هاروی وایتهاوس
هاروی وایت هاوس | |
|---|---|
| زادهٔ | ۱۹۶۴ |
| ملیت | بریتانیا |
| پیشینه علمی | |
| شاخه(ها) | انسانشناسی اجتماعی، تاریخ، باستانشناسی، روانشناسی شناختی، انسانشناسی فرهنگی، روانشناسی فرهنگی، روانشناسی اجتماعی |
| محل کار | مدرسه اقتصاد لندن، دانشگاه کمبریج، دانشگاه کوئینز بلفاست، دانشگاه آکسفورد |
| وبگاه | |
هاروی وایت هاوس (انگلیسی: Harvey Whitehouse؛ زادهٔ ۱۹۶۴) دانشمند در زمینه انسانشناسی اجتماعی، تاریخ، باستانشناسی، روانشناسی شناختی، انسانشناسی فرهنگی، روانشناسی فرهنگی، و روانشناسی اجتماعی اهل بریتانیا است.
هاروی وایتهاوس و حالات دینداری
هاروی وایتهاوس با استفاده از روانشناسی حافظه، تبیین متفاوتی از فرگشت مناسک و ساختارهای اجتماعی ارائه داده است.
هاروی وایتهاوس نظریه «واگرایی در دین» را مطرح کرد که در آن دو حالت اصلی برای دینداری قائل است: حالت «هیجانی» (مناسک نادر اما بسیار تکاندهنده که پیوندهای خونی ایجاد میکند) و حالت «عقیدتی» (مناسک تکراری و آموزههای نظاممند که جوامع بزرگ را متحد میکند). نقد او به نظریههای تکبعدی این است که آنها تفاوت میان مذافعات قبیلهای و ادیان جهانی را نادیده میگیرند. از نظر فرگشتی، وایتهاوس معتقد است که هر یک از این دو حالت برای حل چالشهای متفاوتی در زمینه انسجام اجتماعی و انتقال حافظه فرهنگی ایجاد شدهاند.[۱]: ۶۳–۷۰
۱. حالت تصویری یا هیجانی (Imagistic Mode): در این حالت، مناسک مذهبی با تکرار بسیار کم (گاهی یک بار در زندگی) اما با شدت هیجانی و استرس بسیار بالا انجام میشوند (مانند آیینهای بلوغ در قبایل یا مناسک دردناک قربانی).
- سازوکار شناختی: این مناسک باعث ایجاد «خاطرات درخشان» در حافظه رویدادی میشوند. شرکتکنندگان به دلیل تجربه مشترک یک شوک عاطفی یا فیزیکی سنگین، دچار پدیدهای به نام «همجوشی هویت» (Identity Fusion) میگردند.
- ساختار اجتماعی: این حالت منجر به شکلگیری گروههای کوچک، منسجم و بسیار صمیمی میشود که اعضای آن آماده فداکاری مطلق برای یکدیگر هستند. این مدل فاقد رهبری مرکزی یا سلسلهمراتب پیچیده است.[۱]: ۶۳–۸۰
۲. حالت آموزهای یا نظاممند (Doctrinal Mode): این حالت ویژگی اصلی ادیان جهانی (مانند اسلام و مسیحیت) است که در آن مناسک با شدت هیجانی پایین اما تکرار بسیار بالا (مانند نماز روزانه یا موعظههای هفتگی) انجام میشوند.
- سازوکار شناختی: تکرار مداوم باعث انتقال آموزهها به حافظه معنایی میشود. این حالت مستلزم کنترل دقیق برای جلوگیری از «فرسودگی کلامی» و انحراف از عقیده رسمی است.
- ساختار اجتماعی: این مدل اجازه میدهد تا «جوامع تصوری» بسیار بزرگی از غریبهها (مانند امت) شکل بگیرد. این حالت نیازمند ساختار اداری، روحانیت حرفهای و پایش متمرکز عقاید برای حفظ انسجام در مقیاس وسیع است.[۲]: ۱۴۵–۱۶۰
از منظر روانشناسی فرگشتی، وایتهاوس معتقد است که گذار از حالت تصویری به آموزهای در حدود ۱۲٬۰۰۰ سال پیش، کلید اصلی شکلگیری نخستین تمدنها و جوامع کشاورزی بزرگ بود؛ چرا که برای اولین بار، دین توانست غریبهها را نه از طریق پیوند عاطفی مستقیم، بلکه از طریق «اشتراک در آموزه» متحد کند.[۳]: ۲۷۴–۲۹۵
نقد اصلی به وایتهاوس این است که تقسیمبندی او از دینداری به دو حالتِ متمایز، بیش از حد صلب و «دوقطبی» است. منتقدان استدلال میکنند که در اکثر ادیانِ زنده، این دو حالت بهطور مداوم با هم تداخل دارند و نمیتوان مرزِ قاطعی میان آیینهایِ عاطفیِ تکباره و آموزشهایِ تکراریِ نهادی رسم کرد؛ چرا که بسیاری از ادیانِ موفق دقیقاً از ترکیبِ این دو مکانیزم برای حفظِ پایداری و نفوذِ خود در طول تاریخ فرگشت استفاده کردهاند.[۴]
جستارهای وابسته
جستارهای وابسته
منابع
- 1 2 Whitehouse, Harvey (2004). Modes of Religiosity: A Cognitive Theory of Religious Transmission (in English). AltaMira Press. ISBN 978-0759106154. Retrieved 10 فوریه 2026.
- ↑ Whitehouse, Harvey (2000). Arguments and Icons: Divergent Modes of Religiosity (in English). Oxford University Press. ISBN 978-0198234876. Retrieved 10 فوریه 2026.
- ↑ Whitehouse, Harvey; Lanman, Jonathan A. (2014). "The Cognitive Science of Religion: A Very Short Introduction". Method & Theory in the Religious Studies (in English). 26. doi:10.1163/15700682-12341320. Retrieved 10 فوریه 2026.
- ↑ "Modes of Religiosity: A Critique" (in English). Oxford Academic. Retrieved 10 فوریه 2026.
- اعضای کالج مگدالن، آکسفورد
- افراد زنده
- انسانشناسان اجتماعی
- زادگان ۱۹۶۴ (میلادی)