مجموعه جابری

مجموعهٔ جابری (انگلیسی: Jabirian corpus) نامی است که در تاریخ علم برای مجموعهٔ بسیار بزرگی از نوشته‌های عربی منسوب به جابر بن حیان به کار می‌رود. این آثار بیش از همه به کیمیاگری می‌پردازند، اما دامنهٔ اصلی آنها بسیار گسترده‌تر بوده و موضوعاتی چون فلسفه طبیعی، کیهان‌شناسی، اخترشناسی، احکام نجوم، پزشکی، داروشناسی، ریاضیات، منطق، علم خواص، طلسمات و آموزه‌های دینی و باطنی را نیز در بر می‌گرفته است.[۱]

حدود ۶۰۰ اثر جابری به نام شناخته شده‌اند و از میان آنها نزدیک به ۲۱۵ اثر باقی مانده است. بسیاری از این آثار رساله‌هایی کوتاه‌اند که در مجموعه‌های بزرگ‌تری مانند صد و دوازده کتاب، هفتاد کتاب، کتاب‌های میزان و پانصد کتاب جای می‌گیرند. پل کراوس، که نخستین فهرست نظام‌مند و گستردهٔ این آثار را فراهم کرد، با شمردن برخی فصل‌های آثار بزرگ به‌عنوان رساله‌های مستقل، شمار کل واحدهای متن را به حدود سه هزار رساند؛ شیوهٔ شمارش او بعداً مورد انتقاد قرار گرفت.[۲][۳][۴]

انتساب همهٔ این آثار به یک جابرِ سدهٔ دوم هجری از دیرباز محل تردید بوده است. در پژوهش معاصر، صورت کنونی مجموعه عموماً محصول فرایندی چندمرحله‌ای در سده‌های سوم و چهارم هجری دانسته می‌شود و بخش مهمی از آن احتمالاً در اواخر سدهٔ نهم و اوایل سدهٔ دهم میلادی در محیط‌های شیعی تدوین شده است. با این همه، دربارهٔ وجود یک هستهٔ کهن‌تر و احتمال تعلق برخی نوشته‌های اولیه به شخصی تاریخی به نام جابر بن حیان اتفاق نظر وجود ندارد.[۵][۶]

تاریخ‌گذاری و مسئلهٔ مؤلف

قدیمی‌ترین گزارش مفصل دربارهٔ جابر و آثار او در الفهرست ابن ندیم، نوشته‌شده در سال ۳۷۷ قمری/۹۸۷ میلادی، آمده است. ابن ندیم خود از وجود اختلاف دربارهٔ شخصیت جابر و اصالت آثار منسوب به او خبر می‌دهد. ابوسلیمان سجستانی و ابوحیان توحیدی نیز در همان سده انتساب نوشته‌های جابری به جابر را زیر سؤال بردند.[۷]

در سدهٔ بیستم، پل کراوس با بررسی زبان، اصطلاحات فلسفی، منابع یونانی و ارجاعات درونی آثار، استدلال کرد که بخش اصلی مجموعه نمی‌تواند در زمان منسوب به جابر، یعنی سدهٔ هشتم میلادی، تألیف شده باشد. او تدوین مجموعه را تقریباً میان سال‌های ۸۵۰ تا ۹۵۰ میلادی قرار داد و آن را حاصل فعالیت گروهی از نویسندگان دانست.[۸] از جمله شواهد او کاربرد اصطلاحات فلسفی‌ای بود که رواج آنها به نهضت ترجمهٔ آثار یونانی در سدهٔ نهم بازمی‌گردد و نیز وجود آموزه‌های شیعی‌ای که نزدیک‌ترین نمونه‌های تاریخی آنها به اواخر سدهٔ نهم و اوایل سدهٔ دهم تعلق دارد.

این تاریخ‌گذاری بی‌مخالف نماند. فؤاد سزگین از امکان تعلق بخش بیشتری از آثار به دوره‌ای قدیمی‌تر دفاع کرد و سید نعمان‌الحق نیز برخی استدلال‌های کراوس، به‌ویژه استنتاج از حجم مجموعه و تاریخ ترجمه‌های یونانی، را مورد بازنگری قرار داد.[۹][۴] پیر لوری نیز وجود لایه‌های تدوینی گوناگون را در برخی رساله‌ها نشان داده و احتمال داده است که شماری از آنها بر هسته‌هایی متعلق به اواخر سدهٔ هشتم استوار باشند.[۶]

بنابراین، در پژوهش امروزی میان «جابر بن حیان» به‌عنوان شخصیتی که شاید در سدهٔ هشتم می‌زیسته و «مجموعهٔ جابری» به‌عنوان بدنه‌ای ادبی که طی چند نسل شکل گرفته، تمایز گذاشته می‌شود. حتی در صورت پذیرش تاریخی‌بودن جابر، انتساب تمامی مجموعه به یک مؤلف پذیرفته نیست.[۱][۵]

ساختار مجموعه

شماره‌گذاری پل کراوس همچنان یکی از شیوه‌های اصلی ارجاع به رساله‌های جابری است. او با استفاده از ارجاعات درونی میان رساله‌ها کوشید آثار کیمیایی را تا اندازه‌ای به ترتیب تاریخی سامان دهد. بخش کیمیایی اصلی در فهرست او شماره‌های ۵ تا ۱۱۴۹ را در بر می‌گیرد.[۲]

مهم‌ترین مجموعه‌های جابری در فهرست کراوس
مجموعه شماره‌های کراوس محتوا و وضعیت
کتاب رحمت کبیر ۵ اثری کیمیایی که کراوس آن را از کهن‌ترین لایه‌های مجموعه می‌دانست. در سدهٔ دهم برخی از منتقدان آن را تنها اثر اصیل جابر می‌شمردند. بعدها به لاتینی نیز ترجمه شد.[۱۰]
صد و دوازده کتاب ۶–۱۲۲ رساله‌هایی نسبتاً مستقل دربارهٔ جنبه‌های عملی کیمیا؛ در آنها مواد حیوانی و گیاهی جایگاهی مهم دارند. سه بخش نخست کتاب اسطقس‌الاس نیز در این مجموعه است و یکی از نسخه‌های کهن لوح زمرد در آن آمده است.[۱۱]
کتاب هفتاد ۱۲۳–۱۹۲ از منسجم‌ترین بخش‌های مجموعه؛ شامل هفت گروه ده‌رساله‌ای دربارهٔ اکسیر، مواد حیوانی، گیاهی و معدنی، عناصر و فلزات. این مجموعه در قرون وسطی به لاتینی ترجمه شد.[۱۲]
مصححات عشره ۲۰۳–۲۱۲ ده نوشته که تاریخ کیمیا را به صورت سلسله‌ای از «تصحیح‌ها» یا تکمیل‌های منسوب به فیثاغورس، سقراط، افلاطون، ارسطو، دموکریت و دیگر حکیمان روایت می‌کنند. از این گروه مصححات افلاطون باقی مانده است.[۱۳]
بیست کتاب ۲۱۳–۲۳۲ از این گروه تنها کتاب البلورة و بخشی بلند از کتاب الضمیر باقی مانده است؛ دومی با علم خواص و طلسمات ارتباط دارد.[۱۴]
کتاب‌های موازین ۳۰۳–۴۴۶ مجموعه‌ای با ۱۴۴ رساله که ۷۹ عنوان آن شناخته شده و حدود ۴۴ رساله باقی مانده است. موضوعات آن از کیمیا تا کیهان‌شناسی، پزشکی، موسیقی، منطق، ریاضیات، اخترشناسی و احکام نجوم گسترده است و همه بر پایهٔ «علم میزان» بررسی می‌شوند.[۱۵]
پانصد کتاب ۴۴۷–۹۴۶ مجموعه‌ای که بخش مهمی از آن ماهیت دینی، اخلاقی و باطنی دارد. تنها ۲۹ عنوان آن شناخته شده و حدود ۱۵ رساله باقی مانده است. کتاب الماجد و کتاب البیان از آثار برجستهٔ آن‌اند.[۱۶]
کتاب‌های هفت فلز ۹۴۷–۹۵۶ رساله‌هایی دربارهٔ زر، سیم، مس، آهن، قلع، سرب و «خارصینی». این گروه از نظر نظری به کتاب‌های میزان نزدیک است.[۱۷]

علاوه بر این مجموعه‌ها، کراوس گروه‌های بزرگی از نوشته‌های منسوب به جابر دربارهٔ حیل و ابزارهای مکانیکی، پزشکی و داروشناسی، فلسفه، ریاضیات، اخترشناسی و احکام نجوم و دین فهرست کرده است. بیشتر این آثار از میان رفته‌اند. از نوشته‌های غیرکیمیایی، کتاب السموم و دفع مضارها در داروشناسی به‌طور کامل و بخشی بلند از کتاب الاشتمال در فلسفه باقی مانده است.[۹]

کیمیا و نظریهٔ ماده

محور اصلی بخش بزرگی از مجموعه، امکان دگرگونی مواد و به‌ویژه تبدیل فلزات کم‌ارزش به طلا و نقره از راه اکسیر است. در دستگاه جابری، اجسام با استفاده از چهار کیفیت بنیادیِ گرمی، سردی، تری و خشکی تحلیل می‌شوند و این کیفیت‌ها با عناصر چهارگانه ارتباط دارند. فلزات نیز دارای نسبت‌های متفاوتی از این طبیعت‌ها دانسته می‌شوند و کیمیاگر می‌کوشد با تغییر نسبت آنها ماده را به تعادل مطلوب برساند.[۴]

مجموعهٔ جابری همچنین یکی از مهم‌ترین صورت‌بندی‌های آغازین نظریهٔ «گوگرد و جیوه» دربارهٔ پیدایش فلزات را در خود دارد. بر پایهٔ این نظریه، فلزها در زمین از ترکیب گوگرد و جیوه پدید می‌آیند و تفاوت کیفیت و خلوص این دو ماده سبب پیدایش فلزهای گوناگون می‌شود؛ طلا کامل‌ترین و متعادل‌ترین صورت این ترکیب به شمار می‌رود.[۱۸]

یکی از ویژگی‌های برجستهٔ کیمیای جابری استفادهٔ گسترده از مواد گیاهی و حیوانی در کنار مواد معدنی است. رساله‌ها از فرایندهایی مانند تقطیر، تصعید، تکلیس و حل‌کردن مواد سخن می‌گویند و نوشادر نیز در آنها از مواد مهم آزمایشگاهی است. جایگاه مواد آلی در مجموعهٔ جابری آن را از بخش بزرگی از کیمیای یونانیِ باقی‌مانده، که بیشتر بر مواد معدنی تمرکز داشت، متمایز می‌کند.[۱۸]

علم میزان

یکی از شاخص‌ترین آموزه‌های مجموعه «علم میزان» است که به‌ویژه در کتاب‌های میزان بسط یافته است. مقصود از میزان تنها وزن‌کردن مادی نبود، بلکه طرحی کلی برای بیان پدیده‌های طبیعی در قالب نسبت، اندازه و تعادل به شمار می‌رفت. در این دستگاه، طبیعت‌های گرم، سرد، تر و خشک، اجزای مواد و حتی برخی موضوعات زبان، موسیقی، پزشکی و کیهان‌شناسی می‌توانستند در قالب نسبت‌های عددی تحلیل شوند.[۱۵][۱۹]

از این رو، کیمیا در مجموعهٔ جابری دانشی منفرد و جدا از دیگر دانش‌ها نیست، بلکه در شبکه‌ای از ریاضیات، پزشکی، فلسفه طبیعی، زبان‌شناسی و علوم باطنی جای می‌گیرد. علم میزان کوششی برای یافتن نظم کمّی مشترکی در پس این حوزه‌های گوناگون بود.[۴]

علم خواص، طلسمات و احکام نجوم

همهٔ آثار باقی‌ماندهٔ جابری کیمیایی نیستند. گروهی از رساله‌ها به «علم خواص» می‌پردازند؛ دانشی که در آن برای مواد معدنی، گیاهی و حیوانی نیروها و آثار نهفته‌ای قائل بودند. این خواص می‌توانستند در پزشکی، کیمیا و ساخت طلسم‌ها به کار روند.[۲۰]

از مهم‌ترین آثار این حوزه کتاب الخواص الکبیر است. کتاب النخب، که در نسخه‌ها بیشتر با نام کتاب البحث شناخته شده، اثری گسترده دربارهٔ مبانی طبیعی و مابعدالطبیعی علم طلسمات است و در کنار آن به کیمیا و پدیدآوردن مصنوعی موجودات نیز می‌پردازد. پژوهش لیانا سیف نشان داده است که این کتاب خود را به‌صورت متنی آموزشی عرضه می‌کند و دربارهٔ رابطهٔ استاد و شاگرد و چگونگی آموختن صنعت طلسم‌سازی نیز سخن می‌گوید.[۲۱]

کتاب الخمسین نیز مطالبی دربارهٔ طلسمات، علم خواص، احکام نجوم و موجودات روحانی داشته است. افزون بر این، در فهرست آثار گمشدهٔ جابری شماری نوشتهٔ اخترشناختی و اختربینی دیده می‌شود؛ از جمله شرحی بر مجسطی، اثری دربارهٔ زیج، نوشته‌ای دربارهٔ اسطرلاب و کتاب شرح صور البروج و افعالها دربارهٔ صورت‌های منطقةالبروج و تأثیرهای آنها.[۲]

اندیشهٔ دینی و شیعی

مجموعهٔ جابری دارای لایهٔ دینی چشمگیری است. در بسیاری از رساله‌ها جابر جعفر صادق را «سیدی» یا «سرور من» می‌نامد و سرچشمهٔ دانش خود معرفی می‌کند. با این حال، این صورت ادبی به‌خودی‌خود گواه تاریخی شاگردی مستقیم جابر نزد جعفر صادق به شمار نمی‌رود.[۲۲]

پل کراوس میان آموزه‌های دینی جابری و اسماعیلیهٔ آغازین ارتباط نزدیکی می‌دید و این پیوند را یکی از پایه‌های تاریخ‌گذاری متأخر مجموعه قرار داد. پژوهش‌های بعدی این همانندسازی را تعدیل کرده‌اند. پیر لوری بر تفاوت‌های مهم میان اندیشهٔ جابری و اسماعیلیه تأکید کرده است و لئوناردو کاپتزونه محیط پدیدآورندگان مجموعه را به جریان‌های باطنی و غالیانهٔ شیعی اواخر سدهٔ سوم هجری نزدیک‌تر می‌داند.[۱۹][۵]

آموزه‌های مربوط به امامت، رستگاری، فرجام‌شناسی و آشکارشدن تدریجی دانش پنهان به‌ویژه در پانصد کتاب اهمیت دارند. در این بخش، کیمیا با تصور دگرگونی معنوی انسان و تاریخ نیز پیوند می‌یابد و کمال مادی و کمال دینی گاه به زبان و نمادهای مشترک بیان می‌شوند.[۲۳]

منابع فکری

آثار جابری خود را وارث سنتی بسیار کهن معرفی می‌کنند و نام شخصیت‌هایی از سنت‌های یونانی، هلنیستی و هرمسی را به میان می‌آورند. از هرمس تریسمجیستوس، دموکریت، زوسیموس پانوپولیس، مریم یهودی، افلاطون، ارسطو و فرفوریوس یاد شده و «بلیناس»، یعنی چهرهٔ عربی‌شدهٔ منسوب به آپولونیوس تیانایی، جایگاهی ویژه دارد. سرّ الخلیقة و صنعة الطبیعة منسوب به بلیناس از آثاری است که در شکل‌گیری برخی نظریه‌های جابری اهمیت داشته است.[۲۴]

با این حال، مجموعهٔ جابری صرفاً گردآوری یا ترجمهٔ نوشته‌های یونانی نیست. مواد برگرفته از سنت‌های پیشین در یک دستگاه تازهٔ کیمیایی و فلسفی بازآرایی شده‌اند. پژوهش‌های جدید نیز بر نقش مجموعه در انتقال، گزینش و بازآفرینی دانش فلسفی و علمی اواخر عهد باستان در محیط عربی تأکید کرده‌اند.[۲۵]

انتقال به جهان لاتینی

شماری از آثار عربی جابری از سدهٔ دوازدهم و سیزدهم به لاتینی ترجمه شدند و نام جابر در اروپا به صورت «جِبِر» شهرت یافت. هفتاد کتاب با عنوان لاتینی لیبر دِ سپتواگینتا در گردش بود و ترجمهٔ آن به‌طور سنتی با جرارد کرمونا پیوند داده شده است؛ فهرستی قرون‌وسطایی نیز آن را در میان آثار ترجمه‌شدهٔ او قرار می‌دهد.[۲۶]

تصویری اروپایی از «جِبِر» یا جابر، حدود ۱۵۸۴ میلادی. این تصویر متعلق به سنت متأخر اروپایی است و بازنمایی تاریخی چهرهٔ جابر نیست.

آثار عربی مجموعهٔ جابری را نباید با نوشته‌های لاتینی سده‌های سیزدهم و چهاردهم که به نام جِبِر تألیف شده‌اند یکی دانست. مؤلف یا مؤلفان این نوشته‌های لاتینی در پژوهش جدید معمولاً «شبه جابر» نامیده می‌شوند. مشهورترین آنها مجموع کمال است. نسبت دقیق این آثار با سنت عربی جابری موضوع پژوهش بوده است، اما در تاریخ‌نگاری علم معمولاً «مجموعهٔ جابری» عربی از «مجموعهٔ شبه‌جابری» لاتینی متمایز می‌شود.[۲۷]

نسخه‌ها و پژوهش‌های جدید

بررسی علمی مجموعه در سدهٔ بیستم با پژوهش‌های اریک جان هولمیارد، یولیوس روسکا و به‌ویژه پل کراوس وارد مرحله‌ای تازه شد. اثر دو جلدی کراوس دربارهٔ جابر، که جلد نخست آن فهرست و تحلیل مجموعه و جلد دوم آن بررسی دستگاه فلسفی جابری و پیوندش با علوم یونانی است، همچنان از منابع پایهٔ پژوهش دربارهٔ این مجموعه به شمار می‌رود. فؤاد سزگین پس از کراوس نسخه‌های خطی بیشتری را بررسی کرد و سی اثر موجود را فهرست کرد که کراوس آنها را نمی‌شناخت، هرچند جای دقیق شماری از آنها در ساختار مجموعه روشن نبود. پیر لوری نیز مجموعه‌هایی از رساله‌های جابری را تصحیح و ترجمه کرد و سید نعمان‌الحق بخش‌هایی از کتاب الاحجار را به‌صورت انتقادی منتشر ساخت. قدیمی‌ترین مجموعهٔ چاپی شناخته‌شده از رسائل جابری، یازده رساله با عنوان مجموعة احد عشر کتاباً فی علم الإکسیر الأعظم بود که در اواخر سدهٔ نوزدهم در بمبئی منتشر شد. در سدهٔ بیستم کراوس شماری از آثار عربی را به‌صورت کامل یا گزیده منتشر کرد و پیر لوری نیز چهارده رساله را در مجموعهٔ أربع عشرة رسالة فی صنعة الکیمیاء تصحیح کرد.لوری، پیر. «جابر بن حیان». دانشنامه جهان اسلام. ج. ۹. تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی. پژوهش دربارهٔ مجموعه همچنان ادامه دارد. شناسایی و بررسی کتاب النخب در پژوهش سال ۲۰۲۴ لیانا سیف، برای نمونه، نشان داده است که بخش‌های کمتر مطالعه‌شدهٔ مجموعه می‌توانند اطلاعات تازه‌ای دربارهٔ آموزش علوم خفیه، ساختار انتقال دانش و رابطهٔ استاد و شاگرد در دورهٔ عباسی به دست دهند.

جستارهای وابسته

جابر بن حیان کیمیاگری کیمیاگری در جهان اسلام شبه جابر علم خواص اختربینی تاریخ شیمی

منابع

  1. 1 2 Forster, Regula (2018). "Jābir b. Ḥayyān". Encyclopaedia of Islam, THREE (in English). Brill. doi:10.1163/1573-3912_ei3_COM_32665.
  2. 1 2 3 Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale.
  3. ↑ Lory, Pierre (1983). Jâbir ibn Hayyân: Dix traités d'alchimie. Les dix premiers Traités du Livre des Soixante-dix (in French). پاریس: Sindbad. p. 51.
  4. 1 2 3 4 Haq, Syed Nomanul (1994). Names, Natures and Things: The Alchemist Jābir ibn Ḥayyān and his Kitāb al-Aḥjār (Book of Stones) (in English). دوردرخت: Kluwer Academic Publishers. pp. 3–47. ISBN 978-0-7923-2587-1.
  5. 1 2 3 Capezzone, Leonardo (2020). "The Solitude of the Orphan: Ǧābir b. Ḥayyān and the Shiite Heterodox Milieu of the Third/Ninth–Fourth/Tenth Centuries". Bulletin of the School of Oriental and African Studies (in English). 83 (1): 51–73. doi:10.1017/S0041977X20000014.
  6. 1 2 Lory, Pierre (1983). Jâbir ibn Hayyân: Dix traités d'alchimie. Les dix premiers Traités du Livre des Soixante-dix (in French). پاریس: Sindbad. pp. 62–79.
  7. ↑ Fück, Johann W. (1951). "The Arabic Literature on Alchemy According to An-Nadīm (A.D. 987)". Ambix (in English). 4 (3–4): 81–144. doi:10.1179/amb.1951.4.3-4.81.
  8. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. p. lxv.
  9. 1 2 Sezgin, Fuat (1971). Geschichte des arabischen Schrifttums (in German). Vol. 4. لیدن: Brill. pp. 132–269.
  10. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 5–9.
  11. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. p. 11.
  12. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 43–63.
  13. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 64–67.
  14. ↑ Sezgin, Fuat (1971). Geschichte des arabischen Schrifttums (in German). Vol. 4. لیدن: Brill. p. 248.
  15. 1 2 Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. II. Jâbir et la science grecque (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 187–303.
  16. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 75–110.
  17. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 111–116.
  18. 1 2 Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. II. Jâbir et la science grecque (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 1–6.
  19. 1 2 Lory, Pierre (1989). Alchimie et mystique en terre d'Islam (in French). Lagrasse: Verdier. pp. 130–150.
  20. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. II. Jâbir et la science grecque (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 61–95.
  21. ↑ Saif, Liana (2024). "The Jābirian Kitāb al-Nukhab and Teaching the Science of Talismans in the Abbasid Era". Journal of Abbasid Studies (in English). 11 (1): 98–123. doi:10.1163/22142371-00802021.
  22. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. I. Le corpus des écrits jâbiriens (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. xxxvi–xxxvii.
  23. ↑ Lory, Pierre (2016). "Aspects de l'ésotérisme chiite dans le Corpus Ǧābirien: Les trois Livres de l'Elément de fondation". Al-Qantara (in French). 37 (2): 279–298. doi:10.3989/alqantara.2016.009.
  24. ↑ Kraus, Paul (1942–1943). Jâbir ibn Hayyân: Contribution à l'histoire des idées scientifiques dans l'Islam. II. Jâbir et la science grecque (in French). قاهره: Institut français d'archéologie orientale. pp. 31–45.
  25. ↑ Capezzone، Leonardo (۲۰۲۴). «مكتبة جابر بن حيّان: نقل المعرفة العلميّة-الفلسفيّة العتيقة المتأخّرة (وابتكارها) في أعمال جابر بن حيّان». المركز: مجلة الدراسات العربية (به عربی). ۳ (۲): ۲۱۹–۲۴۰. doi:10.1163/27728250-12340047.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  26. ↑ Moureau, Sébastien (2020). "Min al-kīmiyāʾ ad alchimiam. The Transmission of Alchemy from the Arab-Muslim World to the Latin West in the Middle Ages". Micrologus (in English). 28: 87–141.
  27. ↑ Newman, William R. (1991). The Summa perfectionis of Pseudo-Geber: A Critical Edition, Translation and Study (in English). لیدن: Brill. ISBN 978-90-04-09464-2.