سنبل باجی
| فاطمه خانم | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| سُنبُل باجی | |||||
| زاده | رابر، کرمان | ||||
| درگذشته | تهران، ایران | ||||
| همسر | |||||
| فرزند(ان) | فتحالله میرزا شعاعالسلطنه فخر جهان خانم حسن جهان خانم تاجلی خانم | ||||
| |||||
| دودمان | قاجار(با ازدواج) | ||||
فاطمه خانم، مشهور به سُنبُل باجی، همسر شانزدهم فتحعلی شاه قاجار[۱] او از بانوان بزرگمرتبه و از خاندانهای نامدار رابر کرمان بودو او یکی از با نفوذترین همسران فتحعلی شاه بود[۲]
در سال ۱۱۷۱ به فرمان آقا محمد خان قاجار، فتحعلی خان به كرمان یورش آورد و سپس به سيرجان و از آنجا به بافت یورش برد. فتحعلی خان برای گرفتن قلعهی رابر یک ماه جنگید، تا اينكه این دژ به چنگ فتحعلی خان در آمد.
پس از آنکه در شوال ۱۲۰۷، فتحعلیخان قاجار به امر عموی خود آقامحمدخان قاجار قلعه رابر را تصرف کرد، فاطمه دختر هفتساله عسگر کفشدوز را به همسری خود برگزید. با توجه سن کم فاطمه خانم، او را به دست زنان حرم سپردند و چهار سال بعد در محرم ۱۲۱۲ به عقد غیردائم فتحعلیخان درآمد.او چنان دلنشین و پسند خاطر شاه شد که در مدت کوتاهی به عالیترین مراتب خانمیت و خاتونیت رسید.پس از آن، در مرتبهای ممتاز از خانمیت قرار گرفت؛ فتحعلی شاه او را «خانم مطلق» میخواند و سخنانش را درباره سامان دادن امور شاهزادگان،چه دختران و چه پسران نیز و درباره همسران و نزدیکان، با دقت گوش میداد و میپذیرفت.[۳] در همان دوران بود که خبر کشته شدن شاه قاجار در قلعه شوشی را به ولیعهد رساندند و تقارن این دو واقعه بر محبوبیت فاطمه خانم افزود[۱]در خدمت شاه چنان صادق بود که سفرا و بزرگان نیز پرستاری و رسیدگی به شاه را وظیفه او میدانستند.[۴]
اقوام نزدیکش نیز از برکت وجود او دارای مشاغل و مناسب مهم دولتی شدند.[۵]
سنبل باجی به سبب ادب و خوش قلبی مورد علاقه اهالی حرم فتحعلیشاه بود و شاه و شاهزادگان او را از روی احترام «خانم» میخواندند.[۶] پس از تولد اولین پسرش که از کودکی لقب شجاع السلطنه را از شاه گرفت در شمار قدرت مندترین زنان دربار درآمد دلیل مردم دوستی و چشمگیری که داشت به زودی نقش رابط بین شاه و مردم را در پیش گرفت وتوانست در کارگردانی امور ملک و ملت خودی نشان داده و در شمار کار چرخان های دولتی درآید.[۷]نه تنها در امور حرمسرای شاه بلکه در امور داخلی مملکت و سیاست نیز دخالت مستقیم داشت[۸] سنبل باجی واسطه رساندن عرایض مردم به حضور شاه بود و فتحعلیشاه نظرات او را در خصوص شاهزادگان و اهالی حرم میپذیرفت. در هنگام غذا خوردن در کنار شاه مینشست و مسئولیت غذا کشیدن برای همسر و دیگر شاهزادگان سر سفره با او بود.اگر کسی دستدرازی میکرد و از غذای دیگران برمیداشت، با نهیب او روبهرو میشد و حتی بارها با کفگیر بر سرشان میزد. عبدالله میرزا دارا او را «حمیراء» مینامید. [۹] نقل است که حتی عرایض مردم شهر خمسه را که تحت حکومت فرزند او، فتحالله میرزا شعاعالسلطنه بودند به عرض شاه میرساند و بر این اعتقاد بود: «نمیخواهم کسی مظلوم واقع شود و از شاه عالمپناه شکایت نماید. اگرچه پسر خودم مصدر ظلم شده باشد باید معزول شود».
فاطمه خانم سنبل باجی پس از مرگ همسر در زمره زنانی بود که در حرم محمدشاه ماندگار شدند.[۱]
فرزندان سنبل باجی از فتحعلیشاه عبارت بودند از:
- فخر جهان خانم (۱۲۱۱ – ۱۲۷۵ قمری) ملقب به فخرالدوله، همسر میرزا محمدخان قاجار قوانلو
- حسن جهان خانم (۱۲۲۲ – ۱۲۷۸ قمری) ملقب به والیه، همسر خسرو خان اردلان
- فتحالله میرزا شعاعالسلطنه (۱۲۲۶–۱۲۸۶ قمری)
- تاجلی خانم (۱۲۲۸ - ؟) همسر ابراهیم خان ظهیرالدوله
برادر سنبل باجی، علی اکبرخان رابری در دربار فتحعلیشاه به خالو ملقب بود.[۱] فتحعلیشاه املاکی از خالصه رابر را به او داده بود و هماکنون طایفهای که در رابر فامیل خالویی دارند، از نوادگان او هستند. یکی از بستگان سنبل باجی که هم نام او و فاطمه نام داشت نیز از همسران فتحعلیشاه بود. دختر او از شاه به نام سرو جهان خانم به همسری آقاخان اول درآمد.[۱۰]
فتحعلیشاه غزلی در وصف سنبل باجی سروده که در دیوان اشعار او به این صورت آمده است:
| آرام دل و جانی ای دلبر کرمانی | ای دلبر کرمانی آرام دل و جانی | |
| صد یوسف کنعانی شد بنده رخسارت | شد بنده رخسارت صد یوسف کنعانی | |
| زانرو که تو جانانی جانها به فدای تو | جانها به فدای تو زانرو که تو جانانی | |
| زان لب بدرافشانی خون در دل یاقوتست | خون در دل یاقوتست زان لب بدرافشانی | |
| تو خسرو خاقانی ای پادشه خوبان | ای پادشه خوبان تو خسرو خاقانی |
منابع
- 1 2 3 4 5 فاطمه خانم، سنبل باجی خطای یادکرد: برچسب
<ref>نامعتبر؛ نام «a» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ تذكره فاوری: فضل الله حسینی شیرازی صفحه ای ۶۹.
- ↑ تذكره فاوری: فضل الله حسینی شیرازی صفحه ای ۶۹.
- ↑ تاریخ عضدی صفحه ای ۹.
- ↑ زنان فرهنساز ایران و جهان جلد 2:پوران فرخزاد صفحه ای ۱۰۶۸.
- ↑ عضدالدوله، ص ۲۰
- ↑ کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز :پوران فرخزاد صفحه ای ۴۴۶_۴۴۷.
- ↑ زنان فرهنگساز ایران و جهان جلد 2:پوران فرخزاد صفحه ای ۱۰۶۸.
- ↑ تاریخ عضدی صفحه ای ۹.
- ↑ عضدالدوله، ص. ۲۱
- عضد الدوله، احمد (شاهزاده) (۱۳۵۵)، تاریخ عضدی، تهران: انتشارات بابک
- بامداد، مهدی (۱۳۴۷)، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری (جلد ۶)، تهران: زوار