زبان هوزی
| خاستگاه | جنوبغرب ایران؛ خوزستان |
|---|---|
| وضعیت | از میان رفته |
| دوره | از حدود ۲۸۰۰ سال پ.م تا سدهها پس از ظهور اسلام |
| خط | خط میخی ایلامی |
| شباهت به | شوشتری[۱]، دزفولی
(بر اساس منابع نیمه رسمی) |
| خانواده زبانی |
|
| کد زبان | (ثبتنشده) |
زبان هوزی یا خوزی، زبان مردمی بوده است که در دوران باستان (از دوره ایلامیها تا سالهای بسیار پس از ورود اسلام به ایران)، در استان سوزیانا (خوزستان امروزی) زندگی میکردند. نام این مردم، در فارسی باستان به شکل اووَجَه (uvaja) و اووْجَه (uvja) و یا اوزی (Uxii) و توسط مورخهای یونانی به شکل اوکزی یا اوکسی (Ouxioi) و توسط عربها به شکل هوزی (Huzi) ثبت شده است، و امروزه این زبان را بهشکل «زبان هوزی» و در برخی منابع، به شکل «زبان خوزی» خطاب میکنند.[۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸]
هوزیها، که به احتمال زیاد، از بازماندگان ایلامیها بودهاند،[۹][۱۰] مردم بومی استان خوزستان بودهاند و زبان هوزی تا دورهٔ ساسانیان[۳] و حتی تا سدهها بعد از حمله و سلطهٔ مسلمانها به ایران، زبانِ رایج در خوزستان بوده است. نام استان خوزستان (هوزیستان) و شهرهایی مانند اهواز و هویزه، یادآور حضور تاریخی این قوم و زبانشان در منطقه است.[۱۱][۱۲]

ریشه یابی آکادمیک
ژیلبر لازار با استناد به روایتی که کتاب الفهرست، از سخن ابن مقفع داشته است، میگوید که ایرانیان در اواخر دوره ساسانی ۵ زبان داشتند[۱۳]:
- پهلوی؛ که زبان سرزمین فهلهاست یعنی ماد قدیم یا جبال مسلمانان.
- دری؛ زبان پایتخت (تیسفون یا مدائن).
- پارسی؛ زبان موبدان و علما.
- زبان هوزی؛ که در هوزیستان رایج بود.
- سریانی؛ که در سواد بدان صحبت میکردند.
درحالی که برخی زبان شناسها اتفاق نظر دارند که دو زبان هوزی و سریانی، ایرانی نمیباشند!
بطورمثال، به گفته لازار، منابع تاریخی قرون نخستین اسلامی، تصویر کلی از زبانهای ایران به ما نشان نمیدهند. بر اساس گردآوردی اطلاعات پراکنده از جغرافیدانها و مورخها، گفته میشود که زبان هوزی حتی با الفبای عربی قابل نگاشتن نبود.[۱۳]
برتولد اشپولر زبان رایج استان خوزستان را زبان خوزی دانسته و مینویسد: «بنا به اقرار آشکارای اهل آن عصر، نه به زبان پارسی ارتباط مستقیمی داشته است، و نه به زبان عربی، حتی الفبای عربی برای تلفظ و نگارش آن کافی نبوده است، و خطا نیست که این لهجه را از بقایای زبان ایلامی به حساب آوریم».[۱۴][۱۵]
بنابرگفته مینورسکی و «سوات سوجک»، احتمال دارد که خوزیها از نسل ایلامیها بوده باشند.[۱۶][۱۷] تا چند سده بعد از فتح خوزستان توسط مسلمانها، زبان محلی مردم خوزستان، زبان هوزی بودهاست. به نقل از کتاب مسالک الممالک:
بیشتر آنها میتوانند فارسی و عربی صحبت کنند ولی آنها زبان خودشان را دارند(لسان خوزیان) که نه عبری است و نه سریانی و نه فارسی[۱۷]
ابن حوقل هم میگوید که با وجود زبان عربی و فارسی، خوزیها به زبان دیگری سخن میگویند که نه سریانی است و نه عبری.[۱۸]
ابن مقفع در مورد زبان هوزی آورده است:
خوزی، زبانی بود که با آن شاهان و امیران در خلوت و هنگام بازی و خوشی با پیرامونیان خود سخن می گفتند.[۱۹]
- ریچارد فرای میگوید جغرافیدانهای سده ۱۰ میلادی که به زبان عربی مینوشتند، از وجود زبان هوزی در کوهستان زاگرس خبر دادند که ادامه زبان باستان ایلامی تفسیر شدهاست.[۲۰]
- «مهدی مرعشی» مینویسند: نویسنده احسن التقاسیم گفتهاست که آنها (هوزی زبانها) کمی از زبان عربی و فارسی را مخلوط کردهاند.
- برای مثال، آنها میگویند: «این کتاب وصله کن»، "این کار قطعه کن (تمام کن)".
- آنها به خوبی عربی و فارسی را استفاده میکنند و پیچیدگی و کشیدگی در انتهای کلماتشان در گفتگو کردن، وجود دارد.[۲۱]
- به گفته مارتین هاوگ: زبان خوزی بهاحتمال زیاد زبان درجه دوم در حکاکیهای سنگی توسط هخامنشیان است.[۲۲]
آثار احتمالی باقیمانده
نمونههایی از واژگان باقیمانده از زبان هوزی که در گویشهای دزفولی و شوشتری مشاهده میشوند، به شرح زیر است:[۲۳][۲۴][۲۵][۱]
- تَرَه (tara): میتواند
- نَترَه (natara): نمیتواند
- خَسی (khasi): مادر شوهر/مادر زن
- خواهر (khaar): خواهر (در این واژه، شباهت با فارسی دیده میشود)
- بِرار (beraar): برادر (شباهت با فارسی و لری)
- پِیا (piyaa): مرد
- مِیرَه (mera): شوهر
- اَفتو (afto): آفتاب
- اُو (o): آب
- پَسین (pasin): بعد از ظهر
- ایسُون (isoon): اکنون
- کُلمِجور (kolmejoor): کاوش و جستجو
- خُفتیدن (khoftidan): خوابیدن
- وِرسیدن (versidan): بلند شدن/برخاستن
- چاس (chaas): ناهار
- شَک (shak): تکان و لرزش
پانویس
- 1 2 پارسی پور، محمدعلی. مثل شوشتری یا متل خوزی. ج. ۲ جلد. شهر علم.
- ↑ Bladel, Kevin T. Van. "The Language of the Xūz and the Fate of Elamite". Journal of the Royal Asiatic Society (به انگلیسی). 31 (3): 447–462. doi:10.1017/S1356186321000092. ISSN 1356-1863.
- 1 2 Bosworth, “AHVĀZ”, Iranica, 1: 688–691.
- ↑ «اهواز» - بخش اول: نام گذاری و تاریخ، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
- ↑ The new encyclopaedia Britannica, Volume 1 Encyclopaedia Britannica, inc, ISBN 0-85229-605-3, 9780852296059 Edition 15 Publisher Encyclopaedia Britannica, 1995 ISBN 0-85229-605-3, 9780852296059و Page 169
- ↑ The empire of the Mahdi, Part 1, Volume 26, page 5, Heinz Halm, Michael Bonner, Translated by Michael Bonner, Publisher: BRILL, 1996, ISBN 90-04-10056-3, 9789004100565و Length 452 pages
- ↑ Lockhart, “AL-AHWĀZ”, EI, 1: 305.
- ↑ «ARRIAN» (به انگلیسی). Encyclopaedia Iranica. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۱-۱۸.
- ↑ Arabistan or Khuzistan" Svat Soucekو Iranian Studies Vol. 17, No. 2/3 (Spring - Summer, 1984), pp. 195-213 (article consists of 19 pages) Published by: Taylor & Francis, Ltd. on behalf of International Society for Iranian Studies Stable URL: http://www.jstor.org/stable/4310441"
- ↑ The Tribes of Western Iran V. Minorsky The Journal of the Royal Anthropological Institute of Great Britain and Ireland Vol. 75, No. 1/2 (1945), pp. 73-80 (article consists of 11 pages) Published by: Royal Anthropological Institute of Great Britain and Ireland Stable URL: http://www.jstor.org/stable/2844282
- ↑ پرتوی بر اهواز کهن از هنگام متون ساسانی و اسلامی و حدسی در باب مکان رام اردشیر ساسانی (PDF). روح الله مجتهدزاده.
- ↑ R.M.SAVORY,"khuzistan",Encyclopedia of islam,vol ۵,page 80,brill,1986
- 1 2 LAZARD، «THE RISE OF THE NEW PERSIAN LANGUAGE»، THE Cambridge history of iran، 598-599.
- ↑ Soucek, “Arabistan or Khuzistan”, 195–213.
- ↑ اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ۴۳۹-۴۴۰.
- ↑ Minorsky، The Tribes of Western Iran، 73-80.
- 1 2 Soucek، Arabistan or Khuzistan، 195-213.
- ↑ Potts، The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State، 415.
- ↑ خالقی مطلق، سرگذشت زبان فارسی، 76 تا 87.
- ↑ Frye، The history of ancient Iran، 27.
- ↑ Marashi، Persian studies in North America: studies in honor of Mohammad Ali Jazayery، 266.
- ↑ Haug، Essay on the Pahlavi language. From the Pahlavi-Pazand glossary، 36.
- ↑ «"ضربالمثلهای شوشتری" منتشر شد». www.isna.ir. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۷-۲۰.
- ↑ خدایی، محمدزمان. ضرب المثلهای شوشتری. صص. ۳۰۶. شابک ۹۷۸۹۶۴۸۷۳۵۵۶۷.
- ↑ «Wayback Machine» (PDF). sharghnewspaper.ir. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۸-۲۸.
منابع
- اشپولر، برتولد (۱۳۶۴). تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی. ج. ۱. ترجمهٔ جواد فلاطوری. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
- خالقی مطلق، جلال (۱۳۶۸). «سرگذشت زبان فارسی». فصلنامه ایران شناسی. بنیاد مطالعات ایران. بهار (۱): ۷۶ تا ۸۷. دریافتشده در ۲۷ مه ۲۰۲۳.
- Frye, Richard Nelson (1984). The history of ancient Iran (به انگلیسی). p. 27.
- Haug, Martin (1870). Essay on the Pahlavi language. From the Pahlavi-Pazand glossary (به انگلیسی). p. 36.
- LAZARD, G (2008). "THE RISE OF THE NEW PERSIAN LANGUAGE". THE Cambridge history of iran (به انگلیسی). Vol. 4. New York: Cambridge University Press.
- Marashi, Mehdi (1994). Persian Studies in North America: Studies in Honor of Mohammad Ali Jazayery (به انگلیسی). p. 552.
- Minorsky، V (۱۹۴۵). «The Tribes of Western Iran». The Journal of the Royal Anthropological Institute of Great Britain and Ireland. ۷۵ (۱/۲): ۷۳–۸۰. دریافتشده در ۲۷ مه ۲۰۲۳.
- Potts, D. T (1999). The Archaeology of Elam: Formation and Transformation of an Ancient Iranian State (به انگلیسی). New York: Cambridge University Press.
- Soucek، Svat (۱۹۸۴). «Arabistan or Khuzistan». Iranian Studies. ۱۷ (۲/۳): ۱۹۵–۲۱۳. دریافتشده در ۲۷ مه ۲۰۲۳.