فرمان استرداد

Editto di restituzione (1)

فرمان استرداد (به آلمانی: Restitutionsedikt) حکمی سلطنتی بود که در ۶ مارس ۱۶۲۹ میلادی توسط فردیناند دوم، امپراتور مقدس روم، در جریان جنگ سی‌ساله صادر شد. این فرمان تلاشی رادیکال برای بازگرداندن وضعیت مذهبی و ارضی امپراتوری به شرایط مقرر در صلح آوگسبورگ در سال ۱۵۵۵ بود. این حکم به نفع کاتولیک‌ها صادر شد و هدف آن بازپس‌گیری تمامی زمین‌های کلیسایی بود که پس از سال ۱۵۵۲ توسط پروتستان‌ها تصرف شده بود.

زمینه‌های سیاسی و پیروزی‌های کاتولیک‌ها

صدور فرمان استرداد در دوره‌ای رخ داد که نیروهای امپراتوری و لیگ کاتولیک به اوج قدرت نظامی خود رسیده بودند. شکست‌های پیاپی نیروهای پروتستان و خروج کریستیان چهارم، پادشاه دانمارک، از جنگ، به فردیناند دوم این اطمینان را داد که می‌تواند بدون نیاز به مشورت با رایشس‌تاگ، اراده خود را بر کل امپراتوری تحمیل کند[۱]. امپراتور با سوءاستفاده از قدرت مطلقه خود، قصد داشت نه تنها مذهب کاتولیک را احیا کند، بلکه قدرت هابسبورگ‌ها را بر تمامی شاهزاده‌نشین‌های آلمانی مستحکم نماید. این فرمان در واقع نادیده گرفتن دهه‌ها همزیستی مسالمت‌آمیز نسبی بود که تحت لوای صلح آوگسبورگ شکل گرفته بود[۲].

مفاد اجرایی و بازپس‌گیری اراضی

طبق مفاد این فرمان، تمامی اسقف‌نشین‌ها و صومعه‌هایی که پس از «ذخیره کلیسایی» در سال ۱۵۵۲ سکولار شده بودند، باید به کلیسای کاتولیک بازگردانده می‌شدند. این امر شامل دو اسقف‌نشین بزرگ، یعنی ماگدبورگ و برمن (به آلمانی: Bremen)، و بیش از ۱۲۰ صومعه و چندین اسقف‌نشین کوچک‌تر در شمال آلمان می‌شد[۳]. اجرای این حکم به معنای سلب مالکیت از هزاران پروتستان و تغییر ساختار سیاسی بسیاری از ایالت‌های شمالی بود. کمیسرهای امپراتوری با حمایت ارتش والنشتاین شروع به اجرای خشونت‌آمیز این فرمان کردند که باعث وحشت عمومی در میان شاهزادگان لوتری و کالوینیست شد، چرا که آن‌ها دارایی‌های موروثی و مشروعیت قانونی خود را در خطر می‌دیدند[۴].

واکنش‌های داخلی و مخالفت شاهزادگان

فرمان استرداد حتی در میان متحدان کاتولیک امپراتور نیز با تردید نگریسته شد. ماکسیمیلیان اول، دوک باواریا، هرچند از تقویت کاتولیسیسم حمایت می‌کرد، اما از افزایش بی‌رویه قدرت مطلقه امپراتور و حضور ارتش عظیم والنشتاین هراسان بود[۵]. شاهزادگان پروتستان که پیش‌تر در جنگ بی‌طرف مانده بودند، مانند یوهان گئورگ یکم[۶]، انتخابگر زاکسن (به آلمانی: Sachsen)، دریافتند که بی‌طرفی دیگر سودی ندارد. این فرمان باعث شد که مذهب کالوینیسم بار دیگر به عنوان یک فرقه غیرقانونی شناخته شود که این امر شکاف میان شاخه‌های مختلف پروتستان را به طور موقت برای مقابله با تهدید مشترک هابسبورگ کاهش داد و زمینه‌ساز اتحادهای جدید علیه امپراتور گشت[۷].

پیامدها و الغای فرمان در صلح پراگ

افراط‌گرایی فردیناند دوم در صدور این فرمان، یکی از عوامل اصلی مداخله مستقیم سوئد در جنگ بود. گوستاو آدولف با شعار نجات پروتستان‌های آلمان از استبداد امپراتوری، وارد خاک رایش شد[۸]. شکست‌های سنگین امپراتوری در برابر سوئد، فردیناند را مجبور کرد تا برای حفظ تاج و تخت خود عقب‌نشینی کند. سرانجام در صلح پراگ در سال ۱۶۳۵، امپراتور پذیرفت که اجرای فرمان استرداد را به مدت ۴۰ سال به تعلیق درآورد و وضعیت مالکیت اراضی را به سال ۱۶۲۷ بازگرداند. این فرمان که قرار بود پیروزی نهایی اصلاح کاتولیک باشد، در نهایت به طولانی‌تر شدن جنگ و تضعیف نفوذ سیاسی امپراتور در قلمروهای آلمانی انجامید[۹].

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ Parker, Geoffrey (1997). The Thirty Years' War. Routledge. p. 88. ISBN 978-0415128834.
  2. ↑ Beller, Elmer A. (1971). The Thirty Years War. Oxford University Press. p. 32. ISBN 978-0199130320.
  3. ↑ Wilson, Peter H. (2009). The Thirty Years War: Europe's Tragedy. Harvard University Press. p. 447. ISBN 978-0674036345.
  4. ↑ Darby, Graham (2001). The Thirty Years' War. Hodder & Stoughton. p. 42. ISBN 978-0340781227.
  5. ↑ Asch, Ronald G. (1997). The Thirty Years War: The Holy Roman Empire and Europe, 1618-48. St. Martin's Press. p. 94. ISBN 978-0312165857.
  6. ↑ (به آلمانی: Johann Georg I)
  7. ↑ Steinberg, S. H. (1966). The 'Thirty Years War' and the Conflict for European Hegemony 1600-1660. Edward Arnold Publishers. p. 51. ISBN 978-0713153309.
  8. ↑ Bonney, Richard (2002). The Thirty Years' War 1618–1648. Osprey Publishing. p. 38. ISBN 978-1841763781.
  9. ↑ Mortimer, Geoff (2015). The Origins of the Thirty Years War. Palgrave Macmillan. p. 210. ISBN 978-1137453457.