گویش دزفولی

دزفولی
دسفیلی
زبان بومی در ایران
استان خوزستان
منطقهشهرستان دزفول
شمار گویشوران
۳۴۰٬۰۰۰ (همراه با گویش شوشتری)[۱]  (۲۰۲۲)[۲]
کدهای زبان
ایزو ۳–۶۳۹def
گلاتولوگdezf1239[۳]

گویش دزفولی گویشی از زبان فارسی و زیرمجموعهٔ زبان‌های ایرانی جنوب غربی است. به این گویش در استان خوزستان توسط شهروندان بومیِ شهر دزفول در شمال استان خوزستان صحبت می‌شود. گویش شوشتری نزدیک‌ترین گویش به گویش دزفولی به‌شمار می‌رود.[۴][۵]

وابستگی زبانی

در خصوص وابستگی زبانی، منابع مختلف دزفولی را گویشی از زبان فارسی دانسته‌اند.[۶][۵][۷][۸][۹] فهرست لینگوییست گویش شوشتری-دزفولی را مستقل از زبان فارسی و لری دسته‌بندی کرده[۱۰] انتولوگ نیز دزفولی را زبان مستقل می‌داند.[۱۱] گرنوت ویندفور آن را زیر مجموعه زبان فارسی می‌داند[۱۲] گلاتولوگ گویش‌ دزفولی را گویشی از زبانی به نام دزفولی-شوشتری می‌داند[۱۳] که در کنار زبان لری در دسته‌ای به نام لری-دزفولی قرار می‌گیرد و ضمن جدا بودن از زبان لری و فارسی نو، موقیت مشابه‌ای با زبان لری دارند.[۱۴] همچنین گلاتولوگ گویش‌های ایرانی غربی نو را در کنار زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه)، در دسته‌ای به نام فارسی میانه-نو قرار می‌دهد.[۱۵]

کالین مک‌کینون در دانشنامه ایرانیکا گویش شوشتری-دزفولی را گویشی از زبان فارسی و نزدیک به زبان لری معرفی می‌کند.[۱۶][۱۷][۱۸] در مقاله گویش‌های خوزستان، ایرانیکا گویش دزفولی-شوشتری و بختیاری را متعلق به مربوط گروه جنوبی از زبان لری می‌داند.[۱۹]

گروه زاگرس، که گروه لری نیز نامیده می‌شود از شاخۀ ایرانیِ جنوب‌ غربی است و بخش‌های کوهستانی استان خوزستان را در بر می‌گیرد. شوشتری و دزفولی از دیگر گونه‌های موجود در خوزستان هستند که از نظر زبان‌شناسی به گروه زاگرس شباهت دارند، اما به‌دلیل ویژگی‌هایی که نتیجه‌ی تماس با عربی است، از این گروه متمایز می‌‎شوند.[۲۰] ایران اطلس گویش شوشتری، دزفولی و گویش‌های منطقه فارس نظیر دوانی را در این گروه طبقه‌بندی می‌کند.[۲۱]

برخی دیگر از منابع نیز گویش دزفولی را از بازمانده‌های زبان پارسی میانه معرفی می‌کنند که از نظر ترکیب کلمات با سایر گویش‌های ایرانی جنوب غربی ازجمله گویش شوشتری همسان می‌باشد و از لحاظ لهجه و تلفظ اندکی متفاوت است.[۲۲]

گویش دزفولی در نگاشته‌ها و رسانه‌ها

محمدتقی ناهیدی دزفولی، شاعر دزفولی، دارای سروده‌هایی به گویش دزفولی است. از میان شاعران امروزی که به گویش دزفولی سروده‌اند می‌توان عظیم محمودزاده سراینده و پژوهشگر دزفولی را نام برد. از نوشته‌های محمودزاده می‌توان کتاب‌های «فرهنگ لغت دزفولی» و «کُلمِجور» که دربرگیرنده واژگان دزفولی به همراه برگردان فارسی معیار آن‌ها می‌باشند را نام برد. همچنین چندین کتاب دیگر دربارهٔ واژگان و لالایی‌ها و سروده‌های دزفولی به‌دست چاپخانهٔ افهام در این شهر به چاپ رسیده‌است.[۲۳][۲۴]

احمد محمود داستان‌نویس نامی با درنگریستن به این که از پدر و مادری دزفولی زاده شده بود برخی ساختارها و واژگان دزفولی را در نوشته‌هایش به کار گرفته‌است. برای نمونه در رمان همسایه‌ها و نیز مدار صفر درجه جابه‌جا واژگان و ساختارها و سروده‌های دزفولی به کار برده‌است،[۲۵] رادیو دزفول که در آغاز به «فارسی معیار» برنامه پخش می‌کرد از سال ۱۳۷۸ برای گسترش فرهنگ دزفولی به پخش برنامه‌هایی به گویش دزفولی پرداخته‌است.[۲۶] پیش از این نیز در پاره‌ای از زمان‌ها سیمای خوزستان به پخش ترانه‌ها و نمایش‌های تلویزیونی با گویش دزفولی پرداخته‌است.[۲۷]

نمونه

داستانی به گویش دزفولی

دختر رَف دَم درِ قصر در زَنَد. کنیزِ درَ گُشید گُف چِتَه؟ دختر گف: عیالِه نَخِه؟ کنیز گف: وا روُام بی‌بیَ گُوُم! کُتِه وِیس تا آیُوم!

رَف بی‌بیَ گف. تَمَگُا بی‌بی دخترَ اَ مِه دَریزَه ببینه. اَگِنَه عیالِه نخاسن. تا کنیز گف بی‌بی گف: وابینُمش.

دختر اومَّه. سلام کُرد. بی‌بی گف: علیک سلام. سی چِه مَخی عیالِ بوی؟ دختر گف بی کسِ کیزُم.

بی‌بی گف: خاب. بیُو رو مِی مَطبخ. دختر رَف اَقدَه رنگین بید ور عیالِ نَم برد. بعد چن ماه دختر مَخاس بار وَنه. بی‌بی قَپی لباس خوب بچِه چلَّه دُرُس کُرد. دختر بار وند. خدا کُوَاکِ داش لِفِ ماه شو چهارده. یَه بال طِلا زیر کلِ راسِش یه بال نقرَه زیر کل چپش. بی‌بی گف: حقا حق تَمَگُوا دلُم دونِس که ای یان عیالِ نِی. ای یان زونِه شاه پریون! اما قصَّه نکُرد. بعد مدتها برارِش اومَّه ممونی خونه شون. کواک کوچکه خِت خِت کُرد اومَّه تو. بی‌بی به بِرارِش گف: بِرارُم چه بگویی؟ برار شصتش خبردار بیس. به غلوم گف: غلوم چا او دختر کشتی؟ غلوم گف: قبله عالم اَر کشی یا هِلی! نه! دخترَ اوُردُم مِه قصر بی‌بی. خلاصه چه عاجزِت کنم، شاه پریون زند قد بچَه و زونَه بردشون به قصر خودش. نشسِّن ناز نعمت تاج دولت. مَتَلم چه بید، دسه گُل بید!

دختر رفت دَم درِ قصر در بزند. کنیزی در را گشود و گفت: چه می‌خواهی؟ دختر گفت: خدمتکار نمی‌خواهید؟ کنیز گفت: صبر کن، باید بروم به بی‌بی بگویم. کمی صبر کن تا بیایم.

کنیز رفت تا از بی‌بی بپرسد. بی‌بی، که دختر را از پنجره دیده بود، گفت: به او بگو بیاید تا ببینمش.

دختر آمد، سلام کرد. بی‌بی گفت: علیک سلام. چرا می‌خواهی خدمتکار شوی؟ دختر گفت: هیچ کس و کاری ندارم!

بی‌بی گفت: خوب، بیا برو به مطبخ. دختر آنقدر زیبا بود که به خدمتکار نمی‌بُرد. بعد از چند ماه موقع زایمان دختر شد. بی‌بی تعداد زیادی لباس نوزاد آماده کرد. دختر زایمان کرد و پسر زیبایی چون ماه شب چهارده به دنیا آورد. یک بال طلا زیر دست راست و یک بال نقره زیر دست چپش داشت. بی‌بی گفت: من می‌دانستم که این دختر کنیز نیست؛ زن شاه پریان است! اما حرفی نزد.

بعد از مدت‌ها، برادر بی‌بی (شاه پریون) به مهمانی بی‌بی آمد. پسر کوچک به نزدِ شاه پریان آمد. بی‌بی گفت: برادر، نظرت چیست؟ شاه پریان شک کرد. به غلام گفت: غلام، آن دختر را که به صحرا بردی، کُشتی؟

غلام گفت: قبلهٔ عالم! اگر مرا بکُشی یا آزادم کنی حقیقت را می‌گویم! نه! دختر را به قصر بی‌بی آوردم. شاه پریان فهمید که آن پسر و دختر، بچه و زن او هستند. پس آنها را به قصر خود برد و در ناز و نعمت زندگی کردند.[۲۸]

نمونه‌های واژگان

نمونه‌هایی از واژگان گویش دزفولی و مقایسهٔ آن‌ها با فارسی معیار، لری خرم‌آبادی، و بختیاری.[۲۹]

فارسیدزفولیخرم‌آبادیبختیاری
آباوآو، اُوْ آو، اَو
تکان و لرزششَـکشَـک شَک، شکنیدِن
پیچ‌خوردنپیت خوَردنپیت هه‌رده پیت خوَردن
غدّه، دملدِشبُلدومل دُمبَل، دِشبُل، فیزَر
عشقپالاعشق عشق
چشمتیهتیه تیه، تی (تلفظ قدیمی دیده فارسی)
پاشنهٔ پاگِندیکپه‌سه په سه
دماغپِتپِت پِت، نُفت، نِفت
پیشانیتیکتول تیگ
ابروبُرگبه‌رم اورو
آرنجکُلمَکمرک مِرک
ناهار، چاشتچاسنهار چاس، چاست
شامشوومشووم شووم
صبحانه، ناشتا (در اصل ناشِتاب)ناشتائه‌ناشتا ئه ناشتا
مراسم ختم، پُرسهپُرسپُرس پُرس
یواش‌یواش (آهسته)سُنگ سُنگسُنگ سُنگ سُنگ سُنگ، آستاک (تلفظ پهلوی آهسته)
بزرگگَپگَپ گَپ
اتاقتوواتاق توو
هندوانهشوومیشوومی شوومی
گریهگِریوَگِریوَ گِریوَ
آرزو (در فارسی وایه به معنای حاجت وجود دارد[۳۰])وایهوایه وایه‏، ویار
خالی (در فارسی پتی به معنی تهی وجود دارد[۳۱])پتیپتی پَتی
سر خم‌کردن، دولا شدنکُت کوردنکت بیه کُت کردن، کُت آبیدن
خرد خرد، تکه‌تکهکُت کُتکُت کُت کُت کُت، کُته کُته، لَت لَت
انگشتکِلِککِلِک کِلِک
کاهوکویکاهو کویر
گیج و خیرهگیزگِـز گیژ
عنکبوتتار بفکشیتو شیتو
لبلولو لو
سوراخسیلاسیلا سیلا
موج آبلَفولَفو لِف، لِفو
نمی‌تواندنَتَرَنه‌تونه نَتَرِه
مادرماردا دا
مادر زن یا مادر شوهرخَسیهوسیره خسی، خسیره
خواهرخوارخوار خووار، دَده
برادربِراربِرار بِرار، کاکا، گئو، گگه
مرد (در فارسی پیا به معنی مرد کامل هست[۳۲])پِیاپِیا پِیا
شوهرمِیرَمِیرَه مِیرَه
آفتاباَفتو (عّفتو)عه‌فتآو هه فتآو
پس از ظهر (در فارسی پسین نیز وجود دارد)پَسینپَسین، وراز زوهر پَسین
اینک (اکنون)، این زمانایسونایسه ایسه؛ هیسه
آن زمان (آن سان)اوسوناوسه اوسه هوسه
این سوایلاایلا ایلا
آن سواولااولا وولا
کاوش و جستجوکُلمِجورمه‌نی کرده مودی کرده
آهسته و به رو به بغل افتادنقَلَپیدنپه‌لسه پلاپل
تکان دادن، شکاندن، لرزیدن (در فارسی شکنیدن نیز وجود دارد[۳۳])شَکنیدنشَکنیدن شَکنیدن
به‌هم‌زدنشِیونیدنشِیونیدن شِیونیدن
روشن‌کردنگُلنیدنکولیدن گُلنیدن
خوابیدنخُفتیدنهوفتیه خُفتیدن‏، خُوسیدن
بلندشدن (برخاستن)وِرسیدنوِرسیدن وِریسدن (معادل بَرایستادن)
توانستنتَرِسَّنتونسه تَرِسَّن، ترِسْتِن
بیختن، جدا کردنبزنیدنجگا کرده بزنیدن، بِختِن
خُردکردن (در فارسی انجنیدن وجود دارد[۳۴])انجنیدنهیرد کرده انجنیدن؛ هیر کردن
ویران کردنرومنیدنره‌مه‌سه رومهسه
تقلاقَپِ رِیتقَپِ رِیت قپ ریت (دست و پا زدن و تقلا)

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «Atlas of the Languages of Iran». دریافت‌شده در ۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶.
  2. دزفولی در اتنولوگ (ویرایش ۱۷ام، ۲۰۱۳)
  3. Nordhoff, Sebastian; Hammarström, Harald; Forkel, Robert; Haspelmath, Martin, eds. (2013). "Dezfuli". Glottolog 2.2. Leipzig: Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology. {{cite book}}: Invalid |display-editors=4 (help)
  4. «Shushtari-Dezfuli Dialects». دانشنامهٔ ایرانیکا. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۸ نوامبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۲۰.
  5. 1 2 «KHUZESTAN viii. Dialects». دانشنامهٔ ایرانیکا. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۴.
  6. «Shushtari-Dezfuli Dialects». دانشنامه ایرانیکا. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۸ نوامبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۱۸ آگوست ۲۰۲۰.
  7. دکتر عباس امام. «دزفولی و شوشتری؛ زبان یا گویش؟». خورنا. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۱.
  8. «کاربرد کنایه در شعر محلی دزفولی». کنگره بین‌المللی زبان و ادبیات. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۳ اوت ۲۰۲۱.
  9. «تعطیل کردن غرفه مؤسسه فرهنگی دزفول‌شناسی در جشنواره وحدت اقوام». مؤسسه فرهنگی دزفول‌شناسی. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۳ اوت ۲۰۲۱.
  10. «Language Search Results». فهرست لینگوییست. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۷ اوت ۲۰۲۱.
  11. "Dezfuli Language (DEF) – L1 & L2 Speakers, Status, Map, Endangered Level & Official Use | Ethnologue Free". Ethnologue (Free All) (به انگلیسی). Retrieved 2025-04-24.
  12. Gernot Windfuhr. «The Iranian Languages».
  13. «Glottolog 5.1 - Dezfuli-Shushtari». glottolog.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۲۵.
  14. «Glottolog 5.1 - Luric-Dezfulic». glottolog.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۳-۰۹.
  15. «Glottolog 5.1 - Modern Southwestern Iranian». glottolog.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۳-۰۹.
  16. "LORI DIALECTS" (به انگلیسی). iranica. Archived from the original on 26 January 2013. Retrieved 5 February 2014.
  17. "LORI LANGUAGE ii. Sociolinguistic Status of Lori" (به انگلیسی). Iranica. Archived from the original on 23 April 2013. Retrieved 5 February 2014.
  18. "DEZFŪL" (به انگلیسی). Iranica. Archived from the original on 25 June 2019. Retrieved 5 February 2014.
  19. Foundation، Encyclopaedia Iranica. «Welcome to Encyclopaedia Iranica». iranicaonline.org (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۳-۰۹. Baḵtiāri and D-Š exhibit all the features of the Southwestern type (Sundermann, pp. 106-13), which define Persian historically. Both belong to the Southern Lori group
  20. Geomatics and Cartographic Research Centre, Carleton University. "نسخه فارسی سایت طلس زبان‌های ایران، زبان‌های اجدادی خوزستان". iranatlas.net (به انگلیسی). Retrieved 2025-05-03.
  21. Geomatics and Cartographic Research Centre, Carleton University. "تقسیم بندی زبانی ایران اطلس". iranatlas.net (به انگلیسی). Retrieved 2025-05-03.
  22. عرب، محمدحسن (۱۳۹۴). واژگان بی معادل گویش دزفولی. تهران: دارالمومنین. صص. ۱۷.
  23. "رسانه مجازی نگاه - استان خوزستان - ملا محمدتقی ناهیدی دزفولی". www.negahmedia.ir (به انگلیسی). Archived from the original on 23 October 2018. Retrieved 2018-10-23.
  24. فهرست دزفول‌شناسی کلمجور. شابک ۹۷۸۹۶۴۹۲۱۲۸۳۸. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۰ آوریل ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۳.
  25. «احمد محمود - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد». fa.m.wikipedia.org. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۱۰-۲۳.
  26. «پسین همدلی - صدا - نمایش محتوا - صدا و سیمای خوزستان». dpp.irib.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ فوریه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۲-۱۴.
  27. «خوزستون - موسیقی - نمایش محتوا - صدا و سیمای خوزستان». ahwaz.irib.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۲-۱۴.
  28. «قصه‌ای به گویش دزفولی: داستان نارنج طلا (۲)». انسان‌شناسی و فرهنگ.
  29. کرم علیرضایی، ساخت آوایی و دستور زبان لری، ۲۵۱.
  30. «فرهنگ فارسی معین». بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۱.
  31. «لغت‌نامهٔ دهخدا». بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۱.
  32. «فرهنگ فارسی عمید». بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۱.
  33. «شکنیدن». لغت‌نامهٔ دهخدا. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۱.
  34. «لغت‌نامهٔ دهخدا». بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۱.

منابع

  • علیرضایی، کرم (۱۳۹۷). ساخت آوایی و دستور زبان لری. تهران: پازینه. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۸۰-۱۱۱-۲.

Colin, Mackinnon. «"Dezful ii. DEZFŪLĪ AND ŠŪŠTARĪ"». Encyclopaedia Iranica Online.