شورش هفت و نیم روزه

شورش هفت و نیم روزه (به سیسیلی: Rivorta dû 7 e menzu ; ایتالیایی: Rivolta del sette e mezzo) قیامی در پالرمو بود که از ۱۶ تا ۲۲ سپتامبر ۱۸۶۶ ادامه یافت. نام آن از مدت زمان هفت روز و نیم آن گرفته شده است. معمولاً در چارچوب راهزنی پس از اتحاد ایتالیا در جنوب ایتالیا مورد بحث قرار می‌گیرد.

علل

در پایان سومین جنگ استقلال ایتالیا، تظاهرات خشونت‌آمیز ضد دولتی برگزار شد. این تظاهرات توسط پارتیزان‌های سابق ناامید (که پس از ورودشان به «هزاران» به آنها پیوسته بودند و کسانی که در سال ۱۸۶۲ در آسپرومونته از جوزپه گاریبالدی پیروی کرده بودند) سازماندهی شده بود.[۱]

از جمله دلایل این امر می‌توان به فلاکت روزافزون مردم؛ وبا و ۳۹۷۷ قربانی آن در شهر و منطقه؛ میهن‌پرستی مقامات ایالت شمالی که «مردم پالرمو را تقریباً وحشی» می‌دانستند؛ و اقدامات سنگین پلیس و محدودیت‌های آزاردهنده‌ای که بر مردم اعمال می‌شد، اشاره کرد.

شورش

هزاران نفر، بسیاری مسلح، از روستاهای مجاور قیام کردند. نزدیک به ۴۰۰۰ شورشی به فرمانداری و ستاد پلیس حمله کردند و بازرس کل پلیس دولتی را کشتند. شهر در دست شورشیان باقی ماند و شورش در روزهای بعد به شهرهای مجاور از جمله مونرئاله و میزیلمری نیز گسترش یافت: تخمین زده می‌شود که تعداد کل شورشیان مسلح در استان پالرمو حدود ۴۰۰۰۰ نفر بوده است. در آن روزهای درگیری، آنها بیست و یک پلیس و ده نگهبان امنیت عمومی را کشتند. پالرمو به مدت هفت روز در دست شورشیان باقی ماند.

این شورش به‌طور کلی فاقد سازماندهی منسجم و هدف‌گذاری روشن بود و بیشتر از دل نارضایتی عمومی و خشم نسبت به حکومت جدید و تحولات محلی برآمد. اگرچه در گزارش‌ها و تحلیل‌های تاریخی اغلب اشاره می‌شود که شورشیان در پالرمو تحت تأثیر گرایش‌های طرفدار بوربون‌ها و جمهوری‌خواهی قرار داشتند، اما این انگیزه‌های سیاسی در عمل تحت‌الشعاع خشم مردمی قرار گرفت که از شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود ناراضی بودند.

در کنار غارت‌هایی که انگیزه سیاسی داشتند—مانند حمله به دارایی‌ها و املاک آنتونیو استارابا، که نماد وابستگی به ساختار قدرت جدید تلقی می‌شد—شاهدان عینی گزارش‌هایی ارائه داده‌اند که نشان می‌دهد شورشیان در برخی موارد از خود خویشتن‌داری نشان دادند. به‌ویژه در برخورد با مجروحان و زندانیان، نوعی احترام و رعایت اصول انسانی مشاهده شد که با تصویر رایج از شورش‌های خشونت‌بار تفاوت داشت. این رفتارها نشان می‌دهد که شورش، هرچند فاقد رهبری منسجم و برنامه‌ریزی دقیق بود، اما کاملاً هم از کنترل خارج نشده بود و در میان شورشیان، نوعی آگاهی اجتماعی و اخلاقی وجود داشت. این وضعیت پیچیده، بازتابی از شرایط گذار سیاسی در سیسیل و به‌ویژه پالرمو بود؛ جایی که مردم هنوز میان وفاداری‌های قدیمی، امید به اصلاحات، و خشم از ناکامی‌های حکومت جدید سرگردان بودند. شورش پالرمو را نمی‌توان صرفاً به عنوان یک حرکت سیاسی یا اجتماعی طبقه‌بندی کرد، بلکه باید آن را به‌عنوان واکنشی چندلایه به مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، فرهنگی، و روانی در نظر گرفت که در آن زمان در جامعه سیسیل جریان داشت.[۲]

واکنش دولت

دولت ایتالیا در واکنش به شورش گسترده در پالرمو تصمیم گرفت وضعیت فوق‌العاده اعلام کند و سرکوبی شدید علیه مردم این شهر را در دستور کار قرار دهد. برای اجرای این سیاست، ارتش تحت فرماندهی رافائله کادورنا مجدداً به منطقه اعزام شد تا کنترل را بازگرداند. هم‌زمان، کشتی‌های نیروی دریایی سلطنتی، از جمله ناو پرچمدار پادشاه اقدام به بمباران شهر کردند—اقدامی که نشان‌دهنده شدت و قاطعیت دولت در برخورد با شورش بود. پس از بمباران، نیروهای پیاده‌نظام نیروی دریایی سلطنتی در پالرمو پیاده شدند تا شورش را به‌طور مستقیم سرکوب کنند. در جریان نبردهای خانه‌به‌خانه که در سطح شهر رخ داد، بسیاری از شورشیان در آتش‌سوزی‌ها جان باختند؛ آتش‌هایی که در اثر درگیری‌های شدید و تخریب گسترده به وجود آمد و بخش‌هایی از شهر را به ویرانی کشاند. این نبردها نه تنها از نظر انسانی فاجعه‌بار بودند، بلکه از نظر ساختاری نیز آسیب‌های عظیمی به پالرمو وارد کردند. برای بازپس‌گیری کامل شهر، ارتش ایتالیا مجبور شد حدود ۴۰٬۰۰۰ سرباز را به کار گیرد—رقمی که نشان‌دهنده وسعت شورش و مقاومت مردمی در برابر نیروهای دولتی بود. این عملیات نظامی گسترده، پالرمو را به صحنه‌ای از خشونت، تخریب و سرکوب تبدیل کرد و در حافظه تاریخی مردم سیسیل، به‌ویژه پالرمو، به‌عنوان یکی از تاریک‌ترین فصل‌های برخورد دولت با نارضایتی‌های مردمی باقی ماند. این رخداد نه تنها پیامدهای سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای داشت، بلکه شکاف میان دولت مرکزی و مردم جنوب ایتالیا را نیز عمیق‌تر کرد.

در جریان سرکوب شورش پالرمو، بیش از ۲۰۰ نفر از نیروهای نظامی جان خود را از دست دادند که در میان آن‌ها ۴۲ نفر از نیروهای پلیس نیز حضور داشتند. این تلفات نظامی نشان‌دهنده شدت درگیری‌ها و مقاومت گسترده مردمی در برابر نیروهای دولتی بود. با این حال، هیچ آمار رسمی از تعداد قربانیان غیرنظامی در میان مردم منتشر نشد—موضوعی که همواره مورد انتقاد مورخان و ناظران قرار گرفته و به عنوان نشانه‌ای از تلاش برای پنهان‌سازی ابعاد واقعی خشونت دولتی تلقی شده است.

در پی این درگیری‌ها، ۲٬۴۲۷ نفر از شهروندان بازداشت شدند. از میان این افراد، تنها ۲۹۷ نفر به‌طور رسمی تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند و در نهایت ۱۲۷ نفر محکوم شدند. این آمار نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از بازداشت‌شدگان بدون محاکمه آزاد شدند یا پرونده‌هایشان به دلایل مختلف مختومه اعلام شد. چنین روندی می‌تواند بازتابی از آشفتگی حقوقی و سیاسی آن دوران باشد، جایی که دولت در تلاش بود تا با نمایش اقتدار، شورش را مهار کند، اما در عمل با چالش‌هایی در مدیریت قضایی و اجتماعی مواجه شد.

نبود آمار دقیق از تلفات غیرنظامی، در کنار حجم بالای بازداشت‌ها، تصویری از فضای سرکوب و بی‌ثباتی ارائه می‌دهد که در آن مرز میان نظم و خشونت دولتی به‌وضوح تضعیف شده بود. این رخداد، نه تنها پیامدهای انسانی سنگینی داشت، بلکه در حافظه تاریخی مردم پالرمو و سیسیل به‌عنوان نمادی از مقاومت و رنج باقی مانده است.[۳]

در ادبیات

جوزپه ماجوره رمان تاریخی خود با عنوان (هفت و نیم) را به این واقعه اختصاص داد—شورشی که در پالرمو رخ داد و با خشونت گسترده و سرکوب شدید همراه بود. این اثر نه تنها بازتابی ادبی از آن رویداد تاریخی است، بلکه تلاشی برای مستندسازی احساسات، انگیزه‌ها و پیامدهای اجتماعی آن شورش از منظر انسانی و فرهنگی نیز به‌شمار می‌رود. ماجوره با بهره‌گیری از روایت داستانی، توانست لایه‌های پیچیده‌ای از نارضایتی مردمی، سیاست‌های سرکوبگرانه دولت، و فضای پرتنش آن دوران را به تصویر بکشد.

این واقعه همچنین در مقدمه کتاب زندگینامه—زندگی‌نامه‌ای که توسط پسر ماجوره نوشته و توسط آندره‌آ کامیلری، نویسنده و فیلمنامه‌نویس برجسته ایتالیایی، ویرایش شده—ذکر شده است. در این مقدمه، به نقش ماجوره در ثبت و بازنمایی تاریخی آن شورش اشاره می‌شود، و اهمیت رمان هفت و نیم به‌عنوان سندی ادبی و تاریخی مورد تأکید قرار می‌گیرد. آندره‌آ کامیلری، که خود از چهره‌های برجسته ادبیات معاصر ایتالیاست، با ویرایش این زندگی‌نامه، به نوعی بر ارزش فرهنگی و تاریخی آثار ماجوره مهر تأیید زده است.

این پیوند میان تاریخ، ادبیات، و حافظه جمعی، نشان‌دهنده قدرت روایت در حفظ و انتقال تجربه‌های اجتماعی است؛ تجربه‌هایی که فراتر از آمار و گزارش‌های رسمی، در قالب داستان‌ها و زندگی‌نامه‌ها، به نسل‌های بعدی منتقل می‌شوند و درک عمیق‌تری از گذشته فراهم می‌سازند.

منابع

  1. ↑ "setteemezzo". www.ilportaledelsud.org. Retrieved 2016-09-19.
  2. ↑ Da Passano, Magda (1981). I Moti Di Palermo del 1866. the University of Michigan: CD Archivio storico. pp. 98, 109, 121, 138, 143.
  3. ↑ Riall, Lucy (1995). "Legge marziale a Palermo". Meridiana.