قدرت-دانش

قدرت-دانش (به انگلیسی: Power-knowledge) در نظریه انتقادی، اصطلاحی است که توسط میشل فوکو (۱۵ اکتبر ۱۹۲۶–۲۴ ژوئن ۱۹۸۴) جامعه‌شناس و فیلسوف معرفی شده است. براساس برداشت فوکو، قدرت مبتنی بر دانش است و از دانش استفاده می‌کند؛ از سوی دیگر، قدرت با شکل‌دادن به دانش مطابق با نیات ناشناس خود، آن را بازتولید می‌کند.[۱] قدرت از راه دانش، زمینه‌های اعمال خود را ایجاد و بازآفرینی می‌کند.

رابطه بین قدرت و دانش همواره موضوع اصلی در علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی بوده است.[۲]

برداشت فوکو

فوکو یک معرفت‌شناس ساخت‌گرا و تاریخ‌گرا بود.[۳] فوکو منتقد این ایده بود که انسان‌ها می‌توانند به دانش «مطلق» در مورد جهان برسند.

یک هدف اساسی در بسیاری از آثار فوکو آنست که نشان دهد چگونه آنچه که به‌طور سنتی مطلق، جهانی و در واقع حقیقی در نظر گرفته شده، از نظر تاریخی مشروط است. از نظر فوکو، حتی ایده دانش مطلق نیز از نظر تاریخی یک ایده مشروط است. با این حال، این به نیهیلیسم معرفت‌شناختی منجر نمی‌شود؛ بلکه فوکو استدلال می‌کند که مردم وقتی به دانش می‌رسند، «همیشه از نو شروع می‌کنند».[۴]

فوکو تقابل را در نوواژه قدرت-دانش خود گنجاند، که مهم‌ترین بخش آن خط تیره‌ای است که دو جنبه از مفهوم یکپارچه را به هم پیوند می‌دهد (و به جدایی‌ناپذیری ذاتی آنها اشاره دارد).

میشل فوکو در آثار بعدی خود اظهار می‌دارد که قدرت-دانش بعدها در جهان مدرن با اصطلاح حکومت‌مندی جایگزین شد که به ذهنیت خاصی از حکومت‌داری اشاره دارد.

تحولات بعدی

در حالی که در بیشتر سده بیستم اصطلاح «دانش» ارتباط نزدیکی با قدرت داشته است، در دهه‌های اخیر «اطلاعات» نیز به یک اصطلاح مرکزی تبدیل شده است. با استفاده روزافزون از کلان‌داده،[۵] اطلاعات به‌طور فزاینده‌ای به عنوان وسیله‌ای برای تولید دانش و قدرت مفید دیده می‌شود.

یکی از مدل‌های اخیراً توسعه‌یافته، که به عنوان مدل کنترل حجم شناخته می‌شود،[۲] توضیح می‌دهد که چگونه اطلاعات توسط شرکت‌های جهانی به سرمایه تبدیل می‌شود و به قدرت اقتصادی تبدیل می‌شود. حجم به عنوان منابع اطلاعاتی تعریف می‌شود - میزان و تنوع اطلاعات و افرادی که آن را تولید می‌کنند. کنترل، توانایی هدایت تعامل بین اطلاعات و افراد از طریق دو مکانیسم رقیب است: عمومی‌سازی (اطلاعات مربوط به اکثر مردم) و شخصی‌سازی (اطلاعات مربوط به هر فرد).

طبق این برداشت، دانش هرگز خنثی نیست، زیرا روابط نیرو را تعیین می‌کند؛ بنابراین، مفهوم قدرت-دانش احتمالاً در زمینه‌های انتقادی و هنجاری به کار گرفته می‌شود. یک نمونه از پیامدهای قدرت-دانش، انحصار دانش گوگل، الگوریتم پیج‌رنک آن و تعصبات اجتناب‌ناپذیر تجاری و فرهنگی آن در سراسر جهان است که مبتنی بر اصول حجم و کنترل هستند. برای مثال، یک مطالعه اخیر، پیامدهای تجاری الگوریتم جستجوی تصاویر گوگل را نشان می‌دهد، زیرا همه نتایج جستجو برای اصطلاح «زیبایی» در زبان‌های مختلف عمدتاً تصاویر زنان جوان سفیدپوست را نشان می‌دهد.[۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. Foucault, Michel, 1926-1984. (2008). The history of sexuality. Penguin. ISBN 978-0-14-103764-6. OCLC 709809777.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (link)
  2. 1 2 3 Segev, Elad (2019-09-05). "Volume and control: the transition from information to power". Journal of Multicultural Discourses. 14 (3): 240–257. doi:10.1080/17447143.2019.1662028. ISSN 1744-7143. S2CID 203088993.
  3. Mader, M. B. (2014) Knowledge. Ur Lawlor, L. (red.) & Nale, J. (red.) The Cambridge Foucault Lexicon (s. 226-236). Cambridge University Press, شابک ۹۷۸−۰−۵۲۱−۱۱۹۲۱−۴
  4. Taylor, D. (2011) Introduction: Power, freedom and subjectivity. Ur Taylor, D. (red.) Michel Foucault: Key Concepts (s. 1-9). Acumen Publishing Ltd. , شابک ۹۷۸−۱−۸۴۴۶۵−۲۳۴−۱
  5. Lash, Scott (2002). Critique of information. London: SAGE. ISBN 978-1-84787-652-2. OCLC 654641948.