حسن جهان خانم
| حُسن جهان خانم | |
|---|---|
| شاهزاده قاجاری | |
| درگذشته | ۱۲۷۸ (قمری) |
| همسر | |
| فرزند(ان) | رضاقلیخان اردلان غلامشاهخان اردلان احمدخان خانمخانمها عادلهخانم آغهخانم |
| پدر | فتحعلیشاه قاجار |
| مادر | سنبل باجی |
حُسن جهان خانم شاهزاده قاجار و دختر فتحعلیشاه قاجار بود. او چندبار مستقلاً حکومت کردستان را برعهده داشت و از معدود زنانی بود که در دوره قاجار به مسند حکومت رسیدند.[۱]او زنی فرهیخته با ذوق خوش و با استعداد اهل سیاست و مملکت داری بود[۲]
حسن جهان خانم دختر بیست و یکم فتحعلیشاه و مادرش سنبل باجی از زنان محبوب و محترم فتحعلیشاه و بزرگ شده در حرمسرا بود. او در سال ۱۲۳۷ هجری قمری به ازدواج خسروخان اردلان درآمد. این ازدواج به درخواست امانالله خان اردلان، پدر خسروخان، صورت می گرفت که در نظر داشت با ایجاد بستگی مخصوص به خاندان سلطنتی، دست دشمنانش را از حکومت کردستان کوتاه کند. هشت سال بعد خسروخان با دختردایی خود ماهشرف خانم ازدواج کرد.[۱]
پس از درگذشت خسروخان در سال ۱۲۵۰، پسر ارشدش رضاقلیخان (از حسن جهان خانم) به حکومت رسید و چون ده سال بیشتر نداشت، مادرش امور حکومت را در دست گرفت. ده سال تمام در این سمت نهایت شایستگی و خردمندی را از خودنشان داد .در همان سال حاکم گروس به قصد تسخیر کردستان بدانسو لشکر کشید والیه به جنگ او رفت و با مقنعه و روبند سپاه خود را فرماندهی کرد و دشمن را نا کام و سرافکنده ساخت.و به عمران و آبادی کردستان پرداخت.حسن جهان خانم در حدود ده سال حکومت کردستان را در دست داشت. اما به زودی ورق برگشت و پسر بزرگش که از قدرت مداری او در رنج بود با مادر به نبرد پرداخت ولی با آن که حسن جهان خانم در این نبرد پیروز شده بود اما حکومت رسمی را به پسرش تحویل داد و خود از پشت پرده به کار چرخانی ادامه داد و بقیه عمر رو خود را به سرودن شعر گذارنید. و تا پایان عمر در مدار قدرت باقی ماند و نام نیکی از خود بر جای گذاشت .او سرانجام در زمان سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در سال ۱۲۷۸ درگذشت.[۱][۳][۴][۵]
به نوشته تاریخ عضدی:《در صباحت منظر و لطف خاطر و سماحت بنان و فصاحت بیان نظیرش کم بوده》
او نخستین زنی بود که در تاریخ معاصر ایران با قدرت چند سالی را حکمرانی کرد؛ به همین دلیل به 《والیه》ملقب شد. [۶]
حسن جهان خانم شاعر بود و والیه تخلص میکرد. دیوانی از او برجای ماندهاست.[۱] ابیات زیر نمونهای از اشعار اوست:
بخشی از یک غزل:
| دوش به میخانه داد، مژده غیبم سروش | منتظر فیض باش، غم مخور و می بنوش | |
| پرتو حق آشکار از رخ زیبای دوست | دیده بر آن جلوه دوز، چشم ز عالم بپوش | |
| آیه رحمت ببین، جلوه یزدان نگر | یار درآمد به ناز، خیز و برآور خروش |
یک رباعی:
| به کوی دلبر آسایش نخواهد مردم عاقل | خطرناک است این وادی، بلاخیز است این منزل | |
| هوای وصل و سودای دو زلفت بر سر جانم | زهی اندیشه باطل، زهی سودای بی حاصل |
در اندوه ازدواج دوم خسرو خان سرود:[۱]
| واليه يار به اغيار چويار است و نديم | رو بسوز از غم و با داغ دل خويش بساز |
منابع
- 1 2 3 4 5 حسن جهان خانم
- ↑ زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی مستوره کردستانی :انجمن آثار و مفاخر فرهنگی صفحه ای ۸.
- ↑ زنان فرهنگساز ایران و جهان جلد 2:پوران فرخزاد صفحه ای ۱۹۱۷.
- ↑ مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه:محمد حسن رجبی صفحه ای ۲۴۳.
- ↑ کارنامه زنان ایران از دیروز تا امروز؛پوران فرخزاد.
- ↑ شخصیتها و آثار علمی بانوان شیعه در علوم اسلامی:فقیهی مقدس نفیسه صفحه ای ۱۷.