نبرد گابینه

نبرد گابینه
بخشی از جنگ دوم دیادوخوی

چاپی از ائومنس کاردیایی، اواخر سدهٔ ۱۷ میلادی.
تاریخزمستان ۳۱۶–۳۱۵ پیش از میلاد
موقعیت
گابینه (استان اصفهان، ایران امروزی)
۳۱°۴۶′۳۸″شمالی ۵۱°۴۸′۰۶″شرقی / ۳۱٫۷۷۷۲۰۵°شمالی ۵۱٫۸۰۱۶۴۹°شرقی / 31.777205; 51.801649
نتایج بینتیجه از نظر نظامی؛ پیروزی کلی آنتیگونیان پس از خیانت به ائومنس
طرف‌های درگیر
دشمنان پلیپرخون حامیان پلیپرخون
فرماندهان و رهبران
  • ائومنس (اعدام)
  • اودموس (اعدام)
  • پوکستاس
  • آنتیگنس (اعدام)
  • تئوتاموس
قوا
  • تعداد کل نامشخص
    • ۲۲٬۰۰۰ پیادهٔ سنگین‌اسلحه
    • ۹٬۰۰۰ سواره
    • ۶۵ فیل جنگی
  • حدود ۴۳٬۰۰۰ نفر
    • ۳۶٬۷۰۰ پیاده
    • ۶٬۰۰۰ سواره
    • ۱۱۴ فیل جنگی
تلفات و خسارات
حدود ۵٬۰۰۰ نفر ۳۰۰ نفر
نبرد گابینه در غرب و مرکز آسیا واقع شده
نبرد گابینه
موقعیت تقریبی نبرد گابینه.
نبرد گابینه در ایران واقع شده
نبرد گابینه
نبرد گابینه (ایران)

نبرد گابینه (انگلیسی: Battle of Gabiene) دومین نبرد بزرگ[یادداشت ۱] میان آنتیگون یک‌چشم و ائومنس کاردیایی، دو تن از جانشینان اسکندر مقدونی بود. این نبرد در زمستان ۳۱۶–۳۱۵ پیش از میلاد در گابینه واقع در پارس روی داد و به جنگ دوم دیادوخوی پایان بخشید. این نبرد، آنتیگون را به قدرتمندترین ژنرال در میان جانشینان اسکندر تبدیل کرد.

از آنجا که تنها مرجع این نبرد، در نهایت به نوشته‌های دستیار شخصی ائومنس، هیرونیموس کاردیایی (که بعدها وقایع‌نگاری‌اش توسط دیودوروس سیکولوس نقل شد)، بازمی‌گردد و او بعدها به آنتیگون پیوست، روایت موجود دیدگاهی منحصربه‌فرد از هردو طرف درگیری ارائه می‌دهد.

پیش‌زمینه

پس از مرگ اسکندر مقدونی در ۳۲۳ پ.م، سردارانش بلافاصله بر سر امپراتوری عظیم او به ستیز پرداختند. این درگیری به زودی به جنگی علنی تبدیل شد و هر سردار در پی تصاحب سهمی از قلمرو پهناور اسکندر بود. یکی از برجسته‌ترین ژنرال‌های دیادوخوی، آنتیگون یک‌چشم بود که در یکی از محاصره‌ها یک چشم خود را از دست داده بود. در سال‌های آغازین جنگ میان جانشینان، او با ائومنس، سرداری توانا که پیشتر کراتروس را شکست داده بود، روبه‌رو شد. این دو دیادوخوی سلسله‌نبردهایی را در سراسر آسیای صغیر، پارس و ماد ترتیب دادند تا سرانجام برای نبردی سرنوشت‌ساز در گابینه (یونانی: Γαβιηνή) به مصاف هم رفتند.

آنتیگون از ژنرال‌های فیلیپ دوم مقدونی و سپس پسرش اسکندر بود. او سرداری کارکشته و باتجربه بود و مهارتش را در نبردهای متعددی به اثبات رسانده بود. ائومنس، برخلاف دیگر دیادوخوی، تباری مقدونی نداشت. او نخست منشی فیلیپ و سپس اسکندر بود، اما اسکندر استعداد نظامی ائومنس را تشخیص داد و در لشکرکشی اسکندر به هند فرماندهی‌های ارشدی به او سپرد. پس از مرگ اسکندر، ائومنس به سرعت توانایی خود را با اتحاد با پردیکاس و تسخیر بخش بزرگی از آناتولی نشان داد.

در ۳۱۹ پ.م، آنتیگون با ارتش خود به کاپادوکیه (ساتراپی ائومنس) تاخت و در لشکرکشی‌ای برق‌آسا (نک: نبرد اورکینیا)، ائومنس را به دژ نورا، قلعه‌ای مستحکم در مرز کاپادوکیه و لیکائونیه، عقب راند. ائومنس بیش از یک سال در آنجا مقاومت کرد تا مرگ آنتیپاتر مخالفانش را دچار آشفتگی ساخت. او با حیله‌گری از نورا گریخت، با پلیپرخون (نایب‌السلطنه جدید امپراتوری) متحد شد و پس از گردآوری سپاهی کوچک، به کیلیکیه لشکر کشید و در آنجا با آنتیگنس و تئوتاموس، فرماندهان سپرداران نقره‌ای و هوپاسپیت‌ها، پیمان اتحاد بست.[۱] ائومنس با بهره‌برداری از وفاداری و احترام خرافی آنان به اسکندر، کنترلشان را به دست گرفت.[۲] او با استفاده از خزانهٔ سلطنتی در سیندا، سپاهی از مزدوران برای تقویت نیروهای خود و مقدونی‌های آنتیگنس و تئوتاموس به خدمت گرفت.[۳] در ۳۱۷ پ.م، ائومنس کیلیکیه را به مقصد سوریه و فنیقیه ترک کرد و شروع به تشکیل نیروی دریایی از جانب پلیپرخون نمود.[۴] او ناوگان آماده را برای تقویت پلیپرخون به غرب فرستاد، اما در سواحل کیلیکیه، ناوگان آنتیگون راه را بر آن بست و ناوگان ائومنس تغییر جبهه داد.[۵] در همین حال، آنتیگون پس از سر و سامان دادن به امور آسیای صغیر، برای نابودی ائومنس پیش از آنکه بتواند خرابی بیشتری به بار آورد، به شرق لشکر کشید. ائومنس که به طریقی از این نقشه پیشاپیش آگاه شده بود، از فنیقیه خارج شد و از راه سوریه به سمت بین‌النهرین حرکت کرد تا در ساتراپی‌های علیا به جذب نیرو بپردازد.[۶] هنگامی که آنتیگون به سوریه رسید، دریافت که ائومنس پایگاه خود در فنیقیه را ترک کرده و به شرق رفته است. دو سپاه در سراسر بین‌النهرین، بابِل، شوش و ماد به پیشروی و ضدپیشروی پرداختند تا سرانجام در جنوب ماد با یکدیگر روبرو شدند و نبرد پارتاکن را که نتیجه‌ای قطعی نداشت، رقم زدند.[۷] آنتیگون که تلفات بیشتری متحمل شده بود، شبانه با راهپیمایی اجباری ارتش خود را به جای امنی رساند.[۸]

مقدمه

در زمستان ۳۱۶–۳۱۵ پ.م، آنتیگون تلاش کرد با عبور دادن ارتش خود از یک بیابان، ائومنس را در پارس غافلگیر کند. با این حال، بومیان منطقه او را مشاهده و موضوع را به دشمنانش گزارش دادند. ائومنس سپس آنتیگون را فریب داد و وانمود کرد که تمام سپاهش همراه اوست. او نیروهایی گرد آورد و با مشخص کردن اردوگاهی بزرگ بر روی تپه‌ها، به هر سرباز دستور داد در طول شب آتشی روشن کند تا این تصور ایجاد شود که ارتشی عظیم در آنجا اردو زده است. آنتیگون نقشهٔ خود را رها کرد و منتظر مابقی سپاهش ماند.[۹] چند روز بعد، دو ارتش به هم نزدیک شدند و در فاصلهٔ حدود هشت کیلومتری مقابل یکدیگر اردو زدند. آن‌ها در دشتی وسیع و کاملاً بایر به دلیل خاک سست و شور مستقر بودند.[۱۰]

نیروهای متقابل

قوای آنتیگون در این نبرد شامل ۲۲٬۰۰۰ پیادهٔ سنگین‌اسلحه، تعداد نامشخصی پیادهٔ سبک، ۹٬۰۰۰ سواره و ۶۵ فیل جنگی بود. پیاده‌نظام سنگین او دست‌کم از ۷٬۰۰۰ مقدونی، ۶٬۵۰۰ پانتوداپوی (نیروهای بومی آسیایی)، ۲٬۰۰۰ لیکیه‌ای و پامفیلیه‌ای و ۶٬۵۰۰ مزدور یونانی تشکیل می‌شد؛ ترکیب پیادهٔ سبک مشخص نیست؛ سواره‌نظام نیز که جزئیات آن ذکر نشده، حدود ۹٬۰۰۰ سوارهٔ سنگین و سبک را شامل می‌شد.[۱۱]

ارتش ائومنس ۳۶٬۷۰۰ پیاده (اعم از سنگین و سبک)، ۶٬۰۰۰ سواره و ۱۱۴ فیل در اختیار داشت. مهم‌ترین عنصر این سپاه، هستهٔ کهنه‌سربازان ارتش اسکندر مقدونی بود: ۳٬۰۰۰ آرگیراسپید (سپرداران نقره‌ای) و ۳٬۰۰۰ هوپاسپیت (سپربران).[۱۱]

نبرد

چیدمان نیروها در نبرد گابینه.

آنتیگون با برخورداری از برتری در سواره‌نظام، تصمیم گرفت سوارهٔ سنگین و بیشتر فیل‌ها و پیادهٔ سبک خود را در جناح راست متمرکز کند و به جناح چپ ائومنس یورش ببرد، در حالی که مرکز (پیاده‌نظام) و جناح چپ (سوارهٔ سبک) خود را عقب نگه می‌داشت. خود آنتیگون و پسرش دیمتریوس شخصاً فرماندهی سوارهٔ سنگین را بر عهده گرفتند. ائومنس نیز با دیدن آرایش آنتیگون، خود و بهترین سواره‌نظامش را همراه با فیل‌ها و پیادهٔ سبک خود در مقابل سوارهٔ سنگین آنتیگون قرار داد. او قصد داشت یورش آنتیگون را مهار کند و هم‌زمان از آرگیراسپیدها (سپرداران نقره‌ای) زبدهٔ خود در مرکز برای شکستن خط دشمن استفاده کند.[۱۲] آرگیراسپیدها یگانی از کهنه‌سربازانی بودند که ابتدا زیر نظر فیلیپ و سپس اسکندر جنگیده بودند. با وجود آنکه این سربازان کارکشته آن‌قدر پیر بودند که می‌توانستند پدربزرگ حریفانشان باشند، همچنان بسیار مورد احترام بوده و در میدان نبرد شکست‌ناپذیر تلقی می‌شدند.

پیش از آغاز نبرد، آنتیگنس، رهبر آرگیراسپیدها، سواری را به سوی فالانژ آنتیگون فرستاد تا آنان را با این سخن به باد استهزا بگیرد: «ای مردان شرور، آیا به پدرانتان که جهان را زیر نظر فیلیپ و اسکندر فتح کردند، گناه می‌ورزید؟» روحیهٔ فالانژیت‌های آنتیگون فروکاست و فالانژ ائومنس در پاسخ فریاد شادی سر داد. ائومنس این فرصت را غنیمت شمرد و فرمان پیشروی داد.

نخستین درگیری میان پیادهٔ سبک و فیل‌ها آغاز شد. بلافاصله ابر عظیمی از گردوغبار از خاک سست برخاست و بیشتر صحنهٔ نبرد را پوشاند. آنتیگون که متوجه این موضوع شد، تصمیم گرفت از آن بهره ببرد. او دسته‌ای از سوارهٔ سبک مادی و تارانتینی را برگزید و به آنان دستور داد جناح چپ ائومنس را دور بزنند و به اردوگاه او حمله کنند؛ مأموریت آن‌ها تصرف باروبنه و انتقال آن به اردوگاه آنتیگون بود. به دلیل گردوغبار، این حرکت کاملاً از چشم سپاه ائومنس پنهان ماند. سربازان آنتیگون که پاسداران اردوگاه دشمن را ناکافی یافتند، بیشتر باروبنهٔ حریف، شامل همسران، فرزندان، خدمتکاران و اندوخته‌های مالی ارتش را به تصرف درآورده و با خود بردند.[۱۳]

مرحلهٔ دوم نبرد.

در جناح راست، آنتیگون و دیمتریوس با استفاده از گردوغبار غلیظ برای پنهان کردن حرکت خود، با سوارهٔ سنگین از کنار پیادهٔ سبک و فیل‌های درگیر عبور کرده و به طور غیرمنتظره‌ای به جناح سواره‌نظام ائومنس تاختند. بخش بزرگی از سوارهٔ سنگین ائومنس به فرماندهی پوکستاس که غافلگیر شده بود، پا به فرار گذاشت. با وجود تلاش‌های قهرمانانهٔ ائومنس برای عقب راندن آنتیگونیان، او به شدت در محاصرهٔ نیروهای بیشتر قرار گرفت و وادار به عقب‌نشینی شد. آنتیگون و دیمتریوس از سواره‌نظام خود برای ایجاد سپری میان ائومنس و مابقی سپاهش استفاده کردند. نبرد فیل‌ها و پیادهٔ سبک نیز با کشته شدن فیل پیش‌تاز ائومنس به پایان رسید و سایر فیل‌ها چنان وحشت‌زده شدند که گریختند. آنتیگون آشکارا در جناح راست پیروز شده بود.[۱۴]

مرحلهٔ پایانی نبرد.

هم‌زمان، در مرکز میدان، دو فالانژ درگیر شدند. فالانژ ائومنس به پیش‌تازی سپرداران نقره‌ای تقریباً شکست‌ناپذیر، به پیروزی آشکاری دست یافت. ائومنس به پوکستاس دستور داد با سواره‌نظام خود به نبرد بازگردد و از این برتری بهره گیرد، اما او سر باز زد و در عوض حتی عقب‌تر نشست. آنتیگون به پیتون (فرمانده جناح راست) دستور داد از پشت سر به فالانژ ائومنس حمله کند. این امر پیاده‌نظام سنگین ائومنس را وادار به توقف تعقیب پیروزمندانه‌شان کرد، اما این کهنه‌سربازان کارکشته خونسردی خود را حفظ کرده، آرایش مربعی تشکیل دادند و به سلامت از میدان نبرد خارج شدند.[۱۴]

پی‌آمد

نتیجهٔ نبرد، مانند پارتاکن، بی‌نتیجه بود و ائومنس همچنان نیرویی قدرتمند در اختیار داشت. آن شب، ائومنس تلاش کرد ارتش را متقاعد کند که روز بعد دوباره با آنتیگون بجنگند. سپاهش بی‌میل بود، زیرا تازه دریافته بودند که اردوگاهشان غارت شده است. ساتراپ‌ها نیز می‌خواستند برای محافظت از قلمروشان عقب‌نشینی کنند. این سپرداران نقره‌ای بودند که ابتکار عمل را به دست گرفتند. آنان که فهمیدند آنتیگون همسران، فرزندان، خدمتکاران و غنایمشان را در اختیار دارد، مخفیانه با او وارد مذاکره شدند. توافقی حاصل شد که بر اساس آن، آنتیگون در ازای تحویل ائومنس و وعدهٔ وفاداری در آینده، باروبنه و خانواده‌هایشان را بازگرداند. سپرداران نقره‌ای بی‌درنگ ائومنس و افسران ارشدش را دستگیر کرده و به آنتیگون تحویل دادند.[۱۵]

ائومنس تحت مراقبت شدید قرار گرفت و آنتیگون شورایی برای تصمیم‌گیری دربارهٔ سرنوشت او تشکیل داد. دیمتریوس و نئارخوس از آنتیگون خواستند جان ائومنس را ببخشد، اما اکثر اعضای شورا بر اعدام او اصرار داشتند. بدین ترتیب تصمیم گرفته شد و ائومنس به پایان راه خود رسید و جسدش برای خاکسپاری به دوستانش سپرده شد. اودموس، که از هند به عنوان متحد ائومنس آمده بود و مسئول جذب فیل‌ها و پیادهٔ سبک ائومنس بود، و نیز رهبر آرگیراسپیدها، آنتیگنس، اعدام شدند.[۱۵]

مقدونی‌های ارتش ائومنس به صفوف سپاه آنتیگون پیوستند. آنتیگون با توجه به وفاداری متزل‌زل سپرداران نقره‌ای (که به ائومنس و آنتیگنس خیانت کرده بودند)، تصمیم گرفت ۱٬۰۰۰ تن از سرکش‌ترین آن‌ها را به ساتراپی دوردست آراخوسیا بفرستد تا در جنگ‌های مرزی با هندی‌ها شرکت کنند. به ساتراپ محلی، سیبورتیوس، دستورهای ویژه‌ای داده شد تا آن‌ها را نیروهایی مصرف‌شدنی تلقی کند.[۱۶]

در فرهنگ عامه

رمان فیل‌ها و دژها (Elephants and Castles) نوشتهٔ آلفرد دوگان، که بر اساس زندگی دیمتریوس نوشته شده، به این نبرد نیز می‌پردازد.

سومین رمان از مجموعهٔ سردار (Tyrant) نوشتهٔ کریستین کامرون با نام بازی‌های تدفین (Funeral Games)، نبرد گابینه را به تصویر می‌کند.

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. ↑ و سومین رویارویی کلی پس از اورکینیا و پارتاکن.

پانویس

  1. ↑ Diodorus Sicilus, Bibliotheca Historica, XVIII 59,1-3.
  2. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XVIII 60,1-60,3.
  3. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XVIII 61,4-5.
  4. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XVIII 63,6.
  5. ↑ Polyainos,"Strategemata" IV 6,9.
  6. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XVIII 73,1-2.
  7. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XIX 26-32,2; Richard A. Billows, "Antigonos the One-Eyed and the Creation of the Hellenistic State" pp.95-98.
  8. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XIX 32,1-2.
  9. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XIX 37,2-6; Plutarch, "Life of Eumenes", 15,3-4; Polyainos, "Strategemata" IV 6,11 and 8,4.
  10. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XIX 39,6 and 42,1; Polyainos, "Strategemata" IV 6,13.
  11. 1 2 Richard A. Billows, "Antigonos the One-Eyed and the Creation of the Hellenistic State", p. 101; Diodorus Siculus, "Bibliotheca Historica", XIX 40,1–4; Plutarch, "Parallel Lives, Eumenes", 16,3–4.
  12. ↑ Diodorus Sicilus, "Bibliotheca Historica", XIX 40,1-4; Plutarch, "Life of Eumenes", 16,3-4.
  13. ↑ Diodorus Siculus, "Bibliotheca Historica", XIX 42,1-3; Plutarch, "Life of Eumenes", 16,5-6; Polyainos, "Strategemata" IV 6,13.
  14. 1 2 Diodorus Siculus, "Bibliotheca Historica", XIX 42,4-43,8; Plutarch, "Life of Eumenes", 16,4-17,1; Polyainos, "Strategemata" IV 6,13.
  15. 1 2 Diodorus Siculus, "Bibliotheca Historica" XIX 43,8-44,3; Plutarch, "Parallel Lives, the Life of Eumenes" 17,1-19,1; Cornelius Nepos, "Parallel Lives, Life of Eumenes", 10,3-13,1.
  16. ↑ Diodorus Siculus, "Bibliotheca Historica" XIX 48,3-4; Polyainos, "Strategemata" IV 6,15; Plutarch, "Parallel Lives, the Life of Eumenes" 19,2.

منابع

  • Richard A. Billows, Antigonos the One-Eyed and the Creation of the Hellenistic State, 1990. شابک ‎۰−۵۲۰−۲۰۸۸۰−۳.
  • John Hackett, Warfare in the Classical World. London: Sidgwick & Jackson. 1989. شابک ‎۰−۲۸۳−۹۹۵۹۱−۲.
  • Lecture Notes for Week Fourteen