زندیق
زَنْدیق، مُعَرَّبِ واژههایِ زَنْدیک یا زَنْدیکیه است (به مَعْنیِ مُفَسِّرِ زند)؛ یا زَنادقه، این واژه، تَوَسُّطِ مسلمانان، در خصوص افرادی که تَصَوُّر میشود نظرات یا عملکردهایی دارند که با نظراتِ بنیادیِ اسلام در تعارض است، به کار میرود. مسلمانان، شروع به خواندن مانَویان، زَرْتُشْتیان، مُرْتَدان و کفار و برخی فلاسفهی مخالف اسلام با عنوان زَنْدیق نمودند؛ عنوانی که مُجازاتِ آن، مرگ بود. از اَواخرِ قرنِ هشتمِ میلادی (قرن دوّم هجری) خلفایِ عباسی، شروع به شکار و قَلْع و قَمْعِ زَنْدیقها در مِقیاسِ وَسیع نموده و هر کس را که ظَنِّ زَنْدیق بودن به وی میرفت، از دَمِ تیغ میگُذراندند. در دورانِ جدید، گاهی این لغت برای اشاره به پیروان مذاهب و فرقههایی که در جامعه اسلامی ریشه گرفته امّا تَوَسُّطِ مُسْلِمینِ سُنَّتی، کفرآمیز یا دگرکیشی، محسوب میشود به کار میرود.[۱]
زَنْدَقِه در عربستانِ پیشا اسلامی
در میان منابع مربوط به تاریخ دورهی پیشااسلامی، از زَنْدَقِه، بهعنوانِ یکی از ادیانِ رایج در قبیلهیِ قریش یاد شدهاست و شناختِ معنایِ زَنْدَقِهیِ رایج در قریش از پرسشهایِ مهمّی است که ذهنِ تاریخنگارانِ دورهیِ پیشااسلامی را بهخود مشغول ساختهاست، خصوصاً اینکه ذِکْرِ رَواجِ زَنْدَقِه در قریش در آثارِ مربوط به قرنِ دوّمِ هجری، ثبت شدهاست و در این دوره، زَنْدَقِه در معانیِ مُتِعَدِّدی استفاده شدهاست[۲].
هشام کلبی (متولّدِ سالِ ۲۰۶ قمری) در خُصوصِ ذِکْرِ اَدیانِ موجود در میانِ قبائلِ اَعراب و در ضمنِ مُعرفیِ قبائلی از اعراب که به دین یهود، مسیح و آیینِ مَجوس درآمدند، اشاره کردهاست که زَنْدقه در قبیله قریش جای خود را باز کرد. او از طریق مجاهد (متولّد سال 104 یا 105 ق)، سَنَدِ گُزارِشِ خود را به اِبنِ عَباس (م68ق) رسانده و چنین بیان داشتهاست:
سببِ ظهورِ زَنْدقه در قریش، تجارت ایشان با اهلِ حیره بود که موجبِ مواجههیِ آنها با مسیحیانِ آن دیار شد و این مسیحیانِ حیره بودند که زَنْدَقِه را به آنها آموختند. ابن کلبی از عقبه بن ابی معیط، ابی بن خلف، نضر بن حارث ، نبيه بن الحجاج ، منبه بن الحجاج، ولید بن مغیره و عاص بن وائل، بهعنوانِ زَنادقهیِ قریش یاد میکند.[۳]. تحلیلِ این گزارشِ تاریخی، بر اساسِ دیگر شواهد تاریخی، گویایِ آن است که مَقْصود از زَنْدَقِهیِ قریشیان، دَهْرگرایی به مَعْنایِ نَفْیِ مبدأ یا مَعاد است[۴]. و تفسیرِ زَنْدَقِهیِ قریشیان به پیرویِ آنها از آیینِ مانی[۵] یا آیینِ مزدک[۶]، قابلِ قَبول نیست.
مانی و زَنْد
علی بن حسین مسعودی که در سال ۳۴۶ خورشیدی درگذشت، در مروجالذهب، در سخن از شاپور یکم از پدیدآمدن مانی یاد کرده، مینویسد، اِسْمِ زَنْدَقِه با مانی پدید آمد و از کلمهیِ زَنْد که تفسیر اَوِستاست، درآمدهاست، پیروان مانی را زَنْدی گفتند برای اینکه دلبخواهِ خود، اوستا را تأویل کنند.[۷]
کلمهی زَنْد، به مَعْنیِ تَفسیرِ اَوِستاست. زنتی در خودِ اَوِسْتا به مَعْنیِ شَرْح و تَفسیر یا گُزارش، بسیار به کار رفته و مشتق است از مَصْدَرِ «زن» که به مَعْنیِ دانستن و شناخت است. «زنتی» یا «آزنتی» در گُزارشِ پهلویِ اَوِستا، به زَنْد گردانیده شدهاست. بسیاری از نویسندگان، زَنادقه را از پیروانِ مانی دانسته و خود مانی را زَندیق خواندهاند. در تاریخِ طبری و ترجمهیِ فارسی آن، تاریخِ بلعمی، چُنین آمدهاست: «مانیِ زَندیق در زمان شاپور یکم بود و بیرون آمد و زَنْدَقِه آشکار کرد». قرنها پیش از این نویسندگان، مورخ ارمنی، ازنیک که از معاصرانِ ساسانیان است، از زَنْدیکها سخن میدارد. ازنیک، کتابِ خود را در میانِ سالهایِ ۴۴۵ تا ۴۴۸ میلادی تألیف کرده و از عقایدِ دینیِ فِرَقِ زرتشتیِ زمانِ خود، بحث میکُنَد و از زَنْدیکها، یعنی پیروانِ آیینِ مانی نام بُردهاست؛ بنابراین، کلمهی پهلوی زَنْدیک در روزگارِ خود در ساسانیان به مانویان گفته میشد.[۸] در قرونِ اولیهی اسلام، زَنْدیق به مانوی و به همهی کسانی که دینناباور و دَهْری یا مُخالفِ اسلام بودند، گفته میشد. روزبه دادویه، معروف به اِبْنِ مُقَفَّع در سال ۱۴۰ هجری خورشیدی به گناهِ زَنْدَقِه یعنی پیروی از آیینِ مانی، در بصره به فرمانِ ابوجعفر منصور، دوّمین خلیفهی عباسی در تنور سوزانیده شد.[۹]
البته پیروانِ مَکْتَبِ خلافت از این عنوان برای مُبارزه و سرکوبِ مخالفانِ خود، بسیار استفاده میکردند. آنها از مُناقشه و نقدِ حدیث، بهشدّت، جلوگیری میکردند؛ هرچند مخالف عقل، وجدان و تاریخِ قطعی باشد؛ زیرا نقدِ حدیث به نقد، مناقشه و تشکیک در امورِ مهمتر و حسّاستری میانجامید. چنانکه برخی مزدوران و جیرهخواران از محمد نقل کردند که بین موسی و آدم محاجهای روی داد، در این محاجه، آدم، موسی را محکوم کرد. یکی از حاضران پرسید: چه وقت آدم و موسی به هم رسیدند؟ خلیفه، شخصاً دخالت کرد و دستور داد بَساطِ چرم و شمشیری، حاضر کنند و معترض را که در صددِ فهمِ مطلب بود با این حجّت که زَنْدیقی است که حَدیثِ رسولِ خدا را تَکذیب کرده، بِکُشَنْد.[۱۰]
اتّهام به زَنْدیقیگری، آسانترین وسیلهیِ ممکن برای خَلاصی از کسی بود که نماز، پشتِ سرِ خلیفهیِ ستمگر را جائز نمیدانست.[۱۱]
زنادقهی سرشناس یا زندیقهای منتسب در تاریخ اسلام
- بشّار بن بُرد
- ابن راوندی
- ابن مُقَفَّع
- ابوشاکر
- ابوتمار مطبب
- محمد ابن وراق
- یزدان پور باذان
- یزدان بخت
- علی ابن عبیده ریحانی
- ابوالخطاب محمد بن لبی
- زینب مغیره
- ابن سعید صالح
- منفذ بن زیاد هلالی
- عبداله بن داود
- صیمری
- عماره بن حمزه
- مطر بن ابی الغیث
- مطیع بن ایاس
- علی بن الخلیل
- حماد عجرد
- نعمان بن طالوت
- معن ابن زائده
- حماد بن زبرقان
- ابن الاعمی الحریزی[۱۲]
- ذوالنون مصری
- عبدالکریم ابن ابیالعوجاء
پانویس
- ↑ ویکیپدیای انگلیسی
- ↑ توکلی، محمدهادی. «معناشناسی زندقه رایج در قریش در دوره پیشااسلام». تاریخ فلسفه (۵۱).
- ↑ ابنکلبی، ابومنذر هشام بنمحمد بنسائب (۲۰۱۵). مثالب العرب. دمشق: تموزة. ص. ۳۲۸-۳۲۹.
- ↑ توکلی، محمدهادی. «معناشناسی زندقه رایج در قریش در دوره پیشااسلام». تاریخ فلسفه (۵۱).
- ↑ توکلی، محمدهادی. «وقفة تأملية عند وجود الديانة المانوية في الحجاز بالعصر الجاهلي» (PDF). اضواء الحضارة الاسلامیة.
- ↑ توکلی، محمدهادی. «بررسی امکان پیروی برخی از اعراب دوره پیشااسلامی از آئین مزدک».
- ↑ آناهیتا، پنجاه گفتار پورداود، ص ۸۱
- ↑ آناهیتا، پنجاه گفتار پورداود، ص ۸۲
- ↑ آناهیتا، پنجاه گفتار پورداود، ص ۸۵
- ↑ تاریخ بغداد 14/ 7-8، البصائر و الذخایر 81/8.
- ↑ البدایه و النهایه 153/10.
- ↑ حلاج، علی میرفطروس، صص ۹۸–۱۱۲.
جستارهای وابسته
منابع
- پورداود، ابراهیم. آناهیتا، پنجاه گفتار پورداود، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۴۳