فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم

فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم
زبانفارسی
شاعرحافظ
بحرفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
متن

فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادم
بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایرِ گلشنِ قدسم چه دهم شرحِ فراق؟
که در این دامگَهِ حادثه چون افتادم
من مَلَک بودم و فردوسِ بَرین جایَم بود
آدم آورد در این دیرِ خراب‌آبادم
سایهٔ طوبی و دلجوییِ حور و لبِ حوض
به هوایِ سرِ کویِ تو بِرَفت از یادم
نیست بر لوحِ دلم جز الفِ قامتِ دوست
چه کُنَم؟ حرفِ دِگَر یاد نداد استادم
کوکبِ بختِ مرا هیچ مُنَجِّم نَشِناخت
یا رب از مادرِ گیتی به چه طالع زادم؟
تا شدم حلقه‌به‌گوشِ درِ میخانهٔ عشق
هر دَم آید غمی از نو به مبارکبادم
می‌خورَد خونِ دلم مردمک دیده، سزاست
که چرا دل به جگرگوشهٔ مردم دادم
پاک کن چهرهٔ حافظ به سرِ زلف ز اشک
ورنه این سیلِ دَمادَم بِبَرَد بنیادم


نسخهٔ مبنا: تصحیح محمدعلی فروغی و قاسم غنی
⇐

غزلی با مطلع «فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادم»، غزل شماره ۳۱۷ از غزلیات حافظ به تصحیح محمدعلی فروغی و قاسم غنی است.[۱][۲][۳][۴]

منابع

  1. ↑ «ویکی‌نبشته، فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم، غزل ۳۱۷».
  2. ↑ «تصحیح محمد علی فروغی و قاسم غنی؛ گنجینه کاغذی گنجور».
  3. ↑ «دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند».
  4. ↑ «دیوان حافظ، نسخه‌برداری‌شده در رمضان ۸۵۵ ه‍.ق توسط سلیمان الفوشنجی». کاراکتر zero width joiner character در |عنوان= در موقعیت 43 (کمک)