رموم فارس
رَموم، جمع «رَم»، واژهای که در دوره ساسانی و قرون اولیه اسلامی به ایلات و عشایر گفته میشد. نامهایی چون «تنگ رم» (واقع در استان بوشهر، به معنی دره محل استقرار عشایر) یادگار این نام است. بعدها، با ورود طوایف عرب و ترک و مغول به ایران واژههایی چون «طایفه» (عربی)، «عشیره» و جمع آن «عشایر» (عربی)، «ایل» (ترکی- مغولی) جایگزین واژه «رم» شد. واژه «رمه» به معنی گروه گوسفندان نیز از «رم» اخذ شدهاست.
تاریخ
در دوره ساسانی، و قرون اولیه اسلامی، فارس به پنج ولایت (کوره) و پنج ناحیه عشایرنشین (رم) تقسیم میشد.
در این نواحی عشایری، یا «رَموم»، طوایفی میزیستند که مورخین قرون اولیه اسلامی از آنان با نام «اکراد پارس» یاد کردهاند. در آن دوران واژه «کرد» معنی امروزین را نداشت و همه عشایر و شبانکاره گان «کرد» خوانده میشدند.
رمها
استخری و سایر مؤلفین قرون اولیه اسلامی گزارش میدهند که «جومهای کردان» در پارس بیش از پانصد هزارخانه بودهاند، استخری و ابنحوقل (حدود ۳۶۷ ه.ق) دقیقاً حدود جغرافیایی این «رموم» را ذکر کردهاند. تطبیق دادههای فوق با جغرافیای طبیعی فارس روشن میکند که
- در غرب و شمال غربی فارس، رم جیلویه یا رمیجان قرار داشت. این رم از مشرق به کوره استخر، از مغرب به کوره ارجان، از جنوب به خوزستان، از جنوب شرقی به کوره شاپور و از شمال به اصفهان محدود بود. این ناحیه استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی را دربر میگیرد.
- در شرق رم جیلویه، رم بازنجان یا رم شهریار قرار داشت، که بخش مهمی از آن از اعمال اصفهان بود و بخشی از اعمال پارس. این رم، نواحی سر حد شش ناحیه و سرحد چهاردانگه امروزین (جنوب آباده تا سمیرم) را شامل میشود.
- رم دیوان یا رم حسین صالح، از سمت مشرق به کوره اردشیر خره (فیروآباد کنونی)، و از سه جهت دیگر به کوره شاپورخره (ناحیه کازرون کنونی) محدود میشد. با توجه به دادههای جغرافیای تاریخی، «رم دیوان» در منطقهای بود که امروزه به کوهمره سرخی شهرت دارد.
- رم لوالجان یا رم احمد لیث از سوی جنوب به خلیج فارس و از سه جانب دیگر به کوره اردشیر خره محدود بود. این رم، نواحی کوهنارو (جبل النارویه)، صیمکان و قیر و کارزین را در بر میگیرد.
- رم کاریان یا رم احمد بن الحسن در شرق وشمال شرقی فارس قرار داشت، از شمال به ایالت کرمان، از شرق به «سیف آل صفار» و دریای فارس، از غرب به رم بازنجان و از جنوب به کوره اردشیر خره محدود میشد. این رم نواحی ابرقو تا فسا تا بندرعباس کنونی را شامل میشود. با توجه به شواهد بسیار این رم بازمانده قبیله پاسارگادیان در دوره هخامنشیان میباشد. بازماندگان این رم باصریها هستند که در همین ناحیه کوچ میکنند.
بازماندگان

طوایف منطقه کوهمره با «رم دیوان» انطباق دارند.[۱] باصریها را میتوان از بازماندگان «رم کاریان» دانست.[۲] طوایف کوهنارو را نیز میتوان به عنوان یکی از بازماندگان «رم لواجان» یاد کرد.[۳] «رم جیلویه» نیز کمابیش بر استان کهگیلویه و بویراحمد و ایلهای لر ساکن آن منطبق است.[۴]
منابع
۱- عبدالله شهبازی، «نگاهی دوباره به رموم پارس»، مقدمهای بر شناخت ایلات و عشایر، تهران: نشر نی، ۱۳۶۹، صص ۸۷–۱۱۸.
۲- یاقوت الحموی، المعجم البلدان، ج ۳.
۳- احسان یوسفی، «عشایر پارس٬ایل باصری» ، کردان پارس، شیراز، انتشارات قشقایی، ۱۳۹۳