علیت معکوس

علیت معکوس یا پسرونده (به انگلیسی: Retrocausality) به هر کدام از پدیده‌هایِ فرضی یا فرایندهایی می‌گویند که علیت را معکوس می‌کند و اجازه می‌دهد که یک معلول، پیش از روی دادنِ علت‌اش، اتفاق بیفتد.
در حوزه فلسفهٔ ذهن، علیتِ معکوس، در اصل، یک آزمایشی فکری است که با استفاده از عناصرِ علمِ فیزیک، تلاش می‌کند این سؤال را بررسی کند که: آیا آینده، می‌تواند حال را تحتِ تأثیر قرار دهد؟ و آیا حال می‌تواند بر رویِ گذشته تأثیرگذار باشد؟ همچنین در ملاحظه‌هایِ فلسفیِ سفر در زمان نیز، گاهی موضوع‌هایی چون علیتِ معکوس را مطرح می‌کنند، هر چند که سفر به گذشته، دقیقاً هم‌معنایِ با علیتِ معکوس نیست.[۱]
در فیزیک، نظریه‌هایِ از-نظر-فیزیکی-مجازِ کمی وجود دارند که گاهی، به گونه‌ای تفسیر می‌شوند که علیتِ معکوس از آن برداشت می‌شود. این بخشی از فیزیک پنداشته نمی‌شود، چرا که در فیزیک، تمایزِ بینِ علت و معلول، در بنیادی‌ترین سطح، بررسی نمی‌شود.[۲][۳]

در فلسفه

مایکل دامت

اگرچه تلاشِ فلسفی برایِ درکِ علیت، از زمانِ ارسطو و بحث‌هایِ او دربارهٔ علت‌هایِ چهارگانه آغاز می‌شود، این ایده که پیکانِ زمان، امکانِ برعکس شدن دارد، ایده‌ای به مراتب جدیدتر است. در حقیقت، علیتِ معکوس مدتی طولانی به عنوانِ ایده‌ای در ذات خود-متناقض پنداشته می‌شد، زیرا آن‌گونه که در فیلسوفِ قرنِ ۱۸ میلادی، دیوید هیوم بحث کرده‌است، زمانی که دو رویدادِ مرتبط با هم را بررسی می‌کنیم، علت، بنابه تعریف، آن رویدادی است که مقدم بر معلول است.

به‌علاوه، تواناییِ تأثیر گذاشتن بر گذشته، می‌تواند به آن ختم شود که علت‌ها، توسطِ معلول‌هایِ‌شان خنثی شوند و چنین چیزی یک پارادوکسِ فیزیکی همچون پارادوکسِ شناخته‌شدهٔ پدربزرگ را به وجود می‌آورد.

اما در دههٔ ۱۹۵۰ میلادی، مایکل دامت، مقالاتی در مخالفت با متناقض بودن «علیت معکوس» نوشت. او بیان کرد که هیچ ایراد فلسفی (تناقض یا رد از ناحیه فلسفه) وجود نخواهد داشت اگر معلول‌ها بر علت‌شان مقدم شوند. این ادعا، توسطِ آنتونی فلو و بعداً توسطِ ماکس بلک پس زده شد و به چالش کشیده شد. «استدلال حیله» که بلک، آن را مطرح می‌کند، می‌گوید که علیتِ معکوس امکان‌پذیر نیست، چرا که ناظرِ خارجیِ معلول، می‌تواند پس از مشاهده‌یِ روی دادنِ معلول، با اقدامی مداخله کند و از پیش آمدنِ علتِ آن در آینده جلوگیری کند، پس، آن اتفاق هیچ‌گاه نباید روی داده باشد. یک بحثِ پیچیده‌تر دربارهٔ اینکه چه‌طور خواستِ آزاد می‌تواند به این بحث مرتبط شود، توسطِ بلک مطرح می‌شود که آن را می‌توان در قالبِ پارادوکس نیوکامب مشاهده کرد. فیلسوفان ذات‌باور، پیشنهادهایِ دیگری را مطرح کرده‌اند، مثلاً وجودِ «قدرت‌هایِ عِلی اصیل در طبیعت» یا با برانگیختن نگرانی‌ها، در رابطه با نقشِ استقرا در نظریه‌هایِ علی. بحث‌هایِ فلسفیِ جدید در این زمینه، معمولاً با همراه کردنِ جنبه‌هایی از فیزیکِ مدرن صورت می‌گیرد، به عنوانِ مثال با کمک گرفتن از ذره‌ی فرضیِ تاکیون و برخی جنبه‌هایِ مستقل-از-زمان در مکانیک کوانتومی. جان فای[۱]، از دانشگاهِ کپنهاگ استدلال کرده‌است که اعتراض‌هایِ منطقی نسبت به سفر در زمان در بعدِ ماکروسکوپی، لزوماً به این معنا نیست که علیتِ معکوس در اندرکنش‌هایِ دیگر بعدها هم امکان‌پذیر نیست. حتی اگر چنین اثرهایی امکان‌پذیر هم باشند، باز هم ممکن است که نتیجه‌هایی که ما می‌بینیم، متفاوت با آنچه که در علیتِ معمولی می‌بینیم، نباشند.[۴]

در فیزیک

فیزیک کنونی به‌طور کلی از علیت معکوس حمایت نمی‌کند. اگرچه بعضی از نظریه‌ها از نظر تئوری به ذرات یا اطلاعات اجازه می‌دهند که در زمان به عقب بازگردند. این نظریات توسط دانشمندان برجسته مطرح شده‌اند و توسط برخی در جامعه علمی معنی‌دار در نظر گرفته شده‌اند.

ایده علیت معکوس،‌ لزوما به معنای قائل شدن به «حلقه برگشتی علیتی» (causal loop)‌ نیست (مدار حلقوی با دُوْر).‌ اما ایده «سفر در زمان»، که ذیل «علیت معکوس» (اما متفاوت با آن) است، مستلزم یک حلقه برگشتی علیتی است. حلقه‌های برگشتی علیتی، به نوبه خود فقط می‌توانند در جهانی رخ دهند که در آن ساختارهایی موسوم به «منحنی بسته زمان-مانند»[۱] وجود داشته باشد. علیت معکوس می‌تواند برای جهانی فرض شود که فاقد چنین ساختار های بسته را نداشته باشد ( به عبارت دیگر، علیت معکوس، به معنای شکل بسته یا حلقه یا برگشت به خود نیست. بنابر این تفکیک این سه ایده به این صورت است:

«منحنی‌های بسته زمان-مانند» ⇔ «حلقه برگشتیِ علیتی» ⇏ ⇐ «علیتِ معکوس»


زمان در این نمودار فاینمن از نابودی زوج الکترون-پوزیترون از چپ به راست حرکت می‌کند. وقتی تفسیری مشتمل بر علیت معکوس از آن ارائه می‌شود الکترون (با نماد e-) از بین نمی‌رود بلکه به پوزیترون تبدیل شده و در زمان به عقب حرکت می‌کند.

در فرا-علم

منابع

  1. 1 2 3 دائرةالمعارف فلسفه استنفورد: مدخل «علیت رو به عقب(پسرو)». جان فای. اولین انتشار: ۲۷ آگوست ۲۰۰۱؛ ویرایش اساسی ۲۸ اکتبر ۲۰۲۵. (ارجاع ۱ بر اساس دسترسی در ۲۰۰۶/۱۲/۲۴ انجام شده است).Faye, Jan (2001-08-27). "Backward Causation". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 2006-12-24.
  2. Barry, Patrick (September 2006). "What's done is done…". New Scientist. 191 (2571): 36–39. doi:10.1016/s0262-4079(06)60613-1. Retrieved 2006-12-19.
  3. Sheehan, Daniel P. (2006). Frontiers of Time: Retrocausation - Experiment and Theory; San Diego, California, 20-22 June 2006. Melville, New York: American Institute of Physics. ISBN 978-0735403611.
  4. Dummett, A. E.; Flew, A. (11 July 1954). "Symposium: "Can An Effect Precede Its Cause?"". Aristotelian Society Supplementary Volume. 28 (1): 27–62. doi:10.1093/aristoteliansupp/28.1.27.