مادران صحرا

مادران صحرا اصطلاحی است که در قیاس با پدران صحرا بهکار میرود. مادران صحرا، که با عنوان آماها (ammas) نیز شناخته میشدند، زنانی بودند که به ریاضتطلبی مسیحی میپرداختند و در سدههای چهارم و پنجم میلادی در بیابانهای مصر، فلسطین و سوریه زندگی میکردند.[۱] آنان معمولاً در اجتماعات رهبانی که در همان دوران در حال شکلگیری بودند سکونت داشتند، هرچند برخی نیز بهصورت زاهدان گوشهنشین زندگی میکردند. این اجتماعات رهبانی بهصورت جمعی اداره میشدند و ارتباط محدودی با افراد غیرروحانی داشتند. برخی از ریاضتطلبان نیز برای کاهش ارتباط با دیگران، تقویت پیوند معنوی و دستیابی به دیگر اهداف ریاضتی، زندگی در مکانهای دورافتاده را برمیگزیدند. همچنین بهشماری از زنان آن دوره که بیرون از بیابان میزیستند اما در شکلگیری سنتهای نخستین ریاضتطلبی یا رهبانیت نقش داشتند نیز «مادران صحرا» گفته میشود.[۲]
پدران صحرا بسیار شناختهشدهتر از مادران صحرا هستند، زیرا بیشتر زندگینامههای اولیه قدیسان «توسط مردان و برای مخاطبان مردِ رهبانی» نوشته شدهاند.[۳] ازاینرو، روایتهایی که دربارهٔ مادران صحرا در دست است، عمدتاً از طریق پدران صحرا و زندگینامهنویسان آنان به ما رسیده است. با توجه به اینکه در منابع مکتوب اشارهای به رهبری مردان بر زنان بیاباننشین نشده است، پژوهشگران بر این باورند که این زنان بهطور مستقل و با خودمختاری از همتایان مرد خود فعالیت میکردند.[۴] بسیاری از این زنان در جامعه مسیحی نقشهای رهبری بر عهده داشتند. کتاب سخنان پدران صحرا (Apophthegmata Patrum) شامل ۴۷ گفتار است که در واقع به مادران صحرا نسبت داده میشود. همچنین پالادیوس از غلاطیه در کتاب تاریخ لائوسیایی چندین فصل را به مادران صحرا اختصاص داده و از حضور ۲٬۹۷۵ زن در بیابان یاد کرده است.[۳] از دیگر منابع میتوان به روایتهای گوناگونی اشاره کرد که طی سالها دربارهٔ زندگی قدیسان آن دوران نقل شده و بهطور سنتی vitae («زندگینامهها») نامیده میشوند.[۵] همچنین در جلد نخست زندگینامههای پدران (Vitae Patrum) زندگی دوازده قدیس زنِ صحرا شرح داده شده است.[۶]
ریاضتطلبی مسیحی
ریاضتطلبی مسیحی بر پایه خودانضباطی و چشمپوشی از خواستههای جسمانی و «دنیوی» استوار بود. ریاضتطلبان پرهیزکاری را پیشه خود میکردند و باکرگی را ارج مینهادند، زیرا رفتار جنسی و شهوت را از جمله «خواستههای دنیوی» میدانستند.[۷] آنان همچنین برای حفظ تمرکز بر انضباط فردی و پاکدامنی، روزه میگرفتند و خود را از آب و خواب نیز محروم میکردند. ارزشهای ریاضتطلبی افراد را به چشمپوشی از امور دارای ارزش دنیوی، از جمله پول، دارایی، بهداشت فردی، آب، غذا و استراحت، تشویق میکرد.[۷] زنان ریاضتطلب به دلیل تعهد آگاهانه به پاکی جسم و ذهن، در جامعه با عنوان «باکره» شناخته میشدند. شیوههای گوناگونی از ریاضتطلبی زنان وجود داشت، زیرا آنان میتوانستند زندگی خانوادگی، رهبانی یا گوشهنشینانه را برگزینند.
نمونههای برجسته
.jpg)
.jpg)
مادران صحرا به سبب احترامی که بهعنوان آموزگاران و راهنمایان معنوی به دست آورده بودند، با عنوان آماها (به معنای «مادران معنوی») شناخته میشدند؛ عنوانی که معادل آباها (abbas) برای پدران صحرا بود.[۸] یکی از شناختهشدهترین مادران صحرا آما سینکلتیکای اسکندریه بود که ۲۷ گفتار در کتاب سخنان پدران صحرا به او نسبت داده شده است. دو آمای دیگر، تئودورا اهل اسکندریه و آما سارا از صحرا نیز گفتارهایی در همان کتاب دارند. از دیگر مادران صحرا که در تاریخ لائوسیایی از آنان یاد شده است میتوان به ملانیای بزرگ، ملانیای جوان، المپیاس شماس، قدیسه پائولا و دخترش اوستوخیوم، و نیز چندین زن دیگر که نویسنده نامی از آنان نبرده است، اشاره کرد.[۹]
بر پایه منابع مکتوب، احتمال میرود آما سینکلتیکا حدود سال ۲۷۰ میلادی زاده شده باشد، زیرا گفته میشود که در حدود سال ۳۵۰ میلادی، در حالی که بیش از هشتاد سال داشت، درگذشت. او در اسکندریه و در خانوادهای ثروتمند به دنیا آمد و آموزش مناسبی دید؛ از جمله در همان سالهای نخست با نوشتههای اواگریوس پونتوسی، از پدران صحرا، آشنا شد. پس از مرگ والدینش، تمام دارایی خود را فروخت و پول آن را میان نیازمندان تقسیم کرد. چشمپوشی از دارایی، ثروت و اشیای ارزشمند، به دلیل ارزش دنیوی این امور، از عالیترین جلوههای ریاضتطلبی بهشمار میرفت.[۷] او همراه خواهر نابینایش از شهر خارج شد و در میان آرامگاههای بیرون اسکندریه بهصورت زاهد زندگی کرد. بهتدریج گروهی از زنان ریاضتطلب پیرامون او گرد آمدند و او نقش مادر معنوی آنان را بر عهده گرفت. با وجود آنکه خود زاهدی گوشهنشین بود، سینکلتیکا همواره بر اعتدال تأکید میکرد و معتقد بود که ریاضتطلبی بهخودیِخود هدف نهایی نیست.[۱۰]
تئودورا اهل اسکندریه آمای یک جامعه رهبانی زنان در نزدیکی اسکندریه بود. او پیش از آن، با پوشش مردانه به بیابان گریخته و به جمعی از راهبان پیوسته بود. بسیاری از پدران صحرا برای دریافت راهنمایی نزد او میآمدند و بنا بر گزارشها، اسقف تئوفیلوس اسکندریه نیز برای مشورت به دیدار او رفته بود.[۱۱]
گفتارهای سارا از صحرا نشان میدهد که او شصت سال در کنار رودخانهای بهصورت زاهد زندگی میکرد. پاسخهای تند و قاطع او به برخی از سالخوردگانی که او را به چالش میکشیدند، از شخصیت نیرومندش حکایت دارد.[۹] در یکی از روایتها آمده است که دو زاهد مرد به دیدارش در بیابان رفتند و با خود گفتند: «بیایید این پیرزن را تحقیر کنیم.» سپس به او گفتند: «مواظب باش مغرور نشوی و با خودت نگویی: ببین زاهدان برای دیدن من، که فقط یک زن هستم، نزد من میآیند.» او در پاسخ گفت: «از نظر طبیعت، زن هستم؛ اما از نظر اندیشه، نه.»[۱۲]
ملانیای بزرگ، دختر یکی از مقامهای رومی، در جوانی بیوه شد و سپس به اسکندریه و بعد به صحرای نیترین رفت. او با چند تن از پدران صحرا آشنا شد، در سفرهایشان آنان را همراهی کرد و با هزینه شخصی خود به آنان خدمت رساند. زمانی که چند تن از پدران صحرا به دستور مقامهای فلسطین تبعید شدند، او به سبب حمایت از آنان زندانی شد. سرانجام در اورشلیم صومعهای برای زنان بنیان نهاد که حدود پنجاه راهبه در آن زندگی میکردند.[۱۳] ملانیای بزرگ به دلیل نفوذی که از راه تأسیس دیرها و صومعهها در منطقه به دست آورد، نمونهای از قدرت و رهبری زنان در ریاضتطلبی مسیحی بهشمار میرود. او همچنین زنی باسواد بود و توانایی خواندن و نوشتن داشت؛ ویژگیای که او را از بسیاری از زنان و حتی دیگر رهبران ریاضتطلب متمایز میکرد. نوهاش، ملانیای جوان، در سیزدهسالگی ازدواج کرد و صاحب دو پسر شد که هر دو در کودکی درگذشتند. او در بیستسالگی، همراه با همسرش پینیانوس، از زندگی دنیوی دست کشید و هر دو به تأسیس دیرها و صومعهها پرداختند.[۱۳]
به گفته آوریل کامرون، زنان در سنت صحرا جایگاهی بسیار برجسته داشتند، هرچند در بسیاری از منابع اولیه نامی از آنان برده نشده است. از دیدگاه کامرون، میان سخنان حکمتآمیز مردان و گفتارهای آما سارا و آما سینکلتیکا تفاوتی وجود ندارد. در یکی از متون نیز از تئودورا یاد شده است که راهبان به سخنانش گوش میدادند و از او پرسش میکردند. برخی از زنان نیز خانههای خود را به مراکز دینی تبدیل کردند و گروههایی با حضور همزمان زنان و مردان برای فعالیتهای مذهبی و اجتماعی شکل گرفت. با این حال، زنان اجازه نداشتند به مقام شماسی یا کشیشی منصوب شوند.[۱۴]
مادران صحرا در تقویم قدیسان کلیسای اسقفی ایالات متحده آمریکا، در روز ۵ ژانویه، با برگزاری یک جشن کوچک گرامی داشته میشوند.[۱۵][۱۶]
گفتارها
- آما سارا گفت: «اگر از خدا بخواهم که همه مردم رفتار مرا تأیید کنند، باید در برابر درِ خانهٔ هر یک از آنان همچون توبهکاری زانو بزنم؛ اما ترجیح میدهم دعا کنم که دلم نسبت به همه پاک باشد.»[۱۷]
- آما سینکلتیکا گفت: «در آغاز، کسانی که در راه خدا گام برمیدارند با نبردهای بسیار و رنج فراوان روبهرو میشوند، اما پس از آن به شادیای وصفناپذیر دست مییابند. این همانند کسی است که میخواهد آتشی روشن کند؛ در ابتدا دود او را خفه میکند و اشکش را درمیآورد، اما سرانجام به آنچه میخواهد میرسد… ما نیز باید آتش الهی را با اشک و تلاش سخت در درون خود برافروزیم.»[۱۸]
- آما سینکلتیکا گفت: «بسیاری در کوهستان زندگی میکنند، اما چنان رفتار میکنند که گویی در شهر هستند؛ آنان عمر خود را هدر میدهند. انسان میتواند در میان جمع زندگی کند، اما در ذهن خود گوشهنشین باشد؛ همانگونه که ممکن است کسی در ظاهر گوشهنشین باشد، اما ذهنش در ازدحام اندیشهها زندگی کند.»[۱۹]
- آما تئودورا گفت که نه ریاضتطلبی، نه شبزندهداری و نه هیچگونه رنج و سختی، بهتنهایی موجب رستگاری انسان نمیشود؛ تنها فروتنی حقیقی چنین توانی دارد. او داستان زاهدی را نقل کرد که توانایی بیرون راندن دیوها را داشت. آن زاهد از دیوها پرسید: «چه چیزی شما را میراند؟ آیا روزه؟» آنان پاسخ دادند: «ما نه میخوریم و نه میآشامیم.» پرسید: «آیا شبزندهداری؟» گفتند: «ما نمیخوابیم.» سپس پرسید: «پس چه نیرویی شما را شکست میدهد؟» پاسخ دادند: «هیچ چیز جز فروتنی نمیتواند بر ما چیره شود.» آما تئودورا در پایان گفت: «میبینید که فروتنی چگونه بر دیوها پیروز میشود.»[۲۰]
خاستگاه اصطلاح «مادران صحرا»
به نظر میرسد اصطلاح «مادران صحرا» نخستین بار در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به کار رفت. در سال ۱۹۸۴، مارگوت اچ. کینگ مقالهای پژوهشی با عنوان مادران صحرا: مروری بر سنت زنان گوشهنشین در اروپای غربی منتشر کرد. این پژوهش بر پایه سخنرانیهایی بود که او در سال ۱۹۸۰ در مدیسون، ایالت ویسکانسین، ارائه کرده بود. سپس در سال ۱۹۸۹، انتشارات Peregrina Publishing در تورنتوِ استان انتاریوی کانادا کتاب مادران صحرا اثر مارگوت کینگ را منتشر کرد.
تا سال ۱۹۹۱، کتاب راه دل: معنویت صحرا و خدمت معاصر اثر هانری نوون که نخستین بار در سال ۱۹۸۱ توسط انتشارات Seabury Press در نیویورک منتشر شده بود، با عنوان تازهٔ راه دل: معنویت پدران و مادران صحرا توسط انتشارات Bravo Press بازنشر شد.
مارگوت کینگ در مقاله پژوهشی خود در سال ۱۹۸۴ مینویسد که این پژوهش را در سال ۱۹۸۰ آغاز کرده است. او در بند سوم مقاله توضیح میدهد که انتخاب اصطلاح «مادران صحرا» در آغاز، تلاشی نیمهطنزآمیز برای جبران نگاه محدود تاریخنگاران رهبانیت بود؛ کسانی که گویی بیابان مصر را تنها محل زندگی مردان میدیدند و در نتیجه، تمام تاریخ رهبانیت را پدیدهای صرفاً مردانه میپنداشتند. او استدلال میکند که اگر راهبان مرد صحرا «patres» (پدران) نامیده میشوند، چرا معادل مؤنث آن، یعنی «matres» (مادران)، برای سارا، سینکلتیکا و پیروان آنان به کار نرود. کینگ در ادامه مینویسد که هرچه پژوهشش پیش رفت، دریافت که آنچه در ابتدا تنها یک پیشنهاد طنزآمیز به نظر میرسید، در واقع بر پایهای استوار از واقعیت تاریخی قرار داشت.
منابع
- ↑ Cardman 2000 p. 373
- ↑ Cardman 2000, p. 373.
- 1 2 King n.d.
- ↑ Schroeder, Caroline T. (March 2014). Women in Anchoritic and Semi-Anchoritic Monasticism in Egypt: Rethinking the Landscape (83 ed.). Church History. pp. 1–17.
- ↑ Cardman 2000, pp. 373–374.
- ↑ Beresford 2007, p. 10.
- 1 2 3 Martinez, Maria Jesus Albarran (2015). Female Asceticism and Monasticism in Late Antique Egypt According to Papyrological Sources (17 ed.). Journal of Coptic Studies. pp. 1–31.
- ↑ Earle 2007, pp. 1–2.
- 1 2 Cardman 2000, p. 374.
- ↑ Chryssavgis 2008, pp. 29–32.
- ↑ Earle ۲۰۰۷، p. ۴۱; Swan ۲۰۰۱، p. ۱۰۴.
- ↑ Forman 2005, p. 32.
- 1 2 Palladius 1918.
- ↑ Cameron 1993.
- ↑ "Lesser Feasts and Fasts 2018". Archived from the original on 2019-02-14.
- ↑ "Sarah, Theodora & Syncletica: The Desert Mothers". satucket.com. Retrieved 2021-04-13.
- ↑ Swan 2001, p. 43.
- ↑ Swan 2001, p. 39.
- ↑ Chryssavgis 2008, p. 30.
- ↑ Chryssavgis 2008, p. 73.
- قدیسان زن مسیحی باستان