دشت ارژن
دشت ارژن | |
|---|---|
![]() | |
![]() دشت ارژن موقعیت شهر شیراز روی نقشه ایران | |
| مختصات: ۲۹°۳۷′ شمالی ۵۱°۵۷′ شرقی / ۲۹٫۶۱۷°شمالی ۵۱٫۹۵۰°شرقی | |
| کشور | |
| استان | فارس |
| شهرستان | شیراز |
| بخش | بخش ارژن |
دشت ارژن دشتی در شهرستان شیراز، ایران است که میان شیراز و کازرون قرار دارد.
جغرافیا
این دشت در کنار ارتفاعات جنوبی زاگرس قرار دارد و دریاچه ارژن یکی از مناطق دیدنی آن است. ارتفاع دشت در حدود ۲۰۵۰ متر از سطح دریا، و ارتفاع خود روستا به علت قرار گرفتن در ارتفاعات زاگرس و فراز و نشیبهای آن به ترتیب از ۲۰۶۰ متر تا ۲۲۴۰ اوج میگیرد.
زیستبوم
در گذشتهٔ نه چندان دور این دشت مأوای حیواناتی همچون شیر ایرانی و آهو بوده که با از بین رفتن نیزارهای اطراف دریاچه و تبدیل آنها به اراضی مزروعی زیستگاه مناسب زاد و ولد شیر از بین برده شده و باعث منقرض شدن نسل این شیر گردیدهاست.
وجه تسمیه
کلمه ارژن تغییر یافته کلمه ژیان به معنای شیر ایرانی است.آثار باستانی و کتیبههای معروف تنگ شاپور در شمال غربی این دشت قرار دارد.[۱][۲]
مناطق گردشگری
دریاچه دشت ارژن، آبشار چرو نیز یا آبشار ارژن و دریاچه پریشان از دیگر جاذبههای گردشگری دشت ارژن هستند.[۳]
مردمشناسی
مردم این منطقه از اقوام کهمرهای، قشقایی و لر[۴]میباشند. زبان مردم این نواحی نیز کهمرهای و ترکی و لری جنوبی و لری بختیاری میباشد.[۵][۶]
به نوشته کلنل چریکوف نماینده دولت روسیه در زمان قاجار پانصد خانوار از ایل بختیاری در دشت ارژن سکونت داشتند.[۷]
پوشش گیاهی
پوشش گیاهی و درختان موجود در دشت ارژن شامل درختان بلوط، زالزالک و بادام است. در فصلهای سرد سال، زمین این منطقه پوشیده از گلهای نرگس است.
نگارخانه

آبشار چرو- بازار دشت ارژن
پانویس
- ↑ شورای نویسندگان (۱۳۷۰)، مجلهٔ گردش، شمارهٔ اول از سال دوم صفحهٔ ۶۳، تهران: مؤسسهٔ انتشارات و تبلیغات گام، ص ۵۴۸
- ↑ دشت ارژن (ارجن) کجاست؟ (۲۰۲۲-۰۶-۰۸). «جاهای دیدنی شیراز». قاصدک. دریافتشده در ۲۰۲۳-۰۷-۲۴.
- ↑ شورای نویسندگان (۱۳۷۰)، مجلهٔ گردش، شمارهٔ اول از سال دوم صفحهٔ ۶۳، تهران: مؤسسهٔ انتشارات و تبلیغات گام، ص ۵۴۸
- ↑ فرهنگ جغرافیایی ایران، حسینعلی رزمآرا، جلد۷،(ص۱۰۱).
- ↑ شورای نویسندگان (۱۳۷۰)، مجلهٔ گردش، شمارهٔ اول از سال دوم صفحهٔ ۶۳، تهران: مؤسسهٔ انتشارات و تبلیغات گام، ص ۵۴۸
- ↑ سیاحتنامه مسیو چریکوف ص۲۷.
- ↑ سیاحتنامه مسیو چریکوف ص۲۷.

