شرح آلبوم
فهرست آهنگها
- تصنیف بت محبوب من
- تصنیف صدای جهان
- تصنیف نور (شعر ه. الف. سایه)
- تصنیف از عشق (شعر سیمین بهبهانی، سعدی شیرازی و باباطاهر)
- نکته: تصنیف از عشق در استودیوی Tiny Desk Concerts اجرا و فیلمبرداری شده و در آن در کنار آوازخوانی استاد شجریان، تهمورس پورناظری نوازندگی تار، سهراب پورناظری نوازندگی کمانچه و رابین واسی نوازندگی سازهای کوبهای را بر عهده داشتهاند. این اثر شامل پنج قسمت متوالی میباشد (بر من گذشتی (سیمین بهبهانی) – تک نوازی سازهای کوپهای (تک نواز: رابین واسی) – هر که دلارام دید (سعدی شیرازی) – تو که خورشید اوج دلربایی (باباطاهر) – ای داد از این دل)[۳]
اشعار به کار رفته
تصنیف بت محبوب من
| رفته به سفر یارم، یارم به سفر رفته | | ایدر چه کنم تنها، تنها چه کنم ایدر |
| دلبر صنمی شیرین، شیرین صنمی دلبر | | آذر به دلم بر زد، برزد به دلم آذر |
| چشمش ببرد دلها، دلها ببرد چشمش | | باور نکند خلق آن، خلق آن نکند باور |
| مسته صنما چندین، چندین صنما مسته | | می زن به طرب با من، با من به طرب می زن |
تصنیف صدای جهان
| پرده بگردان و بزن ساز نو | | هین که رسد از فلک آواز نو |
| برجه ساقی و طرب آغاز کن | | وز می کهنه بنه آغاز نو |
| زخم چو بر دل رسید، دیده پراز خون چراست | | چون تو درون دلی، نقش تو بیرون چراست |
| خود به جهان در، مرا، یک دلکی بود و بس | | چون همه ما یک دلیم، قصد شبیخون چراست |
تصنیف نور
| منشین چنین زار و حزین چون روی زردان | | شعری بخوان،سازی بزن، جامی بگردان |
| آن کو به دل دردی ندارد آدمی نیست | | بیزارم از بازار این بی هیچ دردان |
تصنیف از عشق
| بر من گذشتی سر برنکردی | | از عشق گفتم باور نکردی |
| دل را فکندم آسان به پایت | | سودای مهرش در سر نکردی |
| گفتم گلم را میبویی از لطف | | حتی به قهرش پرپر نکردی |
| دیدی سبویی پر نوش دارم | | با تشنگیها لب تر نکردی |
| یادت به هر شعر منظور من بود | | زین باغ پرگل منظر نکردی |
| هنگام مستی شور آفرین بود | | لطفی که با ما دیگر نکردی |
سیمین بهبهانی (عدم اطمینان در مورد بیت پنجم)
| هر که دلارام دید از دلش آرام رفت | | باز نیاید خلاص هر که در این دام رفت |
| یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل شدیم | | پرده برانداختی کار به اتمام رفت |
| مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق | | خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت |
| گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی | | آخر عمر آن دمست باقی ایام رفت |
سعدی شیرازی
| تو که خورشید اوج دلربایی | | چنین بیرحم و سنگین دل چرایی |
| به اول آن همه مهر و محبت | | به آخر راه و رسم بی وفایی |
| اگر آیی به جانت وا نوازم | | وگر نایی ز هجرانت گدازم |
| بیا دردی که داری بر دلم نه | | بمیرم یا بسوزم یا بسازم |
| درخت غم به جانم کرده ریشه | | به درگاه خدا نالم همیشه |
| عزیزان قدر یک دیگر بدانید | | اجل سنگ است و آدم مثل شیشه |
باباطاهر
| ای داد از این دل، بیداد از این دل | | افغان از این دل، فریاد از این دل |