دیگر هرگز نگو هرگز
![]() | |
| کارگردان | اروین کرشنر |
|---|---|
| تهیهکننده | جک شوارتزمن |
| فیلمنامهنویس | لورنزو سمپل جونیور |
| داستان | Kevin McClory Jack Whittingham ایان فلمینگ |
| بر پایه | Thunderball by ایان فلمینگ |
| بازیگران | شان کانری کیم بسینگر کلاوس ماریا برانداور باربارا کاررا ماکس فون سیدو برنی کیسی روآن اتکینسون ادوارد فاکس پاملا سالم گاوان اوهرلیهی درک ددمن آلک مککاون پت روچ رابرت ریهتی Saskia Cohen-Tanugi ولری لیون Prunella Gee |
| موسیقی | میشل لوگران |
| فیلمبردار | داگلاس اسلوکام |
| توزیعکننده | برادران وارنر1 |
تاریخهای انتشار |
|
مدت زمان | ۱۳۴ دقیقه |
| کشور | بریتانیا |
| زبان | انگلیسی |
| هزینهٔ فیلم | ۳۶ میلیون دلار |
| فروش گیشه | ۱۶۰ میلیون دلار |
هرگز نگو هرگز (با ترجمه نادرست: دیگر هرگز نگو هرگز، هم نوشتهاند)[۱] (انگلیسی: Never Say Never Again) یک فیلم جاسوسی محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی اروین کرشنر است. این فیلم بر اساس رمان جیمز باند به نام «تاندربال» نوشتهٔ یان فلمینگ در سال ۱۹۶۱ ساخته شد که خود آن بر پایهٔ داستانی از کوین مککلوری، جک ویتینگهام و فلمینگ بود. این رمان پیشتر در فیلم «تاندربال» محصول ۱۹۶۵ اقتباس شده بود. «هرگز نگو هرگز» دومین و آخرین فیلم جیمز باند است که توسط ایون پروداکشنز (تولیدکنندهٔ معمول مجموعهٔ باند) ساخته نشد، بلکه توسط شرکت «تالیافیلم» متعلق به جک شوارتزمان ساخته و توسط برادران وارنر توزیع شد. تهیهکنندهٔ اجرایی فیلم کوین مککلوری بود، یکی از نویسندگان اصلی داستان «تاندربال». او پس از یک جدال حقوقی طولانی از دههٔ ۱۹۶۰، حقوق فیلمسازی این رمان را در اختیار داشت.
شون کانری برای هفتمین و آخرین بار نقش جیمز باند را بازی کرد؛ بازگشتی به این شخصیت دوازده سال پس از «الماسها ابدیاند» (۱۹۷۱). نام فیلم اشارهای است به گفتهٔ کانری در سال ۱۹۷۱ که اعلام کرده بود «دیگر هرگز» این نقش را بازی نخواهد کرد. از آنجا که کانری در زمان فیلمبرداری ۵۲ سال داشت، در فیلم بارها به سالخوردگی و افت او اشاره میشود، هرچند او سه سال از جانشینش راجر مور جوانتر بود. داستان فیلم باند را نشان میدهد که با اکراه دوباره به مأموریت بازگردانده میشود تا سرقت دو سلاح هستهای توسط اسپکتر را بررسی کند. مکانهای فیلمبرداری شامل فرانسه، اسپانیا، باهاما و استودیوهای الستری در بریتانیا بود.
«هرگز نگو هرگز» توسط برادران وارنر پیکچرز در ۷ اکتبر ۱۹۸۳ منتشر شد و نقدهای مثبتی دریافت کرد. این فیلم ۱۶۰ میلیون دلار فروش داشت و به موفقیتی تجاری دست یافت، گرچه کمتر از فیلم «اختاپوس» (محصول ایون) که همان سال اکران شد، درآمد داشت.
داستان
پس از آنکه مأمور امآی۶، جیمز باند، در یک تمرین معمولی ناکام میماند، مافوقش ام او را به یک کلینیک درمانی در خارج از لندن میفرستد تا دوباره به آمادگی جسمانی برسد. در آنجا، باند شاهد است که پرستاری به نام فاطیما بلاش، بیماری را با روشی سادیسم-مازوخیستی کتک میزند. صورت مرد باندپیچی شده است و پس از پایان، او از دستگاهی برای اسکن شبکیه چشم خود استفاده میکند. بلاش متوجه حضور باند میشود و آدمکشی به نام لیپه را برای کشتنش در سالن ورزش کلینیک میفرستد. باند او را در نبردی که وسایل کلینیک را نابود میکند میکشد. در نتیجه، ام مجبور به پرداخت خسارت میشود و باند را از خدمت معلق میکند.
بلاش برای اسپکتر کار میکند، سازمانی جنایتکار تحت رهبری ارنست استاورو بلوفلد. او مسئول یک خلبان معتاد به هروئین نیروی هوایی ایالات متحده به نام جک پتاچی است. پتاچی عملی روی چشم راستش انجام داده تا الگوی شبکیهاش با رئیسجمهور آمریکا مطابقت کند. او از این روش برای عبور از سامانهٔ امنیتی پایگاه «سوَدلی» نیروی هوایی آمریکا در انگلستان استفاده میکند. در این روند، او کلاهک هستهای تقلبی دو موشک کروز اِیجیاِم-۸۶ آاِلسیاِم را با کلاهکهای واقعی دبلیو۸۰ جایگزین میکند. اسپکتر سپس این کلاهکها را میدزدد تا میلیاردها دلار از دولتهای ناتو باجگیری کند. بلاش برای از بین بردن ردپا، پتاچی را با ایجاد سانحهٔ رانندگی میکشد.
وزیر امور خارجه بریتانیا، لرد امبروز، ام را وادار میکند تا بخش مأموران ۰۰ را دوباره فعال کند و باند مأمور یافتن سلاحهای هستهای میشود. باند سرنخی را تا باهاما دنبال میکند و با دومینو پتاچی، خواهر جک، و معشوق ثروتمندش ماکسیمیلیان لارگو که مأمور ارشد اسپکتر است، روبهرو میشود.
وقتی کشتی تفریحی لارگو به نیس در فرانسه میرود، باند نیز آنجا میرود و با همکار فرانسویاش نیکول و مأمور سیا فلیکس لایتر همکاری میکند. باند به یک مرکز سلامتی و زیبایی نفوذ میکند و بهعنوان ماساژور به دومینو خدمات میدهد. او در جریان ماساژ میفهمد که لارگو همان شب مهمانیای در کازینو برگزار میکند. در این رویداد خیریه، لارگو و باند بازی ویدئویی به نام «تسلط» را انجام میدهند؛ بازندهٔ هر نوبت، شوک الکتریکی با شدت فزاینده دریافت میکند. باند پس از چند باخت، برنده میشود و هنگام رقص با دومینو، به او میگوید جک به دستور لارگو کشته شده است. باند وقتی به ویلا بازمیگردد، نیکول را کشتهشده به دست بلاش مییابد. پس از تعقیب با موتورسیکلت شاخهٔ کیو، باند گرفتار کمین شده و به دست بلاش اسیر میشود. بلاش که تحت تأثیر او قرار گرفته، مجبورش میکند بهطور کتبی اعتراف کند او «شریک جنسی شمارهٔ یکش» است. باند با وعدههای دروغ او را سرگرم میکند و با خودکار-تفنگ شاخهٔ کیو او را با یک تیر انفجاری میکشد.
باند و لایتر تلاش میکنند تا به کشتی لارگو، «پرندهٔ بشقابی» نفوذ کنند تا کلاهکها را پیدا کنند. باند دومینو را مییابد و با بوسیدن او مقابل یک آینهٔ یکطرفه، لارگو را خشمگین میکند. لارگو باند و دومینو را به پایگاهش در شمال آفریقا میبرد و دومینو را به خاطر خیانتش به عربهای رهگذر میفروشد. باند از زندان میگریزد و او را نجات میدهد.
دومینو و باند به همراه لایتر به یک زیردریایی نیروی دریایی آمریکا میپیوندند. پس از یافتن و خنثیسازی نخستین کلاهک در واشینگتن دیسی، آنها لارگو را تا «اشکهای الله»، مکانی زیر یک واحه در ساحل اتیوپی تعقیب میکنند. باند و لایتر به تأسیسات زیرزمینی نفوذ میکنند و نبرد مسلحانهای میان نیروهای لایتر و مردان لارگو درمیگیرد. لارگو در این آشوب با دومین کلاهک میگریزد. باند او را زیر آب پیدا میکند و نبردی درمیگیرد. درست زمانی که لارگو میخواهد با نیزهانداز باند را بکشد، دومینو با نیزهانداز او را میکشد تا انتقام مرگ جک را بگیرد. باند سپس بمب هستهای را زیر آب خنثی میکند و جهان را نجات میدهد. او بازنشسته میشود و همراه دومینو به باهاما بازمیگردد، در حالی که سوگند میخورد دیگر هرگز مأمور مخفی نشود، گرچه دومینو به صداقتش شک دارد.
بازیگران
منابع
- ↑ «دیگر هرگز نگو هرگز Never Say Never Again». شبکه اینترنتی آفتاب. دریافتشده در ۷ ژوئن ۲۰۱۶.
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Never Say Never Again». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۷ ژوئن ۲۰۱۶.
