامل یاشین و دیگران ویرایش شده بود، در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. مجموعه پنج جلدی حمزه حکیم‌زاده نیازی. مجموعه تمام آثار که توسط نعیم کریموف و دیگران ویرایش شده بود، در سال ۱۹۸۹ منتشر شد.

دیدگاه‌ها

سیاسی

تا زمان انقلاب اکتبر، حمزه حامی سرسخت جنبش کمونیستی بود و کمونیسم را تنها مسیر مدرنیزاسیون می‌دانست. به‌طور گسترده شناخته شده است که او یکی از اولین ازبک‌هایی بود که حمایت خود را از کمونیسم اعلام کرد[۵۸]و به عنوان «خواننده انقلاب» توصیف می‌شد[۵۹] و از طرفداران تمام‌عیار آن بود.[۶۰]

او انقلاب روسیه را ستایش می‌کرد و مستقیماً با مبارزه برای عدالت اجتماعی و آزادی در ازبکستان مرتبط بود. بسیاری از آثار نیازی، از جمله شعرها، نمایشنامه‌ها و دیگر نوشته‌هایش، در میان آشوب‌های انقلابی نگارش شده و دیدگاه او دربارهٔ بیداری آگاهی طبقاتی ازبک‌ها را نشان می‌دهند. رمان‌های نیازی عموماً اخلاق‌گرا هستند و بر نشان دادن و محکوم کردن آن بخش‌هایی از جامعهٔ ازبک تمرکز دارند که نویسنده آن‌ها را واپس‌مانده و مضر برای توسعه فردی و ملی می‌دانست.[۱۵]

برخی از مهاجران ازبک، حمزه را منفی ارزیابی می‌کنند و او را «جَدید اصلاح‌شده» می‌نامند. [۶۱] با این حال، برخی از آثار او در دوران شوروی بازنویسی شدند تا تأکید بر موضوعات جادید کاهش یابد.[۶۲]

دینی

اگرچه در سال‌های آخر زندگی به‌طور گسترده‌ای به عنوان یک بی‌خدا شناخته می‌شد،[۳۹]حمزه در ابتدا یک جَدید مسلمان بود و طرفدار اصلاح دین به جای کنترل آن بود. تحلیل‌های اجتماعی او بر عقب‌ماندگی جامعهٔ زمان خود و نیاز به آموزش بهتر و مدرن‌سازی تمرکز داشت و تفاوت‌های عمدهٔ اسلام در آسیای مرکزی را با باورهای ترک‌ها و عرب‌ها نشان می‌داد. با این حال، با گذشت زمان، او به شدت رادیکال و سکولار شد و به صورت علنی روحانیون را به دلیل استفاده از قدرت خود برای بهره‌کشی از فقرا از طریق ایجاد ترس محکوم می‌کرد. او با فاصله گرفتن از مواضع جادید و پذیرش جهان‌بینی لنینیستی، در نهایت به ریاست انجمن بی‌خدایان ازبکستان (Xudosizlar jamiyati) رسید، که بخشی از انجمن بی‌خدایان مبارز شوروی بود.[۶۳]

میراث

پس از مرگ حمزه، دولت تلاش کرد تا نام شاه مردان را به «حمزه آباد» تغییر دهد، اما این نام هرگز چندان رواج نیافت.[۶۴]مجسمه‌هایی از او در سراسر جمهوری سوسیالیستی ازبکستان نصب شد. برای گرامیداشت یاد او، در سال ۱۹۶۷، کمیته مرکزی حزب کمونیست ازبکستان جایزه دولتی حمزه را برای تقدیر از دستاوردهای برجسته در زمینه ادبیات، هنر و معماری تأسیس کرد.[۶۵]بسیاری از مؤسسات در ازبکستان، از جمله ایستگاه متروی تاشکند (که در ۲۰۱۵ بازنامگذاری شد)، تئاتر دولتی درام ازبکستان،[۶۶]همچنین مدارس، باشگاه‌ها، مزارع و خیابان‌ها به نام او نام‌گذاری شدند.[۶۷][۶۸] در سال ۱۹۸۹، یک سکه شوروی با تصویر حمزه به مناسبت صدمین سالگرد تولد او منتشر شد.[۶۹]

تصویر نیازی روی یک سکه یادبودی شوروی ۱۹۸۹
بنای یادبود حمزه حکیم‌زاده نیازی در حیاط خانه‌موزه شاعر در شهر خوقند واقع شده است.

حمید عالی‌جان شعر «شاه مردان» را برای گرامیداشت حمزه سرود. [۳۸]حمزه به عنوان شخصیت اصلی در فیلم حمزه ساخته ۱۹۶۰ به کارگردانی زاهد سابیتوف به تصویر کشیده شد، که در آن عالِم خوجایف نقش او را بازی کرد،[۷۰]و بعدها در سریال تلویزیونی جاده‌های آتشین، که الماس علی‌خوجایف نقش او را بر عهده داشت.[۷۱]کامل یاشین که بارها دربارهٔ حمزه در روزنامه‌های شوروی می‌نوشت و در نگارش فیلمنامه «راه‌های آتشین» مشارکت داشت، همچنین یک رمان دو جلدی دربارهٔ او نوشت که جلد اول در ۱۹۷۹ و جلد دوم در ۱۹۸۰ منتشر شد.[۷۲]ادیب خالد در کتاب خود «سیاست اصلاح فرهنگی مسلمانان: جَدیدیسم در آسیای مرکزی» (۱۹۹۸) نوشت که تصور تاریخ ادبیات مدرن آسیای مرکزی بدون نیازی دشوار است.

ادوارد آل‌ورث معتقد بود که حمزه در مرگش برای شوروی‌ها مفیدتر بود، زیرا مرگش به روایت یک شهید شوروی کمک کرد. [۴۳]برخی حتی ادعا کردند که اگر حمزه در ۱۹۲۹ با سنگسار کشته نمی‌شد، احتمالاً در جریان پاکسازی بزرگ کشته می‌شد.[۷۳] با این حال، دانشگاهیان شوروی این دیدگاه را رد کردند و به فعالیت‌های حمزه در طول زندگی برای پیشرفت اجتماعی اشاره کردند.[۷۴] بسیاری از جَدیدهای پیشین که حمزه با آن‌ها همکاری نزدیکی داشت، مانند صدرالدین عینی،[۱۸] پس از مرگ جوزف استالین زنده ماندند.[۷۵][۷۶]

اگرچه حمزه در جمهوری سوسیالیستی ازبکستان به عنوان یک قهرمان مردمی شناخته می‌شد، اما در ازبکستان مستقل از شوروی توجه و بزرگداشت او به مراتب کمتر شده است.[۷۷]بسیاری از مکان‌ها و مؤسساتی که در دوران شوروی به نام او نامگذاری شده بودند، پس از استقلال دوباره تغییر نام یافتند.[۷۸]کمی پس از استقلال ازبکستان در ۱۹۹۱، جایزهٔ دولتی حمزه منحل شد. در سال ۲۰۰۱، تئاتر دولتی درام که به نام حمزه بود، نام او را از عنوان خود حذف کرد و در سال ۲۰۱۵، ایستگاه متروی تاشکند که به نام او بود به نووزا تغییر نام یافت.[۷۹]

جستارهای وابسته

منابع

  1. "Hamza Hakimzoda Niyoziy". Ensiklopedik lugʻat (به ازبکی). Vol. 2. Toshkent: Oʻzbek sovet ensiklopediyasi. 1990. p. 515. 5-89890-018-7.
  2. 1 2 Khalid 1999, p. 97.
  3. Звезда Востока: орган Союза советских писателей Узбекистана (به روسی). Объединенное изд-во «Кзыл Узбекистан « «Правда Востока» и «Узбекистони суркх». 1985. p. 182.
  4. Malcolmson 1995, p. 212–213.
  5. Zotov, A. N. (1963). Города Ферганской долины: краткий справочник (به روسی). Gos. izd-vo Uzbekskoǐ SSR.
  6. Weber, Gutsche & Rollberg 1977, p. 201.
  7. Исмоил Гаспринский ва Туркистон (به روسی). "Шарқ" нашриёт-матбаа. 2005.
  8. Qosimov, Begali (2004). Миллий уйғониш даври Ўзбек адабиëти (به ازبکی). Маънавият.
  9. Узбекский язык и литература (به روسی). "ФАН" науке. 1973.
  10. Экономика и жизнь (به روسی). Редакция журнала. 1974.
  11. Vitkovich, Viktor (1954). A Tour of Soviet Uzbekistan (به انگلیسی). Foreign Languages Publishing House.
  12. Central Asian Review (به انگلیسی). Central Asian Research Centre. 1954.
  13. Karimov, Naim (2005). "Hamza Hakimzoda Niyoziy". Oʻzbekiston milliy ensiklopediyasi (به ازبکی). Toshkent: Oʻzbekiston milliy ensiklopediyasi.
  14. Safarov, Okhunzhon; O'rayeva, Darmon; Qurbonova, Manzila (2007). O'zbekiston xalqlari etnografiyasi va folklori: kasb-hunar kollejlarining madaniyat va san'at yo'nalishida ta'lim oluvchi talabalar uchun darslik (به ازبکی). "O'qituvchi" nashriyot-matbaa ijodiy uyi. ISBN 978-9943-02-104-4.
  15. 1 2 Bat, Lydia (1954). "Poet of the Uzbek People". Soviet Literature. Foreign Languages Publishing House (3): 131–134.
  16. Жизнь и творчество Хамзы Хаким-заде Ниязи: материалы для выставки в школе и детской библиотеки: альбом (به ازبکی). Ўқитувчи. 1989.
  17. Kamp 2011, p. 281.
  18. 1 2 Bibliotekar' (به روسی). Goskulʹtprosvetizdat. 1983.
  19. Olcott, Martha Brill (2012). In the Whirlwind of Jihad (به انگلیسی). Brookings Institution Press. ISBN 978-0-87003-301-8.
  20. Узбекская Советская Социалистическая Республика (به روسی). Глав. ред. Узбекской сов. энциклопедии. 1981.
  21. Под знаменем ленинизма (به روسی). Радянська Україна. 1972.
  22. Berdnikov, Georgy (1983). История всемирной литературы в девяти томах (به روسی). Изд-во "Наука". ISBN 978-5-02-011423-4.
  23. 1 2 3 Malcolmson 1995, p. 213.
  24. Ниёзий 1989, p. 253.
  25. 1 2 "Память о Хамзе". Письма о Ташкенте (به روسی). 2022.
  26. Ниёзий 1989, p. 356.
  27. Қаюмов, Лазиз (1973). Ҳамза (به Uzbek). Tashkent: Ёш гвардия нашриёти. p. 260.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (link)
  28. Nikolaeva, Elvira; Nikolaev, Ippolit; Lavrinenko, Tatyana (1996). Мой Узбекистан: материалы для чтения в начальных классах школ с русским языком обучения (به روسی). Ўқитувчи. ISBN 978-5-645-02658-5.
  29. История Самарканда: С древнейших времен до Великой Октябрьской социалистической революции (به روسی). Fan. 1969.
  30. Fazylkhodzhaev, Kadyr (1968). Одна Родина, одна судьба: (К истории дружбы узб. народа с братскими народами СССР) (به روسی). Uzbekistan.
  31. Weber, Gutsche & Rollberg 1977, p. 200.
  32. Adle 2005, p. 199.
  33. Новое в жизни, науке, технике: Литература и искусство. VI Серия (به روسی). Знание. 1964.
  34. I. M. Mŭminov nomidagi Falsafa va ḣuquq instituti (1963). История Советского государства и права Узбекистана: 1924-1937 гг (به روسی). Изд-во Академии наук Узбекской ССР.
  35. В мире книг (به روسی). Книга. 1979.
  36. Northrop 2016, p. 180.
  37. 1 2 Zotov, Aleksandr; Raimov, Tursun (1965). Города Узбекистана (به روسی). Узбекистан.
  38. 1 2 3 Malcolmson 1995, p. 215.
  39. 1 2 3 Bazarov, U.B. (1960). Идейные основы творчества Хамзы Хаким-заде Ниязи [The ideological foundations of the work of Hamza Hakim-zade Niyazi] (به روسی). Изд-во Академии наук Узбекской ССР.
  40. Vitkovich, Viktor (1951). Путешествие по Советскому Узбекистану (به روسی). Молодая гвардия.
  41. Знамя (به روسی). Гослитиздат. 1983. p. 107.
  42. Qori-Niyoziy, Toshmuhammad (1958). Socialist Culture of Uzbek People. Oriental Literature Publishing House. p. 43.
  43. 1 2 Allworth 1964, p. 122.
  44. 1 2 3 Malcolmson 1995, p. 214.
  45. Northrop 2016, p. 141.
  46. Литературное обозрение [Literary review] (به روسی). Izd-vo "Pravda.". 1983.
  47. Hojimatov, J. (1986). Ўзбек совет адабиётида сатира: ўқув қўлланмаси (به ازبکی). SamDU nashri.
  48. Hrozný, Bedrǐch (1970). Archiv Orientální (به انگلیسی).
  49. Universitate și cultură: volum dedicat profesorului Andrei Marga cu ocazia împlinirii vârstei de 60 de ani [University and culture: volume dedicated to Professor Andrei Marga on the occasion of his 60th birthday] (به انگلیسی). Presa Universitară Clujeană. 2006. ISBN 978-973-610-433-6.
  50. Sodiq, Sanzhar (2006). Янги ўзбек адабиёти тарихий: олий ўқув юртларининг сиртқи бўлимлари учун дарслик (به ازبکی). Ўзбекистон Республикаси Олий ва ўрта махсус таълим вазирлиги.
  51. Qayumov, Laziz (1989). Ҳамза: ижтимоий ва ижодий фаолияти ҳақида илмий-бадиий лавҳалар (به ازبکی). Yosh Gvardiya. ISBN 978-5-633-00213-3.
  52. Sobirov, T. (1963). Комил Яшининг ижодий йўли (به ازبکی). Ўзбекистон ССР фанлар академияси нашриëти.
  53. Sulton, Izzat (1986). Адабиëт назарияси (به ازبکی). Ўқитувчи.
  54. Turapova, A. (1990). Ҳамза Ҳакимзода Ҳиëзий, 1889-1929: адабиëтлар қўрсатқичи (به ازبکی). Алишер Навоий номидаги Ўзбекистон жумхуриятининг миллий кутубҳонаси.
  55. Vladimirova, Ninel (1990). Хамза и современность (به روسی). Fan. p. 67. ISBN 978-5-648-00356-9.
  56. Zufarov, Komiljon, ed. (1980). "Ҳамза Ҳакимзода Ниёзий". Ўзбек совет энсиклопедияси (به ازبکی). Vol. 14. Tashkent: Uzbek Soviet Encyclopedia Publishing House. pp. 365–367.
  57. Toshkanov, S. (1987). Ўзбек совет адабиëтида сатирик ҳарактер проблемаси [The problem of satirical character in Soviet Uzbek literature] (به ازبکی). Ўзбекистон ССР "Фан" нашриëти.
  58. Sturman, Janet, ed. (2019). The SAGE International Encyclopedia of Music and Culture. SAGE Publications. p. 1869. ISBN 978-1-4833-1774-8.
  59. Suleymanov, Sh. (1939). "Хамза Хаким-заде — певец революции" [Hamza Hakim-zade — Singer of the Revolution]. Guliston (5): 14.
  60. Khalid, Adeeb (2007). Islam After Communism: Religion and Politics in Central Asia (به انگلیسی). University of California Press. ISBN 978-0-520-24204-3.
  61. Allworth 1964, p. 61.
  62. MacFadyen 2006, p. 90.
  63. Malcolmson 1995, p. 213–214.
  64. Научные труды Ташкентского государственного университета им. В. И. Ленина: Философские науки. Новая серия [Scientific works of the Tashkent State University named after V.I. Lenin: Philosophical sciences. New series.] (به روسی). Изд-во САГУ. 1957.
  65. Zufarov, Komiljon, ed. (1980). "Ҳамза". Oʻzbek sovet ensiklopediyasi (به ازبکی). Vol. 14. Toshkent: Oʻzbek sovet ensiklopediyasi. pp. 367–368.
  66. Karimov, R. (1982). Партийное руководство развитием культуры Узбекистана (به روسی). Uzbekistan.
  67. Bat, Lydia (1949). "Хамза Хаким-заде Ниязи". Ogonyok (به روسی) (36): 25.
  68. Karimov, Naim. "Hamza Hakimzoda Niyoziy (1889-1929)". Ziyouz (به ازبکی). Archived from the original on 5 March 2016. Retrieved 9 December 2014.
  69. Larin-Podolsky, Igor (2014-03-19). Монеты СССР. Большая иллюстрированная энциклопедия [Coins of the USSR. The Great Illustrated Encyclopedia] (به روسی). Litres. ISBN 978-5-457-56040-6.
  70. Feldman, Yakov (1963). Алим Ходжаев (به روسی). Гос. изд-во худож. лит-ры. p. 29.
  71. Vyatsky, Gennady (1983). "Каким он был, Хамза". Ogonyok (به روسی) (19): 18.
  72. Краткая Российская энциклопедия (به روسی). Vol. 3. Большая Российская энциклопедия. 2003. p. 926. ISBN 978-5-329-00654-4.
  73. Khalid 2015, p. 363.
  74. Laziz Qayumov (1976). "Тщетные усилия фальсификаторов". Voprosy literatury. pp. 203–211.
  75. Khalid 2015, p. 53.
  76. Abdullaev, Kamoludin; Akbarzaheh, Shahram (2010). Historical Dictionary of Tajikistan (به انگلیسی). Scarecrow Press. p. 22. ISBN 978-0-8108-6061-2.
  77. Roy, Olivier (2000). The New Central Asia: The Creation of Nations (به انگلیسی). NYU Press. p. 165. ISBN 978-0-8147-7609-4.
  78. "Узбекский Национальный академический драмтеатр отметит 100-летие". gazeta.uz (به روسی). 22 January 2014.
  79. "Two metro stations renamed in Tashkent". Газета.uz. 2015-06-16. Archived from the original on 2015-08-12. Retrieved 2015-06-16.

کتاب‌شناسی

برای مطالعهٔ بیشتر

پیوند به بیرون