شرف و هبوط

شَرَف (فرازمندی) (انگلیسی: Exaltation) در طالعبینی سنتی، جایگاه ویژهای در دایرةالبروج است که در آن نیروی یک اختر، برجسته و توانمند پنداشته میشود؛ برج روبهروی آن حالت «نشیبمندی» یا هُبوط آن اختر است.
شرف جایگاهی است که گفته میشد یک سیاره یا یکی از دو نیّر (تابندگان)، یعنی خورشید و ماه، در آن از توان، ارج و اختیار بیشتری برخوردار میشود. به زبان ساده، اخترگویان میپنداشتند که هر کوکب در یک برج معین به جایگاهی بلند و بزرگوارانه میرسد و میتواند ویژگیهای منسوب به خود را آشکارتر و نیرومندتر نشان دهد.[۱] شرف در اختربینی در زمره یکی از پنج استیلا (توانمندی سرشتین) بهشمار میآید.
شرف را میتوان به جایگاه یک مهمان بلندپایه در بارگاه تشبیه کرد. اختر در خداوندی در برج خود مانند کسی است که در خانهٔ خویش قرار دارد، اما در برج شرفش مانند مهمانی است که در جایگاه افتخار نشانده شده است. برای نمونه، اسد برج فرمانروایی خورشید است، ولی شرف خورشید در حمل قرار دارد؛ بنابراین خورشید در حمل در خانهٔ خود نیست، اما در جایگاهی ارجمند و توانمند دانسته میشود.[۲]
شرف به این معنا نبود که سرشت اختر دگرگون میشود یا اختر الزاماً نیکاثر میگردد. برای مثال، مریخ (بهرام) در شرف خود همچنان با ویژگیهایی چون گرمی، خشکی، ستیز و نیروی برنده پیوند داده میشد، اما گفته میشد که این نیرو در جدی استوارتر، منظمتر یا کارآمدتر آشکار میشود. در نتیجه، شرف بیشتر نشاندهندهٔ توانایی اختر برای بروز سرشت خود بود، نه نیک یا بد شدن آن.[۱]
جایگاه شرف در سنجش توان اختر
در اخترگویی سنتی، جایگاه اختر در برج یکی از راههای سنجش «توان ذاتی» یا استیلای آن بود. خداوندی، شرف، مثلثه، حد و وجه از جمله نسبتهایی بودند که برای تعیین توان یا اختیار اختر به کار میرفتند. شرف معمولاً از مهمترین این جایگاهها شمرده میشد، هرچند ترتیب دقیق اهمیت این استیلاها در همهٔ مکتبها یکسان نبود.[۲][۳]
«قوت ذاتی» با جای سیاره در خانههای زایچه تفاوت داشت. برج شرف به جایگاه اختر در تقسیم دوازدهگانهٔ دایرةالبروج مربوط بود، اما خانههای زایچه از طالع، افق، ساعت و محل تنظیم زایچه به دست میآمدند. ازاینرو ممکن بود اختری همزمان در برج شرف خود، ولی در خانهای کمتوان از زایچه قرار گرفته باشد.[۳]
هبوط
برج درست روبهروی برج شرف، هُبوط (نشیبمندی) نامیده میشد. اگر اختری در شرف مانند فردی بلندپایه بر تخت افتخار تصور میشد، در هبوط مانند کسی دانسته میشد که از آن جایگاه پایین آمده و برای آشکارکردن توان طبیعی خود با محدودیت یا ناسازگاری روبهرو شده است.[۱][۴]
برای نمونه، شرف خورشید در حمل و هبوط آن در برج روبهرو، یعنی میزان است. شرف ماه در ثور و هبوط آن در عقرب قرار دارد. این تقابل همواره بر پایهٔ فاصلهٔ ۱۸۰ درجهای میان دو برج روبهروی یکدیگر تعیین میشود.[۱][۴]
هبوط با «وبال» یکسان نیست. وَبال (کمتوانمندی) جایگاه اختر در برج روبهروی برج فرمانروایی آن است، درحالیکه هبوط جایگاه آن در برج روبهروی شرف است. برای نمونه، چون برج خداوندی خورشید اسد است، وبال خورشید در دلو قرار دارد؛ اما چون شرف خورشید حمل است، هبوط آن میزان شمرده میشود.[۲][۱]
جایگاههای سنتی
در سنت یونانی، ایرانی و اسلامی، هر یک از هفت کوکب سنتی ــ خورشید، ماه، عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل ــ دارای یک برج شرف بود. پنج برج دیگر، یعنی اسد، عقرب، قوس، دلو و جوزا، در این دستگاه شرف یکی از هفت کوکب اصلی به شمار نمیرفتند.[۱][۴]
| کوکب | برج شرف | درجهٔ ویژهٔ شرف | برج هبوط | درجهٔ ویژهٔ هبوط |
|---|---|---|---|---|
| خورشید | حمل (بره) | درجهٔ ۱۹ | میزان (ترازو) | درجهٔ ۱۹ |
| ماه | ثور (گاو) | درجهٔ ۳ | عقرب (کژدم) | درجهٔ ۳ |
| عطارد (تیر) | سنبله (خوشه) | درجهٔ ۱۵ | حوت (ماهیها) | درجهٔ ۱۵ |
| زهره (ناهید) | حوت (ماهیها) | درجهٔ ۲۷ | سنبله (خوشه) | درجهٔ ۲۷ |
| مریخ (بهرام) | جدی (بزغاله) | درجهٔ ۲۸ | سرطان (خرچنگ) | درجهٔ ۲۸ |
| مشتری (هرمزد) | سرطان (خرچنگ) | درجهٔ ۱۵ | جدی (بزغاله) | درجهٔ ۱۵ |
| زحل (کیوان) | میزان (ترازو) | درجهٔ ۲۱ | حمل (بره) | درجهٔ ۲۱ |
در این جدول، «درجهٔ ۱۹ حمل» در شیوهٔ شمارهگذاری ترتیبی قدیم به معنای درجهٔ نوزدهم برج است که در نشانهگذاری امروزی تقریباً از ۱۸ درجه و صفر دقیقه تا ۱۸ درجه و ۵۹ دقیقه امتداد دارد. به همین ترتیب، درجهٔ سوم ثور با بازهٔ ۲ تا کمتر از ۳ درجهٔ ثور برابر است.[۴]
برج شرف و درجهٔ شرف
منابع سنتی افزون بر یک برج کامل، درجهای ویژه را نیز بهعنوان نقطهٔ اوج شرف هر سیاره معرفی میکردند. برای نمونه، سراسر حمل برج شرف خورشید بود، ولی درجهٔ نوزدهم حمل جایگاه ویژه یا اوج افراشتگی آن به شمار میرفت.[۴]
ابوریحان بیرونی گزارش کرده است که دربارهٔ گسترهٔ شرف اختلاف نظر وجود داشت. برخی اخترگویان آن را تنها در چند درجه پیرامون درجهٔ ویژه مؤثر میدانستند، برخی از آغاز برج تا درجهٔ شرف امتداد میدادند و گروهی دیگر سراسر برج را جایگاه شرف میشمردند. بنابراین حتی در اخترگویی سدههای میانه نیز دربارهٔ اینکه شرف یک نقطهٔ دقیق است یا ویژگی سراسر برج، توافق کامل وجود نداشت.[۴]
بیرونی همچنین نوشته است که منجمان یونانی و ایرانی در جدول رایج درجات شرف همداستان بودند، اما منجمان هندی روزگار او دربارهٔ درجهٔ شرف خورشید، مشتری و زحل اعداد دیگری به کار میبردند. بااینحال، به گزارش او اختلاف اصلی بر سر درجهها بود، نه برجهای شرف این سیارهها.[۴]
توضیح بطلمیوس
بطلمیوس برای برخی جایگاههای شرف توضیحی بر پایهٔ فصلها، افزایش و کاهش روشنایی و ویژگیهای سنتی سیارهها ارائه کرده است. او حمل را شرف خورشید میدانست، زیرا خورشید در آغاز این برج از اعتدال بهاری میگذرد و در نیمکرهٔ شمالی طول روز و گرمای آن افزایش مییابد؛ در مقابل، میزان را هبوط خورشید میدانست، زیرا پس از اعتدال پاییزی روزها کوتاهتر میشوند.[۱]
بطلمیوس زحل را در برابر خورشید قرار میداد و میزان را شرف زحل و حمل را هبوط آن میشمرد. استدلال او این بود که زحل با سردی پیوند دارد و در جایی که گرمای خورشید کاهش مییابد، طبیعت زحل قوت بیشتری پیدا میکند. او همچنین ثور را شرف ماه میدانست، زیرا ماه پس از اجتماع با خورشید در حمل، در ثور روشنایی خود را افزایش میدهد.[۱]
در توضیح بطلمیوس، مشتری در سرطان، مریخ در جدی، زهره در حوت و عطارد در سنبله دارای شرفاند. او این نسبتها را با شمالی یا جنوبی بودن جایگاهها، فصلهای سال و کیفیتهای چهارگانهٔ گرمی، سردی، تری و خشکی پیوند میدهد. این توضیحات بیانگر طبیعیات و اخترگویی روزگار باستاناند و نباید آنها را توضیحهای اخترشناختی به معنای علمی امروز دانست.[۱]
گرههای ماه
در برخی منابع دورهٔ اسلامی برای گرههای ماه نیز جایگاه شرف در نظر گرفته شده است. بیرونی در جدول یونانی و ایرانی، درجهٔ سوم جوزا را بهعنوان شرف گرهٔ شمالی یا «رأس» و درجهٔ سوم قوس را بهعنوان شرف گرهٔ جنوبی یا «ذنب» ثبت کرده است. او در عین حال یادآور میشود که منجمان هندی مورد اشارهٔ او گرهها را در این بخش وارد نمیکردند.[۴]
این نسبتگذاری به گرهها در همهٔ مکاتب و دورهها اهمیت یکسان نداشت. برخلاف خورشید، ماه و پنج سیارهٔ دیدنی، گرههای ماه جرم آسمانی نیستند، بلکه دو نقطهٔ برخورد مدار ماه با دایرةالبروجاند.[۴]
تفسیر در زایچه
در تفسیر سنتی زایچه، قرارگرفتن سیاره در شرف یکی از نشانههای توانمندی آن بود، اما حکم نهایی تنها بر پایهٔ شرف صادر نمیشد. خانهٔ زایچه، نظرها، سرعت و جهت حرکت سیاره، نزدیکی آن به خورشید، روزانه یا شبانه بودن زایچه و دیگر استیلاها و ضعفها نیز در داوری دخالت داشتند.[۵]
برای نمونه، زهره در حوت از نظر شرف نیرومند شمرده میشد، اما اگر در زایچه در خانهای کمتوان، زیر پرتوهای خورشید یا در پیوندی آسیبرسان قرار میگرفت، این عوامل میتوانستند از توان آن بکاهند. برعکس، سیارهای در هبوط نیز الزاماً کاملاً بیاثر نبود و ممکن بود از راه دیگر جایگاهها یا پیوندهای زایچه نیرویی به دست آورد.[۵]
تمایز از مفاهیم اخترشناختی
شرف به ارتفاع واقعی سیاره از افق، فاصلهٔ آن از زمین، اوج مداری یا درخشندگی فیزیکی آن ارتباط ندارد. «بلندی» در این اصطلاح معنایی نمادین و ارزشی دارد و بیانگر منزلت فرضی سیاره در یک برج است، نه موقعیت بالاتر آن در فضای واقعی.[۱]
شرف و هبوط مفاهیمی متعلق به تاریخ طالعبینیاند و در اخترشناسی جدید برای توصیف ویژگیهای فیزیکی یا حرکت سیارهها به کار نمیروند. آزمونهای تجربی شناختهشده نیز توانایی طالعبینی در ارائهٔ داوریهایی فراتر از تصادف را تأیید نکردهاند.[۶]
پیشینهٔ تاریخی
شرفها از کهنترین عوامل شناختهشده در طالعبینی به شمار میروند و نمونههایی از جایگاههای ویژهٔ سیارهها در نوشتههای اخترگویی میانرودان دیده میشود که ظاهراً به دورهای پیش از شکلگیری دستگاه کامل دوازده برج تعلق دارند. در این نوشتهها جای سیارهها با صورتهای فلکی و نواحی ستارهای سنجیده میشد و برخی از این جایگاهها با برجها و درجههایی که بعدها جایگاه شرف شناخته شدند، مطابقت دارند. فرانچسکا روخبرگ با توجه به حضور این دستگاه در سنت مجموعهٔ پیشگوییهای آسمانیِ انوما آنو انلیل، احتمال داده است که ریشههای آن تا هزارهٔ دوم پیش از میلاد امتداد داشته باشد.[۷]
جوآن کانمن این فرضیه را مطرح کرده است که برخی از ستارگان دهگانی مورد احترام در «متون تابوت» مصر باستان ممکن است با «جایگاههای رازآمیز» در نوشتههای اخترگویی بابلی و با شرفهای سیارهای، یا hypsomata، در طالعبینی هلنیستی پیوند داشته باشند. او بر پایهٔ شباهت آرایش دهگانهای ممتاز با جایگاه شرف چهار سیاره، احتمال تأثیر سنت مصری بر دستگاه متأخر شرفها را مطرح کرده است؛ بااینحال، این دیدگاه یک فرضیهٔ پژوهشی است و منشأ مستقیم شرفهای سیارهای بهطور قطعی شناخته نشده است.[۸]
منشأ جایگاههای شرف
علت اصلی اینکه اخترگویان بابلی بعضی جایگاههای سیارهای را ارجمند و نیرومند میدانستند، بهروشنی شناخته نشده است. در دورههای بعد توضیحهای گوناگونی بر پایهٔ فصلها، گرمی و سردی، روشنایی، تقارن برجها و طبیعت سنتی سیارهها پیشنهاد شد، اما همهٔ جایگاهها را نمیتوان با یک قاعدهٔ هماهنگ توضیح داد. رابرت هند برای نمونه به دشواری توضیح شرف مریخِ گرم و نیرومند در برج سردِ جدی اشاره کرده است.[۹]
سیریل فیگن، از اخترگویان ستارهبنیاد سدهٔ بیستم، گمان کرده بود که درجههای شرف شاید جایگاههایی باشند که سیارهها در سال ۷۸۶ پیش از میلاد، همزمان با برپایی پرستشگاهی مهم برای نبو، خدای بابلی، در آنها طلوع هلیاکی داشتهاند. طلوع هلیاکی نخستین آشکارشدن یک جرم آسمانی در سپیدهدم یا شامگاه پس از مدتی پنهانماندن در روشنایی خورشید است و در فرهنگهای خاور نزدیک باستان اهمیت تقویمی داشت. این نظریه بااینحال اثبات نشده و همچنان فرضیهای گمانهزنانه به شمار میرود.[۱۰]
کاربرد درجههای شرف
با آنکه در بسیاری از شیوههای طالعبینی هلنیستی، نظرهای سیارهای بیشتر از یک برج کامل به برج دیگر سنجیده میشدند، درجهٔ دقیق شرف نیز در برخی محاسبات کاربرد داشت. برای نمونه، درجههای ویژهٔ شرف خورشید و ماه در محاسبهٔ «سهم شرف»، یکی از سهمهای عربی یا بهرههای زایچه، به کار میرفتند. ازاینرو باید میان «برج شرف»، که معمولاً سراسر یک برج بود، و «درجهٔ شرف»، که نقطهٔ اوج نمادین آن به شمار میرفت، تمایز گذاشت.
ارزشگذاری عددی در اخترگویی سدههای میانه
در اخترگویی متأخر سدههای میانه، که از سنتهای عربی و بیزانسی تأثیر پذیرفته بود، پنج حرمت ذاتی معمولاً بهصورت سلسلهمراتبی رتبهبندی میشدند. فرمانروایی بر برج یا «خانهٔ سیاره» مهمترین حرمت و شرف پس از آن دومین حرمت اصلی شمرده میشد؛ پس از آن نیز مثلثه، حد و وجه قرار میگرفتند.[۱۱]
اخترگویان سدههای میانه برای مقایسهٔ تقریبی توان سیارهها به هر حرمت یا ضعف، امتیازی عددی اختصاص میدادند. برای نمونه، قرارگرفتن سیاره در برج فرمانروایی یا شرف خود امتیاز مثبت داشت و قرارگرفتن در وبال یا هبوط امتیاز منفی میگرفت. مجموع این امتیازها برای تعیین قدرت نسبی سیاره در زایچه به کار میرفت و گونههایی از همین ارزشگذاری هنوز در برخی مکتبهای طالعبینی سنتی استفاده میشود.[۱۱]
سیارههای بیرونی
پس از کشف اورانوس، نپتون و پلوتون، برخی اخترگویان جدید کوشیدند برای این سیارهها نیز برج فرمانروایی و شرف تعیین کنند. برای نمونه، نپتون بهعنوان فرمانروای جدید حوت پیشنهاد شد و در برخی فهرستهای متأخر، شرف اورانوس را در عقرب، نپتون را در دلو و پلوتون را در اسد قرار دادهاند. این نسبتها بخشی از دستگاه باستانی شرفها نیستند و دربارهٔ آنها میان اخترگویان جدید نیز توافق عمومی وجود ندارد.
دستگاه سنتی شرفها بر هفت کوکب دیدنی ــ خورشید، ماه، عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل ــ استوار بود و ساختاری نسبتاً متقارن داشت؛ ازاینرو افزودن سیارههای کشفشده در دوران جدید به آن، با قواعد تاریخی این دستگاه بهسادگی سازگار نمیشود. بسیاری از پیروان طالعبینی سنتی همچنان تنها همان هفت کوکب را در محاسبهٔ حرمتهای ذاتی به کار میبرند.
شرف در طالعبینی هندی
در برخی شیوههای طالعبینی هندی، جایگاه شرف افزون بر برج ستارهبنیاد، با نکشتره یا منزل قمریای که سیاره در آن قرار گرفته است نیز تفسیر میشود. دایرةالبروج ستارهبنیاد در این دستگاه به ۲۷ نکشتره تقسیم میشود و هر نکشتره قوسی برابر با ۱۳ درجه و ۲۰ دقیقه دارد.[۱۲]
برای نمونه، مشتری در این سنت در سرطان دارای شرف دانسته میشود. در محدودهٔ سیدرجهای سرطان، بخش پایانی نکشترهٔ «پونَروَسو»، سراسر نکشترهٔ «پوشیه» و نکشترهٔ «آشلشا» قرار دارند. پونروسو از ۲۰ درجهٔ جوزا تا ۳ درجه و ۲۰ دقیقهٔ سرطان، پوشیه از ۳ درجه و ۲۰ دقیقه تا ۱۶ درجه و ۴۰ دقیقهٔ سرطان و آشلشا از ۱۶ درجه و ۴۰ دقیقه تا پایان سرطان امتداد دارد.[۱۲]
در برخی تفسیرهای جدید طالعبینی ودایی، درجهٔ ویژهٔ شرف مشتری، یعنی ۵ درجهٔ سرطان، در نکشترهٔ پوشیه قرار میگیرد. ایزد یا فرمانروای نمادین پوشیه «بریهسپتی»، آموزگار خدایان و همتای سنتی مشتری، دانسته میشود؛ ازاینرو قرارگرفتن مشتری در این نکشتره برای توضیح نمادین شرف آن اهمیت یافته است.[۱۳][۱۴]
هر نکشتره خود به چهار بخش برابر به نام «پادا» تقسیم میشود و هر پادا ۳ درجه و ۲۰ دقیقه از دایرةالبروج را در بر میگیرد. چهار پادا در برخی تفسیرهای ودایی با چهار هدف زندگی، یعنی دارما، آرتا، کاما و موکشا، پیوند داده میشوند.[۱۵]
پادای نخست پوشیه، که با دارما پیوند داده میشود، از ۳ درجه و ۲۰ دقیقه تا ۶ درجه و ۴۰ دقیقهٔ سرطان امتداد دارد. از آنجا که درجهٔ پنجم سرطان در همین بخش قرار میگیرد، برخی اخترگویان ودایی آن را نقطهٔ شرف عمیق یا کامل مشتری میشمارند. این توضیح متعلق به دستگاه نمادین طالعبینی ودایی است و نباید با استدلال اخترشناختی یا فیزیکی اشتباه گرفته شود.[۱۳][۱۵]
جستارهای وابسته
پانویس
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Ptolemy, Claudius (1940). "Book I, Chapter 19: Of Exaltations". Tetrabiblos (in English). Translated by F. E. Robbins. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press. pp. 89–91.
- 1 2 3 Ptolemy, Claudius (1940). "Book I, Chapters 17–19". Tetrabiblos (in English). Translated by F. E. Robbins. Harvard University Press. pp. 79–91.
- 1 2 بیرونی, ابوریحان محمد بن احمد (1934). "§§493–494". التفهیم لأوائل صناعة التنجیم (PDF) (in English). Translated by R. Ramsay Wright. London: Luzac & Co. pp. 279–280.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|عنوان ترجمه=صرفنظر شد (کمک) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بیرونی, ابوریحان محمد بن احمد (1934). "§§443–444". التفهیم لأوائل صناعة التنجیم (PDF) (in English). Translated by R. Ramsay Wright. London: Luzac & Co. pp. 258–259.
{{cite book}}: از پارامتر ناشناخته|عنوان ترجمه=صرفنظر شد (کمک) - 1 2 Ptolemy, Claudius (1940). "Book I, Chapters 23–24". Tetrabiblos (in English). Translated by F. E. Robbins. Harvard University Press. pp. 111–117.
- ↑ Carlson, Shawn (1985). "A double-blind test of astrology". Nature (in English). 318: 419–425. doi:10.1038/318419a0.
- ↑ Rochberg, Francesca (1998). Babylonian Horoscopes (in English). Philadelphia: American Philosophical Society. pp. 46–47. ISBN 0-87169-881-1.
- ↑ Conman, Joanne (2006–2009). "The Egyptian Origins of Planetary Hypsomata". Discussions in Egyptology (in English) (64): 12–13، 17–20.
- ↑ Hand, Robert (1987). Horoscope Symbols (in English). Easton, Pennsylvania: Schiffer Publishing. p. 204. ISBN 0-914918-16-8.
- ↑ Hand, Robert (1987). Horoscope Symbols (in English). Easton, Pennsylvania: Schiffer Publishing. p. 204. ISBN 0-914918-16-8.؛ به نقل از: Fagan, Cyril (1951). Zodiacs, Old and New (in English). Anscombe.
- 1 2 Lilly, William (1647). Christian Astrology (in English). London. p. 104.
- 1 2 Cole, Freedom Tobias. Science of Light: An Introduction to Vedic Astrology (in English). p. 251. ISBN 0-9788447-8-5.
- 1 2 Cole, Freedom Tobias. Science of Light: An Introduction to Vedic Astrology (in English). p. 81. ISBN 0-9788447-8-5.
- ↑ Cole, Freedom Tobias. Science of Light: An Introduction to Vedic Astrology (in English). p. 257. ISBN 0-9788447-8-5.
- 1 2 Cole, Freedom Tobias. Science of Light: An Introduction to Vedic Astrology (in English). p. 289. ISBN 0-9788447-8-5.
جستارهای وابسته
منابع
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Exaltation (astrology)». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶.
- طالعبینی
- تاریخ اخترشناسی
- عوامل فنی اختربینی غربی