سینکلتیکای اسکندریه
سینکلتیکای اسکندریه | |
|---|---|
![]() نگارهای از سینکلتیکای اسکندریه، برگرفته از منولوژیون باسیل دوم (حدود سال ۱۰۰۰ میلادی) | |
| راهبه، مادر صحرا | |
| درگذشتۀ | قرن چهارم مصر (استان رومی) |
| تکریمشده در | کلیساهای ارتدکس مشرقی کلیسای ارتدکس شرقی کلیسای کاتولیک انگلیکان |
| بزرگداشت | ۵ ژانویه ۶ ژانویه |
سینکلتیکای اسکندریه (یونانی باستان: Συγκλητική، ت. «Synkletikḗ») قدیسی مسیحی، ریاضتطلب، زاهد و از مادران صحرا بود که در قرن چهارم میلادی در مصر روم میزیست. زندگی او موضوع کتاب زندگی سینکلتیکا است؛ اثری یونانی در زمینه قدیسنگاری که ظاهراً آتاناسیوس اسکندریه (درگذشتهٔ ۳۷۳) آن را نوشته بود، اما تا سال ۴۵۰ منتشر نشد. او همچنین در سخنان الفبایی و نظاممند، که احتمالاً در قرن ششم گردآوری شده است، مورد توجه قرار گرفته و ۲۸ سخن و تعلیم او در آن آمده است. سینکلتیکا در ۸۰سالگی، پس از سه سال ابتلا به سرطان دهان، درگذشت.
دختران و زنان جوان، با وجود مقاومت سینکلتیکا، به سوی او و تعالیمش جذب میشدند و انتخاب میکردند که در بیابان در نزدیکی او زندگی کنند. تعالیم و سخنان او سرشار از نقلقولها، اشارات و استعارههای برگرفته از کتاب مقدس بود و بهویژه موضوعاتی مانند دریانوردی، دریا، کارهای خانه و وظایف زنان را دربرمیگرفت. برخلاف ریاضتطلبان مرد آن دوره، سینکلتیکا امور خانه را با معنویت مرتبط میدانست و آن را «بهطور غنی قادر به بیان رشد معنوی ریاضتطلب» میدانست.[۱] تعالیم او «زندگی معنوی را واقعیتی پویا و متجسد معرفی میکند و این کار را به شیوهای انجام میدهد که بهطور غیرمعمول از بدن و کار زنان بهعنوان ابزارهایی سودمند برای اندیشیدن و سخن گفتن دربارهٔ زندگی معنوی بهره میگیرد».[۲]
زندگی
سینکلتیکا که در قرن چهارم میزیست، در مقدونیه و در خانوادهای اشرافی و ثروتمند به دنیا آمد. این خانواده احتمالاً دریانورد بودند، صاحب کسبوکاری مرتبط با دریانوردی بودند و به طبقهٔ حاکم یونانیرومی تعلق داشتند. او خواهری نابینا و دو برادر داشت که در جوانی درگذشتند. خانواده به اسکندریه مهاجرت کردند و پس از مرگ والدینش، سینکلتیکا موهای خود را کوتاه کرد، ثروتش را میان فقرا بخشید و همراه با خواهرش در یک سلول خارج از شهر زندگی کرد.[۳][۴][۵][۶] از او با عنوان «دختری از طبقهٔ اشراف که به بدن خود اهمیت نمیدهد» یاد شده است.[۷] سینکلتیکا، با وجود مخالفت والدینش، تصمیم گرفت آشکارا بهعنوان یک ریاضتطلب زندگی کند و موهای خود را کوتاه کرد تا نشان دهد که پذیرفته است انسانی جدید شده است.[۷][۵] سابین بارینگ-گولد نیز مینویسد: «او که بسیار زیبا و از نظر مالی برخوردار بود، خواستگاران بسیاری داشت؛ اما همهٔ پیشنهادها را رد کرد».[۵]
قدیسنگار سابین بارینگ-گولد میگوید سینکلتیکا مخفیانه ثروتش را بخشید، به این امید که بهخاطر این کار مورد توجه قرار نگیرد؛ اما شهرت او بهعنوان یک ریاضتطلب باعث شد دختران و زنان جوان برای آموزش نزد او بیایند.[۵][۴][۳] اگرچه او از دوران کودکی تصمیم گرفته بود خود را وقف زندگی ریاضتطلبانه کند، کوتاه کردن موهایش «گسستی مهم از زندگی زنانهٔ دوران بلوغ او بود و حذف بخشی از وجودش که او را به شریکی جذاب برای ازدواج و فرزندآوری تبدیل میکرد، اقدامی آگاهانه بود».[۸]
سینکلتیکا در ۵ ژانویه، در ۸۰سالگی، پس از سه سال بیماری ناشی از سرطان دهان درگذشت. او از پذیرش درمان خودداری کرد، حتی با وجود اینکه سرطان چهرهاش را بهشدت تغییر شکل داده بود؛ اما سرانجام برای جلوگیری از انتقال بیماری به مراقبانش، با درمان موافقت کرد.[۴][۹] هیچ معجزهای به سینکلتیکا نسبت داده نشده است، حتی معجزهای پس از مرگ او.[۳] جشن یادبود او در کلیسای کاتولیک روم در ۵ ژانویه و در کلیسای ارتدکس شرقی در ۶ ژانویه برگزار میشود.[۱۰][۴][۵]
میراث و تعالیم
پژوهشگران تیم ویویان[۱۱] و ویلیام ودر[۱۲] هر دو سینکلتیکا را با آنتونی بزرگ مقایسه کردهاند؛ کسی که او نیز خانهٔ خود را ترک کرد، ثروتش را میان فقرا بخشید، فقر اختیاری را برگزید و بهعنوان یک زاهد در بیابان زندگی کرد. تعالیم سینکلتیکا نیز مانند آنتونی، دیگران را به سوی او جذب میکرد؛ بیشتر این افراد دختران باکرهای بودند که برای دیدار نزد او میآمدند و احتمالاً در نزدیکی او زندگی میکردند.[۱۱] ودر بیان میکند که سینکلتیکا برخلاف بیشتر زاهدان، اما مانند آنتونی، اغلب با عنوان «مقدس» خوانده میشد و همین امر جایگاه او را همتراز آنتونی میکرد. او همچنین تنها زاهد، پس از آنتونی، بود که اثری در قالب زندگینامهٔ قدیس با عنوان زندگی سینکلتیکا دربارهاش نوشته شد.[۱۲][۱۳] زندگینامهٔ او مدتی پس از حدود سال ۴۵۰ منتشر شد؛ زمانی که مرکز رهبانیت مسیحی از مصر به فلسطین منتقل شده بود و احتمالاً این اثر نیز در همانجا نوشته شده بود، شاید به دست آتاناسیوس اسکندریه.[۱۴][۳][۱۰] با این حال، این احتمال نیز مطرح شده است که اثر بهصورت ناشناس نوشته شده باشد.[۷] تنها اطلاعات شخصی و تاریخی دربارهٔ زندگی او در همین زندگینامه آمده است؛ اثری که تاریخ تولد و مرگ او را ذکر نمیکند و شاید «صرفاً آموزشی رهبانی در پوشش قدیسنگاری» بوده باشد.[۳] همچنین این احتمال مطرح شده است که نام او ساختگی بوده باشد.[۳][۱۱] ویویان گزارش میکند که زندگینامهٔ او دربرگیرندهٔ «درونمایههای قدیسنگارانه دربارهٔ ثروت، زیبایی و پارسایی» است؛[۱۱] او همچنین مهمترین بخش زندگینامه را گزارش مربوط به آموزش دختران باکرهای میداند که برای دیدار نزد سینکلتیکا میآمدند و در نزدیکی او زندگی میکردند.[۱۱] ویلر احتمال میدهد که سینکلتیکا گروه متنوعی از پیروان را داشته است که از حرفههای گوناگون و مراحل مختلف زندگی بودند.[۱۵]

افسانهٔ آپولیناریس سینکلتیکا (درگذشتهٔ ۴۵۰)، زاهد دیگری از بیابان، احتمالاً بر اساس داستانهای مربوط به سینکلتیکا و تئودورا اهل اسکندریه شکل گرفته است. آپولیناریس سینکلتیکا و سینکلتیکا به یکدیگر پیوند داده شدند تا خاستگاه اشرافی سینکلتیکا جنبهای آرمانی پیدا کند و اقتدار معنوی او تقویت شود.[۱۶] به گفتهٔ پژوهشگر فابریتزیو پتورلا، سینکلتیکا همچنین با قدیس تکلا، از پیروان نخستین پولس رسول و یکی از نخستین شهیدان و باکرههای مسیحی، مرتبط شده است. پتورلا همچنین معتقد است رنجهای سینکلتیکا از رنجهای تکلا سختتر بود؛ رنجهای تکلا بیشتر به بدن مربوط میشد، در حالی که رنجهای سینکلتیکا با مفهوم ریاضتطلبی در دوران باستان متأخر ارتباط داشت؛ مفهومی که شامل دردها و وسوسههای روزانهای بود که فرد بهطور آگاهانه بر خود تحمیل میکرد و نوعی شهادت درونی را در دورهای شکل میداد که دیگر شهادت به معنای سنتی آن وجود نداشت.[۱۷] پژوهشگر روبرتو آلچاتی بیان میکند که سینکلتیکا و تکلا نهتنها به این دلیل با یکدیگر مقایسه میشدند که هر دو زن بودند و برای حفظ پاکدامنی ازدواج را رد کرده بودند، بلکه هر دو «در برابر شیوهٔ زندگی دنیوی، هم از نظر جسمانی و هم از نظر معنوی، مقاومتی دوگانه از خود نشان میدادند».[۱۸]
اثر دیگری دربارهٔ سینکلتیکا وجود دارد، یعنی سخنان الفبایی و نظاممند که احتمالاً در قرن ششم گردآوری شده و ۲۸ سخن از سینکلتیکا و سخنان دو مادر دیگر از مادران صحرا، تئودورا اهل اسکندریه و سارا اهل صحرا، را دربرمیگیرد.[۱۳][۱۹] سخنان سینکلتیکا برگرفته از زندگی سینکلتیکا بودند؛[۲۰] ودر تأکید میکند که این موضوع نشان میدهد زندگینامهٔ او پیش از سخنان نوشته شده است.[۱۲] همانطور که ویویان بیان میکند، سخنان او سرشار از ارجاعات به کتاب مقدس است و شامل هفت نقلقول مستقیم و ۵۰ اشارهٔ غیرمستقیم میشود.[۱۹] این سخنان همچنین سرشار از استعارهاند؛ رایجترین استعارههای او از حوزهٔ دریانوردی بودند که تصویری متداول در مسیحیت نخستین بهشمار میرفت و سینکلتیکا آن را به «تمثیلی برای زندگی معنوی» تبدیل میکرد.[۲۱][الف] در یک مورد، سینکلتیکا از استعارهای استفاده میکند که پولس رسول در نخستین نامهٔ خود به قرنتیان به کار برده بود. این امر نشاندهندهٔ اتکای او به کتاب مقدس، استفادهٔ خلاقانه و تفسیر او از آن و، در این مورد، پیوند دادن متون کتاب مقدس با استعارههای دریانوردی است.[۲۲] او بهطور گسترده از کتاب مقدس استفاده میکرد و در عین حال آمادگی خود را برای تطبیق آن با نیازهایش نیز نشان میداد.[۲۳] در زندگینامهٔ او، استفاده از استعارههای دریانوردی نشاندهندهٔ «آشنایی عمیق با دریانوردی و ماهیگیری» است؛ فعالیتهایی که بهطور سنتی برای زنان ممنوع یا دور از دسترس بودند.[۳] بااینحال، پژوهشگر ریچل ویلر بیان میکند که زندگینامهٔ سینکلتیکا «آگاهی عمیقی از اهمیت درهمآمیختن زندگی جسمانی و معنوی در مسیر دستیابی به پاکی دل را نشان میدهد. این آگاهی در استفادهٔ سینکلتیکا از استعارههایی نمود مییابد که از تجربههای زندگی روزمره و بهطور خاص از تجربههای زندگی زنان گرفته شدهاند».[۲۴] ویلر در ادامه بیان میکند که استعارههای سینکلتیکا از بدن انسان و کارهای خانه گرفته شدهاند. برخلاف ریاضتطلبان مرد آن دوره، امور خانه برای سینکلتیکا با معنویت پیوند داشت و «بهطور غنی قادر به بیان رشد معنوی ریاضتطلب» بود.[۱]
به گفتهٔ ویویان، تعالیم سینکلتیکا دربارهٔ ریاضتطلبی در سخنان او دیده میشود و خودش آن را چنین خلاصه کرده است: «این است ریاضتطلبی بزرگ: استوار ماندن و سرودهای شکرگزاری را به خدا تقدیم کردن».[۲۵] ویویان میگوید استعارههای سینکلتیکا همچنین شامل جادوی بلاگردان، آتش، فعالیتهای خانگی مانند آشپزی و شستن لباسها، تب و تشنگی، آهن و زنگار، طلا، خانهای فرسوده، غروب خورشید، ورزشکاران، رفتن به زندان و پوشیدن زره میشود.[۲۶] او از استعارههای کتاب مقدس بهره میگیرد و آنها را گسترش میدهد و با «ارائهٔ تصاویر زندهٔ کلامی برای تخیل و جان خوانندگان یا شنوندگان خود ــ از جمله ما ــ» آنان را به تعالیمش جذب میکند.[۲۷][ب] ویلر بیان میکند که سینکلتیکا مانند دیگر نویسندگان ریاضتطلب آن دوره، فقر، باکرگی، روزهداری و کنترل افکار را میستاید؛ اما برخلاف معاصرانش، بر «اعمال ریاضتطلبانه و گسستهای بنیادین از هنجارهای رایج»[۲۸] در زندگی آنان تأکید نمیکند. در عوض، به گفتهٔ ویلر، «تعالیم سینکلتیکا زندگی معنوی را واقعیتی پویا و متجسد معرفی میکند و این کار را به شیوهای انجام میدهد که بهطور غیرمعمول از بدن و کار زنان بهعنوان ابزارهایی سودمند برای اندیشیدن و سخن گفتن دربارهٔ زندگی معنوی بهره میگیرد».[۲]
سینکلتیکا همچنین تعلیم میداد که رسیدن به بلوغ معنوی به زمان نیاز دارد و با استفاده از بدن انسان نشان میداد که رشد معنوی بهصورت طبیعی و با آهنگ خاص خود رخ میدهد؛ درست همانگونه که دیگر فرایندهای زیستی رشد میکنند و تغییر مییابند. تکرار کارهای زنان، که ذاتاً تکراری و پایانناپذیر است، «به سینکلتیکا امکان میداد رابطهٔ جداییناپذیر میان ابعاد جسمانی و معنوی زندگی خود را بررسی کند».[۲۹] استعارههای او دربارهٔ کارهای خانه به کار دستیِ درآمدزا مربوط نمیشد، اما تأکید او بر فقر اختیاری به او اجازه میداد بیارزشی پول و اهمیت اتکای ریاضتطلبان به خدا برای تأمین نیازهایشان را بیان کند؛ در نتیجه، زندگینامه و سخنان او نشان نمیدهند که چگونه ممکن بود نیازهای مادی زندگی خود را تأمین کند.[۳۰] برای سینکلتیکا، بدن زن ابزاری سودمند برای بیان ماهیت پویای رابطه میان عمل معنوی و زندگی بود. او برای درک رشد معنوی پیروانش، که زنان بودند، به شناخت آنان از خود متکی بود.[۸] در زندگینامهٔ او، تصمیمش برای کوتاه کردن موهایش بهمنظور معرفی خود بهعنوان یک ریاضتطلب و باکره، «ماهیت بیآرایش و پاک روح سینکلتیکا را نشان میداد» و از همان ابتدای متن، توجه خوانندگان را به «پیوند موضوعی میان امور جسمانی و معنوی» جلب میکرد.[۸]
ودر بیان میکند که در هر دو اثر زندگینامهٔ سینکلتیکا و سخنان، زن ابتدا در جایگاهی فرودست قرار میگیرد، سپس کنار گذاشته میشود و سرانجام ناپدید میشود.[۳۱] ویلر با این دیدگاه مخالف است و میگوید «واقعیت سینکلتیکا همواره در بدن [زنانه] ریشه دارد».[۳۲] برای مثال، دعا نیز مانند دیگر فعالیتهای ریاضتطلبانه، برای سینکلتیکا با بدن پیوند داشت. ابعاد جسمانی دعا که در زندگینامهٔ او دیده میشود، شامل ایستادن، گریستن، سخن گفتن، آواز خواندن و گوش دادن است.[۳۳] ویلر همچنین بیان میکند که فراوانی تصاویر مربوط به بدن زنان و امور خانه در زندگینامه و سخنان سینکلتیکا را بیش از هر چیز باید با جنسیت او توضیح داد.[۳۴] نبودن امور خانه در نوشتهها و تعالیم ریاضتطلبان مرد و تأکید بر آن در آثار مادران صحرا، مانند سینکلتیکا، ناشی از «دیدگاه متفاوتی نسبت به زندگی است که زنان در مواجهه با شرایط مادی زندگی خود به همراه میآوردند».[۳۵] سینکلتیکا از تجربهٔ زیستهٔ ایمان مسیحی خود برای آموزش زنان دیگر استفاده میکرد و به امور خانه میپرداخت، زیرا این کارها برای مخاطبانش آشنا بودند. قدیسنگار او نیز این جنبه را تغییر نداده است و همین امر زندگینامه او را منحصربهفرد میکند.[۳۶] به گفتهٔ ویلر، «تجربهٔ زنان الگویی مناسب بود که سینکلتیکا و همراهانش میتوانستند از طریق آن زندگی معنوی و دشواریهایش را درک کنند».[۳۷]

ویلر بیان میکند که همانند تصاویر سینکلتیکا از بدن انسان، تصاویر او از کار زنان که برای توضیح دیدگاهش دربارهٔ رشد معنوی به کار میرفتند، «ویژگی اساسی درک او از معنویت متجسد» در زندگینامه او هستند.[۳۸] ویلر تأکید میکند که هیچ آموزگار دیگری در دوران باستان متأخر، تصاویر مربوط به کارهای خانه را به اندازهٔ سینکلتیکا خلاقانه و پیوسته به کار نبرده است. سینکلتیکا از تصاویری مانند نظافت خانه، محافظت در برابر ورود افراد بیگانه به خانه، روشن کردن آتش و شستن لباسها بهعنوان پایهای برای تعالیم خود دربارهٔ زندگی معنوی استفاده میکرد. یکی از مهمترین استعارههای سینکلتیکا برای رشد معنوی، عمل نظافت خانه است؛ استعارهای که با تعالیم ریاضتطلبان مرد دربارهٔ شباهت خانهسازی به تغییر و بهبود روح در بدن موازی است. بااینحال، در تعالیم سینکلتیکا، نظافت و خانهسازی به یکدیگر پیوند میخورند، بهویژه در ارتباط با روزهداری و واکنش بدن او به آن. زندگینامهٔ او گزارش میکند که هنگامی که مجبور میشد برای تأمین نیازهای تغذیهای خود به اندازهٔ کافی غذا بخورد، بدنش ضعیف میشد، اما هنگام روزهداری، سالمتر بود؛ موضوعی که واکنش معمول بدن به محرومیت از غذا را وارونه میکرد. به همین ترتیب، روش او برای پاکسازی روح نیز متفاوت از روشهایی معرفی میشود که دیگران به کار میبردند. او در زندگینامه به پیروانش آموزش میدهد که هر چیز غیرضروری را از زندگی خود کنار بگذارند، از جمله غیبت و بدگویی، و روح خود را پاک نگه دارند؛ همانگونه که هنگام نظافت خانه یا انجام کارهای مربوط به مراقبت از خود، محیط و بدن خود را پاکیزه نگه میداشتند.[۳۹] ویلر تأکید میکند که یکی از توصیفیترین و بهیادماندنیترین استعارههای سینکلتیکا دربارهٔ کارهای خانه، شستن لباسهاست،[۴۰] که او از آن برای آموزش پیروانش دربارهٔ «گوناگونی واکنشهایی که یک شاگرد ممکن است نسبت به تمرین فقر و در نتیجه نسبت به همهٔ اعمال ریاضتطلبانه داشته باشد» استفاده میکند.[۳۴] به گفتهٔ ویلر، زندگینامهٔ سینکلتیکا رنج او در دوران بیماری نهاییاش را با رنج شخصیت کتاب مقدس ایوب مقایسه میکند، هرچند رنج سینکلتیکا را شدیدتر از رنج ایوب میداند، زیرا مبارزات او هم شامل رنج جسمانی و هم رنج معنوی بود. توصیف بیماری او در زندگینامه «بهشکلی کاملاً جسمانی و عینی» ارائه شده است.[۳۲] ابتدا ریهها و تارهای صوتی او گرفتار بیماری شدند، سپس یک دندان و لثههایش آسیب دیدند و در نهایت تمام فک او درگیر شد؛ بهگونهای که بافت آن به حدی فاسد شد که دهانش سیاه شد و «چنان بوی بدی ایجاد کرد که شاگردانش نمیتوانستند در نزدیکی او بمانند».[۳۲] سرانجام، او پس از سه سال بیماری بر اثر سرطان و «تحلیلرفتگی ریهها» درگذشت.[۹] به گفتهٔ ویلر، زندگینامه بیماری و مرگ سینکلتیکا را با جزئیات جسمانی توصیف میکند، زیرا اهمیت «همانندسازی او با مسیح از طریق درد، رنج و مرگ جسمانی» را نشان میدهد.[۳۲] این تأکید همچنین خوانندگان را تشویق میکند نسبت به تأثیر رنج جسمانی بر فرد مبتلا و اطرافیان او حساستر باشند.
بیماری و مرگ سینکلتیکا با رویدادهای منتهی به مصلوب شدن مسیح مقایسه شده است؛ او نیز مانند مسیح از سوی پیروانش طرد شد. سرانجام، او تنها زمانی با درمان پزشکی موافقت کرد که دریافت این درمان برای پیروانش سودمند خواهد بود؛ موضوعی که یادآور تسلیم مسیح در برابر خداست. در اینجا همچنین میتوان نقشی را برای سینکلتیکا بهعنوان یک مادر معنوی در نظر گرفت؛ استفادهٔ او از تصاویر مربوط به تغذیه، «پیوندی الهیاتی میان بدن سینکلتیکا و بدن مسیح ایجاد میکند، زیرا هر دو برای شاگردانشان «بخشیده» میشوند».[۴۱] زخمهای او نیز مانند زخمهای مسیح، پیروانش را تغذیه و درمان میکردند؛ موضوعی که ویلر آن را وارونهشدن استعارهٔ تغذیه میداند.[۴۲] ویلر بیان میکند که تصاویر مربوط به بدن زن در زندگینامه بر «اندامهای بدن مادرانه از نظر کارکرد» مانند پستانها و رحم متمرکز است؛ اندامهایی که با «ویژگیهای تغذیهکنندهٔ کتاب مقدس و سخنان زنان و نیز آفرینش، که در آن زندگی مادی و معنوی بهطور همزمان تجربه میشوند» مقایسه شدهاند.[۴۳] اوج استعارهٔ تغذیه و پرورش در فرسایش و زوال بدن مقدس زنانهٔ سینکلتیکا دیده میشود؛ بدنی که از چیزی که پیروانش را دفع میکند، به چیزی تبدیل میشود که آنان را تغذیه میکند.[۴۴]
یادداشتها
منابع
- 1 2 Wheeler 2014, p. 76.
- 1 2 Wheeler 2014, p. 77–78.
- 1 2 3 4 5 6 7 Veder 2006, p. 158.
- 1 2 3 4 Dunbar, Agnes B.C. (1901). A Dictionary of Saintly Women. Vol. 1. London: George Bell & Sons. p. 207. Retrieved 7 March 2024.
- 1 2 3 4 5 Baring-Gould 1897, p. 68.
- ↑ Vivian 2019, pp. 5, 13.
- 1 2 3 Petorella 2019, p. 418.
- 1 2 3 Wheeler 2014, p. 80.
- 1 2 Baring-Gould 1897, p. 69.
- 1 2 Veder 2006, p. 161.
- 1 2 3 4 5 Vivian 2019, p. 5.
- 1 2 3 Veder 2006, p. 156.
- 1 2 Vivian 2020, p. 91.
- ↑ Veder 2006, p. 157.
- ↑ Wheeler 2014, p. 81.
- ↑ Veder 2006, p. 162.
- ↑ Petorella 2019, p. 420.
- ↑ Alciati, Roberto (2019). "Experiencing and Narrating the Body: Ascetic Practices and Discourses in Early Christianity". آدامانتیوس. 25: 406. ISSN 1126-6244.
- 1 2 Vivian 2019, p. 4.
- ↑ Vivian 2020, p. 79.
- ↑ Vivian 2019, p. 6.
- ↑ Vivian 2019, p. 8.
- ↑ Vivian 2019, p. 17.
- ↑ Wheeler 2014, pp. 75–76.
- ↑ Vivian 2019, p. 12.
- ↑ Vivian 2019, p. 14.
- ↑ Vivian 2019, p. 18.
- ↑ Wheeler 2014, p. 77.
- ↑ Wheeler 2014, p. 78.
- ↑ Wheeler 2014, p. 78–79.
- ↑ Vivian 2020, p. 80.
- 1 2 3 4 Wheeler 2014, p. 86.
- ↑ Wheeler 2014, p. 85.
- 1 2 Wheeler 2014, p. 94.
- ↑ Wheeler 2014, p. 95.
- ↑ Wheeler 2014, pp. 95–96.
- ↑ Wheeler 2014, p. 96.
- ↑ Wheeler 2014, p. 90.
- ↑ Wheeler 2014, pp. 90–91.
- ↑ Wheeler 2014, p. 93.
- ↑ Wheeler 2014, p. 88.
- ↑ Wheeler 2014, p. 8.
- ↑ Wheeler 2014, p. 89.
- ↑ Wheeler 2014, pp. 89–90.
- اهالی روم در سده ۴ (میلادی)
- درگذشتگان دهه ۳۵۰ (میلادی)
- رهبانیت مسیحی
- زادگان دهه ۲۷۰ (میلادی)
- قدیسان زن مسیحی باستان
- قدیسان کلیسای آنگلیکان
- قدیسان مسیحی در سده ۴ (میلادی)
.jpg)