نائویا شیگا
شیگا نائویا | |
|---|---|
![]() شیگا نائویا در خانهاش در ۱۹۳۸ | |
| زاده | ۲۰ فوریهٔ ۱۸۸۳ ایشینوماکی، استان میاگی، ژاپن |
| درگذشته | ۲۱ اکتبر ۱۹۷۱ (۸۸ سال) |
| آرامگاه | گورستان آئویاما، منطقه میناتو، توکیو |
| پیشه | نویسنده |
| ملیت | |
| دانشگاه | دانشگاه امپریال توکیو |
| سالهای فعالیت | ۱۹۰۸–۱۹۷۱ |
| همسر(ها) | ساداکو (志賀康子) |
| فرزند(ان) | ۸ فرزند |
شیگا نائویا (به ژاپنی: 志賀 直哉، Shiga Naoya) (زادهٔ ۲۰ فوریه ۱۸۸۳ - درگذشتهٔ ۲۱ اکتبر ۱۹۷۱) نویسنده و منتقد ادبی ژاپنی بود. او بهعنوان «شخصیت دارای شایستگی فرهنگی» شناخته شد و نشان فرهنگ دریافت کرد. شیگا زادهٔ شهر ایشینوماکی در استان میاگی و پرورشیافتهٔ توکیو بود. او از نویسندگان برجستهٔ مجله «شیراکابا» بهشمار میرفت. وی با لقب «خدای رمان ژاپن» نیز شناخته میشود و تأثیر شایان توجهی بر بسیاری از نویسندگان ژاپنی گذاشته است. از مهمترین آثار او میتوان به «گذر شب تار[پ ۱]»، «آشتی[پ ۲]»، «در کینوساکی[پ ۳]» و «خدای پسرک[پ ۴]» اشاره کرد.
سرگذشت

دوران کودکی
شیگا نائویا در ۲۰ فوریهٔ ۱۸۸۳ میلادی، در شهر ایشینوماکی در استان میاگی، بهعنوان دومین پسر خانواده متولد شد.[۱]پدرش در آن زمان در بانک مشغول به کار بود و از چهرههای تأثیرگذار دنیای اقتصاد دورهٔ میجی بهشمار میرفت. شایان ذکر است که شیگا نائویا پیش از خود برادری به نام نائویوکی داشت اما او یک سال پیش از تولد نائویا در کودکی درگذشته بود.[۲] شیگا دو سالگی، همراه با پدرش که از شغلش استعفا داده بود، به توکیو نقل مکان کرد. و در سپتامبر ۱۸۸۹، وارد مدرسهٔ گاکوشوئین شد.[۳] شیگا نائویا دوران کودکی خود را تحت سرپرستی پدربزرگ و مادربزرگش گذراند. علت این امر آن بود که پدربزرگ و مادربزرگ او، مادر نائویا را مسئول مرگ زودهنگام برادر شیگا نائویا میدانستند و برای جلوگیری از انقراض دودمان شیگا، تصمیم گرفتند نوهشان را نزد خود پرورش دهند. نائویا در کودکی بهشدت مورد محبت و توجه آنان بود و هر شب در آغوش مادربزرگش به خواب میرفت.[۲] در اوت ۱۸۹۵، مادر شیگا درگذشت.[۴] در پاییز همان سال، پدرش ازدواج مجدد کرد. نائویا بعدها در اثر خود با عنوان «مرگ مادر و مادر تازه[پ ۵]»، ماجرای درگذشت مادر و ازدواج مجدد پدر را روایت کرده است و از مرگ مادرش بهعنوان «نخستین رخداد جبرانناپذیر زندگیاش[پ ۶]» یاد میکند.[۵]
دوران متوسطه
در سپتامبر ۱۸۹۵، نائویا شیگا وارد دورهٔ متوسطهٔ گاکوشوئین شد. او در آن دوران نویسندگی را هدف اصلی خود نمیدانست و آرزو داشت افسر نیروی دریایی یا تاجر شود.[۶] همچنین به ورزش دلبستگی فراوان داشت.[۷] در ژوئیهٔ ۱۹۰۱، زمانی که شیگا نائویا در دورهٔ متوسطه تحصیل میکرد،[۸] در جلسهٔ سخنرانی اوچیمورا کانزو[پ ۷] شرکت کرد. در آنجا، نائویا سخنرانی اوچیمورا را شنید و شیفتهٔ شخصیت او شد و از آن پس بهمدت هفت سال شاگرد او بود. نائویا بعدها از اوچیمورا کانزو بهعنوان یکی از کسانی که بر او تأثیر گذاشتهاند یاد میکند.[۹] با این حال، نائویا بیدین بود و هرگز به مسیحیت ایمان نیاورد. در نوامبر همان سال، نائویا در یکی از سخنرانیهای او در انتقاد از حادثهٔ مسمومیت معدن مس آشیو شرکت کرد؛ این سخنرانی تأثیر شدید و تکاندهندهای بر نائویا گذاشت. او تصمیم گرفت شخصاً از محل حادثهٔ معدن بازدید کند اما پدرش بهشدت با این تصمیم مخالفت کرد؛ زیرا پدربزرگ نائویا، در گذشته شریک فوروکاوا ایچیبه در ادارهٔ معدن آشیو بود. این موضوع باعث بروز برخوردی شدید میان پدر و پسر شد و آغاز سالها ناسازگاری میان آن دو بهشمار میرود.
در دورهٔ متوسطه، بهسختی میتوان نائویا را دانشآموزی جدی دانست؛ او در سال سوم و سال ششم دو بار مردود شد. نائویا دربارهٔ این مردودیهای مکرر توضیح داده است که دلیل آن «پایین بودن نمرهٔ رفتار» بوده است. به نظر میرسد بهدلیل بیقراری در کلاس، مانند اینکه هنگام جمعشدن آب دهان ناگهان از جا بلند میشد، پنجره را باز میکرد و به حیاط تف میکرد، نمرهٔ پایینی دریافت کرده است.[۱۰] در نتیجهٔ این مردودیها، او در سال ششم، با موشانوکوجی سانهآتسو که دو سال از او کوچکتر بود همکلاس شد. هرچند در این میان بهدلیل مشاجرهای ادبی میان آن دو، نائویا نامهٔ قطع رابطهای به سانهآتسو داد[۱۱] اما این دو در نهایت دوستیای برقرار کردند که تا پایان عمر ادامه یافت.
در سال ۱۹۰۳، نائویا وارد دورهٔ عالی گاکوشوئین شد. او در این دوران به اونّاگیدایو[پ ۸] علاقهمند شد و همین علاقه موجب شد تصمیم خود را برای نویسندهشدن تثبیت کند. او بعدها نقل کرده است که تماشای اجرای «شونوسوکه»، هنرمند زن اونّاگیدایو، تأثیری عمیق بر او گذاشت. شیگا نائویا گفته است: «میخواستم (مانند شونوسُکه) با کاری که انجام میدهم مردم را تحتتأثیر قرار دهم» «برای من آن کار، نوشتن رمان بود.»[۱۲] در همان زمان، نائویا که به خواندن افسانههای هانس کریستیان آندرسن دلبسته بود، تحت تأثیر آنها اثری با عنوان «گل کلزا و دخترک[پ ۹]» نگاشت.
همچنین در ژانویهٔ ۱۹۰۶، پدربزرگ شیگا درگذشت.[۱۳]
دوران دانشگاه
در ژوئیهٔ ۱۹۰۶، شیگا نائویا از دورهٔ عالی گاکوشوئین فارغالتحصیل شد. او در سپتامبر همان سال وارد رشتهٔ ادبیات انگلیسی در دانشگاه امپریال توکیو شد. در دانشگاه، تنها به کلاسهای ناتسومه سوسهکی علاقه نشان میداد و در دیگر کلاسها کمتر شرکت میکرد.[۱۴][۱۵] در سال ۱۹۰۸ به رشتهٔ ادبیات ژاپنی تغییر رشته داد اما حضور او در دانشگاه روزبهروز کمتر شد و عملاً تنها برای بهرهمندی از معافیت سربازی نام خود را در دانشگاه نگه داشت. در سال ۱۹۱۰، رسماً از دانشگاه انصراف داد. بدین ترتیب معافیت سربازی او لغو شد و در ۱ دسامبر همان سال وارد هنگ شانزدهم توپخانهای در کونودای واقع در ایچیکاوا در استان چیبا گردید، اما تنها هشت روز بعد بهدلیل بیماری گوش از خدمت معاف و مرخص شد.[۱۶]
پس از آنکه رفتوآمد به محفل اوچیمورا کانزو را آغاز کرد[۱۷] تا دوران دانشجوییاش،[۱۸] شیگا نائویا با آثار ادبی گوناگونی مأنوس شد. در حوزهٔ ادبیات مدرن ژاپن، او آثار نویسندگان وابسته به انجمن «کنیوشا[پ ۱۰]» همچون اوزاکی کویو، کودا روهان و ایزومی کیوکا، و نیز آثار توکوتومی روکا، ناتسومه سوسهکی، کونیکیدا دوپّو، فوتاباتی شیمی، تاکاهاما کیوشی و ناگای کافو را مطالعه میکرد. همچنین به ادبیات پیشامدرن ژاپن، از جمله آثار دورهٔ هیآن و نیز نوشتههای چیکاماتسو مونزائِمون، ایهارا سایکاکو، شیکیتِی سانبا و جیپّنشا ایکّو علاقه داشت. در زمینهٔ ادبیات خارجی، شیگا آثار هنریک ایبسن، لئو تولستوی، ایوان تورگنیف، ماکسیم گورکی، گرهارت هاوپتمان، زودرمان، آنتون چخوف، گی دو موپاسان، آناتول فرانس و لافکادیو هرن را با علاقه فراوان مطالعه میکرد.[۱۹]
در آوریل ۱۹۰۷، در دوران تحصیل در دانشگاه سلطنتی توکیو، شیگا نائویا به همراه موشانوکوجی سانهآتسو، کینوشیتا ریگن و اووگیماچی کینکازو، گروهی برای مطالعه و خوانش آثار ادبی تشکیل دادند. بعدها این چهار نفر نشریهٔ ادبی «بوونو» را تشکیل دادند.[۲۰] در ژانویه همان سال،[۲۱] شیگا داستان «یک صبح[پ ۱۱]» را نوشت؛ اثری که در آن به گفتوگوهای خود با مادربزرگش در صبح مراسم سومین سالگرد درگذشت پدربزرگ میپردازد. او بعدها دربارهٔ این اثر اظهار کرد: «این نخستین کاری است که تا حدی قابلقبول از کار درآمد و من معمولاً آن را اولین اثر واقعی خود میدانم».[۲۲] در اوت همان سال، داستان «تا آباشیری[پ ۱۲]» را نوشت و برای مجلهٔ «ادبیات امپراتوری» ارسال کرد، اما رد شد. سپس در ۱۹۱۰، شیگا همراه با دیگر اعضای «بوونو»، و نیز اعضای نشریههای «موگی» و «توئن» مجلهٔ ادبی «شیراکابا[پ ۱۳]» را بنیان نهادند.[۲۳] او در شمارهٔ نخست این مجله داستان «تا آباشیری» را منتشر کرد. از آن پس، شیگا نائویا آثاری چون «جرمِ هان[پ ۱۴]»، «در کینوساکی[پ ۳]» و «خدای پسرک[پ ۴]» را در همین مجله به چاپ رساند.
مشاجره با پدر
در سال ۱۹۰۷،[۲۰] شیگا نائویا که دانشجوی دانشگاه امپریال توکیو بود، با یکی از خدمتکاران خانواده رابطه عاطفی برقرار کرد و قصد ازدواج با او را داشت، اما با مخالفت شدید پدرش روبهرو شد. رابطهٔ پدر و پسر که پیشتر نیز به دلیل مسئلهٔ معدن مس آشیو چندان مطلوب نبود، در پی این ماجرا وخیمتر شد. در سپتامبر ۱۹۱۲،[۲۰] شیگا داستان «اوتسو جونکیچی[پ ۱۵]» را در مجلهٔ چوئو کورون منتشر کرد؛ اثری که موضوع آن مشکل ازدواج وی با همان خدمتکار بود. شیگا برای نخستین بار بابت این اثر حقالتحریر دریافت کرد.[۲۴] در همین دوران، انتشار نخستین مجموعهٔ داستان کوتاه او از سوی ناشر مجلهٔ شیراکابا برنامهریزی شد و قرار بود هزینهٔ چاپ را پدرش تقبل کند. با این حال، وقتی شیگا برای دریافت هزینه نزد پدر رفت، او با عباراتی مانند «با نوشتن رمان فکر کردهای آیندهات چه میشود؟» آیندهٔ وی را بهعنوان نویسنده نفی کرد. در پی این مشاجره، شیگا در ۲۵ اکتبر از خانه خارج شد و حدود دو هفته در یک مهمانخانه در محله گینزا در توکیو اقامت کرد و سپس به شهر اونومیچی در استان هیروشیما نقل مکان نمود.[۲۵] در ژانویهٔ ۱۹۱۳،[۲۶] نخستین مجموعهٔ داستان کوتاه خود با عنوان «رومه[پ ۱۶]» را منتشر کرد؛ عنوان مجموعه از نام مادربزرگ او گرفته شده است. این کتاب بعدها مورد تحسین ناتسومه سوسهکی قرار گرفت.[۲۷] در همان ماه، داستان «سِیبه و کدو قلیانیها[پ ۱۷]» را در روزنامهٔ یومیوری شیمبون منتشر کرد؛ داستان پسربچهای که شیفتهٔ کدوهای قلیانی است و بزرگسالانی که ارزش این شیفتگی را درک نمیکنند. شیگا بعدها اظهار داشت که انگیزهٔ نوشتن این اثر، «نارضایتی من از پدرم که از نویسندگیام ناخشنود بود» بوده است.[۲۸] شیگا در اونومیچی نگارش نخستین رمان بلند خود به نام «توکیتو کنساکو» را نیز آغاز کرد؛ رمانی که رابطهٔ پرتنش او با پدرش را به تصویر میکشید. با این حال، کار پیش نرفت و نوشتن این اثر نیمهتمام رها شد. درنهایت شیگا در آوریل ۱۹۱۳،[۲۹] اونومیچی را ترک کرد و به توکیو بازگشت.
در ۱۵ اوت ۱۹۱۳،[۳۰] شیگا نائویا در حادثهای با قطار خط یامانوته بهشدت تصادف کرد و دچار جراحت سنگین شد و در بیمارستان توکیو بستری گردید.[۳۱] وی در اکتبر همان سال،[۲۹] برای ادامهٔ دوران نقاهت به چشمهٔ آبگرم کینوساکی در استان هیوگو رفت. شیگا در این اقامت، شاهد مرگ سه جانور کوچک، زنبور، موش و سمندر بود که این تجربه بعدها در قالب داستان کوتاه مشهور «در کینوساکی[پ ۳]» متجلی شد.
کنارهگیری موقت از نویسندگی
پس از بهبودی نسبی و بازگشت به توکیو، ناتسومه سوسهکی، از طریق موشانوکوجی، از او خواست تا رمانی را در روزنامهٔ توکیو آساهی شیمبون بهصورت دنبالهدار منتشر کند. شیگا با این نیت که رمان «توکیتو کِنساکو[پ ۱۸]» را برای چاپ در آن روزنامه بنویسد،[۳۲] تصمیم گرفت در مکانی آرام مستقر شود[۳۳]و در مه ۱۹۱۴ همراه با ساتومی تون به شهر ماتسوئه در استان شیمانه نقل مکان کرد.[۳۴] داستان «خانهای کنار خندق[پ ۱۹]» که در سال ۱۹۲۵ منتشر شد، شرحی از زندگی او در ماتسوئه است. شیگا همچنین در زمان سکونت در ماتسوئه سفری به کوه دایسن داشت و چشمانداز آنجا چنان او را تحت تأثیر قرار داد که بعدها این صحنه بهعنوان پایان رمان «گذر شب تار» بهکار رفت اما با وجود این تجربههای الهامبخش، روند نگارش رمان «توکیتو کِنساکو» پیش نمیرفت و در نهایت شیگا به توکیو بازگشت و بهصورت حضوری نزد سوسهکی رفت تا از انتشار رمان در روزنامه انصراف دهد.[۳۵] او بهدلیل احساس گناه از این بیوفایی نسبت به سوسهکی، دچار رنج درونی شد[۲۲]و از همان سال بهمدت سه سال از نوشتن کنارهگیری کرد.
ازدواج با ساداکو
در سپتامبر ۱۹۱۴، شیگا نائویا به کیوتو نقل مکان کرد.[۳۴] او در دسامبر همان سال،[۲۹] با ساداکو (دخترخالهٔ موشانوکوجی) ازدواج کرد. ساداکو بهدلیل ترک تحصیل از مدرسهٔ و نیز آنکه ازدواج دوباره انجام میداد،[۳۶] گزینهٔ مطلوب پدر شیگا نبود. در نتیجه، این ازدواج شکاف میان پدر و پسر را عمیقتر کرد. یک سال بعد از ازدواج،[۳۷] شیگا بهطور رسمی نام خانوادگی خود را از دفتر خانوادهٔ پدر حذف کرد و از خانواده جدا شد. پس از ازدواج، بهدنبال ابتلای ساداکو به نوراستنی، شیگا در مه ۱۹۱۵ همراه او به کوه آکاگی در استان گونما نقل مکان کردند.[۳۸] ساداکو در این محیط طبیعی بهبود یافت و شیگا نیز زندگی در آنجا را بسیار دوست داشت.[۳۹] تجربهٔ این دوران بعدتر در داستان «آتش در فضای باز[پ ۲۰]» که در ۱۹۲۰ منتشر شد، بازتاب یافته است. در سال ۱۹۱۶، نخستین دختر او و ساداکو متولد شد اما در همان کودکی از دنیا رفت. این تجربهٔ تلخ، بعدها در آثاری چون «آشتی» و «گذر شب تار» بازتاب یافت.
بازگشت به نویسندگی
در دسامبر ۱۹۱۶، ناتسومه سوسهکی درگذشت. این حادثه برای شیگا نائویا که به سوسهکی احترام و ارادت فراوان داشت، بسیار اندوهبار بود؛ اما در عین حال او را از قید روانیای که خود برایش قائل بود، یعنی اینکه «تا زمانی که اثر شاخصی ننوشته و در آساهی شیمبون منتشر نکردهام، نباید آثارم را در رسانههای دیگر چاپ کنم» رها ساخت.[۲۲] با پشتیبانی موشانوکوجی،[۴۰] شیگا در سال ۱۹۱۷ فعالیت ادبی خود را از سر گرفت. در ماه مه،[۴۱] داستان «در کینوساکی» را در مجلهٔ شیراکابا منتشر کرد؛ اثری که بر اساس تجربهٔ او در دوران نقاهت در کینوساکی و تأمل دربارهٔ زندگی و مرگ خودش از خلال مشاهدهٔ مرگ جانوران کوچک نوشته شد. این اثر نهتنها یکی از مهمترین آثار شیگا، بلکه نمونهٔ برجستهای از «رمانهای ذهنی» در ادبیات ژاپن بهشمار میرود. در پی آن، در ژوئن همان سال،[۴۱] داستان «در مورد ساساکی[پ ۲۱]» را در مجلهٔ «کوروشیو» منتشر کرد. این اثر به سوسهکی تقدیم شده بود[۲۲]و بیانگر دلمشغولی شیگا از بابت کنارهگیری از چاپ رمان دنبالهدار وعده دادهشده به سوسهکی در سه سال پیش بود.[۴۲] او در اوت «زن و شوهر خوشاخلاق[پ ۲۲]» و در سپتامبر «آکانیشی کاکیتا[پ ۲۳]» را منتشر کرد.[۴۱] در همان سال، شیگا سرانجام با پدرش آشتی کرد. در حالی که هنوز از شادی این آشتی به وجد آمده بود، تجربهٔ شخصیاش را بهسرعت در قالب داستان «آشتی» نوشت و در اکتبر همان سال در مجلهٔ کوروشیو منتشر نمود.[۲۲] سالهای میان ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۳ دوران پربار زندگی ادبی او بهشمار میآید. او در همین دوره برخی از مهمترین آثار خود همچون «خدای پسربچه[پ ۴]»، «آتش در فضای باز[پ ۲۰]» و «مانازورو[پ ۲۴]» را یکی پس از دیگری منتشر کرد. همچنین انتشار رمان بلند «گذر شب تار» (عنوانی که از «توکیتو کِنساکو» تغییر یافت) در مجلهٔ کایزو نیز در همین زمان آغاز شد.[۴۳]
در نارا و کیوتو
شیگا نائویا در مارس ۱۹۲۳، به استان کیوتو کردنقل مکان نمود.[۴۱] تقریباً در همین دوره، نائویا با یکی از پیشخدمتهای یک چایخانه در منطقه گیون رابطه نامشروع برقرار میکند. او بعدها بر پایه این تجربه، مجموعه چهاربخشی موسوم به «آثار یاماشینا[پ ۲۵]» («خاطره یاماشینا[پ ۲۶]»، «شیفتگی[پ ۲۷]»، «ناچیز[پ ۲۸]»، و «اواخر پاییز[پ ۲۹]») را نوشت و منتشر کرد.[۴۴] نائویا در آوریل ۱۹۲۵، به استان نارا نقل مکان کرد.[۴۵] افرادی همچون تاکیئی کوساکو و کوبایاشی هیدئو که پس از او به نارا آمدند،[۴۶] و نیز افرادی مانند کوبایاشی تاکیجی به دلیل ارادت به نائویا به دیدارش میرفتند. در نتیجه این رفتوآمدها، خانه نائویا به تدریج به نام «سالن تاکاباتا» شهرت یافت.[۴۷]
دوران جنگ
در مارس ۱۹۳۸، شیگا نائویا به دوباره به توکیو نقل مکان کرد. در ژوئن همان سال انتشار «مجموعه آثار شیگا نائویا» در ۹ جلد از سوی انتشارات کایزو به پایان رسید. نائویا در یادداشت کوتاهی که در ماهنامهٔ جلد پایانی منتشر شد، کنارهگیری موقت خود را از نویسندگی اعلام کرد.[۴۸] او از فضای رسانهای آن زمان، که با آغاز جنگ چین و ژاپن همراه با گزارشهای پیدرپی دربارهٔ پیروزیهای ژاپن بود، سخت ناخشنود بود و احساس میکرد هرچه بنویسد، نارضایتیاش در نوشتهها بروز خواهد کرد؛ به همین دلیل ادامهٔ کار برایش دشوار شده بود.
با نزدیک شدن به پایان جنگ، شیگا نائویا به خواست وزیر امور خارجهٔ وقت، شیگهمیتسو مامورو، توجه نشان داد و به همراه آبه یوشیشیگه، کاسه توشیکازو، و چند تن دیگر، انجمنی با نام «انجمن سه ساله» تأسیس کرد.[۴۹] هدف این انجمن، بحث و بررسی برای جلوگیری از آشفتگی داخلی پس از شکست ژاپن بود. این انجمن پس از جنگ به «انجمن دوشین» توسعه یافت و اعضای آن، از جمله نائویا، نقش مؤثری در تأسیس «مجلهٔ سِکای» ایفا کردند.[۵۰]
سالهای پایانی

پس از پایان جنگ، شیگا نائویا فعالیت خود را بهعنوان نویسنده از سر گرفت. در سال ۱۹۴۶، او در شمارهٔ نخست مجلهٔ سِکای، داستان «ماه خاکستری» را منتشر کرد. این اثر که نمایی از وضعیت توکیوی پس از شکست را ترسیم میکرد، توجه گستردهای را جلب کرد.[۵۱] در سال ۱۹۴۷، نائویا به ریاست انجمن قلم ژاپن[پ ۳۰] منصوب شد. با این حال، زندگی در توکیوی ویران و نابود شده او را خسته کرده بود و در سال ۱۹۴۸، در میانهٔ دوران ریاستش بر باشگاه، به ویلایی در شهر آتامی در استان شیزوئوکا نقل مکان کرد و پس از آن حضور او در توکیو کاهش یافت.[۵۲] در سال ۱۹۴۹، او به همراه تانیزاکی جونایچیرو، که دوستی نزدیکی با او داشت، نشان فرهنگ را دریافت کرد. در سال ۱۹۵۵، شیگا نائویا به منطقهٔ توکیواماتسو در شیبویای توکیو نقل مکان کرد. در همان سال، انتشار «مجموعه آثار شیگا نائویا» توسط انتشارات ایوانامی آغاز شد، اما شیگا در دوران اقامت خود در توکیواماتسو بیش از پیش کمکار شد[۵۳] در سال ۱۹۵۸، دیدگاه خود دربارهٔ احیای جشن کیگِنسِتسو را در روزنامهٔ آساهی بیان کرد. آخرین فعالیت او به عنوان نویسنده، مقالهٔ «قطرهای از آب نیل[پ ۳۱]» بود که در سال ۱۹۶۹ در روزنامهٔ آساهی منتشر شد.[۵۴]
درگذشت

او در ۲۱ اکتبر ۱۹۷۱ بر اثر ذاتالریه و کهولت سن در بیمارستان کانتو چووئو درگذشت. مراسم خاکسپاری و خداحافظی در ۲۶ اکتبر در سالن آئویاما، بنا بر وصیت خودش بهصورت آیینی غیرمذهبی برگزار گردید.[۵۵][۵۶]
در سال ۱۹۹۶، پسر دومش شمار زیادی از دستنوشتهها و اسناد او را به موزهٔ ادبیات مدرن ژاپن اهدا کرد.[۵۷] همچنین موزهٔ ادبیات شیراکابا در شهر آبیکو، بخشی از دستنوشتهها، نامههای او را برای عموم به نمایش میگذارد.
سبک ادبی
او بهعنوان «استاد واقعگرایی» شناخته میشود و به دقت تیزبینانهاش در درک موضوع و بیان آن با زبانی ساده شهرت دارد.[۵۸] نثر فشرده و عاری از جزئیات غیرضروری او یکی از الگوهای آرمانی سبک نگارش بهشمار میرود و بسیار مورد تحسین قرار گرفته است.[۵۹] او در زمان خود از سوی جوانان اهل ادبیات مورد ستایش بود و با اشاره به داستان مشهورش «خدای کودک»، لقب «خدای رمان» به او داده میشد. آکوتاگاوا ریونوسکه در نقد ادبی خود با عنوان «ادبی، بسیار ادبی» بیان میکند که نویسندهٔ ژاپنیای که «رمانی عاری از جذابیتهای عامهپسند»، «نزدیکترین اثر به شعر» و «نابترین نوع رمان» را مینویسد، شیگا نائویا است. او سپس چنین دربارهٔ نائویا اظهار نظر میکند: نائویا «نویسندهای است که زندگی را با پاکیزگی میگذراند» و در آثارش «لحنی اخلاقی» دیده میشود.[۶۰] کیکوچی کان دربارهٔ نائویا گفته است: «من فکر میکنم شیگا یکی از برجستهترین نویسندگان در دنیای ادبیات کنونی ژاپن است.» او نائویا را واقعگرا توصیف کرده و معتقد بود رئالیسم شیگا با رئالیسم نویسندگان دیگر در این سبک، هیچ شباهتی ندارد. دلیل این تفاوت را «انتخاب دقیق و جدی واژگان» و همچنین وجود «گرمای انساندوستانه» در محتوای آثار او دانسته است.[۶۱]
زندگی شخصی
سرگرمیها
در سال ششم دورهٔ متوسطه، نائویا شیفتهٔ کابوکی شد و مرتب به کابوکیزا و میجیزا رفتوآمد میکرد.[۶۲] او به تماشای فیلم نیز علاقهمند بود.[۳۹] با این حال، گفته میشود فیلمها در خلاقیت ادبی او تأثیر یا الهام مستقیمی نداشتهاند.[۶۳] او همچنین از سال نخستِ دوره متوسطهٔ گاکوشوئین آموزش جودو را آغاز کرد و تا چند سال به تمرین ادامه داد؛ بعدها با گرایش به اندیشههای اوچیمورا کانزو از جودو و دیگر ورزشها فاصله گرفت.[۶۴]
روابط و دوستیها
نائویا با دوستان دیرین خود از دوران گاکوشوئین، از جمله موشانوکوجی سانهآتسو، هوسوکاوا موریتاتسو، یاناگی سوئِتسو و ساتومی تون، و نیز با بسیاری از اهل دانش و فرهنگ همچون تانیزاکی جونایچیرو، اومههارا ریوزابورو، آبه یوشیشیگه، واتسوجی تتسورو، یاسویی سوتارو، تانیکاوا تتسوزو، تاکادا هیروآتسو و کوبایاشی تاکیجی رفتوآمد داشت. جزییات این ارتباطها در یادداشتها و نامههای بسیاری که از او باقی مانده قابل مشاهده است. همچنین گروهی از نویسندگان، از جمله تاکی کوساکو، اوزاکی کازوؤ، هیروتسو کازوؤ، آمینو کیکو، فوجیِدا شیزوئو، شیمامورا توشیماسا، نائوی کییوشی و آگاوا هیرویوکی، نزد او شاگردی کرده و با وی رابطهٔ ادبی داشتند.[۶۵]
اسباب کشیها
نائویا همانگونه که در فهرست زیر دیده میشود، بارها محل اقامت خود را تغییر داده است
| تاریخ آغاز سکونت | محل اقامت |
| ۱۸۸۳ فوریه | ایشینوماکی، استان میاگی |
| ۱۸۸۵ فوریه | اوچیسایوای، استان توکیو |
| ۱۸۹۰ آوریل | شیبا، استان توکیو |
| ۱۸۹۷ ژوئیه | آزابو، استان توکیو |
| ۱۹۱۲ نوامبر | اونومیچی، استان هیروشیما |
| ۱۹۱۳ دسامبر | اووئی، استان توکیو |
| ۱۹۱۴ مه | ماتسوئه، استان شیمانه |
| ۱۹۱۴ سپتامبر | کامیگیو، استان کیوتو |
| ۱۹۱۵ مه | کاماکورا، استان کاناگاوا |
| ۱۹۱۵ مه | فوجیمی، استان گونما |
| ۱۹۱۵ سپتامبر | آبیکو، استان چیبا |
| ۱۹۲۳ مارس | کامیکیو، استان کیوتو |
| ۱۹۲۳ اکتبر | یاماشینا، استان کیوتو |
| ۱۹۲۵ آوریل | سایوایچو، استان نارا |
| ۱۹۲۹ آوریل | تاکاباتاکه، استان نارا |
| ۱۹۳۸ آوریل | یودوباشی، استان توکیو |
| ۱۹۴۰ مه | سِتاگایا، استان توکیو |
| ۱۹۴۸ ژانویه | آتامی، استان شیزوئوکا |
| ۱۹۵۵ مه | شیبویا، استان توکیو |
سالشمار زندگانی
• ۱۸۸۳ در شهر ایشینوماکی متولد شد.
• ۱۸۸۵ همراه والدینش به توکیو رفت و با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی را آغاز کرد.
• ۱۸۸۹ وارد دبستان گاکوشواین شد.
• ۱۸۹۵ وارد دورهٔ متوسطهٔ گاکوشواین شد.
• مادرش در دوران بارداری درگذشت.
• در پاییز همان سال، پدرش ازدواج مجدد کرد. پس از آن یک برادر و پنج خواهر برای نائویا به دنیا آمدند.
• ۱۹۰۱ رفت و آمد به محفل اوچیمورا کانزو را شروع کرد.
• بر سر دیدگاههای مربوط به «حادثهٔ مسمومیت معدن مس آشیو» با پدرش دچار اختلاف شد و این امر به نقطهٔ آغاز ناسازگاری جدی میان آن دو تبدیل شد.
• ۱۹۰۲ برای بار دوم در دورهٔ متوسطه مردود شد و همکلاس موشانوکوجی سانهآتسو گردید.
• ۱۹۰۶ در رشته ادبیات انگلیسی در دانشگاه امپریال توکیو مشغول به تحصیل شد.
• ۱۹۰۷ بر سر مسئلهٔ ازدواج دوباره با پدرش دچار تنش و اختلاف شد.
• ۱۹۰۸ نخستین اثرش «صبحی» را نوشت.
• از رشتهٔ ادبیات انگلیسی به ادبیات ژاپنی تغییر رشته داد.
• ۱۹۱۰ مجلهٔ «شیراکابا[پ ۱۳]» را بنیان گذاشت و داستان «تا آباشیری[پ ۱۲]» را منتشر کرد.
• از دانشگاه امپراتوری توکیو انصراف داد.
• ۱۹۱۱ در دسامبر با موشانوکوجی دچار تنش شد و نامهٔ قطع ارتباط به شیراکابا فرستاد. با پوزش و پادرمیانی موشانوکوجی از این تصمیم منصرف شد، اما از آن پس معاشرت با اعضای شیراکابا برایش ناخوشایند شد.[۶۶]
• ۱۹۱۲ «اوتسو جونکیچی[پ ۱۵]»، «حزب عدالت[پ ۳۲]»، و «مرگ مادر و مادرِ جدید[پ ۵]» را منتشر کرد.
• به دلیل ادامهٔ ناسازگاری با پدر، توکیو را ترک کرد و به شهر اونومیچی در استان هیروشیما رفت.
• ۱۹۱۳ «سِیبه و کدوقلیانیها[پ ۱۷]» و «جنایت هان[پ ۱۴]» را منتشر کرد.
• در توکیو، با قطار خط یامانوتِه برخورد کرد و بهشدت مجروح شد، اما دوازده روز بعد از بیمارستان مرخص شد.
• سه هفته در چشمهٔ آب گرم کینوساکی اقامت کرد.
• به واسطهٔ موشانوکوجی، از سوی ناتسومه سوسهکی درخواست نگارش رمان دنبالهدار برای روزنامهٔ آساهی دریافت کرد.
• ۱۹۱۴ در آغاز سال نو به دیدار ناتسومه سوسهکی رفت.
• از ماه مه در ماتسوئه به نوشتن رمان مشغول شد، اما آن را ناتمام رها کرد. در ژوئیه به توکیو بازگشت و کنارهگیری از انتشار رمان را به سوسهکی اطلاع داد. پس از آن مدتی از نویسندگی فاصله گرفت.
• با وجود مخالفت پدر، با ساداکو (دخترخاله موشانوکوجی) ازدواج کرد.
• ۱۹۱۵ به شهر آبیکو در استان چیبا نقل مکان کرد.
• ۱۹۱۶ دختر نخستش، ساتوکو، به دنیا آمد اما در کودکی درگذشت.[۶۷]
• ۱۹۱۷ دختر دومش، رومهکو، به دنیا آمد.[۶۸]
• فعالیت ادبی خود را از سر گرفت و در مجله شیراکابا داستان «در کینوساکی[پ ۳]» را منتشر کرد.[۶۸]
• ناسازگاری با پدر پایان یافت و داستان «آشتی[پ ۲]» را نوشت.
• ۱۹۱۹ پسر نخستش، به دنیا آمد اما در کودکی درگذشت.[۶۷]
• ۱۹۲۰ «خدای پسرک[پ ۴]» و «آتش در فضای باز[پ ۲۰]» را منتشر کرد.
• دختر سومش، به دنیا آمد.[۶۷]
• ۱۹۲۱ بخش نخست رمان «گذر شب تار[پ ۱]» را منتشر کرد.
• مادربزرگش درگذشت.[۶۷]
• ۱۹۲۲ انتشار بخش دوم «گذر شب تار» را آغاز کرد.
• دختر چهارمش، به دنیا آمد.[۶۷]
• ۱۹۲۳ به یاماشینا نقل مکان کرد.
• ۱۹۲۵ به محلهٔ سایوایچو در شهر نارا نقل مکان کرد.
• پسر دومش به دنیا آمد.
• ۱۹۲۹ دختر پنجمش، به دنیا آمد.
• ۱۹۳۲ دختر ششماش به دنیا آمد.
• ۱۹۳۳ پس از پنج سال وقفه، داستان «بانرکیآکائه[پ ۳۳]» را منتشر کرد.
• ۱۹۳۵ مادرخواندهاش، بر اثر خونریزی مغزی درگذشت.
• ۱۹۳۷ بخش دوم «گذر شب تار» را منتشر کرد و رمان را به پایان رساند.
• ۱۹۳۸ به تاکادانوبابا در توکیو نقل مکان کرد. در آخرین شمارهٔ مجموعه آثارش که انتشارات کایزو منتشر میکرد، اعلام کرد که از کار ادبی کناره میگیرد.
• ۱۹۴۰ به شینماچی در ستاگایا نقل مکان کرد.
• ۱۹۴۱ با انتشار «سفر اوایل بهار[پ ۳۴]» فعالیت ادبی خود را از سر گرفت.
• ۱۹۴۲ با انتشار «سقوط سنگاپور[پ ۳۵]» و «سر اژدها و دُم مار[پ ۳۶]» تا پایان جنگ دوباره از نویسندگی فاصله گرفت.
• ۱۹۴۷ ریاست انجمن قلم ژاپن را بر عهده گرفت.
• ۱۹۴۸ به ویلای خود در شهر آتامی نقل مکان کرد.
• ۱۹۴۹ نشان فرهنگی ژاپن را دریافت کرد.
• ۱۹۵۲ همراه یاناگی مونهیوشی و هامادا شوجی سفری به اروپا انجام داد.
• ۱۹۵۵ به محله شیبویا نقل مکان کرد.
• ۱۹۷۱ در ۲۱ اکتبر درگذشت.
آثار برجسته
| عنوان فارسی | عنوان اصلی ژاپنی | سال انتشار |
|---|---|---|
| تا آباشیری | 網走まで | ۱۹۱۰ |
| ریشتراش | 剃刀 | ۱۹۱۰ |
| سر کثیف | 濁つた頭 | ۱۹۱۱ |
| اوتسو جونکیچی | 大津順吉 | ۱۹۱۲ |
| جرم هان | 范の犯罪 | ۱۹۱۳ |
| سیبی و کدوقلیانیهایش | 清兵衛と瓢箪 | ۱۹۱۳ |
| در کینوساکی | 城の崎にて | ۱۹۱۷ |
| در مورد ساساکی | 佐々木の場合 | ۱۹۱۷ |
| آشتی | 和解 | ۱۹۱۷ |
| زنوشوهر خوب | 好人物の夫婦 | ۱۹۱۷ |
| خدای پسرک | 小僧の神様 | ۱۹۲۰ |
| مانازور[پ ۳۷] | 真鶴 | ۱۹۲۰ |
| آتش در فضای باز | 焚火 | ۱۹۲۰ |
| گذر شب تار | 暗夜行路 | ۱۹۲۱–۱۹۳۷ |
| خاطرات یاماشینا | 山科の記憶 | ۱۹۲۶ |
| شیفتگی | 痴情 | ۱۹۲۶ |
| کونیکو | 邦子 | ۱۹۲۷ |
| ماه خاکستری | 灰色の月 | ۱۹۴۶ |
افراد مرتبط
او از دوران تحصیل در دورهٔ متوسطهٔ گاکوشواین، یکی از دوستان صمیمی شیگا نائویا بود و همراه با او از بنیانگذاران مجلهٔ شیراکابا بهشمار میرود. پس از آن، همچون نائویا در آبیکو اقامت گزید. نائویا در داستان «آشتی»، که دورهٔ زندگی مشترک آن دو در آبانیکو را به تصویر میکشد،[پ ۳۸] دربارهٔ موشانوکوجی مینویسد: «او نیروی شگفتی داشت که میتوانست خوبیهای نهفته در درون طرف مقابل را بیرون بکشد[۶۹]» ارتباط آن دو حتی پس از آنکه موشانوکوجی آبیکو را ترک کرد، ادامه یافت.
شیگا نائویا از دوران تحصیل در دورهٔ عالی گاکوشواین از خوانندگان مشتاق آثار ناتسومه سوسهکی بود. در سال ۱۹۰۶، پس از ورود به رشتهٔ ادبیات انگلیسی دانشگاه امپراتوری توکیو، در کلاسهای درس سوسهکی حضور مییافت. از آنجا که سوسهکی در مارس سال بعد از دانشگاه استعفا کرد، نائویا یکی از آخرین شاگردان او در دورهٔ تدریسش در دانشگاه بهشمار میرود. نائویا تقریباً در هیچیک از کلاسهای دیگر دانشگاه حاضر نمیشد، اما سخنرانیهای سوسهکی را با جدیت دنبال میکرد. سال ۱۹۱۳، نائویا نخستین مجموعهٔ داستانهایش، «رومه» را برای سوسهکی فرستاد. در دسامبر همان سال، سوسهکی از نائویا برای نگارش رمان دنبالهدار سال بعد روزنامهٔ آساهی دعوت کرد؛ پیشنهادی کمسابقه برای نویسندهای جوان و تقریباً گمنام، که نشان از ارزیابی بسیار بالای وی از استعداد نائویا داشت. نائویا قصد داشت داستان ناتمام «توکیتو کِنساکو» را برای این انتشار آماده کند، اما به بنبست برخورد و در ژوئیهٔ ۱۹۱۴ نزد سوسهکی رفت و از ادامهٔ کار عذر خواست. سوسهکی با درک و بزرگواری پاسخ داد: «از نظر اخلاقی جای بحث است، اما از نظر هنر، این نشانهٔ وفاداری است.»[۷۰] او در نامهای نیز نوشت: «نگران نباشید. هرگاه کاری مطابق دلخواهتان آماده شد، آن را به جای دیگری نسپارید و برای ما بفرستید.[۷۱]» نائویا به مدت سه سال اثری منتشر نکرد تا بتواند به وعدهاش به سوسهکی عمل کند، اما پیش از تکمیل کار، سوسهکی درگذشت. با این حال، او از نوشتن دست نکشید و پروژهٔ «توکیتو کِنساکو» سرانجام به رمان «در راه تاریک شب» تبدیل شد که در ۱۹۳۷ کامل گردید.
در ژوئیهٔ ۱۹۲۲، آکوتاگاوا ریونوسکه به دیدار شیگا در خانهٔ او در آبابیکو رفت. آکوتاگاوا که در آن زمان دچار رکود و ناتوانی در نوشتن بود، برای شنیدن تجربهٔ شیگا به او مراجعه کرد. شیگا دربارهٔ اینکه چگونه دوباره قادر به نوشتن شود به او گفت: «اگر مانند رفتن به خواب زمستانی یک یا دو سال ننویسی.» آکوتاگاوا پاسخ داد که شرایط انجام این کار را ندارد.[۷۲] پس از مرگ آکوتاگاوا، شیگا در داستان «در کوتسوکاکه[پ ۳۹]» نوشت که «آکوتاگاوا همیشه به هنر خودش تردید داشت». او دربارهٔ خودکشی آکوتاگاوا نیز اظهار کرد که برخلاف نوعی خشم که دربارهٔ خودکشیهای نوگی مارهسوکه یا آریشیما تاکهئو احساس کرده بود «در مورد آکوتاگاوا، نمیدانم چرا، حس کردم چارهای جز این نداشت.» شیگا افزود که «احساس میکنم مرگ آکوتاگاوا بهنوعی آخرین اظهار نظر او بود.[۷۳]»
آمینوکیکو
پس از درگذشت شیگا نائویا، آمینو کیکو کتاب «هوای آفتابی پس از برف: خاطراتی از استاد شیگا نائویا[پ ۴۰]» را در سال ۱۹۷۳ منتشر کرد.
اوزاکیکازوئو
اوزاکی کازوئو از دوران تایشو از شاگردان شیگا بود و کتابش با عنوان «شیگا نائویا[پ ۴۱]» در سال ۱۹۸۶ منتشر شد.
یاسوجیرو اوزو از دوستداران پرشور آثار شیگا بود. او هنگام حضور جنگ دوم چین و ژاپن، «گذر شب تار» را خواند و سخت تحت تأثیر قرار گرفت.[۷۴] پس از جنگ با شیگا آشنا شد. هنگامی که فیلمنامهٔ فیلم «ماه بالا میآید» را مینوشت، از شیگا مشورت گرفت و بخشی از سناریو را بازنویسی کرد.[۷۵] دوستی میان آن دو ادامه یافت و گاهی همراه با ساتومی تون، سه نفری سفر میکردند.[۷۶] به گفتهٔ بازیگر ریو چیشو، اوزو، شیگا را تحسین میکرد و «در حضور استاد شیگا، مثل گربهٔ کوچکی میشد[۷۷]». ساتومی تون نیز یاد کرده است که اوزو «در برابر شیگا همیشه مضطرب میشد[۷۸]».
کامیتسوکاسا کایون
کامیتسوکاسا کایون، بتتو معبد تودایجی، در دوران اقامت شیگا نائویا در نارا با او آشنا شد. کایون نائویا را میستود و میگفت: «چنین انسان برجستهای نه در دنیای بودایی و نه در هیچ جای دیگر پیدا نمیشود.» دوستی میان آن دو تا چهل سال، تا زمان مرگ نائویا، ادامه داشت. نائویا حتی پس از ترک نارا و بازگشت به توکیو، برای کایون نامه مینوشت.[۷۹]
کوبایاشی تاکیجی
کوبایاشی تاکیجی در ۱۹۳۱ از خانهٔ شیگا دیدار کرد. او ادبیات را از خلال آثار نائویا آموخته بود و پیشتر نیز با او از راه نامهنگاری در ارتباط بود. هرچند نائویا نگاهی انتقادی به ادبیات پرولتاریایی داشت، این دیدار در فضایی بسیار صمیمی انجام شد.[۸۰]
ساتومی تون از دوران کودکی دوست نزدیک شیگا نائویا بود و اثر او با عنوان «تو و من: مجموعه آثار پیرامون شیگا نائویا[پ ۴۲]» در سال ۲۰۲۳ منتشر شد.
پس از جنگ، شاگردی شیگا نائویا را آغاز کرد. از آن زمان تا زمان مرگ شیگا، بهطور مکرر به خانهٔ او رفت و آمد داشت و مراسم تدفین شیگا را نیز مدیریت کرد. آگاوا مجموعههای زیادی دربارهٔ آثار و زندگی شیگا منتشر کرده. او همچنین شرحی از دوستیها و شخصیت شیگا با عنوان «دوستیهای شیگا نائویا[پ ۴۳]» گردآوری کرده است.
یادداشتها
- 1 2 暗夜行路
- 1 2 和解
- 1 2 3 4 城の崎にて
- 1 2 3 4 小僧の神様
- 1 2 母の死と新しい母.
- ↑ 『取りかえしのつかぬ事』
- ↑ 内村 鑑三 | نویسنده و مبلغ مسیحی ژاپنی
- ↑ 女義太夫 | نوعی روایتگری همراه با اجرای ساز سنتی ژاپنی توسط زنان.
- ↑ 菜の花と小娘
- ↑ 硯友社
- ↑ 或る朝
- 1 2 網走まで
- 1 2 白樺
- 1 2 范の犯罪
- 1 2 大津順吉
- ↑ 留女
- 1 2 清兵衛と瓢箪
- ↑ 時任謙作
- ↑ 濠端の住まひ
- 1 2 3 焚火
- ↑ 佐々木の場合
- ↑ 好人物の夫婦
- ↑ 赤西蠣太
- ↑ 真鶴
- ↑ 山科もの
- ↑ 山科の記憶
- ↑ 痴情
- ↑ 些事
- ↑ 晩秋
- ↑ 日本ペンクラブ
- ↑ ナイルの水の一滴
- ↑ 正義派
- ↑ 万暦赤絵
- ↑ 早春の旅
- ↑ シンガポール陥落
- ↑ 龍頭蛇尾
- ↑ نام شهری در استان کاناگاوا
- ↑ در داستان، موشانوکوجی با نام «M» ظاهر میشود.
- ↑ 沓掛にて
- ↑ 『雪晴れ 志賀直哉先生の思い出』(皆美社、1973年)
- ↑ 『志賀直哉』(筑摩書房、1986年)
- ↑ 『君と私 志賀直哉をめぐる作品集』(中公文庫オリジナル版、2023年)
- ↑ 『志賀直哉交友録』(講談社文芸文庫、1998年)
منابع
- ↑ 新潮アルバム11، سال 1984، ص.4
- 1 2 阿川弘之『志賀直哉 上』ص.26、 岩波書店、سال 1994
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』ص.42、岩波書店、سال 1994
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』ص.53、岩波書店、سال1994
- ↑ 「母の死と新しい母」(朱欒 1912年2月)。『小僧の神様・他十編』(岩波文庫、2002年)に所収
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』 ص.77-78、岩波書店、سال 1994
- ↑ 「「歩く時この杖をつかうと志賀と一緒にいる気がする」(武者小路実篤)【漱石と明治人のことば212】」、『سارای』وبسایت رسمی、 ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۷. دسترسی در ۱ دسامبر ۲۰۲۵
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』 ص.97、岩波書店、سال 1994
- ↑ 内村鑑三先生の憶い出」(婦人公論 1941年3月1日)。『志賀直哉随筆集』(岩波文庫、1995年)に所収
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』 ص.90-91、岩波書店、سال 1994
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』 ص.155-157、岩波書店、 سال 1994
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』 ص.96-98、岩波書店、 سال 1994
- ↑ 「志賀直哉略年譜」、『暗夜行路 前篇』ص.291、岩波文庫、سال ۲۰۰۴
- ↑ 『新潮日本文学アルバム11 志賀直哉』紅野敏郎 解説、新潮社、سال ۱۹۸۴
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』 ص. ۲۰۶、岩波書店、 سال۱۹۹۴
- ↑ 「年譜」、『現代日本文学大系34 志賀直哉 集』ص۴۶۲、筑摩書房、 سال ۱۹۶۸
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』 ص. ۹۳、岩波書店、سال ۱۹۹۴
- ↑ 栗林 2016, ص. ۳۵–۳۴
- ↑ 「愛読書回顧」(向日葵 1947年1月1日)、『志賀直哉随筆集』(岩波文庫、1995年)に所収
- 1 2 3 新潮アルバム11 سال ۱۹۸۴ صفحهٔ ۱۰۵
- ↑ 「年譜」、『現代日本文学大系34 志賀直哉 集』ص. ۴۶۲、筑摩書房、سال ۱۹۶۸
- 1 2 3 4 5 「続創作余談」(改造 1938年6月1日)。『志賀直哉随筆集』(岩波文庫、1995年)に所収
- ↑ 新潮アルバム11 ۱۹۸۴, ص. ۱۷
- ↑ 貴田庄『志賀直哉、映画に行く―エジソンから小津安二郎まで見た男』朝日新聞出版〈朝日選書〉、2015年。
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』. ص ۱۶۱–۱۶۲、岩波書店、سال۱۹۹۴
- ↑ 「志賀直哉略年譜」、『暗夜行路 前篇』ص. ۲۹۴、岩波文庫、۲۰۰۴
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』 ص. ۱۸۱、岩波書店、 سال۱۹۹۴
- ↑ 「創作余談」(改造 1938年6月1日)。『志賀直哉随筆集』(岩波文庫、1995年)に所収
- 1 2 3 「志賀直哉略年譜」、『暗夜行路 前篇』p.292、岩波文庫、2004年
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』p.182、岩波書店、1994年
- ↑ 貴田庄『志賀直哉、映画に行く―エジソンから小津安二郎まで見た男』朝日新聞出版〈朝日選書〉、2015年。
- ↑ 「続創作余談」(改造 1938年6月1日)。『志賀直哉随筆集』(岩波文庫、1995年)に所収
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』pp.204-205、岩波書店、1994年
- 1 2 「志賀直哉略年譜」、『暗夜行路 前篇』pp.292-293、岩波文庫、2004年
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』p.212、岩波書店、1994年
- ↑ 「「志賀直哉を育てた女性たち」 第三回企画展記念講演会 第52回面白白樺倶楽部開催報告」、白樺文学館公式ホームページ、2018年1月4日閲覧
- ↑ 「志賀直哉について」 奈良学園セミナーハウス 志賀直哉旧居、2018年1月23日閲覧
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』pp.228-230、岩波書店、1994年
- 1 2 阿川弘之『志賀直哉 下』p.299、岩波書店、1994年
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』pp.271-272、岩波書店、1994年
- 1 2 3 4 新潮アルバム11 1984, p. 106
- ↑ 栗林 2016, p. 64
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』p.283、岩波書店、1994年
- ↑ 阿川、上 1997, p. 403-407
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 上』pp.362-363、岩波書店、1994年
- ↑ 「年譜」、『現代日本文学大系34 志賀直哉 集』p.465、筑摩書房、1968年
- ↑ 「志賀直哉」 日本歴史巡り 大正時代、2018年1月19日閲覧
- ↑ 阿川、下 1997, pp. 100–103
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 下』p.113、岩波書店、1994年
- ↑ 中山昭彦、吉田司雄『機械=身体のポリティーク』pp.104-105、青弓社、2014年
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 下』p.144、岩波書店、1994年
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 下』pp.191-194、岩波書店、1994年
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 下』pp.329-330、岩波書店、1994年
- ↑ 阿川、下 1997, p. 464-468
- ↑ 岩井寛『作家の臨終・墓碑事典』p.161、東京堂出版、1997年
- ↑ 阿川、下 1997, pp. 505–506
- ↑ “文庫・コレクション一覧”. 日本近代文学館. 2017年1月31日閲覧。
- ↑ 編者「解説」、『志賀直哉随筆集』p.363、岩波文庫、1995年。編者高橋英夫も作家論がある。
- ↑ 「志賀直哉について」 奈良学園セミナーハウス 志賀直哉旧居、2018年1月23日閲覧
- ↑ 芥川龍之介「文芸的な、余りに文芸的な」(改造 1927年4月号-8月号)。『侏儒の言葉・文芸的な、余りに文芸的な』(岩波文庫、2003年)に所収
- ↑ 菊池寛「志賀直哉氏の作品」『文芸往来』pp.151-159、アルス、1920年
- ↑ 阿川、上 1997, p. 113
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 下』p.308、岩波書店、1994年
- ↑ 『志賀直哉全集 第九巻』P.317-321「柔道の思ひ出」
- ↑ 上田正昭、津田秀夫、永原慶二、藤井松一、藤原彰、『コンサイス日本人名辞典 第5版』、株式会社三省堂、2009年 15頁。
- ↑ 阿川、上 1997, p. 180-185
- 1 2 3 4 5 志賀直哉『和解』を読む第62回面白白樺倶楽部開催報告白樺文学館、2006
- 1 2 阿川、上 1997, p. 315-316
- ↑ 『和解』(1917年10月)。『和解』(新潮文庫、1991年)に所収
- ↑ 「文壇のこのごろ」『大阪朝日新聞』大正4年10月11日
- ↑ 長尾剛『漱石山脈 現代日本の礎を築いた「師弟愛」』 (朝日新聞出版、2018年)
- ↑ 阿川、上 1997, p. 350
- ↑ 「沓掛にて―芥川君のこと―」(中央公論 1927年9月1日)。『志賀直哉随筆集』高橋英夫編(岩波文庫、1995年)に所収
- ↑ 貴田 2015, pp. 445–446
- ↑ 貴田 2015, pp. 374–377
- ↑ 貴田 2015, p. 381
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 下』p.221、岩波書店、1994年
- ↑ 阿川弘之『志賀直哉 下』p.375、岩波書店、1994年
- ↑ 阿川、上 1997, pp. 516–517.
- ↑ 阿川、上 1997, p. 468-471
