سیرک رسانه‌ای

در اوت ۲۰۰۴، پس از اعلام شواهدی مبنی بر تهدید تروریستی علیه دفتر مرکزی شرکت پرودنشال فایننشال در نیوآرک، نیوجرسی، کامیون‌های مجهز به تجهیزات ارتباطی ماهواره‌ای رسانه‌های خبری و عکاسان خبری در بیرون از این دفتر مرکزی و ساختمان‌های شهر نیویورک تجمع کردند.

سیرک رسانه‌ای (انگلیسی: Media circus) یک استعاره یا اصطلاح عامیانه است که یک رویداد خبری را توصیف می‌کند که سطح پوشش رسانه‌ای آن، که با عواملی مانند تعداد خبرنگاران حاضر در صحنه و میزان پخش یا انتشار مطالب سنجیده می‌شود بیش از حد یا نامتناسب با رویدادی که پوشش داده می‌شود، تلقی می‌شود. پوششی که جنجالی باشد می‌تواند این تصور را ایجاد کند که رویداد موضوع یک سیرک رسانه‌ای است. این اصطلاح برای انتقاد از پوشش رویداد با مقایسه آن با نمایش باشکوه یک سیرک به کار می‌رود. استفاده از این اصطلاح در این معنا در دهه ۷۰ میلادی رایج شد.[۱][۲] همچنین می‌توان آن را جنون تغذیه رسانه‌ای یا جنون رسانه‌ای نامید، به خصوص زمانی که خود پوشش رسانه‌ای پوشش داده می‌شود.

تاریخچه

ورود تونیا هاردینگ پس از المپیک زمستانی ۱۹۹۴ به فرودگاه بین‌المللی پورتلند که به سیرک رسانه‌ای تبدیل شد.

اگرچه این ایده قدیمی است، اما اصطلاح سیرک رسانه‌ای از اواسط دهه ۷۰ میلادی بین جامعه رواج پیدا کرد. یک مثال اولیه آن، از کتاب لین هنی در سال ۱۹۷۶ است که در آن او درباره یک رابطه عاشقانه می‌نویسد که در آن کریس اورت، تنیسور آمریکایی شماره یک جهان در آن زمان، درگیر بوده است: «به هر حال، دوران نامزدی آنها یک «سیرک رسانه‌ای» بوده است.»[۳] چند سال بعد واشینگتن پست نمونه مشابهی از دوران نامزدی را منتشر کرد که در آن گزارش داد: « شاهزاده گریس کلی هنوز هم از خاطره عروسی‌اش با شاهزاده رینیه سوم در سال ۱۹۵۶ که در قالب یک سیرک رسانه‌ای برگزار شد، آسیب دیده است.»[۴]

سیرک‌های رسانه‌ای، ابزار اصلی طرح داستان فیلم تکخال در حفره را تشکیل می‌دهند. این فیلم درباره یک خبرنگار منفعت‌طلب است که با پوشش فاجعه معدن، باعث می‌شود مردی در زیر زمین گیر بیفتد و بمیرد. این فیلم با بدبینی رابطه بین رسانه‌ها و اخباری را که گزارش می‌دهند، بررسی می‌کند. این فیلم متعاقباً با عنوان « کارناوال بزرگ» دوباره منتشر شد، که در آن «کارناوال» به چیزی اشاره دارد که اکنون ما آن را «سیرک» می‌نامیم. در این فیلم، این فاجعه، اردونشینان از جمله یک سیرک واقعی را به خود جذب می‌کند. این فیلم بر اساس زندگی واقعی فلوید کالینز ساخته شده است که در سال ۱۹۲۵ در غاری در کنتاکی به دام افتاد و توجه رسانه‌ها را چنان به خود جلب کرد که به سومین رویداد بزرگ رسانه‌ای بین دو جنگ جهانی تبدیل شد (دو جنگ دیگر پرواز انفرادی لیندبرگ و آدم‌ربایی لیندبرگ بودند).[۵]

جستارهای وابسته

منابع

  1. "Gilmore case turning into a circus for media". Milwaukee Journal. 1976-12-03. The worldwide attention that condemned killer Gary Gilmore is receiving has turned his case into a media circus Utah residents are saying
  2. Miller, Gene (1976-12-08). "Only in America - the Gary Gilmore Circus has everything but dancing bears". The Evening Independent. There is most appallingly, an only-in-America spectacle wherein a quest for justice becomes an extravaganza for the fast buck. Come, come, come to the circus.
  3. Lynn Haney (1976). Chris Evert, the Young Champion.
  4. Washington Post B1, June 29, 1978. This is the oldest quote the Oxford English Dictionary has listed, although obviously there are older occurrences.
  5. Brucker, R. and Murray, R. Trapped! the Story of Floyd Collins, University Press of Kentucky, 1983.

پیوند به بیرون