فاوست (اپرا)

فاوست
اپرا ساخته شارل گونو
باغ مارگریت در اجرای نخست، طراحی صحنه از ادوار دپلشن
عنوان دیگرMargarethe یا Gretchen
نویسنده
زبانفرانسوی
بر پایهفاوست و مارگریت
اثر میشل کاره
اولین اجرا
۱۹ مارس ۱۸۵۹ (1859-03-19)
تئاتر لیریک، پاریس
وبگاه

فاوست یک اپرای بزرگ در پنج پرده اثر شارل گونو با اپرانامه فرانسوی از ژول باربییر و میشل کاره است که بر پایهٔ نمایشنامهٔ فاوست و مارگِریت (Faust et Marguerite) اثر کاره نوشته شده و آن نیز اقتباسی آزاد از فاوست، بخش اول اثر یوهان ولفگانگ فون گوته است. این اپرا برای نخستین بار در ۱۹ مارس ۱۸۵۹ در تئاتر لیریک در بلوار دو تمپل پاریس اجرا شد و دکور آن را شارل-آنتوان کامبون، ژوزف تیری، ژان امیل داران، ادوار دپلشن و فیلیپ شاپرون طراحی کردند.

تاریخچهٔ اجرا

کارولین میولان-کاروالو در نقش مارگریت (۱۸۶۰)
طرح لباس فاوست

نسخهٔ اصلی فاوست دارای دیالوگ‌های گفتاری بود و این اثر نخستین بار نیز در همین قالب اجرا شد. لئون کاروالو، مدیر تئاتر لیریک، همسر خود، کارولین میولان-کاروالو، را برای نقش مارگریت برگزید و در جریان آماده‌سازی اثر، تغییرات گوناگونی از جمله حذف و کوتاه‌سازی چند شمارهٔ موسیقایی اعمال شد.[۱] هکتور گرویه، خواننده تنور، در ابتدا برای نقش فاوست انتخاب شده بود، اما در جریان تمرین‌ها عملکرد او رضایت‌بخش تشخیص داده نشد و اندکی پیش از شب افتتاحیه، ژوزف-تئودور-دزیره باربو، از خوانندگان اصلی اپرا-کمیک، جایگزین او شد.[۱]

پس از اجرای موفق اولیه در تئاتر لیریک، ناشر اثر، آنتوان شودنس، که حق تکثیر آن را به مبلغ ۱۰٬۰۰۰ فرانک خریداری کرده بود، این اپرا را که در آن گفت‌آوازها جایگزین دیالوگ گفتاری شده بودند با اجرای دوبارهٔ نقش مارگریت توسط کارولین میولان-کاروالو، به تور آلمان، بلژیک، ایتالیا و انگلستان برد.[۱]

اجراهایی در آلمان پس از آن انجام شد، و اپرای سمپر درسدن در سال ۱۸۶۱ نخستین سالنی بود که آن را به‌جای عنوان فاوست با عنوان مارگارت (Margarethe) روی صحنه برد. این رسم، یا در مواردی اجرای اپرا با عنوان گرتشن (Gretchen)، سال‌ها در آلمان ادامه یافت. برخی منابع این امر را ناشی از احترام به بخش نخست نمایشنامه گوته می‌دانند که اپرا تا حد زیادی از آن پیروی می‌کند.[۱] منابع دیگر برعکس، معتقدند که این تغییر عنوان برای تأکید بر اتکای اپرای شارل گونو به شخصیت‌های گوته و نیز متمایز ساختن آن از فاوست اثر لویی اشپور انجام شد؛ اپرایی که سال‌ها در آلمان روی صحنه بود و در ۱۸۵۱ نیز در بازنگری سه‌پرده‌ای تازه‌ای ارائه شده بود. همچنین این احتمال وجود دارد که تغییر عنوان در درسدن در سال ۱۸۶۱ از سر احترام به ارتباط نزدیک و دیرینهٔ اشپور با آن شهر بوده باشد.[۲]

این اپرا نخستین بار در سال ۱۸۶۲ در ایتالیا، در لا اسکالا، و در سال ۱۸۶۳ در انگلستان، در تئاتر هیز مجستیز لندن به زبان ایتالیایی اجرا شد. در سال ۱۸۶۴، هنگامی که اپرا در همان سالن به زبان انگلیسی روی صحنه رفت، گونو با بهره‌گیری از تمی از پیش‌درآمد اپرا، آریای تازه‌ای برای چارلز سنتلی، باریتون برجسته، در نقش والنتین با عنوان حتی دلیرترین قلب نیز ممکن است به تپش افتد (Even bravest heart may swell) و با اشعاری از هنری چورلی نوشت. این شماره سپس برای اجراهای بعدی با عنوان پیش از ترک این مکان (Avant de quitter ces lieux) به زبان فرانسوی ترجمه شد و به یکی از شناخته‌شده‌ترین بخش‌های این اپرا تبدیل شد.[۱]

در سال ۱۸۶۹، پیش از آنکه امکان اجرای این اثر در اپرای پاریس فراهم شود، افزودن یک باله (در نخستین صحنهٔ پردهٔ پایانی) ضروری بود؛ این اثر سپس به پرتکرارترین اپرای اجراشده در آن تالار تبدیل شد.[۱] بدین‌ترتیب، با جایگزین شدن گفت‌آوازها (رِسیتیتیو) به‌جای دیالوگ‌های گفتاری، همراه با افزوده شدن بخش‌های موسیقایی و باله، این اپرا سرانجام به اثری مطابق با سنت‌های اپرای بزرگ تبدیل شد.[۳]

تالار اپرای متروپولیتن نیویورک در شهر نیویورک نخستین فصل فعالیت خود را در ۲۲ اکتبر ۱۸۸۳ با اجرای فاوست به زبان ایتالیایی افتتاح کرد.[۴] این اپرا در دهه‌های نخست چنان در متروپولیتن محبوب بود که این تالار به «خانهٔ اجرای فاوست» (Faustspielhaus) شهرت یافت.[۵] این اثر تا پایان فصل اجرایی ۲۰۱۲–۲۰۱۳ با ۷۵۳ اجرا، هشتمین اپرای پراجرای متروپولیتن است.[۶] تا فاصلهٔ سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۷ نسخهٔ کامل اپرا (البته با چند حذف جزئی) اجرا نشد و همهٔ اجراهای آن تولید شامل بالهٔ والپورگیس‌ناخت بودند.[۷]

جری گلدسمیت، آهنگساز، در موسیقی متن فیلم پاپیون (۱۹۷۳) به کارگردانی فرانکلین جی. شافنر از سه قطعه از فاوست استفاده کرده است. شخصیت‌های فیلم این سه قطعه را به‌صورت موسیقی درون‌داستانی می‌شنوند، در حالی که هنگام برگزاری کنسرتی در زندان در تلاش برای فرار هستند.

فیلم عصر معصومیت (۱۹۹۳) ساختهٔ مارتین اسکورسیزی در آغاز خود صحنه‌ای از این اپرا را نشان می‌دهد (دوئت مارگریت/فاوست: «دیر وقت شده است!... بدرود!» (Il se fait tard! … adieu!)، پردهٔ سوم).[۸]

در سال ۲۰۱۸، ضبطی از نسخهٔ ۱۸۵۹ این اپرا توسط له تالان لیریک به رهبری کریستف روسه انجام شد که می‌کوشید اپرا را همان‌گونه که نخستین بار در تئاتر لیریک اجرا شده بود، با «شباهت بیشتر به سنت اپرا-کمیک از طریق درهم‌آمیختن شماره‌های موسیقایی با بخش‌های گفتاری» ارائه کند. این ضبط به تهیه‌کنندگی برو زان و هنرنمایی ورونیک ژانس، بنجامین برنهایم و اندرو فاستر-ویلیامز در نقش‌های اصلی منتشر شد.[۹]

نقش‌ها

تصویر مارگریت، آن‌گونه که در سال ۱۸۶۴ در کاونت گاردن با حضور ژان-باتیست فور در نقش مفیستوفلس و جووانی ماریو در نقش فاوست به روی صحنه رفت
نقش‌ها، گونه‌های صدا، بازیگران اجرای نخست
نقش گونه‌های صدا بازیگران اجرای نخست، ۱۹ مارس ۱۸۵۹
رهبر ارکستر: آدولف دلوفر[۱۰]
فاوست، فیلسوف و متافیزیک‌دان تنور ژوزف-تئودور-دزیره باربو
مفیستوفلس، یکی از ارواح اهریمنی دوزخ باس-باریتون ماتیو-امیل بالانکه
مارگریت، دوشیزه‌ای جوان سوپرانو کارولین میولان-کاروالو
والنتین، سرباز و برادر مارگریت باریتون اوسمون رینال
واگنر، دوست والنتین باریتون ام. سیبو
زیبل، جوانی دلباختهٔ مارگریت متزو-سوپرانو
(نقش شلواری/تراوستی)
آملی فِور
مارت شوورلین، سرپرست مارگریت متزو-سوپرانو یا کنترآلتو دوکلو
دختران جوان، کارگران، دانشجویان، سربازان، بورگر (طبقه اجتماعی)ها، زنان سالخورده، شیاطین نامرئی،
همسرایان کلیسا، ساحره‌ها، ملکه‌ها، کورتیزان‌های باستان و صداهای آسمانی

خلاصه داستان

مکان: آلمان
زمان: سدهٔ ۱۶

پردهٔ ۱

اتاق کار فاوست

فاوست، دانشمندی سالخورده، درمی‌یابد که مطالعاتش بی‌ثمر بوده و تنها باعث شده‌اند فرصت زندگی و عشق را از دست بدهد. («هیچ! بیهوده می‌کاوم» (Rien! En vain j'interroge)). او دوبار می‌کوشد با نوشیدن زهر به زندگی خود پایان دهد، اما هر بار با شنیدن آواز گروه کُر از این کار منصرف می‌شود. سپس امید و ایمان را نفرین می‌کند و از نیروهای دوزخی یاری می‌طلبد. مفیستوفلس ظاهر می‌شود (دوئت: «اینک من» (Me voici)) و با نشان دادن تصویر وسوسه‌انگیزی از مارگریت در کنار چرخ نخ‌ریسی‌اش، فاوست را متقاعد می‌کند که در ازای آنکه پس از مرگ در دوزخ به مفیستوفلس خدمت کند، از خدمات او بر روی زمین بهره‌مند شود. جام زهر فاوست به‌گونه‌ای جادویی به اکسیر جوانی تبدیل می‌شود و پزشک سالخورده را به جوانی خوش‌سیما بدل می‌کند؛ سپس این دو رهسپار دنیای بیرون می‌شوند.

پردهٔ ۲

دروازه‌های شهر

گروه کُر دانشجویان، سربازان و روستاییان ترانه‌ای در ستایش می‌گساری می‌خوانند («شراب یا آبجو» (Vin ou Bière)). والنتین که همراه دوستش واگنر عازم جنگ است، مراقبت از خواهرش مارگریت را به دوست جوانش زیبل می‌سپارد («ای مدال مقدس… پیش از ترک این مکان» (O sainte médaille … Avant de quitter ces lieux)). مفیستوفلس ظاهر می‌شود، به حاضران شراب می‌دهد و ترانه‌ای پرشور و هتاکانه دربارهٔ گوساله سامری می‌خواند («گوسالهٔ طلایی» (Le veau d'or)). مفیستوفلس پیش‌بینی می‌کند که واگنر از جنگ بازنخواهد گشت و به مارگریت تهمت می‌زند. والنتین می‌کوشد با شمشیرش به او حمله کند، اما شمشیر در هوا در هم می‌شکند. والنتین و دوستانش با استفاده از قبضه‌های صلیب‌مانند شمشیرهای خود، در برابر آنچه اکنون نیرویی دوزخی می‌دانند، مقاومت می‌کنند (گروه کُر: «از دوزخ» (De l'enfer)). سپس مفیستوفلس، فاوست و روستاییان با یکدیگر والس می‌رقصند («همچون نسیم سبک» (Ainsi que la brise légère)). مارگریت وارد می‌شود و فاوست شیفتگی خود را به او ابراز می‌کند، اما مارگریت از روی شرم و فروتنی، از همراهی با فاوست خودداری می‌کند؛ رفتاری که فاوست را بیش از پیش دلباختهٔ او می‌کند.

پردهٔ ۳

فیودور شالیاپین در نقش مفیستوفلس، ۱۹۱۵

باغ مارگریت

زیبل، جوان دلباخته، دسته‌گلی برای مارگریت بر جای می‌گذارد («اعترافِ عشق مرا به او برسان» (Faites-lui mes aveux)). فاوست، مفیستوفلس را برای یافتن هدیه‌ای برای مارگریت می‌فرستد و خود کاواتینایی با عنوان «درود بر تو، سرای پاک و بی‌آلایش» (Salut, demeure chaste et pure) می‌خواند و در آن مارگریت را همچون فرزندی پاک از دامان طبیعت می‌ستاید. مفیستوفلس جعبه‌ای آراسته، حاوی جواهراتی نفیس و یک آینهٔ دستی، می‌آورد و آن را کنار گل‌های زیبا، پشت درِ خانهٔ مارگریت می‌گذارد. مارگریت وارد می‌شود، به دیدار خود با فاوست در دروازه‌های شهر می‌اندیشد و تصنیفی اندوهگین دربارهٔ پادشاه توله می‌خواند («روزی پادشاهی در توله بود» (Il était un roi de Thulé)). مارت، همسایهٔ مارگریت، جواهرات را می‌بیند و می‌گوید که باید هدیهٔ یکی از دلدادگان او باشد. مارگریت جواهرات را به خود می‌آویزد و در حالی که آریای مشهور «ترانهٔ جواهرات» («خدایا! چه جواهراتی!... آه! از دیدن خود تا این حد زیبا در این آینه می‌خندم» (Oh dieu! Que de bijoux … Ah! je ris de me voir si belle en ce miroir)) را می‌خواند، شیفتهٔ زیبایی خود می‌شود. مفیستوفلس و فاوست در باغ به آن دو زن می‌پیوندند و به دلربایی از آنان می‌پردازند. مارگریت به فاوست اجازه می‌دهد او را ببوسد («بگذار، بگذار چهره‌ات را تماشا کنم» (Laisse-moi, laisse-moi contempler ton visage))، اما سپس از او می‌خواهد که برود. او کنار پنجره برای بازگشت هرچه زودتر فاوست آواز می‌خواند و فاوست که صدای او را می‌شنود، نزدش بازمی‌گردد. زیر نگاه مراقب و خندهٔ شرارت‌آمیز مفیستوفلس، آشکار است که فاوست در اغوای مارگریت کامیاب خواهد شد.

پردهٔ ۴

مارگریت در کلیسا دعا می‌کند، طراحی صحنه از شارل-آنتوان کامبون

اتاق مارگریت / میدان عمومی بیرون خانهٔ او / کلیسا[الف]

پس از آنکه مارگریت از فاوست باردار شد و به نظر می‌رسد که او رهایش کرده است، فرزندش را به دنیا می‌آورد و از سوی جامعه طرد می‌شود. او کنار چرخ نخ‌ریسی خود آریایی با عنوان «او بازنمی‌گردد» (Il ne revient pas) می‌خواند. زیبل در کنار او می‌ماند. سپس صحنه به میدان بیرون خانهٔ مارگریت منتقل می‌شود. گروهان والنتین با مارشی نظامی از جنگ بازمی‌گردند («سلاح‌ها را بر زمین بگذاریم» (Déposons les armes) و «شکوه جاودان نیاکان ما» (Gloire immortelle de nos aïeux) که همان «گروه‌سرود سربازان» شناخته‌شده است). زیبل از والنتین می‌خواهد مارگریت را ببخشد. والنتین با شتاب به کلبهٔ او می‌رود. هنگامی که او درون خانه است، فاوست و مفیستوفلس از راه می‌رسند و مفیستوفلس که می‌داند مارگریت در خانه تنها نیست، زیر پنجرهٔ او هجویه‌ای تمسخرآمیز از یک ترانهٔ عاشقانه می‌خواند («شمایی که خود را به خواب زده‌اید» (Vous qui faites l'endormie)). والنتین فریب این نیرنگ را می‌خورد و از کلبه بیرون می‌آید؛ اکنون دریافته است که فاوست خواهرش را اغوا کرده است. آن دو با یکدیگر می‌جنگند، اما فاوست تمایلی ندارد به برادرِ زنی که دوستش دارد آسیبی برساند. مفیستوفلس شمشیر والنتین را منحرف می‌کند و به فاوست فرصت می‌دهد ضربهٔ مرگبار را وارد کند. والنتین در واپسین دم زندگی، مارگریت را مسئول مرگ خود می‌داند و در برابر مردم او را به دوزخ محکوم می‌کند («خوب به سخنانم گوش کن، مارگریت» (Ecoute-moi bien Marguerite)). مارگریت به کلیسا می‌رود و می‌کوشد دعا کند، اما ابتدا مفیستوفلسِ سنگدل و سپس گروه کُر شیاطین مانع او می‌شوند. او دعای خود را به پایان می‌رساند، اما هنگامی که مفیستوفلس بار دیگر او را نفرین می‌کند، از هوش می‌رود.

پردهٔ ۵

کوه‌های هارتس در شب والپورگیس / غار / درون زندان

فاوست (جائه‌وو کیم) به پیامدهای اعمال خود پی می‌برد؛ اجرای اپرای نیوزیلند، ۲۰۰۶

مفیستوفلس و فاوست در میان ساحره‌ها قرار می‌گیرند («یک، دو و سه» (Un, deux et trois)). فاوست به غاری که ملکه‌ها و کورتیزان‌ها در آن حضور دارند برده می‌شود و مفیستوفلس به او وعده می‌دهد که عشق بزرگ‌ترین و زیباترین زنان تاریخ را نصیبش کند. یک بالهٔ بالهٔ پرشور و سرمستانه آکنده از عیش و سرمستی، جشن و پایکوبی‌ای را که تا سراسر شب ادامه دارد، به تصویر می‌کشد. با نزدیک شدن سپیده‌دم، فاوست رؤیایی از مارگریت می‌بیند و او را صدا می‌زند. مفیستوفلس به فاوست کمک می‌کند تا وارد زندانی شود که مارگریت به جرم کشتن فرزندش در آن زندانی است. آن دو دوئت عاشقانه‌ای می‌خوانند («آری، تویی که دوستت دارم» (Oui, c'est toi que j'aime)). مفیستوفلس می‌گوید تنها دست یک انسان فانی می‌تواند مارگریت را از سرنوشتش برهاند و فاوست پیشنهاد می‌کند او را از دست جلاد نجات دهد، اما مارگریت ترجیح می‌دهد سرنوشت خود را به خدا و فرشتگانش بسپارد («ای فرشتگان پاک، ای فرشتگان درخشان» (Anges purs, anges radieux)). در پایان، او از فاوست می‌پرسد چرا دستانش آغشته به خون است، سپس او را از خود دور می‌کند و بی‌حرکت بر زمین می‌افتد. مفیستوفلس نفرین می‌کند، در حالی که آوازی از فراز آسمان می‌خواند: «رستگار شد!» (Sauvée!). ناقوس‌های عید پاک به صدا درمی‌آیند و همسرایان فرشتگان می‌خوانند: «مسیح برخاسته است!» (Christ est ressuscité!). دیوارهای زندان گشوده می‌شوند و روح مارگریت به آسمان عروج می‌کند. فاوست با نومیدی آن را با نگاه دنبال می‌کند، سپس زانو می‌زند و دعا می‌خواند. در نهایت مفیستوفلس با شمشیرِ درخشان فرشتهٔ مقرب رانده می‌شود.[۱۲][۱]

باله

اگرچه بخش بالهٔ شب والپورگیس در پردهٔ پنجم معمولاً از اجراهای صحنه‌ای امروزی فاوست حذف می‌شود، اما اغلب به‌صورت مستقل، به‌عنوان اثری کنسرتی یا بخشی از یک برنامهٔ باله، اجرا می‌شود؛ از جمله باله شب والپورگیس اثر جرج بلنچین.[۱۳]

منابع

یادداشت‌ها

  1. ↑ صحنه‌های پردهٔ چهارم گاهی با ترتیب متفاوتی اجرا می‌شوند و بخش‌هایی از آن نیز گاه در اجرا، کوتاه یا حذف می‌شوند.[۱۱]

پانویس

  1. 1 2 3 4 5 6 7 Huebner 1992
  2. ↑ Boder, Wolfram Die Kasseler Opern Louis Spohrs, Musikdramaturgie im sozialen Kontext (Kassel 2006)
  3. ↑ Schwarm, Betsy. "Faust". britannica.com.
  4. ↑ Clark, Peter. "French Opera at the Met".
  5. ↑ "'FAUST' TURNS UP AT METROPOLITAN; Opera Stages Gounod Classic, Once Its Most Popular Work, in 12th Week of Season".
  6. ↑ Repertory Report, up to 5 April 2013
  7. ↑ «The Met database (archives)». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ اوت ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۸ ژوئیه ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  8. ↑ "The Age of Innocence Opening Scene - Opera - Faust". YouTube. 28 August 2017.
  9. ↑ Loppert, Max. CD review: Faust, Gounod. Opera, February 2020, Vol. 71, No. 2, pp. 242–244.
  10. ↑ Kaminski, Piotr (2003). Mille et un opéras. Fayard. p. 1800. ISBN 978-2213600178.
  11. ↑ The description given here follows the order of the scenes as performed in the original production at the Théâtre Lyrique (Walsh 1981‌ p. 100 ) and as described in the plot summaries written by Huebner 1992‌ pp. 133–134 ; Huebner 2001‌ p. 337 .
  12. ↑ Barbier & Carré 1859, p. 72.
  13. ↑ Martin, John (24 August 1947). "New Works for Ballet Russe". The New York Times. Retrieved 16 September 2018.

منابع

  • Barbier, Jules; Carré, Michel (1859). Faust (libretto). Paris: Michel Lévy Frères.
  • Huebner, Steven (1992). "Faust (ii)". In Stanley Sadie (ed.). The New Grove Dictionary of Opera. Vol. 2. London: Macmillan. pp. 131–135. ISBN 978-1-56159-228-9.
  • Huebner, Steven (2001). "Charles Gounod". In Holden, Amanda (ed.). The New Penguin Opera Guide. London: Penguin. pp. 334–340. ISBN 978-0-14-051475-9.
  • Walsh, T. J. (1981). Second Empire Opera: The Théâtre Lyrique, Paris, 1851–1870. London: John Calder. ISBN 978-0-7145-3659-0.

پیوند به بیرون