رومووا (دین)

رومووا
پرچم دین رومووا
کاهنه بزرگ (کریوه)اینیا ترینکونینه (۲۰۱۵-اکنون)
بنیان‌گذارویدوناس
خاستگاهسدهٔ ۲۰ میلادی (احیا)
اعضا~۳٬۹۰۰ (۲۰۲۱)
وبگاه رسمی
طرحی از درخت جهانی (Aušros Medis) که معمولاً به عنوان نماد رومووا نیز به کار می‌رود.

رومووا (لیتوانیایی: Romuva) آیین نئوپاگانیستی برگرفته از اساطیر سنتی لیتوانیایی‌ها است که تلاش بر نوسازی و احیای آیین‌های مذهبی آن‌ها پیش از مسیحی‌سازی کشورشان در سال ۱۳۸۷ میلادی را دارد. هدف پیروان رومووا، ادامهٔ سنت‌های پاگان بالتیک است که در فرهنگ عامه، آداب و رسوم و موهومات باقی مانده‌اند.[۱][۲][۳] رومووا یک دین پاگان چندخداپرستی است که بر تقدس طبیعت و پرستش نیاکان پافشاری دارد. بسیاری از پیروان، انجام فرایض آیین رومووا را به عنوان بزرگداشتی از غرور فرهنگی و هنرهای سنتی می‌دانند. از جمله اعمال ایمانی رومووا می‌توان به بازگویی فولکلور بالتیک، برگزاری اعیاد سنتی، نواختن موسیقی سنتی بالتیک و خواندن ترانه‌های سنتی یا «داینوس» و همچنین کنش‌های زیست‌محیطی و نگهبانی از جایگاه‌های مقدس است.

رومووا بیشتر در لیتوانی وجود دارد اما انبوه پیروان در کشورانی مانند استرالیا، کانادا، روسیه، ایالات متحده و انگلستان به دلیل پراکندگی لیتوانیایی‌ها نیز وجود دارند.[۴][۵] در کشورهای همسایه نیز باورمندانی مشابه اما متمایز به آیین‌های پاگان بالتیک وجود دارند، از جمله دیوتوریبا در لتونی.[۶] با توجه به سرشماری سال ۲۰۰۱، نزدیک به ۱٬۲۰۰ نفر در لیتوانی خود را پیرو رومووا خواندند.[۷] آیین کهن‌تر لیتوانیایی که رومووا در پی زنده کردن آن است، به دست مقامات گوناگونی که از زمان گرویدن جمعی د ژور دولت به مسیحیت در سدهٔ پانزدهم میلادی بر لیتوانی فرمان راندند، سرکوب شده است. در سال ۲۰۲۴، رومووا توسط دولت لیتوانی به رسمیت شناخته شد.[۸]

نام

اصطلاحات رومووا، رومووه و روومووا از منابع نوشتاری سدهٔ میانه‌ای در پروس خاوری گرفته شده است که به پرستشگاه پاگان بالتیکی رومووه اشاره دارند.[۹] این واژه معانی «پرستشگاه» و «پناهگاه» را دارد، اما افزون بر این به معنی «محل آرامش درونی» نیز هست.[۱۰] ریشه بالتیک ram-/rām-، که Romuva از آن مشتق شده است،[۱۱] به معنای «آرام، متین، ساکت» است که از ریشهٔ نیا-هندواروپایی *h₁rem- گرفته شده است.[۱۲]

تاریخچه

آیین باستانی و سدهٔ میانه‌ای لیتوانی

مراسم رومووا
مراسم رومووا

هر دینی که ساکنان نخستین منطقهٔ بالتیک داشتند، به پیش از تاریخ ثبت شده برمی‌گردد.[۱۳] شکارچیان، گردآورندگان و ماهیگیران دورهٔ میان‌سنگی این منطقه، مذهبی را که بر حرفه‌شان متمرکز بود، اجرا می‌کردند. ماریا گیمبوتاس به‌طور بحث‌برانگیزی اظهار داشت که مهاجران کشاورزی حدود ۳۵۰۰ تا ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد، نمونه‌هایی از اروپایی‌های باستان بودند که زمین را می‌پرستیدند. پس از این، هندواروپایی‌ها وارد این منطقه شدند و دین نیا-هندو-اروپایی خود را با خود آوردند. این دین، شامل عناصری از گذشتهٔ مذهبی منطقه، به بت‌پرستی تکامل یافت که در قرون وسطی و پس از آن گواهی بر آن است.[۱۴]

پیروان این مذهب بالتیک تا قرن نهم میلادی تا اندازه‌ای بدون بازدارندگی پیشرفت کردند، تا اینکه تحت فشار نیروهای مسیحی خارجی قرار گرفتند.[۱۵] در سالنامه‌های کوئدلینبرگ از یک مبلغ مذهبی به نام برونو کوئرفورت نام برده شده است که به همراه ۱۸ نفر دیگر توسط یوتوینگی‌ها در حالی که تلاش بر تغییر مذهب پاگان‌ها در منطقهٔ لیتوانی و پروس در سال ۱۰۰۹ میلادی داشت، کشته شد.[۱۶] این نخستین باری بود که نام لیتوانی در منابع نوشتاری ذکر می‌شد.[۱۷] منابع دیگر حاکی از آن است که برونو به دلیل تجاوز به جنگل مقدس و ویران کردن تندیس‌های خدایان کشته شده است.[۱۸]

از سال ۱۱۹۹، کلیسای کاتولیک روم ضد پاگان‌های بالتیک جنگ صلیبی اعلام کرد.[۱۹] دوک بزرگ میندوگاس در کنار خانواده و جنگجویانش در سال ۱۲۵۱ مسیحی شد برای اینکه جنگ‌های صلیبی توسط کلیسا پایان یابند.[۲۰] اما میندوگاس همچنان خدایان پاگان را می‌پرستید، همان‌طور که در وقایع‌نامه هیپاتی آمده است. او برای خدای ارشد (آندایوس و سپس دیواس)، پرکوناس، تلیاولیس (خدای آهنگران) و ژورونا (ایزدبانوی جنگل‌ها و شکارچیان) قربانی انجام می‌داد. با وجود هرگونه عدم صداقت و واقع‌گرایی در ایمان مسیحی او، برخی از ایالت‌های تابعهٔ دوک‌نشین میندوگاس در اعتراض به این امر شورش کردند. در سال ۱۲۶۱ میندوگاس از ایمان مسیحی خود دست کشید، زیرا روی آوردن او به مسیحیت نتوانست صلیبیون را آرام کند.[۲۱]

حتی در مواجهه با صلیبیون، در زمان دوک بزرگ گدیمیناس، دوک‌نشین بزرگ لیتوانی نفوذ خود را گسترش داد تا اینکه مرکز سیاسی یک «امپراتوری پاگان» گسترده و مرفه را تشکیل داد.[۲۲] بنابراین، لیتوانیایی‌ها در تاریخ به عنوان نمایندگان چشمگیر بت‌پرستی باستانی اروپا به حیات خود ادامه دادند و این سنت را به عنوان دین رسمی و دولتی تا اواخر سدهٔ چهاردهم و اوایل سدهٔ پانزدهم حفظ کردند، زمانی که مسیحیت سرانجام توسط ایالت‌های دوک‌نشین بزرگ، باز هم به دلایل سیاسی، پذیرفته شد.[۲۳] بنابراین، برای مدتی، لیتوانیایی‌ها آخرین قوم غیر کوچ‌نشین شناخته‌شده در اروپا بودند که به یک دین قومی اروپایی پایبند بودند، تا اینکه در قرن‌های بیستم و بیست و یکم، بت‌پرستی در اروپا دوباره ظهور کرد.[۲۴] به‌طور غیررسمی، لیتوانیایی‌ها به پایبندی خود به بت‌پرستی سنتی ادامه دادند.[۱۹]

احیا

دورهٔ رمانتیک در سدهٔ نوزدهم آغاز شد. این امر منجر شد که لیتوانیایی‌ها برای الهام فکری و معنوی به گذشتهٔ خود بنگرند. احیای ملی آغاز شد و روشنفکران لیتوانیایی آیین بت‌پرستی کهن و فولکلور را به عنوان آرمان خود پذیرفتند.[۲۵] برخی تاریخ‌نگاران به دنبال اثبات زیبایی چندخداپرستی باستان بودند و حتی جنبه‌های گوناگونی از اسطوره‌شناسی لیتوانیایی درست کردند. یکی از نمونه‌های سرشناس، تئودور ناربوت بود که اساطیر باستان یونانی را ویرایش کرد و اساطیر لیتوانیایی نو ایجاد کرد.[۲۶]

در آغاز سدهٔ بیستم، سنت‌های پاگانی باستان همچنان در فولکلور و سنت‌ها ادامه داشت.[۲۷][۲۸] مردم جشن‌های پاگان باستانی را با عناصر مسیحی جشن می‌گرفتند.[۲۹][۳۰] از جمله این مراسم‌ها می‌توان به ویلینس (روز ارواح مرده، مانند هالووین سلتی)، اوژگاونیس (جشن پایان زمستان و آغاز بهار) و راسا یا یونینس اشاره کرد.[۳۱][۳۲] در اوژگاونیس، اهالی ژمایتیا لباس‌هایی از جمله ماسک می‌پوشند و بت یک پیرزن به نام موره یا گیلتینه، ایزدبانوی مرگ را آتش می‌زنند.

دین عامیانه مدرن

فیلسوف ویدوناس به نوعی به عنوان بنیان‌گذار رومووا شناخته می‌شود.[۳۳] او به‌طور فعال آگاهی و مشارکت در جشنواره‌های بت‌پرستی را ترویج داد.[۳۴] ویدوناس مسیحیت را برای لیتوانیایی‌ها بیگانه می‌دانست و در عوض توجه خود را به آنچه که او به عنوان دیدگاه معنوی پیروان دین سنتی بالتیک می‌دید، معطوف کرد.

سرکوب شوروی

جنبش بت‌پرستی لیتوانی در سال ۱۹۴۰ توسط اشغال شوروی متوقف شد. به دلیل ماهیت ملی‌گرایانه رومووا، این آیین در طول اشغال شوروی سرکوب شد و بسیاری از پیروان آن اعدام یا به اردوگاه‌های کار اجباری در سیبری تبعید شدند. پس از مرگ ژوزف استالین، زندگی فرهنگی آزادتر شد.

یک گروه پنهانی رومووا در یک اردوگاه کار اجباری در اینتا، روسیه وجود داشت. پس از آزادی و بازگشت اعضای آن به لیتوانی در سال ۱۹۶۰، برخی از پیروان در کنار یوناس ترینکوناس، رامووای قوم‌شناسی ویلنیوس را بنیان نهادند و به دنبال سازماندهی جشن‌گیری عمومی اعیاد مذهبی سنتی لیتوانیایی بودند و با جشن راساً در سال ۱۹۶۷ آغاز کردند. در سال ۱۹۷۱، شوروی‌ها اعضا را از دانشگاهی که در آن تحصیل می‌کردند اخراج و رهبران را تبعید کردند.[۳۵] تا سال ۱۹۸۸، به دنبال زوال قدرت اتحاد شوروی و نزدیک بودن استقلال لیتوانی، گروه‌های رومووا دوباره سازماندهی عمومی در کشورهای بالتیک و انجام آزادانهٔ مناسک مذهبی را آغاز کردند.[۳۶]

استقلال

یک راهپیمایی رومووا به رهبری یوناس وایشکوناس در سال ۲۰۰۹.

پس از استقلال دوبارهٔ لیتوانی در سال ۱۹۹۰، رومووا در سال ۱۹۹۲ به عنوان یک جامعهٔ مذهبی باستانی بالتیک شناخته شد. تحت نظارت قانون انجمن‌ها و انجمن‌های مذهبی که در سال ۱۹۹۵ در لیتوانی تصویب شد، رومووا به عنوان یک دین «غیرسنتی» به رسمیت شناخته شد. طبق قانون دست‌کم ۲۵ سال موجودیت لازم است تا چنان دینی بتواند پشتیبانی دولت به عنوان دین «سنتی» را دریافت کند.

در ۲۴ مه ۲۰۱۸، سیماس پیشنهادی برای اعطای رسمیت شناختن دولتی رومووا و بحث در مورد آن را در کمیته‌های پارلمان آغاز کرد.[۳۷] در ژوئن ۲۰۱۹، سیماس به رد درخواست رومووا برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان یک دین «سنتی» رأی داد. قانون تصریح می‌کند که دادخواست می‌تواند ده سال دیگر دوباره ارائه شود. این پیشنهاد عمدتاً توسط اعضای حزب اتحادیه میهن، به ویژه توسط ژیگیمانتاس پاویلیونیس، مورد مخالفت قرار گرفت.[۳۸] رومووا از لیتوانی در دادگاه حقوق بشر اروپا شکایت کرد و در ژوئن ۲۰۲۱ به اتفاق آرا رأی داد که سیماس «در اعمال اختیارات نظارتی خود بی‌طرف و بی‌غرض» باقی نمانده است. سه ماه پس از صدور حکم، به رومووا اجازه داده شد تا دوباره برای به رسمیت شناخته شدن درخواست دهد.[۳۹] طبق سرشماری سال ۲۰۲۱، رومووا ۳٬۹۱۷ پیرو داشت.[۴۰] دولت در سال ۲۰۲۴، رومووا را به رسمیت شناخت.[۴۱]

اعمال مذهبی

آتشگاه یا aukuras

«آئوکوراس» بالتیک یا «آتشگاه»، محرابی سنگی است که در آن آتش به صورت آیینی روشن می‌شود. شرکت‌کنندگان قبل از نزدیک شدن به آئوکوراس دست و صورت خود را می‌شویند و سپس همزمان با روشن کردن آتش، سرودهای آیینی می‌خوانند. در حالی که گروه سرودهای مذهبی ترانه‌ها را می‌خوانند، خوراک، نوشیدنی، علف و گل به شعله تقدیم می‌شود. پس از پیشکش اصلی، شرکت‌کنندگان دعاهای شفاهی یا خاموش خود را که همراه با دود و جرقه‌های شعله به درگاه خدایان برده می‌شود، ارائه می‌دهند.

یک کشیش رومووا (مرد) به عنوان «vaidila» (جمع «vaidilos») و یک کشیش رومووا (زن) به عنوان «vaidilutė» (جمع «vaidilutės») شناخته می‌شود. کاهن، به عنوان یک چهره شناخته‌شده و صاحب اقتدار در جامعهٔ خود، باید مهارت‌ها و دانش لازم برای اجرای مراسم مذهبی به منظور تکریم خدایان را داشته باشد.

پانویس

  1. ↑ Dundzila and Strmiska (2005), p. 247.
  2. ↑ Ignatow (2007), p. 104.
  3. ↑ Dundzila (2007), pp. 279, 296-298.
  4. ↑ Saulėgrįža Londono Romuvoje
  5. ↑ Dundzila and Strmiska (2005), p. 278.
  6. ↑ Dundzila (2007), p. 294.
  7. ↑ Naylor, Aliide (31 May 2019). "Soviet power gone, Baltic countries' historic pagan past re-emerges". Religion News Service. Retrieved 8 June 2019.
  8. ↑ Broga, Karolis (12 December 2024). "Seimas officially recognises religious community Romuva". Delfi EN (in English). Retrieved 8 March 2026.
  9. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), p. 246.
  10. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), p. 246.
  11. ↑ Vykintas Vaitkevičius (2003). Alkai: baltų šventviečių studija. Lietuvos istorijos institutas, Diemedžio leidykla. ISBN 9986231132.
  12. ↑ Sergei Anatolyevich Starostin. "*(e)remǝ-". Indo-European etymology.
  13. ↑ Dundzila (2007), p. 280.
  14. ↑ Dundzila (2007), p. 280.
  15. ↑ Dundzila (2007), p. 287.
  16. ↑ الگو:MGH
  17. ↑ Clark (2004), p. 196
  18. ↑ Alfredas Bumblauskas, "Lietuvos tūkstantmetis".
  19. 1 2 Dundzila (2007), p. 287.
  20. ↑ Dundzila (2007), pp. 287–288.
  21. ↑ Dundzila (2007), p. 288.
  22. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), p. 242.
  23. ↑ Dundzila (2004), p. 290.
  24. ↑ Waldman & Mason (2006), p. 492.
  25. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), p. 244.
  26. ↑ Barr (2010), p. 179.
  27. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), pp. 245–246 & 258.
  28. ↑ Dundzila (2007), pp. 279 & 292.
  29. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), pp. 258–270.
  30. ↑ Dundzila (2007), p. 321.
  31. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), pp. 258–260.
  32. ↑ Dundzila (2007), p. 321.
  33. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), p. 361.
  34. ↑ Dundzila & Strmiska (2005), p. 361.
  35. ↑ For most of the claims in this paragraph thus far, see Dundzila (2007), p. 293.
  36. ↑ Dundzila (2007), p. 294.
  37. ↑ "Seimas to discuss granting state recognition to Lithuanian Neopagans". Delfi. 25 May 2018. Retrieved 27 February 2019.
  38. ↑ Andrukaitytė, Milena (27 June 2019). "Seime neužteko balsų neopagonims suteikti valstybės pripažinimą" (in Lithuanian). BNS via Delfi.lt. Retrieved 22 June 2021.
  39. ↑ BNS (13 June 2021). "Neopagans could reapply for recognition in three months' time". Retrieved 22 June 2021.
  40. ↑ "LITHUANIA 2022 INTERNATIONAL RELIGIOUS FREEDOM REPORT" (PDF). 6 July 2026.
  41. ↑ Skėrytė, Jūratė (12 December 2024). "Neo-Pagans Granted State Recognition in Lithuania". Lietuvos nacionalinis radijas ir televizija. Retrieved 16 December 2024.

منابع

  • Bagdonavicius, Vaclovas (2000). "Vydunas: the Essential Features of his Philosophy". In Baranova, Jurate (ed.). Lithuanian Philosophy: Persons and Ideas. Council for Research in Values. ISBN 978-1-56518-137-3.
  • Baár, Monika (2010). Historians and Nationalism. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-958118-4.
  • Clark, Terry D. (2004). "Lithuania". In Frucht, Richard; Ellington, Lucien (eds.). Eastern Europe: An Introduction to the People, Lands, and Culture. ABC-CLIO. ISBN 978-1-57607-800-6.
  • Dundzila, Vilius Rudra; Strmiska, Michael F. (2005). "Romuva: Lithuanian Paganism in Lithuania and America". In Strmiska, Michael F. (ed.). Modern Paganism in World Cultures: Comparative Perspectives. ABC-CLIO. ISBN 978-1-85109-608-4.
  • Dundzila, Vilius Rudra (2007). "Baltic Lithuanian Religion and Romuva". Tyr. Vol. 3. Ultra Press. ISBN 978-0-9720292-3-0.
  • Kak, Subhash (2018). Romuva and the Vedic Gods of Lithuania. Romuva and the Vedic Gods of Lithuania
  • Ignatow, Gabriel (2007). "Cultural Heritage and the Environment in Lithuania". Transnational Identity Politics and the Environment. Lexington Books. ISBN 978-0-7391-2015-6.
  • Waldman, Carl; Mason, Catherine (2006). Encyclopedia of European Peoples. Infobase Publishing. ISBN 978-1-4381-2918-1.