میرابو لامار
میرابو لامار | |
|---|---|
![]() | |
| ۲ام رئیسجمهور جمهوری تگزاس | |
| دوره مسئولیت ۱۰ دسامبر ۱۸۳۸ – ۱۳ دسامبر ۱۸۴۱ | |
| معاون رئیسجمهور | David G. Burnet |
| پس از | ساموئل هیوستون |
| پیش از | ساموئل هیوستون |
| ۱ام معاون رئیسجمهور جمهوری تگزاس | |
| دوره مسئولیت ۲۲ اکتبر ۱۸۳۶ – ۱۰ دسامبر ۱۸۳۸ | |
| رئیسجمهور | ساموئل هیوستون |
| پس از | لورنسو د ساوالا (interim) |
| پیش از | David G. Burnet |
| ۴ام United States Ambassador to Nicaragua | |
| دوره مسئولیت ۸ فوریه ۱۸۵۸ – ۲۰ مه ۱۸۵۹ | |
| رئیسجمهور | جیمز بیوکنن |
| پس از | John H. Wheeler |
| پیش از | Alexander Dimitry |
| ۲ام United States Ambassador to Costa Rica | |
| دوره مسئولیت ۱۴ سپتامبر ۱۸۵۸ – ۲۰ مه ۱۸۵۹ | |
| رئیسجمهور | جیمز بیوکنن |
| پس از | سولون بورلند |
| پیش از | Alexander Dimitry |
| اطلاعات شخصی | |
| زاده | ۱۶ اوت ۱۷۹۸ نزدیکی لوییس ویل، جورجیا |
| درگذشته | ۱۹ دسامبر ۱۸۵۹ (۶۱ سال) نزدیکی ریچماند، تگزاس |
| آرامگاه | Morton Cemetery, ریچماند، تگزاس ۲۹°۳۵′۰۹″شمالی ۹۵°۴۵′۴۸″غربی / ۲۹٫۵۸۵۸°شمالی ۹۵٫۷۶۳۳°غربی |
| ملیت | ایالات متحده آمریکا، جمهوری تگزاس |
| حزب سیاسی | دموکرات-جمهوریخواه دموکرات |
| همسر(ان) | Tabitha Jordan Lamar (درگذشته ۱۸۳۰) Henrietta Maffitt |
| روابط | Lucius Q. C. Lamar (برادر) لوسیوس کیو. سی. لمار (nephew) |
| فرزندان | Rebecca Ann Lamar (زاده ح. ۱۸۲۷) Loretto Evalina Lamar |
میرابو بناپارت لامار (به انگلیسی: Mirabeau B. Lamar) متولد ۱۷۹۸ در جورجیا، سیاستمدار تگزاسی و دومین رئیسجمهور در جمهوری تگزاس بود.
از مخالفین سرسخت میرابو لامار میتوان سام هیوستون را نام برد. او بر خلاف هیوستون، با سرخپوستان میانه خوبی نداشت،[۱] و معتقد بود جمهوری تگزاس نبایستی به آمریکا میپیوست، بلکه میباید تا اقیانوس آرام مرزگشایی میکرد.
لامار، که گزینه مورد توافق همگان در حزب دموکرات برای جانشینی هیوستون بود، به ریاستجمهوری انتخاب شد. مراسم تحلیف او در ۱ دسامبر ۱۸۳۸ برگزار شد. هیوستون در نطق خداحافظی خود سه ساعت صحبت کرد، امری که «لامار را چنان عصبی و کلافه کرد که نتوانست سخنرانی افتتاحیه خود را بخواند.» این سخنرانی توسط دستیار او، الجرنون پی. تامپسون قرائت شد. معاون لامار، دیوید جی. برنت بود.
چند هفته بعد، لامار در اولین سخنرانی رسمی خود در کنگره تگزاس، اصرار ورزید که قبایل «چروکی» و «کومانچی» باید از سرزمینهایشان در تگزاس رانده شوند، حتی اگر این کار مستلزم نابودی این قبایل باشد. او پیشنهاد تأسیس یک بانک ملی و دریافت وام از ایالات متحده یا اروپا را مطرح کرد. در نهایت، او مخالفت خود را با الحاق احتمالی به ایالات متحده و تمایلش به کسب شناسایی رسمی جمهوری تگزاس توسط کشورهای اروپایی اعلام کرد.
او دستور حمله به قبایل سرخپوست را صادر کرد. در سال ۱۸۳۹، نیروهای تگزاسی دستههای چروکی را از ایالت بیرون راندند. دوست هیوستون، «رئیس بولز» (Chief Bowles)، در نبرد کشته شد و هیوستون از دست لامار بسیار خشمگین شد. دولت کارزار مشابهی را علیه کومانچیها اجرا کرد. اگرچه کومانچیها تلفات زیادی دادند، اما در برابر ترک منطقه مقاومت کردند. لامار معتقد بود که «انقراض کامل» قبایل سرخپوست برای در دسترس قرار دادن زمینها برای سفیدپوستان ضروری است. او سرخپوستان را در «نبرد نچس» (Battle of the Neches) بیرون راند؛ جایی که ۵۰۰ تگزاسی به ۸۰۰ سرخپوست آمریکایی از چندین قبیله مختلف حمله کردند. از این ۸۰۰ نفر، بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر زن، کودک و سالخورده بودند. تگزاسیها و رنجرهایی که حمله کردند کاملاً مسلح بودند، در حالی که سرخپوستان تخمیناً تنها ۱۶ تا ۲۴ تفنگ و تپانچه داشتند. پیش از حمله، «دووالی»، «گاتونوالی»، «بیگماش» و دیگر رؤسا و رهبران درخواست مهلت کردند تا محصولات خود را جمعآوری کنند و سپس به صلح بروند، اما لامار صبر نکرد. او به وزیر جنگ «آلبرت سیدنی جانستون» و ژنرال «توماس جی. راسک» دستور داد تا آنها را از تگزاس بیرون کنند.
لامار کمیسیونی را برای انتخاب محلی دائمی برای پایتخت جمهوری منصوب کرد. پس از دو ماه بحث، آنها شهر کوچک «واترلو» را در امتداد رودخانه کلرادو به سمت مرکز ایالت پیشنهاد کردند. این شهر به افتخار پیشگام این منطقه، استیون اف. آستین، به «آستین» تغییر نام داد. تا اکتبر ۱۸۳۹، تمام اسناد و کارکنان از هیوستون به آنجا منتقل شدند. در همان سال، لامار «کتابخانه ایالتی تگزاس» را تأسیس کرد.
در دوران دولت او، لامار سه نماینده جداگانه برای مذاکره صلح به مکزیک فرستاد که همگی شکست خوردند. لامار در کسب شناسایی رسمی برای تگزاس از سوی بریتانیا، فرانسه و بلژیک ناکام ماند؛ این شناسایی همواره از این ملتِ نوپا دریغ میشد. البته او موفق شد این سه کشور را متقاعد کند تا ناظرانی بفرستند که بهطور موقت موضوع را بررسی کنند، اما موفق به دریافت وام از آنها نشد. برای پر کردن خزانه، او مجوز انتشار حجم زیادی از پول کاغذی جمهوری تگزاس، معروف به «ردبک» (پشتقرمز) را صادر کرد. این پول کاغذی عملاً بیارزش بود. هزینهها در دوره لامار دو برابر شد و در ترکیب با ارز بیارزش، مشکلات مالی برای دولت ایجاد کرد.
لامار میخواست رودخانه «ریو گراند» مرز غربی تگزاس باشد. او قصد داشت هیئتی را به «نیومکزیکو» بفرستد تا آن را فتح کند و ساکنان آن را که هنوز به مکزیک وفادار بودند، متقاعد به پیوستن به جمهوری کند. کنگره تگزاس در سالهای ۱۸۳۹ و ۱۸۴۰ از تأمین مالی این لشکرکشی خودداری کرد. در ژوئن ۱۸۴۱، لامار ۸۹ هزار دلار از خزانه برداشت و با ابتکار شخصی خود هیئتی را اعزام کرد. این کار از نظر قانون اساسی مورد تردید بود. اعضای این هیئت وقتی به سانتافه رسیدند دستگیر شدند و به آنها گفته شد که به زودی آزاد میشوند. اما در عوض، تحت تدابیر امنیتی به زندانی در مکزیکوسیتی برده شدند و بسیاری از آنها در طول مسیر جان باختند.
لامار به دلیل اختصاص زمین برای حمایت از آموزش، «پدر آموزش تگزاس» نامیده شده است. در دوران دولت خود، او مجلس را متقاعد کرد تا سه لیگ (واحد مساحت) زمین در هر شهرستان را به توسعه مدارس اختصاص دهد. او همچنین ۵۰ لیگ زمین برای حمایت از دو دانشگاه اختصاص داد که بعدها تحت «قانون موریل» به دانشگاه تگزاس ای اند ام (۱۸۷۶) و دانشگاه تگزاس (۱۸۸۳) تبدیل شدند. اگرچه در دوره او هیچ تأسیساتی ساخته نشد، اما او پایهای برای سیستم مدارس دولتی در سراسر ایالت فراهم کرد. دولت ۱۸ هزار جریب زمین عمومی برای مدارس دولتی اهدا کرد. او میخواست آموزش برای پرورش شهروندانی آگاه در اولویت باشد.
همسو با سایر جوامع بردهدار در جنوب، تگزاس نیز سیاهپوستان آزاد را از مدارس منع کرد. سیستم مدارس دولتی تا پس از جنگ داخلی آمریکا بهطور محکم تأسیس نشد، زمانی که مجلس دوران «بازسازی» موقوفهای را برای تأمین مالی سیستم مدارس ایجاد کرد. در سال ۱۸۶۹، قانونی تصویب شد تا عواید فروش زمینهای عمومی به صندوق مدارس دولتی داده شود. قانون اساسی همان سال به مجلس اجازه داد تا مناطق آموزشی تأسیس کند و مدیرانی منصوب نماید. فرزندان بردگان آزاد شده (Freedmen) با وجود مخالفتهای بسیار، در این سیستم گنجانده شدند.
زمانی که لامار در سال ۱۸۴۱ دفتر ریاستجمهوری را ترک کرد، تگزاس حدود ۷ میلیون دلار بدهی داشت، در حالی که این رقم در زمان تحلیف او در سال ۱۸۳۸، ۱٫۴ میلیون دلار بود. بخش عمده این بدهی ناشی از اجرای سیاستهای او بود.
