شاهزاده اسقف‌نشین

Prämiendoppeltaler von 1786, Franz Ludwig von Erthal, Bischof von Würzburg und Bamberg, Hochstift, Vorderseite,

هوخ‌اشتیفت (به آلمانی: Hochstift) اصطلاحی حقوقی و سیاسی در امپراتوری مقدس روم بود که به قلمرو تحت حاکمیت دنیوی و سیاسی یک اسقف اشاره داشت و حاکم آن قلمرو را شاهزاده‌اسقف می نامیدند. در این ساختار، اسقف نه تنها رهبر معنوی یک دیوسیز (قلمرو مذهبی) بود، بلکه به عنوان یک شاهزاده امپراتوری[۱]، حاکم مدنی و سیاسی سرزمین خود نیز به شمار می‌رفت. برای مواردی که حاکم مذهبی رتبه بالاتر از اسقف را داشت عبارت «اسقف اعظم» استفاده می گردید و قلمرو تحت حاکمیت او را اِرتس‌بیستوم[۲] می نامیدند و اگر امور دنیوی را نیز کنترل می کرد به او شاهزاده‌اسقف اعظم میگفتند و سرزمین او را ارتس‌اشتیفت می‌گفتند. برای مواردی که یک اسقف از نظر مذهبی سرزمینی را اداره می کرد و در موضوعات سیاسی دخالتی نداشت عبارت بیستوم برای آن قلمرو استفاده می شد و خود حاکم را فقط اسقف می گفتند[۳].

فقط رهبری دینی : اسقف........(اسقف‌نشین) بیستوم اسقف اعظم ..(اسقف‌نشین اعظم) ارتس‌بیستوم

هم رهبری دینی و هم سیاسی: شاهزاده اسقف......هوخ‌اشتیفت شاهزاده اسقف اعظم ........... ارتس‌اشتیفت

تمایز میان قلمرو مذهبی و سیاسی

یکی از جنبه‌های کلیدی هوخ‌اشتیفت، تمایز آن با «دیوسیز» (Diocese) بود. در حالی که قدرت مذهبی اسقف بر تمام دیوسیز (که می‌توانست شامل ایالت‌های همسایه نیز باشد) گسترش می‌یافت، قدرت سیاسی و حق مالیات‌گیری او تنها محدود به مرزهای هوخ‌اشتیفت بود. در داخل این قلمرو، اسقف دارای حقوق حاکمیتی مشابه یک دوک یا کنت بود و مستقیماً تحت نظر امپراتور اداره می‌شد و در اینصورت به او شاهزاده‌اسقف میگفتند[۴][۵].

جایگاه در ساختار امپراتوری

حاکمان هوخ‌اشتیفت‌ها که با عنوان «شاهزاده-اسقف[۶]» شناخته می‌شدند، دارای کرسی و حق رای در مجلس شاهزادگان در دیت امپراتوری (Reichstag) بودند. سه تن از مهم‌ترین این حاکمان (اسقف‌های اعظم ماینتس، کلن و تری‌یر) حتی مقام انتخابگر را داشتند و در انتخاب امپراتور نقش مستقیم ایفا می‌کردند. این ایالت‌های مذهبی نقش مهمی در حفظ توازن قدرت میان خاندان‌های بزرگ غیرمذهبی مانند هابسبورگ و هوهن‌تسلرن داشتند[۷].

سکولاریزاسیون و زوال

دوران هوخ‌اشتیفت‌ها با وقوع اصلاحات پروتستانی متزلزل شد، زیرا بسیاری از صومعه‌ها و اسقف‌نشین‌های شمال آلمان منحل یا پروتستان شدند. با این حال، پایان قطعی این سیستم در سال ۱۸۰۳ میلادی و با «فرمان نهایی مجمع امپراتوری[۸]» رقم خورد. در این روند که به «سکولاریزاسیون» معروف است، تمامی هوخ‌اشتیفت‌ها منحل و اراضی آن‌ها به ایالت‌های غیرمذهبی بزرگ‌تر واگذار شد تا قدرت کلیسا در امور سیاسی آلمان برای همیشه پایان یابد[۹].

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ ( به آلمانی: Reichsfürst)
  2. ↑ ( به آلمانی: Erzstift)
  3. ↑ Wilson, Peter H. (2016). The Holy Roman Empire: A Thousand Years of Europe's History. Penguin Books. pp. 310–312. ISBN 978-0141049106.
  4. ↑ ( به آلمانی: Reichsunmittelbarkeit)
  5. ↑ Heim, Karl (1998). Titles and Sovereignty in the German States. Darmstadt Press. p. 138. ISBN 978-3873901230.
  6. ↑ (به آلمانی: Fürstbischof)
  7. ↑ Turk, Eleanor (1999). The History of Germany. Greenwood Publishing Group. pp. 29. ISBN 978-0313302749.
  8. ↑ ( به آلمانی: Reichsdeputationshauptschluss)
  9. ↑ Zuchold, Frank (2007). The Development of Modern German States. Societäts-Verlag. p. 144. ISBN 978-3797310460.