عقیق سلیمان

اونیکس (عقیق سلیمان)
اونیکس سیاه با نوارهای سفید هم‌مرکز
گونه‌ای از اونیکس با نواربندی هم‌مرکز
اطلاعات کلی
رده‌بندیکانی‌های سیلیکات، کوارتز از گروه کانی سنگ یمانی؛ نوعی از عقیق
فرمول شیمیایی
(بخش تکراری)
SiO2 (سیلیسیم دی‌اکسید)
دستگاه بلوریتریگونال (کوارتز ریزبلورینمونوکلینیک (موگانیت)
ویژگی‌ها
جرم مولکولی۶۰٫۰۸ گرم بر مول
رنگسیاه و سفید؛ سرخ تا قهوه‌ای همراه با سیاه یا سفید (ساردونیکس)
رَخندارد
شکستگیناهموار، صدفی
سختی موس6.5–7
جلاشیشه‌ای، ابریشمی
رنگ خاکهسفید
شفافیتنیمه‌شفاف
وزن مخصوص2.55–2.70
ویژگی‌های ظاهریتک‌محورهٔ مثبت
ضریب شکست1.530–1.543
منابع[۱][۲]

عقیق سلیمان یا اونیکس (به انگلیسی: Onyx) گونه‌ای از عقیق، از کانی‌های سیلیکاتی است که معمولاً دارای نوارهای سیاه و سفید می‌باشد. این نوارها می‌توانند تک‌رنگ نیز باشند و به‌صورت نوارهای روشن و تیرهٔ متناوب دیده شوند. ساردونیکس گونه‌ای از اونیکس است که در آن نوارهای سرخ تا قهوه‌ای به‌صورت متناوب با نوارهای سیاه یا سفید قرار دارند. نام «اونیکس» همچنین به‌طور رایج برای عقیق‌های دارای نوارهای هم‌سطح (نواریِ موازی) به کار می‌رود، اما در کاربرد صحیح، این واژه به الگوی رنگ اشاره دارد نه به ساختار نواربندی.[۱] واژهٔ اونیکس، به‌عنوان یک اصطلاح توصیفی، به‌اشتباه برای گونه‌های نواریِ موازیِ سنگ‌هایی مانند آلاباستر، مرمر، کلسیت، ابسیدین و اوپال نیز به کار رفته و همچنین به‌طور گمراه‌کننده برای موادی با نواربندی پیچ‌خورده، مانند «اونیکس غاری» و «اونیکس مکزیکی»، استفاده شده است.[۱][۳][۴]

ریشه‌شناسی

واژهٔ «اونیکس» از طریق زبان لاتین (با همان املاء) و در اصل از واژهٔ یونانی باستان ὄνυξ (onyx) گرفته شده است که به معنای «چنگال» یا «ناخن» است. اونیکس با نوارهای صورتی و سفید گاه می‌تواند شبیه ناخن به نظر برسد.[۵] واژهٔ انگلیسی «nail» با واژهٔ یونانی یادشده هم‌ریشه است.

تاریخچه استفاده

A photograph showing a roughly rectangular gem set in a gold frame with 2 carved panels with various figures carved in shallow from translucent white chalcedony against a solid black background
جِمّا آگوستئا یک کامئوی رومی است که در سال‌های ۹ تا ۱۲ میلادی ساخته شده و بر روی نگینی از اونیکس دولایه با ابعاد ۱۹ × ۲۳ سانتی‌متر حجاری شده است.

اونیکس سابقه‌ای طولانی در کاربرد برای حجاری سنگ‌های نیمه‌قیمتی دارد و در این موارد به‌صورت کابوشن یا به شکل مهره برش داده می‌شود. همچنین از آن برای ساخت نگین‌های حکاکی‌شدهٔ اینتاگلیو و کامئوهای سنگ سخت استفاده شده است، که در آن‌ها نوارهای رنگی باعث ایجاد کنتراست میان نقش و زمینه می‌شوند.[۶] بخشی از اونیکس به‌طور طبیعی تشکیل می‌شود، اما بخش زیادی از موادی که در تجارت عرضه می‌گردد از طریق رنگ‌آمیزی عقیق تولید می‌شود.[۷]

اونیکس از همان دودمان دوم در مصر باستان برای ساخت کاسه‌ها و دیگر اشیای تزئینی به کار می‌رفته است.[۸] همچنین کاربرد ساردونیکس در هنر تمدن مینوسی در جزیرهٔ کرت مستند شده است و شواهد آن در یافته‌های باستان‌شناسی کنوسوس دیده می‌شود.[۹]

اونیکس سبز برزیلی به‌عنوان پایهٔ مجسمه‌های سبک آرت دکو در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی استفاده شده است. فردیناند پرایس، مجسمه‌ساز آلمانی، در بیشتر مجسمه‌های کریزلفانتین خود از اونیکس سبز برزیلی برای پایهٔ اثر بهره برده است.[۱۰] همچنین از اونیکس سبز برای ساخت سینی‌ها و جاظرفی‌های سنجاق استفاده می‌شد که عمدتاً در اتریش تولید می‌شدند و اغلب با پیکره‌ها یا حیوانات کوچک برنزی همراه بودند.[۱۱]

از اونیکس در کتاب مقدس بارها یاد شده است.[۱۲] همچنین ساردونیکس، نوعی اونیکس که در آن لایه‌های سفید به‌صورت متناوب با سارد، رنگی متمایل به قهوه‌ای، قرار دارند، در کتاب مقدس ذکر شده است.[۱۲] اونیکس برای یونانیان و رومیان باستان شناخته‌شده بود.[۱۳] پلینیِ بزرگ، طبیعت‌شناس سدهٔ نخست میلادی، هر دو نوع اونیکس و همچنین روش‌های گوناگون تیمار مصنوعی آن را در کتاب تاریخ طبیعی توصیف کرده است.[۱۴]

از تخته‌سنگ‌های اونیکس، استخراج‌شده از کوه‌های اطلس، به‌طور شاخص توسط لودویگ میس فان در روهه در ویلای توگندهات در شهر برنو، که در سال ۱۹۳۰ تکمیل شد، برای ایجاد یک دیوار داخلی نیمه‌شفاف و درخشان استفاده شده است.[۱۵][۱۶]

فرهنگ

رومیان باستان هنگام ورود به نبرد، تعویذهایی از ساردونیکس را که تصویر مارس، خدای جنگ، بر آن‌ها حکاکی شده بود، با خود حمل می‌کردند. رومیان باستان بر این باور بودند که این کار موجب افزایش شجاعت در میدان نبرد می‌شود. در اروپای دورهٔ رنسانس، استفاده از ساردونیکس موجب فصاحت بیان دانسته می‌شد.[۱۷] در باورهای سنتی ایرانی نیز تصور می‌شد که این سنگ در درمان صرع مؤثر است.[۱۸] ساردونیکس به‌طور سنتی برای تسهیل زایمان به کار می‌رفت و قابله‌های انگلیسی آن را میان سینه‌های مادر قرار می‌دادند.[۱۹]

نمونه‌های تقلیدی و عملیات بهسازی

اونیکس به‌طور رایج برای نام‌گذاری دیگر مواد معدنی، کانی‌های نواری‌شکل نیز به کار رفته است؛ از جمله کلسیت نواری که در مکزیک، هند و مناطق دیگر یافت می‌شود و اغلب تراش داده شده، صیقل می‌یابد و به فروش می‌رسد. این ماده در مقایسه با اونیکسِ واقعی بسیار نرم‌تر است و دسترسی به آن آسان‌تر می‌باشد. بیشتر اشیای تراش‌خورده‌ای که امروزه با عنوان «اونیکس» فروخته می‌شوند، از همین مادهٔ کربناته ساخته شده‌اند.[۲۰][۲۱]

انواع اونیکس مصنوعی همچنین از کلسدونی معمولی و عقیق‌های ساده تولید شده‌اند. طبیعت‌شناس سدهٔ نخست میلادی، پلینیِ بزرگ، این روش‌ها را که در دوران روم باستان به کار می‌رفته‌اند، توصیف کرده است.[۱۴] روش‌های ایجاد رنگ سیاه و دیگر رنگ‌ها شامل خیساندن یا جوشاندن کلسدونی در محلول‌های قندی و سپس تیمار آن با اسید سولفوریک یا اسید هیدروکلریک برای کربونیزه‌کردن قندهایی است که در لایه‌های سطحی سنگ جذب شده‌اند.[۲۲][۲۳] این روش‌ها همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند، در کنار دیگر شیوه‌های رنگ‌آمیزی، و بیشتر آنچه امروزه با عنوان «اونیکس سیاه» فروخته می‌شود به‌طور مصنوعی تیمار شده است.[۲۴] افزون بر تیمارهای رنگی، از حرارت‌دهی و تیمار با اسید نیتریک نیز برای روشن‌کردن یا حذف رنگ‌های نامطلوب استفاده شده است.[۲۲]

توصیف‌ها و نام‌گذاری‌های سنتی

ریشهٔ نام و توصیف ظاهری

در منابع سنتی فارسی، سنگ باباغوری در کنار نام «جزع» یاد شده و بر اساس رنگ و نقش رگه‌ها توصیف شده است. در این منابع، این نام‌گذاری‌ها به‌عنوان توصیف‌های سنتی ذکر شده و ارتباطی با طبقه‌بندی‌های علمی کانی‌شناسی برای آن‌ها بیان نشده است.[۲۵][۲۶]

در لغت‌نامه‌ها و متون کهن، صورت‌های نوشتاری باباقری، باباغری و باباغوری برای این سنگ ثبت شده است. دهخدا ذیل مدخل «باباغوری» این نام را به بیماری‌ای در چشم نسبت می‌دهد که با تغییر رنگ و کدورت همراه بوده است و یادآور می‌شود که این نام به سنگی با نقش‌های سیاه و سفید نیز اطلاق شده است.[۲۵][۲۶]

در برخی منابع کهن، از این سنگ با نام‌هایی چون مهرهٔ سلیمانی و مهرهٔ یمانی یاد شده و آن را از انواع عقیق دانسته‌اند. همچنین در این متون، منشأ آن یمن و گاه حبشه ذکر شده است.[۲۷]

در توصیف‌های سنتی، به نقش‌های حلقه‌ای، خطوط رنگین و شباهت ظاهری این سنگ به چشم اشاره شده است. همچنین آمده است که اگر رگه‌های رنگی آن شامل رنگ‌های سرخ باشد، آن را «عقیق یمانی» می‌نامیدند.[۲۵][۲۷]

انواع و تقسیم‌بندی‌های سنتی

ابوریحان بیرونی جزع را سنگی سخت و از خانوادهٔ عقیق دانسته و استخراج آن را به معادن یمن و گاه هند نسبت می‌دهد. وی در ادامه به وجود انواع مختلفی از جزع اشاره می‌کند و «جزع بقرانی» را از انواع کمیاب آن برمی‌شمارد که دارای رگه‌های مستقیم و منظم توصیف شده است.[۲۷]

در متون لغوی فارسی، برای سنگ باباغوری تقسیم‌بندی‌هایی بر اساس ظاهر و نقش رگه‌ها ثبت شده است که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۲۵][۲۶]

  • غروانی: سنگی با رنگ‌های درهم‌تنیده که قطعات نسبتاً بزرگ آن شناخته شده است.
  • بقرانی: نوعی که کمیاب دانسته شده و دارای رگه‌های مستقیم توصیف شده است.
  • مُعَرَّق: دارای رگه‌های باریک و فراوان که در برخی توصیف‌ها به نقش‌های طبیعی تشبیه شده است.
  • فارسی: نامی که در منابع برای برخی نمونه‌ها به کار رفته و در مقایسه با بقرانی کم‌بهاتر دانسته شده است.
  • بَسلی: نوعی که لایه‌های آن قرمز مایل به سیاه و دارای خطوط سفید میان لایه‌ها توصیف شده است.

باورهای منقول در منابع کهن

در متون پزشکی و جواهری قدیم، باورهایی دربارهٔ خواص باباغوری نقل شده است. این متون به تأثیر آن بر خواب، اندوه، زایمان و برخی بیماری‌ها اشاره کرده‌اند.[۲۵][۲۶]

همچنین در برخی منابع، روش‌هایی برای بهسازی این سنگ، از جمله جوشاندن آن در روغن یا عسل، ذکر شده است. در پاره‌ای از نقل‌ها، به بدیمنی یا تأثیرات روانی این سنگ در برخی نواحی، از جمله چین، اشاره شده که دهخدا ذیل مدخل «جزع» منشأ برخی از این گزارش‌ها را نامعلوم دانسته است.[۲۵]

پراکندگی جغرافیایی

اونیکس در مناطق گوناگونی از جهان یافت می‌شود که از جمله می‌توان به مکزیک، یونان، یمن، اروگوئه، آرژانتین، استرالیا، برزیل، کانادا، چین، جمهوری چک، آلمان، پاکستان، هند، اندونزی، ماداگاسکار، بریتانیا و چندین ایالت در ایالات متحدهٔ آمریکا اشاره کرد.[۲۰]

نگارخانه

منابع

  1. 1 2 3 "Onyx". Mindat.org. Retrieved 2025-02-14.
  2. "Onyx". gemdat.org. Retrieved 2015-08-22.
  3. Manutchehr-Danai, Mohsen (2013). Dictionary of Gems and Gemology. New York: Springer. pp. 340–341. ISBN 978-3-662-04288-5.
  4. Schumann, Walter (2009). Gemstones of the World. New York: Sterling. p. 158. ISBN 978-1-4027-6829-3.
  5. "Online Etymology Dictionary". etymonline.com. Retrieved 22 August 2015.
  6. Kraus, Edward Henry; Slawson, Chester Baker (1947). Gems and Gem Materials. New York, New York: McGraw-Hill. p. 227.
  7. Liddicoat, Richard Thomas; Copeland, Lawrence L. (1974). The Jewelers' Manual. Los Angeles, California: Gemological Institute of America. p. 87.
  8. Porter, Mary Winearls (1907). What Rome was Built with: A Description of the Stones Employed. Rome: H. Frowde. p. 108.
  9. "Knossos (Ancient Village / Settlement / Misc. Earthwork)". www.themodernantiquarian.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-12-24.
  10. "Ferdinand Preiss". Hickmet.com. Retrieved 18 June 2015.
  11. "Lot 419, Schmidt-Hofer, Otto, 1873–1925 (Germany)". ArtValue.com.
  12. 1 2 "BibleGateway". biblegateway.com. Retrieved 22 August 2015.
  13. Administrator. "Onyx". gemstone.org. Archived from the original on 17 April 2008. Retrieved 22 August 2015.
  14. 1 2 O'Donoghue, Michael (1997). Synthetic, Imitation, and Treated Gemstones. Boston: Butterworth-Heinemann. pp. 125–127. ISBN 0-7506-3173-2.
  15. "The Interiors". Villa Tugendhat. Retrieved 2 September 2017.
  16. "Tugendhat Villa in Brno". UNESCO. Retrieved 2 September 2017.
  17. Firefly Guide to Gems By Cally Oldershaw, p.168
  18. The Mining World, Volume 32, June 25, 1910, p.1267
  19. Three thousand years of mental healing By George Barton Cutten, 1911 P.202
  20. 1 2 "Onyx". mindat.org. Retrieved 22 August 2015.
  21. Hurlbut, Cornelius S.; Sharp, W. Edwin (1998). Dana's Minerals and How to Study Them (4th ed.). New York, New York: Wiley. p. 200. ISBN 0-471-15677-9.
  22. 1 2 "The Manufacture of Gem Stones". Scientific American. New York: Munn & Company: 49. 25 July 1874.
  23. Read, Peter G. (1999). Gemmology. Oxford: Butterworth-Heinemann. p. 160. ISBN 0-7506-4411-7.
  24. Liddicoat, Richard Thomas (1987). Handbook of Gem Identification (12th ed.). Santa Monica, California: Gemological Institute of America. pp. 158–160. ISBN 0-87311-012-9.
  25. 1 2 3 4 5 6 دهخدا, علی‌اکبر (1377). لغت‌نامه دهخدا. Vol. مدخل «جزع» (چاپ دانشگاه تهران ed.). تهران: انتشارات دانشگاه تهران. ISBN 964-03-9617-6. Retrieved 2025-12-26.
  26. 1 2 3 4 دهخدا, علی‌اکبر (1377). لغت‌نامه دهخدا. Vol. مدخل «باباقری» (چاپ دانشگاه تهران ed.). تهران: انتشارات دانشگاه تهران. ISBN 964-03-9617-6. Retrieved 2025-12-26.
  27. 1 2 3 بیرونی, ابوریحان (1374). الجماهر فی الجواهر (به عربی). تهران: مرکز نشر میراث مکتوب. Retrieved 2025-12-26.

کتاب‌شناسی

  1. بیرونی, ابوریحان (1374). الجماهر فی الجواهر (به عربی). تهران: مرکز نشر میراث مکتوب. Retrieved 2025-12-26.
  2. دهخدا, علی‌اکبر (1377). لغت‌نامه دهخدا. Vol. مدخل «جزع» (چاپ دانشگاه تهران ed.). تهران: انتشارات دانشگاه تهران. ISBN 964-03-9617-6. Retrieved 2025-12-26.
  3. دهخدا, علی‌اکبر (1377). لغت‌نامه دهخدا. Vol. مدخل «باباقری» (چاپ دانشگاه تهران ed.). تهران: انتشارات دانشگاه تهران. ISBN 964-03-9617-6. Retrieved 2025-12-26.
  4. Read, Peter G. (1396). گوهرشناسی. Translated by هادی نعمتی. تهران: مؤسسه فرهنگی هنری دیباگران تهران. ISBN 978-600-124-715-6.
  5. امان‌اللهی‌وفایی, مهدی (1385). شناسایی سنگ‌های قیمتی. تهران: شرکت مهندسان مشاور ساروبن. ISBN 978-964-279-100-2.
  6. Schumann, Walter (1399). سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی جهان. Translated by رویا یحیوی. تهران: پازینه. ISBN 978-600-180-076-4.
  7. Liddicoat, Richard Thomas (1987). Handbook of Gem Identification (به انگلیسی). Santa Monica, California: Gemological Institute of America. ISBN 0-87311-012-9.