سنگ شباکا

سنگ شباکا
موادگرانیت
ارتفاع۹۵ سانتی‌متر
عرض۱۳۷ سانتی‌متر
خلق‌شدهح. ۷۲۲ پیش از میلاد
مکان کنونیموزه بریتانیا، لندن

سنگ شباکا یادگاری باستانی است که متنی دینی از مصر باستان بر آن حک شده و قدمت آن به دودمان بیست‌وپنجم مصر بازمی‌گردد.[۱] در سال‌های بعد، احتمالاً از این سنگ به‌عنوان سنگ آسیاب استفاده شده است؛ امری که موجب آسیب‌دیدگی خطوط هیروگلیف حک‌شده بر آن شده است. افزون بر این آسیب، آثار دیگری از تخریب عمدی نیز بر روی سنگ دیده می‌شود که در مجموع، کتیبهٔ هیروگلیفی آن را در وضعیت نامطلوبی قرار داده است.

محل کشف

خاستگاه‌های تاریخی

این سنگ که در اواخر سدهٔ هشتم دوران مشترک به‌عنوان یادمانی ماندگار در معبد بزرگ پتاح در ممفیس برپا شده بود، در مقطعی نامعلوم و به دلایلی نامشخص به اسکندریه منتقل شد. سپس از آنجا با یک کشتی نیروی دریایی به انگلستان انتقال یافت.[۲] این اثر همراه با سرستونی مصری، قطعاتی از یک سرستون بازالتی سیاهِ یونانی ـ رومی، دو قطعه از سردرِ کوارتزیتیِ متعلق به سنوسرت سوم و تندیس زانوزده‌ای از جنس گرانیت سیاه از رامسس دوم، به‌عنوان بارِ تعادلی کشتی به انگلستان آورده شد.[۳] در سال ۱۸۰۵، جرج اسپنسر، دومین ارل اسپنسر (۱۷۵۸–۱۸۳۴)، که سمت «نخستین لرد دریاداری» را بر عهده داشت و از سال ۱۷۹۴ نیز امین موزه بود، این سنگ را به موزهٔ بریتانیا اهدا کرد.[۴] در سال ۱۹۰۱، جیمز هنری بریستد، مصرشناس آمریکایی، برای نخستین بار این سنگ‌نوشته را رمزگشایی، ترجمه و تفسیر کرد.[۵] این یادمان تا به امروز در موزهٔ بریتانیا نگهداری می‌شود.[۲]

تعیین تاریخ

مقدمهٔ وقف‌نامه‌ایِ این سنگ ادعا می‌کند که متن آن رونوشتی از بخش‌های باقی‌ماندهٔ یک پاپیروسِ پوسیده و کرم‌خورده است که فرعون شباکا آن را در معبد بزرگ پتاح یافته بود.[۶] هومر دبلیو. اسمیت تاریخ متن اصلی را به دودمان نخست مصر نسبت می‌دهد و آن را «کهن‌ترین سند مکتوب اندیشهٔ بشری» می‌خواند.[۷]

بریستد، آدولف ارمان، کورت زته و هرمان یونکر همگی تاریخ این سنگ را به دورهٔ پادشاهی کهن مصر نسبت داده‌اند.[۸] این سنگ از جنبهٔ زبانی و سیاسی نیز ویژگی‌هایی کهن‌گرایانه دارد؛ از نظر زبانی، زبان به‌کاررفته در آن به زبان متون اهرام متعلق به دورهٔ پادشاهی کهن شباهت دارد و از نظر سیاسی نیز بر اهمیت ممفیس به‌عنوان نخستین پایتخت سلطنتی تأکید می‌کند.[۸] بر همین اساس، هنری پل فرانکفورت، جان ویلسون، میریام لیختهایم و اریک ایورسن نیز این سنگ را متعلق به دورهٔ پادشاهی کهن دانسته‌اند.[۸] بااین‌حال، فریدریش یونگه و بیشتر پژوهشگران پس از او بر این باور بوده‌اند که این یادمان در دودمان بیست‌وپنجم مصر ساخته شده است.[۸] امروزه پژوهشگران تقریباً به این نتیجه رسیده‌اند که این سنگ نمی‌تواند پیش از دودمان نوزدهم مصر پدید آمده باشد.[۹]

ساختار

این سنگ‌نوشته حدود ۱۳۷ سانتی‌متر (۵۴ اینچ) عرض دارد. ارتفاع آن در سمت چپ حدود ۹۱ سانتی‌متر (۳۶ اینچ) و در سمت راست حدود ۹۵ سانتی‌متر (۳۷ اینچ) برآورد شده است.[۱۰] سطح دارای کتیبه ۱۳۲ سانتی‌متر (۵۲ اینچ) عرض و به‌طور میانگین ۶۶ سانتی‌متر (۲۶ اینچ) ارتفاع دارد.[۱۰] سوراخ مستطیل‌شکلِ موجود در مرکز سنگ ۱۲ در ۱۴ سانتی‌متر (۴٫۷ در ۵٫۵ اینچ) است و یازده خط شعاعی از آن منشعب می‌شود که طول هر یک بین ۲۵ تا ۳۸ سانتی‌متر (۹٫۸ تا ۱۵ اینچ) است[۱۰] و در مجموع ناحیه‌ای به عرض ۷۸ سانتی‌متر (۳۱ اینچ) را دربر می‌گیرد.[۱۰]

در سال ۱۹۰۱، بریستد این اثر را لوحی مستطیل‌شکل از جنس گرانیت سیاه شناسایی کرد.[۱۱] برخی پژوهشگران دیگر نیز جنس آن را بازالت یا سنگ کنگلومرا دانسته بودند؛ اما بررسی‌های اخیر انجام‌شده توسط یکی از دانشمندان موزهٔ بریتانیا نشان داده است که این سنگ از نوع برش سبز است و منشأ آن به وادی حمامات بازمی‌گردد.[۱۲]

محتوا

جزئیات کتیبهٔ هیروگلیفی

این متن شامل دو بخش اصلی است که یک مقدمهٔ کوتاه و یک جمع‌بندی پایانی آن‌ها را دربر گرفته است. بخش نخست به یکپارچه‌شدن مصر علیا و مصر سفلی می‌پردازد. در این روایت، پتاح از طریق حوروس این یکپارچگی را تحقق می‌بخشد. بخش دوم، یک اسطورهٔ آفرینش است که با عنوان «الهیات ممفیتی» یا «درام ممفیتی» شناخته می‌شود[۷] و پتاح را به‌عنوان آفرینندهٔ همهٔ موجودات، از جمله خدایان، معرفی می‌کند.

این متن تأکید می‌کند که اتحاد مصر در ممفیس صورت گرفته است.[۱۳] همچنین در کتیبه آمده است که پس از آنکه اوزیریس بر اثر جریان آب به ساحل رسید، ممفیس محل دفن او شد.[۱۳]

معرفی و القاب سلطنتی پادشاه

نخستین سطر سنگ، پنج لقب سلطنتی پادشاه را معرفی می‌کند: «حوروسِ زنده: آن‌که دو سرزمین را آباد و سعادتمند می‌کند؛ دو بانوی بزرگ: آن‌که دو سرزمین را آباد و سعادتمند می‌کند؛ پادشاه مصر علیا و سفلی: نِفِرکارِع؛ پسر رع: [شباکا]، محبوبِ پتاح، آن‌که در جنوبِ دیوارش جای دارد و همچون رع تا ابد زنده است.»[۱۴] سه عنوان نخست بر تجلی پادشاه به‌مثابه خدایی زنده تأکید دارند؛ به‌ویژه بر جنبهٔ او به‌عنوان حوروس، خدای شاهین‌سر و خدای حامی پادشاهان مصر. دو عنوان پایانی، یعنی نام سلطنتی (نام تخت) و نام تولد پادشاه، به مفهوم تقسیم و یکپارچگی مصر اشاره دارند.[۶]

سطر دوم، که مقدمه‌ای تقدیمی است، بیان می‌کند که این سنگ رونوشتی از بخش‌های باقی‌ماندهٔ یک پاپیروسِ کرم‌خورده است که شباکا هنگام بازرسی معبد بزرگ پتاح آن را یافته بود.[۶]

یکپارچه شدن مصر

سطرهای ۳ تا ۴۷ به یکپارچه‌شدن مصر علیا و مصر سفلی تحت فرمانروایی خدای حوروس در ممفیس می‌پردازند.[۱۴] متن ابتدا بر برتری سیاسی و الهیاتی پتاح، خدای ممفیس، تأکید می‌کند؛ پتاح در این روایت پادشاه هر دو سرزمین مصر و آفرینندهٔ اِنِئاد، یعنی مجموعهٔ نه‌گانهٔ خدایان، است.[۱۵] سپس کتیبه شرح می‌دهد که حوروس، به‌عنوان تجلی پتاح، در آغاز بر مصر سفلی فرمان می‌راند، درحالی‌که رقیب او، سِت، بر مصر علیا حکومت می‌کرد.[۱۶] بااین‌حال، حوروس مصر علیا را از گِب دریافت می‌کند و بدین‌ترتیب به فرمانروای یگانهٔ سراسر سرزمین مصر تبدیل می‌شود.[۱۶]

الهیات ممفیتی

سطرهای ۴۸ تا ۶۴، اسطورهٔ آفرینش معروف به «الهیات ممفیتی» را روایت می‌کنند.[۱۴] در این بخش، پتاح که خدای حامی صنعتگران، فلزکاران، پیشه‌وران و معماران بود، به‌عنوان خدای آفریننده و صنعتگر الهیِ جهان معرفی می‌شود؛ خدایی که آفرینش و هستی تمامی موجودات به او وابسته است.[۱۷] در این روایت، آفرینش نخست فرایندی روحانی و ذهنی است که به‌واسطهٔ قلب الهی پتاح، یعنی جایگاه اندیشه، و زبان او، یعنی سخن و کلام، تحقق می‌یابد.[۱۸] سپس آفرینش به مرحله‌ای مادی و عینی می‌رسد که توسط آتوم انجام می‌شود. آتوم که خود به‌وسیلهٔ دندان‌ها و لب‌های پتاح پدید آمده است، اِنِئاد را از طریق نطفه و دست‌های خود پدید می‌آورد.[۱۸]

بدین‌سان دربارهٔ پتاح گفته می‌شود: آن‌که همه‌چیز را آفرید و خدایان را پدید آورد. او

همان تاتِنِن است؛ خدایی که خدایان را به وجود آورد و همه‌چیز از او سرچشمه گرفت:

خوراک‌ها، روزی‌ها، پیشکش‌های الهی و هر آنچه نیکوست. ازاین‌رو،

آشکار و مسلم است که او نیرومندترینِ خدایان است. پس پتاح،

پس از آنکه همه‌چیز و تمامی کلام‌های الهی را آفرید، خشنود شد. … به‌راستی،

پتاح سرچشمهٔ حیات خدایان و همهٔ هستی‌های مادی است.

خلاصه

سطرهای ۶۱ تا ۶۴، خلاصه‌ای از کل متن را ارائه می‌کنند.[۱۴]

هدف

از دیدگاه راگنهیلد بیِرِه فینِستاد، دربارهٔ هدف احتمالی متن سنگ شباکا سه نظریه مطرح شده است:

  1. تأکید بر برتری نظام الهیاتی ممفیتی بر نظام الهیاتی هلیوپولیس؛
  2. ادعای برتری و هژمونی ممفیس و کاهنان آن بر هلیوپولیس و کاهنان آن؛
  3. ارائهٔ یک هستی‌شناسی.[۱۹]

از آنجا که این متن به‌عنوان یک متن معبدی نگاشته و در معبد پتاح برپا شده است، احتمالاً سنگ شباکا کارکردی دینی، آیینی و الهیاتی داشته و موضوعات مطرح‌شده در آن در چارچوبی آیینی و مذهبی ارائه شده‌اند.[۱۹]

آسیب

از سوراخ مستطیل‌شکلِ واقع در مرکز سنگ، نوارهای زبر و شعاعی به اطراف امتداد یافته‌اند که کتیبه را در شعاع ۷۸ سانتی‌متری از مرکز سنگ از میان برده‌اند.[۲۰] بر اساس منابع پژوهشی دربارهٔ این یادمان، این آسیب‌ها در نتیجهٔ استفادهٔ مجدد از سنگ به‌عنوان سنگ آسیاب ایجاد شده‌اند.[۲۰] قدیمی‌ترین اشاره به احتمال استفاده از سنگ به‌عنوان سنگ آسیاب در توضیحات مربوط به اثر در موزهٔ بریتانیا در سال ۱۸۲۱ دیده می‌شود.[۲۰] بااین‌حال، احتمال دیگری نیز مطرح است: این سنگ ممکن است به‌عنوان پیِ سازه‌ای مدور، احتمالاً یک ستون یا پایهٔ ستون، مورد استفاده قرار گرفته باشد.[۲۱]

بخش‌هایی از سنگ نیز در دورهٔ دودمانی مصر عمداً تراشیده و حذف شده‌اند.[۲۱] از جملهٔ این موارد، نام سِت در سطر ۷ است؛ خدایی که در آن دوره مورد نکوهش و محکومیت قرار گرفته بود.[۲۱] افزون بر این، پسامتیک دوم یا پسامتیک سوم نام خاص و نام سلطنتیِ شباکا را از روی سنگ پاک کردند.[۲۲] پسامتیک سوم سپس نام خود را بر سنگ حک کرد، اما این نام نیز بعدها، در جریان فتح مصر به دست ایرانیان، از میان برده شد.[۲۳]

پانویس

  1. ↑ The Shabako Stone, British Museum
  2. 1 2 Bodine 2009, p. 5.
  3. ↑ El Hawary 2007, pp. 567–8.
  4. ↑ El Hawary 2007, p. 567.
  5. ↑ Bodine 2009, p. 2.
  6. 1 2 3 Bodine 2009, p. 9.
  7. 1 2 Smith, Homer W. (1952). Man and His Gods. New York: Grosset & Dunlap. p. 45. Internal evidence has satisfied all authorities that the archetype from which the copy was made must have been written at the opening of the dynastic period.
  8. 1 2 3 4 Bodine 2009, p. 10.
  9. ↑ Van De Mieroop, Marc (2011). A history of Ancient Egypt. Massachusetts: Blackwell Publishing. p. 303. شابک ‎۹۷۸−۱−۴۰۵۱−۶۰۷۰−۴
  10. 1 2 3 4 Bodine 2009, p. 7.
  11. ↑ Breasted, James Henry (1901). "The Philosophy of a Memphite Priest". Zeitschrift für ägyptische Sprache und Altertumskunde. 39: 39–54. doi:10.1524/zaes.1901.39.jg.39. S2CID 193638960.
  12. ↑ Bodine 2009, p. 6.
  13. 1 2 Finnestad 1976, p. 81.
  14. 1 2 3 4 Bodine 2009, p. 8.
  15. ↑ Bodine 2009, p. 13.
  16. 1 2 Bodine 2009, p. 14.
  17. ↑ Bodine 2009, p. 17.
  18. 1 2 Bodine 2009, pp. 18–19.
  19. 1 2 Finnestad 1976, pp. 82–83.
  20. 1 2 3 El Hawary 2007, p. 569.
  21. 1 2 3 El Hawary 2007, p. 570.
  22. ↑ El Hawary 2007, p. 571.
  23. ↑ El Hawary 2007, p. 572.

منابع

  • Bodine, Joshua J. (April 2009). "The Shabaka Stone: An Introduction". Studia Antiqua. 7 (1): 17 – via BYU ScholarsArchive.
  • Finnestad, Ragnhild Bjerre (1976). "Ptah, Creator of the Gods: Reconsideration of the Ptah Sections of the Denkmai". Numen. 23 (2): 81–113. doi:10.2307/3269662. JSTOR 3269662.
  • El Hawary, Amr (2007). "New Findings About the Memphite Theology". In Goyon, Jean-Claude; Cardin, Christine (eds.). Proceedings of the Ninth International Congress of Egyptologists. Leuven (Belgium): Peeters Publishers & Department of Oriental Studies.

پیوند به بیرون