سلطان رستم میرزا
| رستممیرزا | |
|---|---|
![]() پرتره مغولی رستممیرزا اثر هاشم | |
| فرماندار زمینداور و گرمسیر | |
| سلطنت | ۱۵۷۸–۱۵۹۳ |
| پیشین | سلطان حسین میرزا |
| جانشین | مظفرحسین میرزا |
| نایبالسلطنه | کور حمزه بیگ |
| صوبهدار ملتان | |
| سلطنت | ۱۵۹۳–۱۵۹۷ |
| پیشین | Muhib Ali Khan |
| جانشین | Said Khan |
| صوبهدار تته | |
| سلطنت | ۱۶۱۲–۱۶۱۵ |
| پیشین | Mirza Ghazi Beg |
| جانشین | Taj Khan Tash Beg |
| صوبهدار الَهآباد | |
| سلطنت | ۱۶۲۲–۱۶۲۶ |
| پیشین | پرویز میرزا |
| جانشین | جهانگیر قلی خان[۱] |
| صوبهدار بهار | |
| سلطنت | ۱۶۲۶–۱۶۲۷/فوریه ۱۶۲۸ |
| پیشین | پرویز میرزا |
| جانشین | Khan-i-Alam |
| زاده | ۱۵۶۵ |
| درگذشته | ۱۶۴۲ |
| فرزند(ان) | میرزا بدیعالزمان صفوی |
| دودمان | صفوی |
| پدر | سلطان حسین میرزا |
رستممیرزا صفوی (۱۵۶۵–۱۶۴۲)، مشهور به رستم قندهاری، شاهزاده ایرانی از دودمان صفوی و یکی از رجال برجسته در دربار امپراتوری گورکانی بود. او به شاخهای فرعی از خاندان سلطنتی صفوی تعلق داشت که بر ناحیه قندهار فرمان میراندند. در سال ۱۵۷۸، زمانی که تنها ۱۲ سال داشت، از سوی پسرعموی خود، شاه محمد خدابنده، به حکومت مناطق زمینداور و گرمسیر (واقع در افغانستان امروزی) منصوب شد. رستم، در بزرگسالی، به یکی از عوامل بیثباتی در منطقه بدل شد. او با در پیش گرفتن شیوهای نیمهمستقل در حکومتداری، به قلمروهای همسایه چون سیستان و قندهار یورش برد تا قدرت خود را گسترش دهد. همین اقدامات او را وارد رقابتی شدید با برادرش، مظفرحسین میرزا، ساخت. در اوایل دهه ۱۵۹۰ میلادی، تلاش نافرجام رستم برای ایجاد حکومتی مستقل در خراسان، سبب شد که به امپراتوری گورکانی پناه ببرد.
امپراتوران گورکانی، اکبر کبیر و جهانگیرشاه، با هوشمندی از جایگاه رستم به عنوان شاهزادهای صفوی بهره بردند. در سال ۱۵۹۳، او را به منصب صوبهدار ملتان — منطقهای راهبردی نزدیک به قندهار — منصوب کردند. این انتصاب، زمینهساز تسلیم آرام قندهار به گورکانیان در سال ۱۵۹۵ شد. نفوذ فزاینده رستم در ساختار قدرت گورکانی، که با حضور همراهان و خاندانش پشتیبانی میشد، تهدیدی پنهان برای ثبات دولت صفوی بهشمار میرفت.
او با پیوندهای خانوادگی جایگاه خود را بیش از پیش استوار ساخت: دو دخترش به عقد شاهزادگان گورکانی، پرویز میرزا و شاه شجاع، درآمدند و پسر ارشدش نیز با دختر عبدالرحیم خانخانان، از رجال کلیدی دربار گورکانی، ازدواج کرد. تا پایان عمر در سال ۱۶۴۲، رستممیرزا همچنان خطری بالقوه برای شاه عباس بزرگ، شاه ایران، محسوب میشد. همین امر شاه عباس را ناگزیر ساخت تا روابط دیپلماتیک را با دربار گورکانی حفظ کند تا از هرگونه تلاشی برای نشاندن رستم بر تخت صفوی جلوگیری کند.
اسکندر بیگ ترکمان، مورخ رسمی دربار صفوی در دوران شاه عباس، نقش و اهمیت رستممیرزا و خاندانش را کماهمیت جلوه داد و آنان را بیخطر و حاشیهنشین توصیف کرد. این روایت، بیگمان، در خدمت مشروعیتبخشی به تمرکز قدرت در دست شاه عباس بود؛ تمرکزی که گرچه موفق به سرکوب شاخه اصلی خاندان سلطنتی شد، اما نتوانست نفوذ رستم در هند گورکانی را از میان بردارد. فرزند رستم، میرزا بدیعالزمان صفوی، بعدها از امیران بلندپایه گورکانی و پدرزن امپراتور اورنگزیب شد و به این ترتیب، سنت قدرتگیری این خاندان در هند را تداوم بخشید.
زندگانی
در زمان حکومت صفویان
رستم میرزا صفوی در قندهار به دنیا آمد. در سال ۱۵۷۸ شاه محمد خدابنده او را به همراه برادران کوچکتر خود، سنجر میرزا و ابوسعید میرزا به حکومت زمین داور منصوب کرد و حمزه بیگ ذوالقدر للهٔ و سرپرست آنها قرار داد. از آنجا که زمین داور املاک بسیار کوچکی بود، او قصد حمله به سیستان را کرد. برادر بزرگتر او مظفر حسین میرزا که حاکم قندهار بود، پس از حمله به سیستان با ملک محمود والی سیستان صلح کرد و با دخترش ازدواج کرد و این موجب اختلاف و جنگ بین دو برادر شد. رستم میرزا با حمایت حمزه بیگ قندهار را محاصره کرد ولی با رسیدن کمک ملک محمود نتوانست به اهدافش برسد و به زمین داور بازگشت. با حمله ازبکها به خراسان او به فراه لشکر کشید و با ازبکها به مقابله پرداخت. او پس از مدتی دوباره قصد حمله به سیستان را کرد با وجود آنکه ملک محمود در سیستان از او استقبال کرد ولی رستم میرزا او را محبوس کرد و جلالالدین فرزند ملک محمد به او یورش برد. رستم میرزا چون تاب مقاومت نداشت شکست خورد و زمین داور نیز به تصرف مظفر حسین میرزا درآمد. با لشکرکشی امپراتوری گورکانی او و برادرانش سنجر میرزا و ابوسعید میرزا در سال ۱۵۹۴ تسلیم اکبر شاه شدند.[۲]
تحت حکومت گورکانی
در ۱۵۹۳–۱۵۹۵ حاکم مولتان و بعدها حاکم پتهان بود. وی در زمان سلطان جهانگیر در سال ۱۶۱۲ حاکم تاتا و بعداً اللهآباد بود. او در سال ۱۶۲۶ به عنوان حاکم بیهار منصوب شد، اما پس از مدت کوتاهی بازنشسته شد. او در سال ۱۶۴۱ در سن ۷۲ سالگی در آگره درگذشت.[۳]
ادبیات
او اشعاری را با نام مستعار فدایی سروده است.
خانواده
پسران
- مراد میرزا صفوی (متوفی ۱۶۶۹) توسط سلطان جهانگیر لقب التفات خان را گرفت، با دختر عبدالرحیم خان ازدواج کرد و صاحب پسری به نام میرزا مکرم خان شد.
- شاهرخ میرزا صفوی
- حسن میرزا صفوی (متوفی ۱۶۴۹) توسط سلطان جهانگیر به والی کوچ منصوب شد.
- ابراهیم میرزا صفوی
- بدیع الزمان میرزا صفوی (متوفی ۱۶۵۹) - نایب السلطنه گجرات[۴]
منابع
- ↑ Husain 1999, p. 68.
- ↑ «مآثرالامرا، صمصام الدوله شاهنوازخان، ج ۳، ص۴۳۴».
- ↑ 313–314 ابوالفضل بن مبارک، عین اکبری، کلکته، ص۱۸۷۳.
- ↑ «safawi2».
_LACMA_1635-40.jpg)