شبه‌جابر

صفحهٔ عنوان Geberi philosophi ac alchimistae maximi de alchimia libri tres، چاپ ۱۵۳۱
صفحهٔ عنوان Geberis philosophi perspicacissimi, summa perfectionis magisterii، چاپ ۱۵۴۲

شبه‌جابر انگلیسی: Pseudo-Geber یا شبه‌جابر لاتینی، نامی قراردادی برای نویسنده یا گروهی از نویسندگان ناشناسِ مجموعه‌ای از آثار کیمیاگری لاتینی متعلق به اواخر سدهٔ سیزدهم و آغاز سدهٔ چهاردهم میلادی است. این نوشته‌ها در سده‌های میانه به جابر بن حیان، که نام او در لاتینی به صورت Geber درآمده بود، نسبت داده شدند، اما پژوهش‌های جدید آنها را از پیکرهٔ جابری عربی متمایز می‌کنند.[۱]

مهم‌ترین اثر این مجموعه، غایت کمال استادی (لاتین: Summa perfectionis magisterii) است که احتمالاً اندکی پیش از سال ۱۳۱۰ نوشته شده است. ویلیام آر. نیومن بر پایهٔ بررسی نسخه‌ها و محتوای اثر پیشنهاد کرده است که نویسندهٔ آن ممکن است پائول تارانتویی بوده باشد؛ این انتساب در پژوهش‌های بعدی مورد توجه قرار گرفته، اما قطعی نیست و برخی پژوهشگران، از جمله احمد یوسف الحسن، آن را نپذیرفته‌اند.[۲][۳]

سومای کمال در کیمیاگری و فلزکاری اروپای اواخر قرون وسطی تأثیر فراوان داشت. اثر، نظریه‌ای ذره‌ای دربارهٔ ساختمان ماده عرضه می‌کند که بعدها در نوشته‌های دانشمندانی چون دانیل سنرت بازتاب یافت و از این راه بر اندیشه‌های رابرت بویل نیز اثر گذاشت.[۴] نوشته‌های شبه‌جابر همچنین از نخستین متون لاتینی شناخته‌شده‌ای هستند که دستورهای روشن برای تهیهٔ برخی اسیدهای معدنی، از جمله نیتریک اسید، ارائه می‌کنند و De inventione veritatis یکی از کهن‌ترین منابع شناخته‌شدهٔ لاتینی برای تهیهٔ تیزاب سلطانی است.[۵]

پیکرهٔ جابر لاتینی

مجموعه‌ای که امروزه پیکرهٔ شبه‌جابر یا پیکرهٔ جابر لاتینی خوانده می‌شود، در سدهٔ شانزدهم به چاپ رسید، اما نسخه‌های خطی آن حدود دو سده پیش از آن در گردش بودند.[۶]

در نسخه‌ها نام نویسنده به صورت Geber یا Geber Arabs، یعنی «جابر عرب»، آمده است. در بعضی نسخه‌ها نیز شخصی به نام Rodogerus Hispalensis، «روجر اسپانیایی»، مترجم اثر معرفی شده است.

چهار اثر اصلی که معمولاً به پیکرهٔ جابر لاتینی نسبت داده می‌شوند عبارت‌اند از:

از میان این آثار، غایت کمال مهم‌ترین و مفصل‌ترین است. سه رسالهٔ دیگر کوتاه‌ترند و بخش عمده‌ای از محتوای آنها چکیده یا بازپرداخت مطالب سومای کمال است.[۲]

دو اثر دیگر با عنوان‌های Testamentum Geberi («وصیت‌نامهٔ جابر») و Alchemia Geberi («کیمیای جابر») نیز بعدها به جابر نسبت داده شدند، اما مارسلین بارتلو آنها را آثاری متأخرتر دانست و معمولاً جزو هستهٔ اصلی پیکرهٔ شبه‌جابر شمرده نمی‌شوند.[۷]

غایت کمال

غایت کمال استادی یکی از پرخواننده‌ترین کتاب‌های کیمیاگری در اروپای غربی اواخر قرون وسطی بود.[۲] این اثر برخلاف بسیاری از نوشته‌های رمزی کیمیایی، نظریه‌ها و دستورهای عملی را با نظمی نسبتاً روشن و نظام‌مند بیان می‌کند.

در این اثر، فلزها متشکل از ذرات یا اجزای گوگردی و جیوه‌ای دانسته می‌شوند و تفاوت فلزها بر اساس ویژگی و نسبت این اجزا توضیح داده می‌شود.[۸]

نویسنده استفاده از اکسیر برای تبدیل فلزهای کم‌ارزش به طلا را شرح می‌دهد و به‌تفصیل از امکان واقعی تبدیل فلزات در برابر مخالفان کیمیاگری دفاع می‌کند. این اندیشه با مفهوم سنگ فلاسفه پیوند نزدیکی داشت.

یکی از ویژگی‌های برجستهٔ اثر، شرح دقیق عملیات آزمایشگاهی است. نویسنده با روش‌هایی مانند حرارت‌دادن، تصعید، تقطیر، تکلیس و آماده‌سازی مواد آشنا بوده و ساختمان کوره‌ها و ظرف‌های مورد استفاده را نیز توضیح می‌دهد. این روش‌مندی سبب شد آثار شبه‌جابر چند سده از منابع معتبر کیمیاگری اروپایی محسوب شوند.[۹]

اسیدهای معدنی

آثار شبه‌جابر در تاریخ روش‌های تهیهٔ اسیدهای معدنی اهمیت ویژه دارند. De inventione veritatis دستور تهیهٔ لاتین: aqua fortis، یعنی «آب تند» یا همان جوهر شوره، را دربردارد و در همین مجموعه یکی از نخستین توصیف‌های لاتینی شناخته‌شده از تیزاب سلطانی دیده می‌شود؛ مخلوطی که می‌تواند طلا را حل کند.[۵]

دربارهٔ منشأ تاریخی این روش‌ها اختلاف نظر وجود دارد. برخی تاریخ‌نگاران قدیمی آنها را نوآوری‌های جابر لاتینی و ناشناخته در کیمیای اسلامی می‌دانستند. در مقابل، اریک جان هولمیارد و پس از او احمد یوسف الحسن استدلال کردند که متون کیمیایی عربیِ پیشین نیز روش‌ها و مواد مشابهی را می‌شناختند.[۳]

کارپنکو و نوریس همچنان De inventione veritatis را نخستین شاهد مستند شناخته‌شده برای تهیهٔ تیزاب سلطانی می‌دانند، در حالی که الحسن بر اساس نسخه‌های عربی این تقدم را مورد مناقشه قرار داده است.[۵][۳]

نسخه‌های خطی

از پیکرهٔ شبه‌جابر نسخه‌های خطی متعددی باقی مانده است. از جمله:

  • Geber Liber Fornacum translatum [...] per Rodericum Yspanensem، کتابخانه مارچیانا، ونیز، MS Latin VI.215 [3519]؛
  • Geberi Arabis Philosophi ... liber fornacum ... interprete Rodogero Hispalensi، کتابخانهٔ دانشگاه گلاسگو، Ferguson MS. 232؛
  • Liber fornacum ... interprete Rodogero Hispalensi، کتابخانه بریتانیا، MS Slane 1068.

وجود نام «روجر اسپانیایی» به‌عنوان مترجم در برخی نسخه‌ها یکی از شواهدی بوده است که در بحث منشأ لاتینی یا عربی این مجموعه مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.

چاپ‌های اولیه

آثار منسوب به جابر لاتینی از سدهٔ شانزدهم بارها به چاپ رسیدند. شماری از مهم‌ترین چاپ‌های اولیه عبارت‌اند از:

  • ۱۵۲۵: Geberis philosophi perspicacissimi Summa perfectionis magisterii، رم؛
  • ۱۵۲۸ و ۱۵۲۹: Geberi philosophi de Alchimia libri tres، استراسبورگ؛
  • ۱۵۳۱: Geberi philosophi ac alchimistae maximi de alchimia libri tres، به چاپ یوهان گرونینگر در استراسبورگ؛
  • ۱۵۴۱: Geberis philosophi perspicacissimi, Summa perfectionis magisterii، به چاپ پیتر شوفر جوان؛
  • ۱۵۴۵: Alchemiae Gebri Arabis libri، نورنبرگ؛
  • ۱۵۷۲: Artis Chemicae Principes, Avicenna atque Geber، بازل؛
  • ۱۵۹۸: Geberi Arabis de alchimia traditio، استراسبورگ؛
  • ۱۶۶۸: Gebri Arabis Chemia sive traditio summae perfectionis et investigationis magisterii، لیدن؛
  • ۱۶۸۲: چاپی از Summa perfectionis magisterii همراه با چند رسالهٔ دیگر، گدانسک.

ترجمه‌های اولیه

نوشته‌های شبه‌جابر از سدهٔ شانزدهم به زبان‌های اروپایی ترجمه شدند:

  • ۱۵۳۰: Das Buch Geberi von der Verborgenheyt der Alchymia، استراسبورگ؛
  • ۱۵۵۱: Esposizione di Geber filosofo، ترجمه/شرح ایتالیایی جووانی براچسکو، ونیز؛
  • ۱۶۷۸: The Works of Geber، ترجمهٔ انگلیسی ریچارد راسل از بخش عمدهٔ پیکرهٔ شبه‌جابر؛ این اثر در ۱۶۸۶ تجدید چاپ شد؛
  • ۱۶۹۲: The Sum of GEBER ARABS, Collected and Digested، به کوشش ویلیام سالمون؛
  • ۱۷۱۰: Geberi curieuse vollständige Chymische Schriften، فرانکفورت.

مسئلهٔ نویسندگی

کیمیاگری عربی در میان کیمیاگران اروپای سدهٔ سیزدهم اعتبار فراوان داشت و نسبت‌دادن نوشته‌ای تازه به شخصیتی مشهور از گذشته می‌توانست به آن اعتبار بیشتری ببخشد. آثار شبه‌جابر نیز به جابر بن حیان نسبت داده شدند، اما از اواخر سدهٔ نوزدهم این انتساب به‌طور جدی مورد تردید قرار گرفت.

هرمان کوپ، فردیناند هوفر، مارسلین بارتلو و ادموند اسکار فون لیپمان از نخستین پژوهشگرانی بودند که انتساب این آثار به جابر بن حیان را بررسی و نقد کردند.[۱۰]

پیکرهٔ لاتینی به‌وضوح از سنت کیمیایی اسلامی تأثیر پذیرفته است؛ تأثیر محمد بن زکریای رازی در آن بسیار آشکار دانسته شده و ارتباط‌هایی با آثار منسوب به خود جابر نیز دیده می‌شود. با این حال، هویت نویسنده یا نویسندگان اصلی همچنان ناشناخته است.

موریس کراسلند این نویسنده را «مؤلفی لاتینی» خواند، اما در همان حال تأکید کرد که هویت او همچنان محل اختلاف است.[۱۱]

نیومن بر پایهٔ بررسی متن سومای کمال و سنت نسخه‌ای آن احتمال داده است که مؤلف، پائول تارانتویی، کیمیاگر و نویسندهٔ ایتالیایی سدهٔ سیزدهم، باشد.[۲] این فرضیه در شماری از پژوهش‌های بعدی پذیرفتنی دانسته شده، اما همچنان فرضیه است و اجماع قطعی دربارهٔ آن وجود ندارد.[۱۲]

مسئلهٔ شبه‌جابر

اصطلاح مسئلهٔ شبه‌جابر به پرسش دربارهٔ رابطهٔ پیکرهٔ لاتینیِ منسوب به جابر با مجموعهٔ بسیار بزرگ آثار عربی منسوب به جابر بن حیان اشاره دارد.

تاریخ‌نگاران امروزی این دو را معمولاً از یکدیگر متمایز می‌کنند:

  • پیکرهٔ جابری، مجموعهٔ عربیِ بزرگی از آثار منسوب به جابر که بخش عمدهٔ آن احتمالاً در سده‌های نهم و دهم میلادی شکل گرفته است؛
  • پیکرهٔ جابر لاتینی یا پیکرهٔ شبه‌جابر، مجموعه‌ای کوچک‌تر از نوشته‌های لاتینی متعلق به اواخر سدهٔ سیزدهم و آغاز سدهٔ چهاردهم.

مارسلین بارتلو اصطلاح «شبه‌جابر» را برای تمایز این نویسندهٔ لاتینی از جابرِ سنت عربی رواج داد. دربارهٔ میزان وابستگی مستقیم این آثار لاتینی به منابع عربی از همان آغاز پژوهش‌های جدید اختلاف نظر وجود داشته است.

اریک جان هولمیارد با نظر بارتلو مبنی بر استقلال عمدهٔ آثار لاتینی مخالفت کرد. او با توجه به کشف و مطالعهٔ بیشتر آثار عربی جابری، به‌ویژه کتاب السبعین، استدلال کرد که بسیاری از مفاهیم آثار شبه‌جابر ریشه در کیمیای اسلامی دارند.[۱۳]

با این حال، هولمیارد بعدها تصریح کرد که سبک آثار لاتینی بسیار روشن‌تر و نظام‌مندتر از بیشتر نوشته‌های شناخته‌شدهٔ پیکرهٔ جابری است و آنها را احتمالاً محصول محیطی غربی می‌دانست. از نظر او، نویسنده با کیمیای عربی آشنایی عمیق داشته و شاید در اندلس فعالیت کرده باشد.[۱۴]

احمد یوسف الحسن دیدگاهی متفاوت عرضه کرده است. او بر پایهٔ نسخه‌های عربی استدلال می‌کند که سومای کمال و برخی دیگر از آثار موسوم به شبه‌جابر ممکن است ترجمه یا اقتباس مستقیم از متونی عربی باشند و از این رو با انتساب آنها به پائول تارانتویی مخالفت می‌کند.[۳]

پژوهشگران دیگری این استدلال‌های الحسن را بررسی و نقد کرده‌اند و مسئلهٔ میزان وابستگی آثار لاتینی به متون عربی همچنان بخشی از پژوهش دربارهٔ انتقال کیمیا از جهان اسلام به اروپای لاتینی است.

جایگاه در تاریخ کیمیاگری

آثار شبه‌جابر در سده‌های چهاردهم تا شانزدهم از مهم‌ترین مراجع کیمیاگری اروپایی بودند. اهمیت آنها فقط به نظریهٔ تبدیل فلزات محدود نمی‌شود؛ شیوهٔ نسبتاً روشن و سامان‌یافتهٔ توصیف مواد، ویژگی فلزها، کوره‌ها و عملیات آزمایشگاهی آنها را از بسیاری از متون رمزی کیمیایی متمایز می‌کرد.

سومای کمال همچنین در تحول نظریه‌های مربوط به ساختار ذره‌ای ماده اهمیت داشت. نیومن نشان داده است که استدلال‌های تجربی مربوط به جسمک‌ها در این اثر بعدها در آثار دانیل سنرت ادامه یافت و از طریق او بر شکل‌گیری برخی اندیشه‌های مربوط به ماده در سدهٔ هفدهم اثر گذاشت.[۱۵]

به همین دلیل، شبه‌جابر در تاریخ کیمیاگری تنها نمونه‌ای از یک انتساب نادرست نیست؛ پیکرهٔ منسوب به او یکی از حلقه‌های مهم انتقال و بازسازی دانش کیمیایی اسلامی در اروپای لاتینی و یکی از منابع مؤثر بر تاریخ بعدی شیمی و نظریهٔ ماده بود.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ Delva, Thijs (2017). "The Abbasid Activist Ḥayyān al-ʿAṭṭār as the Father of Jābir b. Ḥayyān: An Influential Hypothesis Revisited". Journal of Abbasid Studies (in English). 4 (1): 35–61. doi:10.1163/22142371-12340030.
  2. 1 2 3 4 Newman, William R. (1991). The Summa Perfectionis of Pseudo-Geber: A Critical Edition, Translation and Study (in English). Leiden: Brill. ISBN 978-90-04-09464-2.
  3. 1 2 3 4 Al-Hassan, Ahmad Y. (2009). "The Arabic Origin of the Summa and Geber Latin Works: A Refutation of Berthelot, Ruska and Newman Based on Arabic Sources". Studies in al-Kimya': Critical Issues in Latin and Arabic Alchemy and Chemistry (in English). Hildesheim: Georg Olms Verlag. pp. 53–104. ISBN 9783487142739.
  4. ↑ Newman, William R. (2006). Atoms and Alchemy: Chymistry and the Experimental Origins of the Scientific Revolution (in English). Chicago: University of Chicago Press. ISBN 978-0226576961.
  5. 1 2 3 Karpenko, Vladimír; Norris, John A. (2002). "Vitriol in the History of Chemistry". Chemické listy (in English). 96 (12): 997–1005.
  6. ↑ Debus, Allen G. (2004). Alchemy and Early Modern Chemistry (in English). Jeremy Mills Publishing. ISBN 978-0-9546484-1-1.
  7. ↑ Long, Pamela O. (2001). Openness, Secrecy, Authorship: Technical Arts and the Culture of Knowledge from Antiquity to the Renaissance (in English). Johns Hopkins University Press. pp. 146–147. ISBN 978-0-8018-6606-7.
  8. ↑ Norris, John (2006). "The Mineral Exhalation Theory of Metallogenesis in Pre-Modern Mineral Science". Ambix (in English). 53 (1): 43–65. doi:10.1179/174582306X93183.
  9. ↑ Holmyard, E. J.; Russell, Richard (1997). The Works of Geber (in English). Kessinger Publishing. ISBN 978-0-7661-0015-2.
  10. ↑ Kopp, Hermann (1875). Beiträge zur Geschichte der Chemie (in German). Braunschweig: Vieweg. pp. 28–33.
  11. ↑ Crosland, Maurice P. (1962). Historical Studies in the Language of Chemistry (in English). Harvard University Press. pp. 15، 36.
  12. ↑ Principe, Lawrence M. (2013). The Secrets of Alchemy (in English). Chicago: University of Chicago Press. pp. 55، 223. ISBN 978-0226103792.
  13. ↑ Holmyard, Eric John (1931). Makers of Chemistry (in English).
  14. ↑ Holmyard, Eric John (1957). Alchemy (in English). p. 134.
  15. ↑ Newman, William R. (2001). "Experimental Corpuscular Theory in Aristotelian Alchemy: From Geber to Sennert". In Christoph Lüthy (ed.). Late Medieval and Early Modern Corpuscular Matter Theories (in English). Leiden: Brill. pp. 291–329. ISBN 978-90-04-11516-3.