شهرستان ممسنی

شهرستان ممسنی یکی از شهرستان‌های استان فارس است و مرکز این شهرستان، شهر نورآباد است.

ممسنی
اطلاعات کلی
کشور ایران
استانفارس
مرکز شهرستاننورآباد
سایر شهرهاخومه‌زار، بابامنیر
بخش‌هامرکزی، جوزار، دشمن زیاری، ماهورمیلاتی
نام‌های پیشینلیدوما، انبوران، نوبندگان، شولستان، مالکی، مماسنی
اداره
فرماندارعبدالکریم انصاری
مردم
جمعیت۱۵۷٬۵۲۷ تن[۱]

مردم شناسی

مردم شهرستان ممسنی لر هستند و از ایل ممسنی هستند که از ۴ طایفه (دشمن زیاری، جاوید، بَکِش و رستم) تشکیل شده.

محل زندگی طوایف:

دشمن زیاری: شهرستان های ممسنی، سپیدان

جاوید: شهرستان های ممسنی، سپیدان

بَکِش: شهرستان ممسنی

رستم: شهرستان های رستم، ممسنی

همچنین اقلیتی از طوایف قشقایی نیز در بخش ماهور و میلاتی به‌صورت کوچرو زندگی می‌کنند. این طوایف نیمه نخست سال را در ماهور و میلاتی سپری میکنند و در نیمه دوم سال به مناطق سردسیر خود در شهرستان شهرضا، دهستان شش‌پیر کوچ می‌کنند. افزون بر عشایرها، شماری از این مردم امروزه در برخی روستاهای بخش ماهور و میلاتی ساکن شده و زندگی یکجانشینی دارند.

پیش از ورود قشقایی‌ها، ماهور میلاتی محل حضور برخی طوایف لر به ویژه جاوید بود. پس از درگیری‌ها و شورش‌های میان طوایف ممسنی و حکومت قاجار در دوران محمدشاه قاجار قدرت و انسجام طوایف ممسنی تضعیف شد. در این دوره طوایف ممسنی به دستور محمدشاه قاجار توسط منوچهرخان معتمدالدوله سرکوب شدند. پس از این درگیری‌ها و در شرایطی که طوایف ممسنی با مشکلات و ضعف داخلی روبه‌رو بودند، طوایف کوچ‌رو قشقایی، به‌ویژه کشکولی و دره‌شوری، به منطقه ماهور میلاتی با حمایت حکومت مرکزی وارد شدند و از ضعف موجود برای گسترش حضور خود استفاده کردند. آنان به‌تدریج چراگاه‌ها و مناطق این ناحیه را در اختیار گرفته و آن را به یکی از مهم‌ترین قشلاق‌های زمستانی خود تبدیل کردند.

شکل گیری شهرستان ممسنی و تحولات

منطقه ممسنی تا پیش از تأسیس شهرستان مستقل ممسنی، از نظر تقسیمات اداری تابع شهرستان کازرون در استان فارس بود. در این دوره، ساختار اجتماعی منطقه تا حد زیادی بر پایه نظام عشایری، طایفه‌ای و نفوذ خوانین استوار بود. خوانین، علاوه بر جایگاه اجتماعی و سیاسی، در مالکیت و بهره‌برداری از بخش قابل توجهی از اراضی منطقه نیز نفوذ داشتند.

با آغاز اجرای برنامه‌های انقلاب سفید و اصلاحات ارضی در دوره محمدرضا شاه پهلوی، حکومت مرکزی تلاش کرد قدرت سیاسی و اقتصادی خوانین و ساختار سنتی ایلات را محدود کند. اجرای اصلاحات ارضی، خلع سلاح عشایر و گسترش کنترل اداری و نظامی دولت، در بخش‌هایی از جنوب ایران با مقاومت روبه‌رو شد و این سیاست‌ها زمینه‌ساز شکل‌گیری شورش عشایری در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ (نبرد گجستان)شد.

اصلاحات ارضی و خلع سلاح عشایر

در پی اعمال قوانین اصلاحات ارضی و خلع سلاح عشایر، نارضایتی گسترده‌ای در میان خان ها شکل گرفت. بر اساس قانون اصلاحات ارضی، خان‌ها و کلانتران که مالک املاک و اراضی وسیعی بودند، مجبور می‌شدند بخش زیادی از زمین‌های خود را میان مردم تقسیم کنند. این قانون برای مردم عادی مطلوب بود، زیرا زمین کشاورزی برای امرار معاش به‌صورت رایگان به آنان واگذار می‌شد. اما خان‌ها که قدرت اقتصادی و نفوذ خود را در خطر می‌دیدند، به مخالفت برخاستند.

در همان زمان، حکومت پهلوی درگیر کشمکش‌های سیاسی گوناگون بود. محمد رضا شاه در مراسم افتتاح بنای یادبود مهندس ملک عابدی در شیراز، در سخنرانی بر خلع سلاح عشایر تأکید کرد. این سخنان خشم و مخالفت خان‌ها را برانگیخت و با فشار نظامیان بر عشایر، جرقه رویارویی‌ها در کوهمره سرخی به رهبری حبیب‌الله خان شهبازی زده شد.

در همین گیرودار، تعدادی از خان‌های بویراحمدی از جمله عبدالله خان و ناصرخان در تهران حضور داشتند و از اوضاع نابسامان کشور آگاه شدند. آنان با وجود اینکه قرارداد قانون اصلاحات ارضی را امضا کرده بودند، به بویراحمد بازگشتند. جاسوسان پهلوی خبر دادند که جلسات متعدد و مشکوکی در بویراحمد برگزار می‌شود و احتمال مخالفت خان‌ها با قانون اصلاحات ارضی و خلع سلاح عشایر وجود دارد. همین اخبار اوضاع را تشدید کرد و حکومت با بمباران هوایی، مناطق و منازل خان‌ها را هدف قرار داد.

اما عبدالله خان و ناصرخان پیش از این، رضایت تعدادی از کدخدایان را برای درگیری با نظامیان شاهنشاهی جلب کرده بودند. آنان با حمله به ژاندارمری روستای توت‌نده در بویراحمد و جمع‌آوری اسلحه، دست به شورش زدند و اعلام جنگ با حکومت مرکزی کردند. در پی این درگیری، بمباران هوایی تشدید شد و مجال به جنگجویان بویراحمدی داده نشد. عده‌ای عقب‌نشینی کردند و عبدالله خان و ناصرخان مجبور به تغییر مکان شدند و به مناطقی از ممسنی رفتند.

گسترش درگیری‌ها به ممسنی و آغاز مقاومت

محور اصلی این مقاومت در منطقه بویراحمد قرار داشت، اما با گسترش درگیری‌ها، دامنه مقاومت از بویراحمد به مناطق مجاور و از جمله ممسنی نیز کشیده شد. نزدیکی جغرافیایی و پیوندهای طایفه‌ای میان بویراحمد و بخش‌هایی از ممسنی باعث شد بخشی از مردم ممسنی به ویژه مردم رستم نیز در جریان این درگیری‌ها قرار گیرند.

پس از مدتی، خان‌ها و سران بویراحمدی، جنگجویانی را که قریب به سه هزار نفر بودند، در کوه‌های صعب‌العبور گجستان در ممسنی هدایت کردند. در این میان، غلامرضا سیاهپور از بزرگان بویراحمدی، نقش محوری در سازماندهی نیروهای مقاومت داشت. غلامرضا سیاهپور و بخشی از نیروهای تحت فرمان او به‌تدریج هسته‌ای از نیروهای عشایری را سازمان دادند و توانستند بخشی از نیروهای عشایری را برای رویارویی با نظامیان آماده کنند.

در جریان این حوادث، حسینقلی‌خان رستم و پسرش جعفرقلی‌خان رستم از خوانین بانفوذ ممسنی بودند که در برابر سیاست‌های دولت قرار گرفتند. با این حال، نقش آنان را نباید با نقش مستقیم نیروهای عشایری بویراحمد در نبرد گجستان یکسان دانست. بر اساس برخی روایت‌های محلی، حسینقلی‌خان در مقایسه با نیروهای تحت فرمان غلامرضا سیاهپور، حضور مستقیم و گسترده‌ای در میدان نبرد گجستان نداشت و حتی تلاش کرد خود را از درگیری دور نگه دارد. اما از آنجا که دامنه درگیری به مناطق رستم کشیده شده بود، مردم این منطقه نیز در درگیری‌ها وارد شدند و درگیر شدند. به همین دلیل، حکومت نیز او را در شمار رهبران این جریان قرار داد و مدعی شد که او در شورش دخالت کرده است.

نبرد گجستان

اوج این درگیری‌ها در ۳۱ فروردین ۱۳۴۲ در منطقه گجستان رخ داد. نبرد گجستان به رهبری عبدالله خان بویراحمدی و ناصرخان بویراحمدی و به فرماندهی غلامرضا سیاهپور صورت گرفت. نیروهای دولتی برای اجرای عملیات نظامی و تثبیت کنترل حکومت بر منطقه وارد عمل شدند.

در میان نیروهای عشایری، غلامرضا سیاهپور نقش محوری در فرماندهی نیروهای مقاومت داشت و نیروهای تحت فرمان او هسته اصلی مقاومت را تشکیل می‌دادند. نبرد گجستان نبردی طولانی و خونین بود که در آن از سلاح‌های گرم و سرد استفاده می‌شد. کوهستان‌های صعب‌العبور منطقه، پناهگاه مناسبی برای نیروهای درگیر بود و باعث طولانی شدن جنگ شد.

نبرد گجستان حدود ۲۱ ساعت ادامه یافت و در نهایت ستون نظامی دولت با تلفات سنگین روبه‌رو شد و شماری از نیروهای آن کشته، زخمی یا اسیر شدند. این شکست یکی از مهم‌ترین شکست‌های نظامی حکومت پهلوی در جریان شورش عشایری جنوب در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ بود. غلامرضا سیاهپور در این نبرد نقش تعیین‌کننده‌ای در هدایت نیروهای مقاومت و شکست نظامیان داشت.

سرکوب و پایان مقاومت

پس از شکست سنگین نیروهای دولتی در گجستان و تحمل تلفات زیاد، نظامیان توان ادامه نبرد زمینی را از دست دادند. آنان که در رویارویی با عشایر لر شکست خورده بودند، از هرگونه عملیات زمینی گسترده دست کشیدند و به بمباران هوایی متوسل شدند. نیروی هوایی ارتش مناطق مختلف پشتکوه رستم را هدف قرار داد، حکومت نیز با تشخیص ناتوانی در سرکوب کامل مقاومت به جنگ نرم روی آورد و برخی کدخدایان را به مخالفت با ادامه جنگ ترغیب کرد. سرانجام، عبدالله خان بویراحمدی در بستر خواب به دست نوکرش کشته شد و دیگر خوانین از جمله ناصرخان بویراحمدی، خداکرم خان، حسینقلی خان رستم و جعفرقلی خان رستم تسلیم شدند و سپس اعدام شدند و سرانجام غلامرضا سیاهپور رهبر جنگ گجستان دستگیر شد و در دی ۱۳۴۳ اعدام شد.

پیامدهای شورش خوانین

خوانین در جریان شورش توجهی به سرنوشت مردم عادی نداشتند و در پی حفظ قدرت، املاک و نفوذ خویش بودند. آنان از تقسیم اراضی وسیع خود میان مردم خودداری کردند و به جای پذیرش قانون اصلاحات ارضی، مردم عادی لر را وارد جنگی کردند که هیچ منفعتی برای آنان نداشت و تنها ضامن بقای جایگاه خوانین بود. در این درگیری‌ها، شماری از نیروهای نظامی و مردم عادی لر کشته یا آواره شدند، روستاها ویران شد و گروه‌های زیادی از مردم بی‌خانمان شدند. خوانین با کشاندن مردم را قربانی قدرت‌طلبی خود کردند، سرانجام با فروپاشی قدرت خوانین، حکومت مرکزی توانست اصلاحات ارضی و خلع سلاح عشایر را اجرا کند. زمین‌ها میان کشاورزان و زارعان تقسیم شد و مردم عادی که سال‌ها در بی‌زمینی و فقر به سر می‌بردند، صاحب زمین شدند.


تأسیس شهرستان ممسنی و تغییرات تقسیمات کشوری

پس از سرکوب خوانین، دولت مرکزی به دلیل نفوذ کم و نبود تسلط بر منطقه، این نواحی را از شهرستان کازرون جدا کرد و به شهرستانی مستقل تبدیل کرد به نام ممسنی به مرکزیت شهر نورآباد. در آن دوره، شهرستان ممسنی شامل شهرستان‌های امروزی بویراحمد، دنا، مارگون، ممسنی ، رستم و قسمتایی از سپیدان بود.

پس از آن، محدوده جغرافیایی شهرستان ممسنی که در دوره پیشین گسترده‌تر بود، به‌تدریج دستخوش تغییر شد. دو سال بعد در سال ۱۳۴۴ خورشیدی، منطقه بویراحمد از حوزه اداری ممسنی جدا شد و با نام شهرستان بویراحمد به مرکزیت یاسوج شکل گرفت.

و سپس شهرستان بویراحمد از استان فارس و کهگیلویه از استان خوزستان جدا شدند و در اسفند ۱۳۵۲ به استان کهگیلویه و بویراحمد ارتقا یافتند.

با وجود پیوندهای تاریخی، جغرافیایی، طایفه‌ای و اجتماعی میان ممسنی و بویراحمد، شهرستان ممسنی در تقسیمات جدید در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار نگرفت و همچنان در استان فارس باقی ماند. درباره دلایل این تصمیم، روایت‌ها و تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد؛ از جمله ملاحظات اداری، سیاسی و جغرافیایی. با این حال، در نبود اسناد رسمی روشن، نمی‌توان یک علت قطعی و مشخص برای خارج ماندن ممسنی از استان جدید بیان کرد.

همچنین برخی مناطق شهرستان ممسنی، از جمله قسمت هایی از مناطق طوایف دشمن‌زیاری و جاوید به دلیل دوری از مرکز شهرستان، از ممسنی جدا و به شهرستان سپیدان واگذار شدند.

در دهه‌های بعد نیز تقسیمات کشوری تغییر کرد و بخش رستم از شهرستان ممسنی جدا شد و در سال ۱۳۸۷ به یک شهرستان مستقل به مرکزیت شهر مصیری در استان فارس تبدیل گردید.

تقسیمات کشوری

شهرستان ممسنی دارای چهار بخش است:

شهرها: نورآباد، خومه‌زار

شهرها: بابامُنیر

شهرها: –

شهرها: –

شهرستان ممسنی دارای حدود ۶۰۰ روستا است.

نگارخانه

آتشکده دیمه میل(میل اژدها)نورآباد ممسنی

منابع

  1. ↑ «نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران. ۲۳ اسفند ۱۳۹۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

پیوند به بیرون