سنبلط حورونی
سنبلط حورونی (عبری: סַנְבַלַּט؛ یکی از رهبران سامریها، از مقامهای شاهنشاهی هخامنشی و معاصر نحمیا پیامبر بنیاسرائیل بود که در اواسط تا اواخر قرن پنجم پیش از میلاد میزیست. او و خانوادهاش در پاپیروسها و سفالینههای الفانتین و کتاب نحمیا در کتاب مقدس عبری. ذکر شدهاند.
نام «خدای سین» در متن نام سنبلط از آن زمان به اشتباه با اسم انگلیسی نامربوط «sin» (گناه) در برخی از تفسیرهای مشهور انگلیسی دربارهٔ نحمیا اشتباه گرفته شده است. دیگر مفسران پیشین گاه سنبلط را بهعنوان یک درجه نظامی و نه یک نام میگرفتند.
پیشینه
سامریها افراد باقیمانده یهودیان مملکت اسرائیل هستند که مهاجمان آشوری، آنها را با یهودیانی که در سال ۷۲۱ ق. م خارج شدند اخراج نکردند. نقل است که این افراد باقیمانده، با ساکنان جدیدی که آشوریها آنها را با خود آورده بودند ازدواج کردند. هنگامی که یهودیان از اسارت بابلی از اسارت برگشتند، آنها، همکاری یهودیان سامره را از شرکت با آنها در ایجاد بنای معبد دوم سلیمان رد کردند وپس از آن در قرن چهارم ق. م یک معبد مختص خودشان در پایه کوه جرزیم (جبل الطور) ایجاد نمودند. از نظر تاریخی این نظر وجود دارد که پس از اسارت بابلی تعداد زیادی از ساکنان پادشاهی شمالی اسرائیل، آشوریان، قبایلی از ایلام، سوریا و سرزمینهای عربی را جایگزین آنها کردند. این ساکنان جدید با یهودیان باقیمانده آمیختند و اعتقادات دینی آنها با پرستش یهوه یکی گردید و همین امر باعث شد تا آنها با سایر یهودیان تفاوت پیدا کنند. آخرین جدایی میان یهودیان و سامریها در سال ۴۳۲ قبل از میلاد پس از بازگشت عزرا و نحمیا از بابل و دفاع آنها از تز پاک نژادی تحقق یافت. هنگامی که یهودیان از اسارت در بابل برگشته یهودیان سامره شرکت با آنها در ایجاد بنای معبد سلیمان را رد کردند و لذا در قرن چهارم ق. م یک معبد مختص خودشان در پایه کوه جزریم (جبل الطور) ایجاد نمودند. سامریها یکی از طوایف یهود هستند لیکن اختلافات دینی عمیقی آنها را از بقیه یهودیان جدا میکنند. آنها به غیر از اسفار پنجگانه و مضاف بر آن احتمالاً سفر شیوع پسر نون به چیزی دیگری ایمان ندارند و به کتب انبیاء یهود و دیگر کتابهای آسمانی دیگر اعتقاد ندارند و آنها را ساخته و پرداخته دست بشر میدانند. یهود قوانینی وضع کرد که اختلاط با سامریها یا ازدواج با آنها را حرام میدانست.[۱]
سنبلط جورونی
برای تاریخ جدایی دو روایت ذکر شده است. اولین روایت در " عهد عتیق " (نحمیا ۱۳/۲۳ تا ۲۸) آمده است: «یکی از پسران یهویا داع (پسر الیاشیب کاهن اعظم) دختر سنبلط حورونی را به زنی گرفته بود، پس مجبور شدم او را از اورشلیم بیرون کنم.»
روایت دوم از یوسیفوس نقل شده است و از این قرار است که منسی، برادر کاهن اعظم با دختر حاکم ایرانی سامریه، سنبلط سوم، ازدواج کرد و کاهنان او را میان طلاق همسر یا ترک جایگاه و موقعیت کاهنی خود مخیر ساختند. او به پدرزن خود متوسل شد که برای شوهر دختر خود (داماد) به سبک عبریان باستان معبدی بر فراز کوه گریزیم ساخته بود تا با معبد اورشلیم رقابت کند. این جوان طرد شده، کاهن سامریها شد. پس از ساخت این معبد، دهها کاهن که با زن بیگانه ازدواج کرده بودند و همچنین عناصر یهودی ناراضی از آنها، به آن پیوستند.
میان این دو داستان از نظر برخی نامها، پیوندهای اصلی و قضیه کوچ اجباری، همگونیهایی وجود دارد و اگرچه میان این دو داستان از نظر زمانی یک قرن فاصله است، ولی کاملاً مشخص است که به یک حادثه اشاره میکنند. مورخان برای حل این موضوع، روایت یوسیفوس را به دوران نحمیا بازمیگردانند.[۱]
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 «سامریها». دانشنامه فلسطین. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۰-۲۷.