هدیه موسیقی
| پیشکش موسیقایی Musikalisches Opfer BWV 1079 یوهان سباستیان باخ | |
|---|---|
![]() نخستین صفحه از دستنویس ریچرکار اِی ۶ | |
| مایهنما | دو مینور |
| ژانر | |
| سبک | باروک پسین |
| شکل |
|
| آفرینش | ۱۷۴۷[۱] |
| اهدا شده | فردریک کبیر، پادشاه پروس |
| منتشر شده |
|
| ناشر | انجمن باخ،[واژه ۱] چاپ نوین باخ،[واژه ۲] هنله[واژه ۳] |
| اولین ضبط | ۱۹۳۵ (بخشهایی از اثر)[۳] |
| مدت زمان | حدود ۴۵–۵۰ دقیقه |
| موومانها | مجموعهای از ۱۳ قطعه |
| نخستین اجرا | |
| تاریخ | ۷ مهٔ ۱۷۴۷ (بداهنوازی فوگ ۳صدایی توسط باخ)[۱] |
| مکان | پوتسدام، دربار فردریک کبیر، پادشاه پروس |
پیشکش موسیقایی (به آلمانی: Musikalisches Opfer؛ به انگلیسی: The Musical Offering),[الف] به شمارهٔ BWV 1079،[ب] مجموعهای شگرف از کاننها، فوگها و دیگر قطعات موسیقی اثر نابغهٔ بزرگ موسیقی، یوهان سباستیان باخ است. تمامی قطعات این مجموعه بر پایهٔ یک تِم (زمینه) موسیقایی واحد ساخته شدهاند؛ تِمی که از سوی فردریک کبیر، پادشاه پروس، به باخ اهدا شد و این اثر نیز به خود او تقدیم گردیده است. این مجموعه در سپتامبر ۱۷۴۷ به چاپ رسید.
نقطه اوج این اثر، «ریچرکار اِی سِکس» (Ricercar a 6)،[پ] یک فوگ ششصدایی است که بسیاری آن را قلهٔ تمام این مجموعه میدانند. موسیقیشناس برجسته، چارلز روزن،[ت] این قطعه را به عنوان مهمترین اثر نوشتهشده برای سازهای کلاویهای در طول تاریخ معرفی کرده است (تا حدی به این دلیل که از نخستین نمونههای تاریخ است).[۶] این ریچرکار گاه با نام «فوگ پروسی»[واژه ۴] نیز خوانده میشود؛ نامی که خود باخ نیز از آن استفاده کرده است.
تاریخچه

ریشههای این مجموعه به دیداری تاریخی میان باخ و فریدریش کبیر در تاریخ ۷ مه ۱۷۴۷ بازمیگردد. این ملاقات در اقامتگاه پادشاه در پوتسدام شکل گرفت، زیرا پسر باخ، کارل فیلیپ امانوئل باخ،[ج] در آنجا به عنوان موسیقیدانِ دربار مشغول به کار بود. فریدریش مشتاق بود تا به باخِ پدر، پدیدهای نوظهور را نشان دهد: فورتهپیانو.[چ] سازی که با وجود اختراعش در ۴۷ سال پیش از آن،[۷] هنوز مقبولیتی جهانی نیافته بود (خودِ باخ نیز تا حدود سال ۱۷۳۶ با آن مواجه نشده بود[۸]). با این حال، پادشاه خود چندین نمونه از این سازهای تجربی را که توسط گوتفرید زیلبرمن[ح] در حال توسعه بود، در اختیار داشت.[۹]
در طول این دیدار مورد انتظار در کاخ پوتسدام، باخ که به مهارت افسانهایش در بداههنوازی[خ] شهره بود، یک تِم موسیقی طولانی و بسیار پیچیده از فریدریش دریافت کرد تا بر اساس آن یک فوگ سه صدایی را بیدرنگ بداههنوازی کند. باخ این خواسته را با استادی تمام به انجام رساند، اما فریدریش پا را فراتر نهاد و او را به چالشی دشوارتر فراخواند: بداهه نواختن یک فوگ شش صدایی بر پایهٔ همان تِم. باخ پاسخ داد که برای خلق چنین شاهکاری، نیازمند کار بر روی پارتیتور است و آن را پس از آماده شدن برای پادشاه ارسال خواهد کرد. با این حال، برای آنکه قدرت خویش را در همان مجلس به نمایش بگذارد، باخ تِم دیگری را برگزید و این بار نیز به صورت کاملاً بداهه، یک فوگ شش صدایی بر روی آن اجرا کرد که با همان چیرهدستیِ فوگ سه صدایی، تحسین شگفتزدهٔ تمام حاضران را برانگیخت.[۹] او سپس به لایپزیگ بازگشت تا «تِمِ شاهانه» (Thema Regium یا «تِم پادشاه») را بر روی کاغذ آورد و آن را به اوج شکوه هنری خود برساند:[۱۰]

چهار ماه پس از آن دیدار، باخ مجموعهای از قطعات را بر اساس همان تِم شاهانه منتشر کرد که امروز آن را با نام پیشکش موسیقایی میشناسیم.[۱۱] باخ بر روی این اثر یک کتیبهٔ لاتین نگاشت: «Regis Iussu Cantio Et Reliqua Canonica Arte Resoluta» (به معنای: «نغمه به فرمان پادشاه، و باقی به شیوهٔ کاننیک حلشده»)؛ یک نوشتهٔ کتیبهای هوشمندانه[د] که حروف نخست آن، واژهٔ ریچرکار (RICERCAR)[ذ] را میسازد؛ یکی از ژانرهای شناختهشده و فاضلانهٔ آن دوران.
خاستگاه احتمالی تِم شاهانه
هامفری اف. ساسون،[ر] تِمی را که فریدریش دوم ارائه کرده بود، با تِم یک فوگ در لا مینور (HWV 609)[ز] اثر جورج فریدریک هندل[ژ] که در مجموعهٔ «شش فوگ یا ولونتاری برای ارگ یا هارپسیکورد» منتشر شده بود، مقایسه کرده است. ساسون اشاره میکند که «تِمِ هندل بسیار کوتاهتر از تِمِ پادشاه است، اما 'معماری' موسیقایی آن به طرزی شگفتآور مشابه است: پرشهایی که با یک گام کروماتیک پایینرونده دنبال میشوند.» او همچنین به شباهتهای دیگر میان این دو میپردازد که ساسون را به این نتیجه رساند که باخ احتمالاً از فوگ لا مینورِ هندل به عنوان یک مدل ساختاری یا راهنما برای ریچرکار اِی ۶ (a 6) در پیشکش موسیقایی استفاده کرده و مفاهیم موسیقایی آن ممکن است بر پردازش ریچرکار اِی ۳ (a 3) توسط باخ نیز تأثیر گذاشته باشد. با این وجود، ریچرکار اِی ۶ طولانیتر و به مراتب پیچیدهتر از فوگ هندل است.[۱۳]
آرنولد شونبرگ،[س] در مقالهای که در سال ۱۹۵۰ دربارهٔ باخ نوشت، این نظریه را مطرح کرد که «تِم شاهانه» در واقع به دستور پادشاه توسط پسرِ باخ، کارل فیلیپ امانوئل، به عنوان یک تلهٔ از پیش آمادهشده برای شرمسار کردن یوهان سباستیان باخ ساخته شده بود.[۱۴]
ساختار و سازبندی
پیشکش موسیقایی در شکل نهایی خود، شامل اجزای زیر است:
- دو ریچرکار که برای هر بخش صدایی، روی یک خط حامل مجزا نوشته شدهاند:
- ده کانن:
- یک سونات بر تِم شاهانه[واژه ۱۷] – یک تریو سونات برای فلوت (سازی که فریدریش مینواخت)، متشکل از چهار موومان:
به استثنای تریو سونات که برای فلوت، ویولن و باسو کنتینو[ش] نوشته شده است، سایر قطعات دستورالعمل مشخصی برای سازبندی ندارند؛ هرچند امروزه این نظریه قوت گرفته است که این قطعات، مانند بسیاری دیگر از آثار منتشرشدهٔ باخ، برای ساز شستیدار سولو در نظر گرفته شدهاند.
ریچرکارها و کاننها به شیوههای گوناگونی اجرا شدهاند. ریچرکارها بیشتر از کاننها روی سازهای شستیدار نواخته میشوند، در حالی که کاننها اغلب توسط یک آنسامبل موسیقی مجلسی با سازبندی مشابه تریو سونات اجرا میگردند.
از آنجا که نسخهٔ چاپی این تصور را ایجاد میکند که برای سهولت در ورق زدن هنگام نوازندگی از روی پارتیتور سازماندهی شده، ترتیب قطعات مورد نظر باخ (اگر ترتیب خاصی مد نظر بوده باشد) نامشخص باقی مانده است؛ اگرچه مرسوم است که مجموعه با ریچرکار اِی ۳ آغاز شود و تریو سونات در اواخر آن نواخته شود. کاننهای روی تِم شاهانه[واژه ۱۸] نیز معمولاً با هم اجرا میشوند.
معماهای موسیقایی
برخی از کاننهای پیشکش موسیقایی در پارتیتور اصلی تنها با یک ملودی مونودیک (تکصدایی) کوتاه چند میزانی، همراه با یک نوشتهٔ کم و بیش رمزآلود به زبان لاتین در بالای آن، نمایش داده شدهاند. این قطعات، فوگهای معمایی[ص] (یا گاهی به شکل مناسبتر، کاننهای معمایی) نامیده میشوند. از اجراکننده (گان) انتظار میرود که ضمن حل کردن «معما»، موسیقی را به عنوان یک قطعهٔ چندبخشی (قطعهای با چندین ملودی درهمتنیده) تفسیر و اجرا کنند. برخی از این معماها بیش از یک «راهحل» ممکن دارند، هرچند امروزه اکثر نسخههای چاپی پارتیتور، یک راهحل واحد و کم و بیش «استاندارد» برای معما ارائه میدهند تا نوازندگان بتوانند بدون نگرانی دربارهٔ زبان لاتین یا خودِ معما، صرفاً به نوازندگی بپردازند.
یکی از این کاننهای معمایی، موسوم به «in augmentationem» (یعنی با افزایش، جایی که دیرند نتها طولانیتر میشود)، با این عبارت تقدیس شده است: «Notulis crescentibus crescat Fortuna Regis» (باشد که بخت و اقبال پادشاه همچون دیرند نتها فزونی یابد)، در حالی که یک کانن مدولهشونده که یک پرده بالاتر از جایی که آغاز شده به پایان میرسد، با این نوشته همراه است: «Ascendenteque Modulatione ascendat Gloria Regis» (همانطور که مدولاسیون اوج میگیرد، باشد که شکوه پادشاه نیز اوج گیرد).
کانن با گردش تنها (کانن بیپایان بالارونده)
کانن با گردش تنها،[واژه ۱۹] نسخهای دیگر از تِم پادشاه را در برابر یک کانن دوصدایی در فاصلهٔ پنجم قرار میدهد. با این حال، این قطعه مدولاسیون انجام میدهد و یک پرده کامل بالاتر از نقطهٔ شروع خود به پایان میرسد و در نتیجه، فاقد کادانس نهایی است.
سرشت الهیاتی
در میان نظریههای مربوط به منابع تأثیرگذار بیرونی، مایکل مریسن[ض][۱۶] توجه را به امکان وجود مفاهیم الهیاتی جلب میکند. مریسن نوعی ناهماهنگی میان تقدیمنامهٔ رسمی به فریدریش کبیر و تأثیر کلی موسیقی که اغلب مالیخولیایی و حتی سوگوارانه است، مشاهده میکند. تریو سونات یک سونات دا کیهزا[ط] کنترپوانتیک است که سبکش با ذائقهٔ سکولار فریدریش در تضاد بود. نوشتهٔ Quaerendo invenietis (با جستجو خواهی یافت) که بر بالای کانن شماره ۹ یافت میشود، به موعظه سر کوه اشاره دارد («بجویید تا بیابید»، انجیل متی ۷:۷، انجیل لوقا ۱۱:۹). عنوان اصلی، Opfer («پیشکش» یا «قربانی»)، این امکان را فراهم میآورد که این چرخه به عنوان یک پیشکش در معنای مذهبی کلمه نگریسته شود. مریسن همچنین اشاره میکند که از آنجا که رویههای کاننیک اغلب تداعیگر الزامات سختگیرانهٔ شریعت موسوی هستند، ده کانن اثر احتمالاً به ده فرمان اشاره دارند. مریسن معتقد است که باخ در تلاش بوده تا فریدریش کبیر را به سوی ایمان مسیحی بشارت دهد و او را متوجه الزامات شریعت موسوی کند.
در تحقیقی جدیدتر،[۱۸] زولتان گونتس[ظ] اشاره کرده است که دستور مؤلف برای جستجو کردن[واژه ۲۰] نه تنها به کاننهای معمایی، بلکه به ریچرکار ششصدایی نیز مربوط میشود که عنوان کهن آن نیز به معنای جستجو کردن است. چندین نقلقول کتاب مقدس در این موومان پنهان شدهاند و کشف آنها به دلیل مانورهای آهنگسازی گوناگون، به ویژه دشوار شده است. ساختار فرمال منحصربهفرد این فوگ، سرنخی به دست میدهد: برخی ناهنجاریها و ناسازگاریهای ظاهری به تأثیرات بیرونی و غیرموسیقایی اشاره دارند.
از جمله وظایف باخ در دوران تصدی خود در لایپزیگ (۱۷۲۳–۵۰)، تدریس زبان لاتین بود. اورزولا کرکندیل[ع][۲۱] بر وجود ارتباطی نزدیک با کتاب راهنمای دوازده جلدی فن خطابه، Institutio Oratoria، اثر خطیب رومی، کوئنتیلی[غ] که مورد تحسین فریدریش کبیر بود، استدلال کرده است. یوهان ماتیاس گسنر،[ف] زبانشناس و رئیس مدرسهٔ توماس در لایپزیگ که باخ در سال ۱۷۲۹ یک کانتات برای او تصنیف کرد، نسخهٔ قابل توجهی از آثار کوئنتیلی را با یک پاورقی طولانی به افتخار باخ منتشر کرده بود.
اقتباسها و ارجاعات
«تِم شاهانه» به عنوان تِم برای موومانهای اول و آخر سونات شماره ۷ در ر مینور اثر فریدریش ویلهلم روست،[ق] نوشتهشده در حدود ۱۷۸۸، و همچنین به عنوان تِم برای واریاسیونهای پیچیدهای اثر جووانی پایسیلو[ک] در اثرش «وداع دوشس بزرگ روسیه»،[واژه ۲۱] نوشتهشده در حدود ۱۷۸۴ هنگام ترک دربار کاترین کبیر، ظاهر میشود.
«ریچرکار اِی ۶» بارها به تنهایی تنظیم شده است که برجستهترین تنظیمکنندهٔ آن آنتون وبرن[گ] بود. او در سال ۱۹۳۵ نسخهای برای ارکستر کوچک ساخت که به خاطر سبک کلانگفاربنملودی[ل] شهرت دارد (یعنی خطوط ملودی پس از هر چند نت از یک ساز به ساز دیگر منتقل میشوند و هر نت، «رنگ صوتی» سازی را که آن را مینوازد، به خود میگیرد):

تنظیم وبرن به تهیهکنندهٔ موسیقی و رهبر ارکستر بیبیسی، ادوارد کلارک[م] تقدیم شد.[۲۹]
نسخهٔ دیگری از ریچرکار اِی ۶ در سال ۱۹۴۲ توسط سی. اف. پیترز در تنظیمی برای ارگ از موسیقیشناس هرمان کلر[ن] که در آن زمان در اشتوتگارت مستقر بود، منتشر شد.[۳۱]
ایگور مارکویچ[و] اجرایی برای سه گروه ارکسترال و برای موومانهای سونات، یک کوارتت سولو (ویولن، فلوت، ویولنسل و هارپسیکورد)، نوشت که در سالهای ۱۹۴۹–۵۰ تصنیف شد.
مادرن جاز کوارتت[ه] یکی از کاننها را (که در اصل «برای دو ویولن همصدا» بود) به عنوان مقدمهای برای اجرای خود از آهنگ استاندارد «به نرمی طلوع یک خورشید»[واژه ۲۲] در آلبومشان کونکورد (۱۹۵۵) به کار بردند. تِم شاهانه توسط کنترباس نواخته میشود و میلت جکسون (ویبرافون) و جان لوئیس (پیانو) دو صدای کنترپوانتیک تقلیدی را بر فراز آن میبافند:[۳۴]

ایسانگ یون[ی] قطعهٔ «تم شاهانه برای ویولن سولو»[واژه ۲۳] را تصنیف کرد که یک پاساکالیا بر روی تِم شاهانه با تأثیرات آسیایی و دوازدهنغمهای است و در سال ۱۹۷۰ نوشته شد.
بارت برمن[اا] سه کانن جدید بر روی تِم شاهانهٔ پیشکش موسیقایی تصنیف کرد که در سال ۱۹۷۸ به عنوان یک ضمیمهٔ ویژهٔ تعطیلات برای مجلهٔ موسیقی هلندی Mens & Melodie (ناشر: Het Spectrum) منتشر شد.
سوفیا گوبایدولینا[اب] از تِم شاهانهٔ پیشکش موسیقایی در کنسرتو ویولن خود، اوفِرتوریوم[اپ] (۱۹۸۰) استفاده کرد. این تِم که در تنظیمی مشابه کار وبرن ارکستراسیون شده، نت به نت از طریق یک سری واریاسیونها واسازی شده و به عنوان یک سرود کلیسای ارتدکس روسی بازسازی میشود.
لزلی هوارد[ات] اجرای جدیدی از پیشکش موسیقایی را تولید کرد که آن را در سال ۱۹۹۰ در فنلاند ارکستراسیون و رهبری نمود.
ژان گییو،[اث] نوازندهٔ ارگ، کل اثر را در سال ۲۰۰۵ برای ارگ رونویسی کرد.[۴۱]
ضبطهای برجسته
- کارل مونشینگر، ارکستر مجلسی اشتوتگارت (Decca, 1955)
- میلان مونسلینگر، آرس ردیویوا: استانیسلاو دوخون، کارل بیدلو، ییری باکسا، یوزف ولاخ، واتسلاو سنیتیل، یاروسلاو موتایک، فرانتیک سلاما، فرانتیشک پوشتا، ویکتوریه اشویهلیکووا (Supraphon, 1959)
- کارل ریشتر، اتو بوشنر، کورت گونتنر، زیگفرید ماینکه، فریتس کیسکالت، هدویگ بیلگرام (DGG/Archiv Produktion, 1963)
- میلان مونسلینگر، آرس ردیویوا: استانیسلاو دوخون، کارل بیدلو، واتسلاو سنیتیل، یاروسلاو موتایک، فرانتیک سلاما، فرانتیشک پوشتا، یوزف هالا (Supraphon, 1966)
- نیکلاوس هارننکور، کنسنتوس موزیکوس وین (Teldec, 1970)
- نویل مارینر، آکادمی سنت مارتین در فیلدز (Philips, 1974)
- راینهارد گوبل، موزیکا آنتیکوآ کلن (Archiv Bach Edition, 1979)
- هانس-مارتین لینده، لینده-کنسورت (EMI-Reflexe, 1981)
- بارتولد کویکن (فلوت)، سیخیسوالد کویکن (ویولن)، ویلند کویکن (ویولا دا گامبا)، روبرت کونن (هارپسیکورد) (Deutsche Harmonia Mundi, 1994)
- جوردی ساوای، له کنسرت د ناسیون (Alia Vox, 1999)
- هنسلر ادیشن، گوتفرید فون در گولتس، پترا مولهیانس، مارتین یوپ، دانیلا هلمز، کریستیان گوسس (ویولن/ویولا)، کارل کایزر (فلوت)، اکهارد وبر (ویولا دا گامبا)، کریستین فون در گولتس (ویولنسل) و میشائل برینگر (هارپسیکورد/فورتهپیانو) (Hanssler Edition CD92.133. 1999)
- کنستانتین لیفشیتز (Orfeo 676071, 2008) (تمام موومانها روی پیانو)
جستارهای وابسته
پینوشتها
یادداشتها
- ↑ عنوان اصلی اثر در زبان آلمانی، Musikalisches Opfer، و ترجمهٔ استاندارد جهانی آن در انگلیسی، The Musical Offering است. نکتهٔ کلیدی در هر دو زبان، واژهٔ Opfer یا Offering است که در فارسی به «پیشکش» ترجمه میشود. این واژه در بافت تاریخی قرن هجدهم، مفهومی فراتر از یک «هدیه» (Gift) ساده دارد و به یک تقدیمی هنری و رسمی اشاره میکند که یک هنرمند به حامی سلطنتی خود (در اینجا، باخ به پادشاه فریدریش دوم) ارائه میدهد. این عبارت، نشاندهندهٔ احترام، ادای دین و همچنین به رخ کشیدن اوج مهارت در پاسخ به یک چالش سلطنتی است. واژهٔ «پیشکش» تنها معادلی است که این بار معنایی پیچیده و جهانشمول را به درستی منتقل میکند.
- ↑ «BWV» مخفف عبارت آلمانی «Bach-Werke-Verzeichnis» به معنای «فهرست آثار باخ» است. این فهرست جامع و معتبر که نخستین بار در سال ۱۹۵۰ توسط موسیقیشناس آلمانی، ولفگانگ اشمیدر (Wolfgang Schmieder) منتشر شد، معتبرترین و رایجترین شیوه برای شمارهگذاری و دستهبندی آثار یوهان سباستیان باخ بهشمار میرود. برخلاف بسیاری از فهرستهای دیگر که بر اساس تاریخ تصنیف اثر تنظیم شدهاند، این فهرست ساختاری موضوعی (تماتیک) دارد؛ به این معنا که آثار مشابه از نظر فرم و گونه، مانند کانتاتها، آثار ارکسترال، یا قطعات کلاویهای، در کنار یکدیگر قرار میگیرند. هر شمارهٔ BWV در حکم شناسنامهٔ هنری یک اثر است و راهی برای شناسایی دقیق هر قطعه در میان اقیانوس پهناور نبوغ باخ فراهم میآورَد.
- ↑ ریچرکار یا ریچرکاره (به ایتالیایی: Ricercare)، که از فعل ایتالیایی ricercare به معنای «جستجو کردن»، «کشف کردن» یا «پژوهش کردن» مشتق شده، یکی از عالمانهترین فرمهای موسیقی سازی در دوران رنسانس پسین و باروک است. این فرم که در اصل یک «موتتِ سازی» به شمار میرود، تکنیکهای پیچیده و تقلیدیِ موسیقی آوازی مقدس را به دنیای سازها منتقل میکرد و به دلیل ماهیت جدی و انتزاعیاش، بستری برای نمایش اوج هنر و مهارت آهنگساز در هنر کنترپوان بود. ریچرکاره به عنوان نیای مستقیم فوگ، نقشی حیاتی در تکامل این فرم ایفا کرد.
شاهکار باخ در این مجموعه، «ریچرکار اِی سِکس» (به ایتالیایی: Ricercar a 6)، نقطه اوج این فرم در تاریخ موسیقی است و ویژگیهای منحصربهفردی دارد:
- پیچیدگی کنترپوانتیک: ساختار آن ششصدایی است، یعنی شامل شش خط ملودیک کاملاً مستقل میشود. مدیریت همزمان این شش صدا برای خلق یک بافت پلیفنیک منسجم و زیبا، یکی از دشوارترین آزمونهای آهنگسازی به شمار میرود.
- پاسخ به یک چالش سلطنتی: این قطعه صرفاً بر اساس تم فردریک کبیر نیست، بلکه پاسخ فکرشده و مکتوب باخ به چالشی است که در لحظه قادر به انجام کامل آن نبود. پادشاه از باخ خواسته بود یک فوگ ششصدایی بر اساس تم او بداههنوازی کند، کاری که تقریباً غیرممکن بود. باخ پس از بازگشت به لایپزیگ، این ریچرکار ششصدایی را به عنوان یک «پیشکش موسیقایی» و اثبات توانایی علمی و هنری خود برای پادشاه فرستاد و برتری ساختار پیچیده و از پیش اندیشیده را بر بداههنوازی صرف به نمایش گذاشت.
- ارائه به صورت پارتیتور باز (Open Score): باخ این ریچرکار را به شکلی بسیار نامعمول برای آثار کلاویهای، یعنی در شش حامل جداگانه (هر صدا روی یک خط) به چاپ رساند. این کار ماهیت نظری و علمی اثر را برجستهتر میکند و آن را بیشتر به عنوان یک شاهکار انتزاعی برای مطالعه و تحسین هنر کنترپوان (برای چشم) تا صرفاً قطعهای برای اجرا (برای گوش) معرفی مینماید. این نوع نگارش باعث بحثهای فراوانی میان موسیقیدانان شده است که آیا این قطعه اساساً برای یک نوازنده کلاویه نوشته شده یا برای گروهی از شش ساز مختلف.[۴]
- ↑ چارلز روزن (Charles Rosen؛ ۱۹۲۷–۲۰۱۲) نوازندهٔ پیانو، موسیقیشناس، نویسنده و روشنفکر برجستهٔ آمریکایی بود. او به عنوان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین اندیشمندان موسیقی در قرن بیستم شناخته میشود. شهرت روزن تنها به خاطر نوازندگی درخشانش (بهویژه در آثار بتهوون، شوپن و آهنگسازان مدرن مانند پیر بولز) نبود، بلکه بیش از هر چیز، به خاطر نوشتههای عمیق، تحلیلی و بسیار روشنگرانهاش دربارهٔ موسیقی بود. کتاب تاریخساز او، «سبک کلاسیک: هایدن، موتسارت، بتهوون» (The Classical Style: Haydn, Mozart, Beethoven) که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، انقلابی در درک ما از موسیقی دورهٔ کلاسیک ایجاد کرد و تا به امروز یکی از مهمترین و پرارجاعترین منابع در این زمینه است. روزن در آثارش، با ترکیب بینظیری از دانش فنی یک نوازندهٔ حرفهای و دیدگاه وسیع یک مورخ فرهنگی، به تحلیل ساختار، زبان و معنای آثار بزرگ موسیقی میپرداخت. او نه تنها یک موسیقیدان، بلکه یک متفکر واقعی بود که توانست پیچیدهترین مفاهیم موسیقی را به زبانی شیوا و قابل فهم برای عموم بیان کند.[۵]
- ↑ آدولف فون منتسل (به آلمانی: Adolph von Menzel؛ ۱۸۱۵–۱۹۰۵) یکی از برجستهترین هنرمندان آلمانی قرن نوزدهم بود که در سبکهای رئالیسم و امپرسیونیسم اولیه فعالیت داشت. او شهرت خود را مدیون نقاشیهای تاریخی دقیقی است که اغلب صحنههایی از زندگی فریدریش کبیر و تاریخ پروس را به تصویر میکشیدند. این اثر، که بیش از یک قرن پس از رویداد واقعی خلق شده، یک بازآفرینی رمانتیک و سرشار از جزئیات از فضای فرهنگی دربار فریدریش است و نه یک سند تاریخی معاصر.
- ↑ کارل فیلیپ امانوئل باخ (Carl Philipp Emanuel Bach, ۱۷۱۴–۱۷۸۸)، دومین پسر بازماندهٔ یوهان سباستیان باخ، خود آهنگسازی بزرگ و از چهرههای کلیدی در دوران گذار از سبک باروک به کلاسیک بود. او که بنیانگذار «سبک حساس» (empfindsamer Stil) شناخته میشود، تأثیری عمیق بر آهنگسازانی چون هایدن، موتسارت و بتهوون گذاشت. خدمت او به عنوان موسیقیدان دربار فریدریش کبیر در پوتسدام، زمینهساز ملاقات تاریخی پدرش با پادشاه شد.
- ↑ «فورتهپیانو» (Fortepiano)، به معنای «قوی-ضعیف»، نیای مستقیم پیانوی امروزی است. این ساز که در اوایل قرن هجدهم اختراع شد، برخلاف هارپسیکورد که در آن سیمها با مضراب زخمه زده میشوند، از مکانیزم چکش برای ضربه زدن به سیمها استفاده میکرد. این نوآوری به نوازنده اجازه میداد تا برای نخستین بار، شدت و ضعف صدا (دینامیک) را تنها با تغییر فشار انگشتان خود کنترل کند؛ قابلیتی که نام این ساز نیز از آن برگرفته شده و انقلابی در بیانگری موسیقی کلاویهای پدید آورد.
- ↑ گوتفرید زیلبرمن (Gottfried Silbermann)، زادهٔ ۱۴ ژانویه ۱۶۸۳ و درگذشتهٔ ۴ اوت ۱۷۵۳، نامی است همسنگ با اوج هنر سازگری سازهای کلاویهای در آلمان عصر باروک. او که استادی بیبدیل در ساخت ارگ، هارپسیکورد و کلاویکورد بود، از پیشگامان تاریخ پرفراز و نشیب پیانو نیز به شمار میرود. زیلبرمن، با الهام از اختراع کریستوفوری و با تکیه بر نبوغ و نوآوری خویش، به ساخت فورتهپیانوهایی همت گمارد که نهتنها به دلیل کیفیت ساخت ممتاز، بلکه به سبب صدای شفاف و نقرهفامشان – گویی بازتابی از نام خانوادگیاش (زیلبر به معنای نقره) – شهرتی عالمگیر یافتند. از جمله نوآوریهای او افزودن مکانیزمی بود که امکان برداشتن تمامی میراگرها از روی سیمها را فراهم میساخت، پیشدرآمدی بر پدال طنین امروزی. گفته میشود یوهان سباستیان باخ، نابغهٔ موسیقی دوران، در ابتدا از سنگینی کلاویهها و ضعف صدای زیرِ سازهای اولیهٔ او انتقاد کرد، اما زیلبرمن با فروتنی هنرمندانه این نقدها را پذیرفت و در پی بهبود سازهایش برآمد، تا جایی که بعدها تحسین و حمایت باخ را برانگیخت و حتی به عنوان واسطه در فروش سازهایش به او یاری رساند. شکوه هنر زیلبرمن تا آنجا رسید که فریدریش کبیر، پادشاه پروس، چندین دستگاه از فورتهپیانوهای او را برای دربار خویش سفارش داد؛ سازهایی که امروزه نیز دو نمونه از آنها در کاخهای پوتسدام به یادگار مانده و شاهدی گویا بر استادی و نوآوری این هنرمند بزرگ در سپیدهدم تاریخ پیانو هستند.
- ↑ در دوران باروک، بداههنوازی صرفاً به معنای آراستن یک ملودی نبود، بلکه یک آزمون بزرگ برای سنجش نبوغ و تسلط فنی یک موسیقیدان به شمار میرفت. از یک استاد بزرگ انتظار میرفت که بتواند در لحظه، یک قطعهٔ کامل و پیچیده مانند فوگ را بر اساس تمی که به او داده میشود، خلق کند. این کار نیازمند تسلط مطلق بر هارمونی و کنترپوان بود و مهارت باخ در این زمینه، در سراسر اروپا شهرت داشت.
- ↑ این عبارت نمونهای درخشان از یک «آکروستیک» (Acrostic) یا «حروفچینی» است؛ یک صنعت ادبی که در آن، حروف نخست هر کلمه یا هر سطر، خود یک واژه یا عبارت معنادار دیگر را میسازند. این شگرد که نیازمند هوشمندی و تسلط بر زبان است، در دوران باروک برای ادای احترام یا پنهان کردن پیامهای خاص به کار میرفت. در اینجا، باخ با انتخاب دقیق کلمات لاتین، نام فرم اصلی قطعه یعنی «ریچرکار» را در دل تقدیمنامهٔ خود به پادشاه جای داده است.
- ↑ ریچرکار (Ricercar) یک املای تاریخی جایگزین برای فرم «ریچرکاره» (Ricercare) است و انتخاب آن توسط یوهان سباستیان باخ در پیشکش موسیقایی، تصمیمی هوشمندانه و معنادار برای اشاره به سبکی کهن و افزایش عمق علمی اثرش بود.
- ۱. تمایز لغوی و تاریخی
- ۲. انتخاب هوشمندانهٔ باخ، اشاره به سبک کهن
- تاکید بر ماهیت علمی اثر: املای کهن، بر جنبهٔ «پژوهشی» و علمی قطعه تاکید میکند و آن را به عنوان یک اثر نظری عمیق و نه صرفاً یک قطعه برای سرگرمی معرفی مینماید.
- نمایش دانش تاریخی: این انتخاب، تسلط و آگاهی عمیق باخ بر تاریخ موسیقی و سنتهای پیش از خود را به نمایش میگذارد.
- هماهنگی فرم و املا: املای کهن با فرم کهنِ ریچرکار هماهنگی کامل دارد و این پیام را میرساند که این قطعه، یک یادمان تاریخی و اوج تکامل یک سنت قدیمی است.
- ↑ هامفری فردریک ساسون (Humphrey Frederick Sassoon, 1920–2003) یک دانشمند کشاورزی و موسیقیشناس خودآموخته بود که با وجود نداشتن کرسی آکادمیک در موسیقی، تحلیلهایش به دلیل دقت و نگاه نافذ، در میان متخصصان بازتاب مییافت. شهرت او در این عرصه، بیش از هر چیز مدیون مقالهٔ روشنگرانهای است که در آن، ارتباط ساختاری میان تِم شاهانهٔ «پیشکش موسیقایی» و یک فوگ کمترشناختهشده از هندل را آشکار ساخت؛ کشفی که نگاهها را به ریشههای احتمالی این تِم معطوف کرد.
- ↑ «HWV» سرواژهای برای Verzeichnis der Werke Georg Friedrich Händels (فهرست آثار جورج فردریک هندل) است. این شمارهگذاری، کاتالوگ استاندارد و جامعی است که توسط موسیقیشناسی به نام برند باسیلت (Bernd Baselt) بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۶ تدوین شد و امروزه به عنوان روش اصلی برای شناسایی و ارجاع به آثار هندل به کار میرود.
- ↑ جورج فریدریک هندل (George Frideric Handel, 1685–1759)، آهنگساز بزرگ آلمانی-بریتانیایی و یکی از دو قلهٔ شامخ موسیقی باروک در کنار باخ بود. گرچه سرنوشت هرگز مجالی برای دیدار این دو غول همعصر فراهم نکرد، اما آثارشان همواره در گفتگویی هنری با یکدیگر قرار داشت. هندل، که بیشتر به خاطر اپراهای باشکوه و اوراتوریوهای حماسیاش شهرت دارد، استادی بیبدیل در خلق درام و احساسات عمیق انسانی از طریق موسیقی بود.
- ↑ آرنولد شونبرگ (Arnold Schoenberg, 1874–1951)، آهنگساز و نظریهپرداز جریانساز اتریشی-آمریکایی، یکی از انقلابیترین چهرههای تاریخ موسیقی غرب بود. او با ابداع نظام موسیقی دوازدهنغمهای (دودکافونیک)، زبان هارمونیک سنتی را درهم شکست و راه را برای مدرنیسم موسیقایی هموار کرد. تحلیلهای ژرف او از آثار استادان گذشته، بهویژه باخ، از آن رو اهمیت دارد که از منظر ذهنی ارائه میشود که خود در حال دگرگون کردن بنیادهای موسیقی بود.
- ↑ باسو کنتینوو (Basso continuo) یا «باسِ پیوسته»، شالودهٔ هارمونیک موسیقی دورهٔ باروک بود. این بخش معمولاً توسط یک ساز باس (مانند ویولنسل یا باسون) که خط ملودی باس را مینواخت و یک ساز آکوردی (مانند هارپسیکورد یا لوت) که بر اساس اعداد مشخصی (باس شمارهگذاریشده) هارمونی را بداههنوازی میکرد، اجرا میشد. این شیوه به آهنگساز اجازه میداد تا چارچوب هارمونیک را مشخص کند و جزئیات را به مهارت نوازنده بسپارد.
- ↑ «فوگ معمایی» یا «کانن معمایی» (به انگلیسی: riddle fugues) یک فرم موسیقایی است که در آن، تنها یک خط ملودی به همراه یک یا چند سرنخ (معمولاً به لاتین) ارائه میشود. نوازنده یا نظریهپرداز باید با رمزگشایی از این سرنخها، نحوهٔ ورود صداهای دیگر، فواصل تقلید، و سایر دستکاریهای کنترپوانتیک (مانند وارونگی، قهقرایی، یا افزایش دیرند) را کشف کرده و قطعهٔ کامل چندصدایی را بازسازی کند. این فرم، اوج هنر و صنعتگری آهنگساز در دوران باروک به شمار میرفت.
- ↑ مایکل مریسن (Michael Marissen؛ زادهٔ ۱۹۶۰) موسیقیشناس برجستهٔ کانادایی و استاد بازنشستهٔ کالج سوارثمور است. او به عنوان یکی از مهمترین و گاه جنجالیترین پژوهشگران آثار باخ در دوران معاصر شناخته میشود. ماریسن در کتابها و مقالات خود، با رویکردی تاریخی-فرهنگی و با تکیه بر تحلیلهای الهیاتی، به بررسی زمینههای اجتماعی و مذهبی آثار باخ، بهویژه کانتاتها و پاسیونهای او، میپردازد. او در کتاب مشهور خود، «طرحهای اجتماعی و مذهبی کنسرتوهای براندنبورگ باخ» (The Social and Religious Designs of J. S. Bach's Brandenburg Concertos)، تفسیری کاملاً نوین از این شاهکارها ارائه داد. پژوهشهای او اغلب بر روی رمزگشایی از معانی پنهان و نمادهای الهیاتی در موسیقی باخ متمرکز است و تأثیر عمیقی بر مطالعات مدرن باخ گذاشته است.[۱۵]
- ↑ سونات دا کیهزا (به ایتالیایی: Sonata da chiesa، به معنای «سونات کلیسا») یکی از دو فرم اصلی سونات در دورهٔ باروک بود. این نوع سونات، همانطور که از نامش پیداست، در اصل برای اجرا در کلیسا و به عنوان بخشی از مراسم مذهبی ساخته میشد و به همین دلیل، دارای شخصیتی جدی، موقر و انتزاعی بود.
ساختار استاندارد آن که توسط آرکانجلو کورلی تثبیت شد، معمولاً شامل چهار موومان با الگوی تمپوی آهسته–سریع–آهسته–سریع است:
- ۱. موومان اول (آهسته): یک مقدمهٔ باشکوه و اغلب سنگین.
- ۲. موومان دوم (سریع): بخشی جدی و پیچیده که معمولاً دارای بافتی کنترپوانی و فوگمانند بود.
- ۳. موومان سوم (آهسته): یک بخش آوازگونه و تغزلی در یک گام نزدیک که فرصتی برای بیان احساسی فراهم میکرد.
- ۴. موومان چهارم (سریع): پایانی پرانرژی و درخشان، اغلب با ریتمی شبیه به رقص اما بدون داشتن عنوان صریح رقص (مانند ژیگ یا گاووت) تا شخصیت غیردنیوی آن حفظ شود.
- ↑ زولتان گُنْز (Zoltán Göncz؛ زادهٔ ۱۹۵۸) آهنگساز، موسیقیشناس و پژوهشگر برجستهٔ مجارستانی است. او به عنوان یکی از بزرگترین متخصصان در زمینهٔ تحلیل کنترپوانتیک آثار باخ، به ویژه اثر سترگ او، «هنر فوگ»، شهرت جهانی دارد. گُنْز دههها از زندگی پژوهشی خود را صرف مطالعهٔ این اثر و به طور خاص، تلاش برای تکمیل فوگ نهایی و ناتمام آن (Contrapunctus XIV) کرده است. بازسازی او از این فوگ که بر اساس تحلیلهای ریاضیاتی و نمادشناسی دقیق انجام شده، یکی از معتبرترین و مورد احترامترین نسخههای تکمیلشدهٔ این شاهکار به شمار میرود و توسط ناشر معتبر کاروس به چاپ رسیده است. آثار و نوشتههای او، نمونهای درخشان از ترکیب تحلیل موسیقی با فلسفه و الهیات است.[۱۹]
- ↑ اورزولا کیرکِنداله (Ursula Kirkendale؛ ۱۹۳۲–۲۰۱۳) موسیقیشناس برجستهٔ آلمانی بود که به خاطر پژوهشهای بسیار دقیق و مبتنی بر اسناد آرشیویاش در زمینهٔ موسیقی دورههای رنسانس و باروک شهرت داشت. او و همسرش، وارن کیرکِنداله، یک تیم پژوهشی بسیار قدرتمند را تشکیل میدادند. یکی از مهمترین دستاوردهای اورزولا کیرکِنداله، کشف و انتشار اسناد مربوط به دوران اقامت هندل در رم بود. مقالهٔ تاریخساز او با عنوان «اسناد روسپولی دربارهٔ هندل» (The Ruspoli Documents on Handel) که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد، با ارائهٔ شواهد دست اول از آرشیوهای واتیکان، درک ما را از زندگی و فعالیتهای هندل در ایتالیا به طور کامل دگرگون کرد. روش پژوهشی او که بر پایهٔ کار طاقتفرسای آرشیوی و تحلیل دقیق اسناد اولیه استوار بود، الگویی برای نسلهای بعدی موسیقیشناسان شد.[۲۰]
- ↑ مارکوس فابیوس کوئینتیلیانوس (Marcus Fabius Quintilianus؛ حدود ۳۵ – حدود ۱۰۰ میلادی)، که بیشتر با نام کوئینتیلیان شناخته میشود، سخنور، نویسنده و استاد بلاغت در امپراتوری روم بود. او به عنوان یکی از بزرگترین نظریهپردازان آموزش و سخنوری در تاریخ غرب شناخته میشود. شاهکار او، کتاب دوازده جلدی «تربیت یک سخنور» (Institutio Oratoria)، یک راهنمای کامل و جامع برای پرورش یک سخنور ایدهآل، از دوران کودکی تا کمال حرفهای است. اهمیت کوئینتیلیان برای موسیقیشناسی در این است که او در کتاب خود، به طور مفصل به رابطهٔ میان موسیقی، دستور زبان، بلاغت و هنر سخنرانی میپردازد. او معتقد بود که موسیقی (به ویژه درک ریتم و ملودی) نقشی حیاتی در تربیت یک سخنور دارد، زیرا به او کمک میکند تا کلام خود را آهنگین، موزون و تأثیرگذار ارائه دهد. نظریههای او دربارهٔ «آرایش کلام» (Arrangement) و «سبک» (Style)، قرنها بعد توسط نظریهپردازان موسیقی در دورههای رنسانس و باروک برای تحلیل و طبقهبندی فرمهای موسیقی، مانند سونات و فوگ، مورد استفاده قرار گرفت.[۲۲]
- ↑ یوهان ماتیاس گزنر (Johann Matthias Gesner؛ ۱۶۹۱–۱۷۶۱) پژوهشگر کلاسیک، متخصص علوم تربیتی و کتابدار برجستهٔ آلمانی بود. او به عنوان یکی از چهرههای کلیدی در دوران عصر روشنگری آلمان و یکی از بنیانگذاران رشتهٔ نوین «فیلولوژی کلاسیک» (Classical Philology) شناخته میشود. گزنر در دوران فعالیت خود به عنوان مدیر مدرسهٔ معتبر «توماسشوله» (Thomasschule) در لایپزیگ، از سال ۱۷۳۱ تا ۱۷۳۴، با باخ که در همان زمان کانتور آن مدرسه بود، همکاری نزدیک داشت. اهمیت تاریخی گزنر برای موسیقیشناسی، به خاطر یک پاورقی مشهور در ویرایش او از کتاب «Institutio Oratoria» اثر کوئینتیلیان است. او در این پاورقی که در سال ۱۷۳۸ منتشر شد، با شور و تحسینی بینظیر، نبوغ باخ را به عنوان یک نوازندهٔ ارگ و رهبر ارکستر توصیف میکند و او را با اورفئوس، موسیقیدان افسانهای یونان، مقایسه میکند. این نوشته، یکی از معدود و ارزشمندترین توصیفات دست اول از مهارتهای اجرایی باخ توسط یک روشنفکر برجستهٔ همعصر اوست و به همین دلیل، یک سند تاریخی بسیار مهم برای درک جایگاه باخ در زمان حیاتش به شمار میرود.[۲۳]
- ↑ فریدریش ویلهلم روست (Friedrich Wilhelm Rust؛ ۱۷۳۹–۱۷۹۶) آهنگساز، ویولنیست و نوازندهٔ سازهای شستیدار آلمانی بود. او به عنوان یکی از چهرههای مهم در دوران گذار از سبک باروک به کلاسیک در آلمان شناخته میشود. روست در جوانی نزد استادان بزرگی چون ویلهلم فریدمان باخ و فرانتس بندا تحصیل کرد و بعدها به عنوان مدیر موسیقی در دربار آنهالت-دسائو به جایگاهی برجسته دست یافت. موسیقی او، بهویژه آثارش برای ویولن و پیانو، ترکیبی از پیچیدگی کنترپوانتیک مکتب باخ با ظرافت و احساساتگرایی سبک نوظهور «اِمپفیندزamer شتیل» (Empfindsamer Stil) است. اگرچه او در زمان حیاتش شهرت گستردهای نداشت، اما در اوایل قرن بیستم، نوهٔ او با انتشار نسخههایی به شدت رمانتیزه و حتی تحریفشده از سوناتهای پیانوی او، یک جنجال بزرگ موسیقیشناسی ایجاد کرد و نام روست را به عنوان «پیشگام بتهوون» بر سر زبانها انداخت؛ ادعایی که بعدها توسط پژوهشهای دقیقتر رد شد.[۲۴]
- ↑ جووانی پایزیلو (Giovanni Paisiello؛ ۱۷۴۰–۱۸۱۶) آهنگساز پرکار و بسیار تأثیرگذار ایتالیایی و یکی از استادان برجستهٔ اپرا بوفا (opera buffa) در قرن هجدهم بود. او در سراسر اروپا، از سنت پترزبورگ در دربار کاترین کبیر گرفته تا پاریس در دربار ناپلئون، فعالیت کرد و به شهرتی عظیم دست یافت. اپراهای او، بهویژه شاهکارش «آرایشگر سویل»، به خاطر ملودیهای روان، جذاب و شخصیتپردازیهای کمیک درخشانشان شهرت داشتند. موفقیت اپرای او به حدی بود که وقتی جواکینو روسینی نسخهٔ خود از «آرایشگر سویل» را چند دهه بعد به روی صحنه برد، در ابتدا با واکنش تند طرفداران پایزیلو روبرو شد. اگرچه امروزه اپراهای روسینی شهرت بیشتری دارند، اما پایزیلو نقشی حیاتی در تکامل اپرای کمدی ایفا کرد و تأثیر عمیقی بر آهنگسازان بزرگی چون موتسارت گذاشت.[۲۵]
- ↑ آنتون وبرن (Anton Webern؛ ۱۸۸۳–۱۹۴۵) آهنگساز و رهبر ارکستر اتریشی و یکی از چهرههای کلیدی در دومین مکتب موسیقی وین بود. او به همراه آلبان برگ، از مهمترین شاگردان آرنولد شونبرگ به شمار میرفت و یکی از نخستین کسانی بود که سیستم دودکافونیک (موسیقی دوازدهنغمهای) استادش را به کار گرفت. موسیقی وبرن به ایجاز شدید، شفافیت بافتی و تمرکز بر روی هر نت به صورت منفرد شهرت دارد. آثار او اغلب بسیار کوتاه هستند (برخی کمتر از یک دقیقه)، اما از نظر ساختاری بینهایت پیچیده و فشردهاند. او با رویکرد پوانتیلیستی (pointillistic) خود به موسیقی و استفادهٔ نوآورانه از سکوت و رنگ صوتی، تأثیری عمیق و دگرگونکننده بر آهنگسازان نسلهای بعد، بهویژه پیشگامان آوانگارد پس از جنگ جهانی دوم مانند پیر بولز و کارل هاینز اشتوکهاوزن، گذاشت.[۲۶]
- ↑ کلانگفاربنملودی (به Klangfarbenmelodie، به معنای «ملودی رنگهای صوتی») یک مفهوم موسیقایی است که توسط آرنولد شونبرگ در اوایل قرن بیستم ابداع شد. در این تکنیک، خط ملودیک نه از طریق توالی زیر و بمی نتها، بلکه از طریق توالی رنگهای صوتی مختلف (timbres) ساخته میشود. به عبارت دیگر، به جای اینکه یک ساز (مانند ویولن) یک ملودی کامل را بنوازد، هر نت یا گروه کوچکی از نتهای آن ملودی به یک ساز متفاوت با رنگ صوتی متفاوت سپرده میشود. نتیجه، یک خط ملودیک «موزاییکی» یا «رنگینکمانی» است که جذابیت آن نه در حرکت نغمگی، بلکه در تغییرات مداوم رنگ و بافت صوتی است. این تکنیک به ویژه در آثار شاگرد شونبرگ، آنتون وبرن، به کمال رسید و به یکی از ابزارهای مهم آهنگسازان آوانگارد در قرن بیستم تبدیل شد.[۲۷]
- ↑ ادوارد کلارک (Edward Clark؛ ۱۸۸۸–۱۹۶۲) رهبر ارکستر و تهیهکنندهٔ موسیقی برجستهٔ بریتانیایی بود. او به عنوان یکی از مهمترین و خستگیناپذیرترین مروجان موسیقی مدرن و آوانگارد در بریتانیا شناخته میشود. کلارک که تنها شاگرد بریتانیایی آرنولد شونبرگ بود، نقشی حیاتی در معرفی آثار اعضای دومین مکتب موسیقی وین (شونبرگ، آلبان برگ و آنتون وبرن) به شنوندگان بریتانیایی ایفا کرد. او به عنوان تهیهکنندهٔ موسیقی در بیبیسی، بسیاری از نخستین اجراهای بریتانیایی آثار مهم قرن بیستم را سازماندهی و رهبری کرد. کلارک همچنین بنیانگذار فستیوال بینالمللی موسیقی معاصر (ISCM) بود و با فعالیتهای خود، به شکستن محافظهکاری حاکم بر صحنهٔ موسیقی بریتانیا و باز کردن درهای آن به روی جریانهای نوین اروپایی کمک شایانی نمود.[۲۸]
- ↑ هرمان کلر (Hermann Keller؛ ۱۸۸۵–۱۹۶۷) موسیقیدان، نوازندهٔ ارگ، موسیقیشناس و ویراستار برجستهٔ آلمانی بود. او به عنوان یکی از متخصصان برجسته در زمینهٔ موسیقی باخ و موسیقی شستینوازی دورهٔ باروک شناخته میشود. کلر بخش عمدهٔ زندگی حرفهای خود را به تدریس در مدرسه عالی موسیقی اشتوتگार्ट (Stuttgart) گذراند. شهرت اصلی او به خاطر ویرایشهای دقیق و کاربردی (practical editions) او از آثار بزرگ موسیقی، به ویژه «کلاویه خوشآهنگ» و «هنر فوگ» اثر باخ است که توسط ناشر معتبر پترز منتشر شد. نوشتههای تحلیلی او، مانند کتاب «هنر فوگ اثر باخ: یک تحلیل و تفسیر» (Die Kunst der Fuge von J. S. Bach: Analyse und Deutung)، به خاطر رویکرد شفاف و تمرکز بر جنبههای عملی و اجرایی، همچنان به عنوان منابعی ارزشمند برای نوازندگان و پژوهشگران مورد استفاده قرار میگیرند.[۳۰]
- ↑ ایگور مارکویچ (Igor Markevitch؛ ۱۹۱۲–۱۹۸۳) رهبر ارکستر، آهنگساز و پیانیست برجسته با اصالت اوکراینی بود که بعدها به شهروندی ایتالیا و فرانسه درآمد. او در جوانی به عنوان یک آهنگساز آوانگارد و «نابغهٔ جدید» توسط چهرههایی چون سرگئی دیاگیلف کشف شد، اما بعدها آهنگسازی را تقریباً به طور کامل رها کرد و تمام انرژی خود را بر روی رهبری ارکستر متمرکز نمود. مارکویچ به عنوان رهبر ارکستر، به خاطر اجراهای بسیار دقیق، پرانرژی و از نظر ساختاری شفافش از رپرتوار قرن بیستم (بهویژه آثار ایگور استراوینسکی) و همچنین موسیقی دورهٔ رمانتیک، شهرت جهانی داشت. او همچنین یک آموزگار بزرگ رهبری ارکستر بود و شاگردان بسیاری را در سراسر جهان تربیت کرد. اجراهای ضبطشدهٔ او، بهویژه با ارکستر فیلارمونیا، همچنان به عنوان نمونههای درخشان هنر رهبری ارکستر شناخته میشوند.[۳۲]
- ↑ کوارتت جاز مدرن (The Modern Jazz Quartet یا MJQ) یکی از مهمترین، تأثیرگذارترین و بادوامترین گروههای تاریخ موسیقی جاز بود. این گروه که در سال ۱۹۵۲ تأسیس شد، برای بیش از چهار دهه فعالیت کرد و به خاطر ترکیب منحصربهفردی از ظرافت موسیقی کلاسیک با بداههنوازی جاز (بهویژه سبکهای بیباپ و کول جاز) شهرت داشت. اعضای اصلی گروه شامل جان لویس (پیانو و مدیر موسیقی)، میلت جکسون (ویبرافون)، پرسی هیث (کنترباس) و کانی کی (درامز) بودند. MJQ با رویکردی کاملاً متفاوت، جاز را از کلوپهای پر سر و صدا به سالنهای کنسرت رسمی آورد. موسیقی آنها سرشار از ساختارهای پیچیدهٔ کنترپوانتیک (که از موسیقی باخ الهام گرفته بود) و در عین حال، بداههنوازیهای بلوزمحور و پرشور بود. این گروه نقشی حیاتی در شکلگیری جنبش «جریان سوم» (Third Stream) ایفا کرد که به دنبال تلفیق موسیقی کلاسیک و جاز بود.[۳۳]
- ↑ ایسانگ یون (Isang Yun؛ ۱۹۱۷–۱۹۹۵) آهنگساز برجستهٔ کرهای-آلمانی بود. او به عنوان یکی از مهمترین آهنگسازان آوانگارد پس از جنگ جهانی دوم شناخته میشود که توانست به شکلی منحصربهفرد، تکنیکها و فلسفهٔ موسیقی سنتی کره (مانند استفاده از گلیساندوها و ویبراتوها) را با زبان موسیقی مدرن اروپایی (مانند سریالیسم) تلفیق کند. زندگی او عمیقاً با سیاست گره خورده بود؛ در سال ۱۹۶۷، او توسط سرویس مخفی کره جنوبی از برلین غربی ربوده و به سئول برده شد و به اتهام جاسوسی به زندان افتاد. این رویداد باعث ایجاد یک اعتراض بینالمللی گسترده با حمایت هنرمندانی چون ایگور استراوینسکی شد که در نهایت به آزادی او انجامید. موسیقی یون اغلب دارای مفاهیم عمیق فلسفی، با الهام از تائوئیسم و بودیسم، است.[۳۵]
- ↑ بارت برمن (Bart Berman؛ زادهٔ ۱۹۳۸) پیانیست، آهنگساز و آموزگار برجستهٔ هلندی-اسرائیلی است. او به عنوان یکی از متخصصان برجسته در اجرای آثار فرانتس شوبرت و موتزیو کلمنتی شهرت دارد. یکی از مهمترین و شناختهشدهترین پروژههای برمن، تکمیل سوناتهای ناتمام پیانوی شوبرت است. او با استفاده از دانش عمیق خود از سبک شوبرت و با تکیه بر طرحهای باقیمانده از آهنگساز، نسخههای اجرایی کاملی از این آثار را ارائه داده که توسط نوازندگان بسیاری در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفته است. برمن همچنین به خاطر اجرا با پیانوهای تاریخی (فورتپیانو) و پژوهش در زمینهٔ رپرتوار کمتر شناختهشدهٔ دورهٔ کلاسیک، مورد تحسین قرار گرفته است.[۳۶]
- ↑ سوفیا گوبایدولینا (Sofia Gubaidulina؛ زادهٔ ۱۹۳۱) آهنگساز برجستهٔ روسی باتبار تاتار و یکی از مهمترین چهرههای موسیقی آوانگارد در اواخر دوران اتحاد جماهیر شوروی و دوران معاصر است. موسیقی او عمیقاً با عرفان و معنویت، بهویژه مفاهیم مسیحیت، گره خورده است. گوبایدولینا به خاطر استفاده از ترکیبهای سازی نامتعارف، کاوش در رنگهای صوتی جدید و ایجاد بافتهای موسیقایی بسیار پیچیده و در عین حال قدرتمند، شهرت دارد. او به همراه آلفرد اشنیتکه و ادیسون دنیسوف، یکی از سه چهرهٔ اصلی موسیقی «غیررسمی» شوروی پس از دورهٔ شوستاکوویچ بود که با وجود محدودیتهای سیاسی، زبانی موسیقایی کاملاً شخصی و مدرن را دنبال میکردند. آثار او امروزه توسط بزرگترین ارکسترها و سولیستهای جهان اجرا میشوند.[۳۷]
- ↑ اُفرتوریوم (Offertorium) یکی از مشهورترین و عظیمترین آثار صوفیا گوبایدولینا است که در سال ۱۹۸۰ نوشته شد. این اثر یک کنسرتو ویولن در مقیاسی بزرگ است که عنوان آن به بخش «پیشکش» یا «هدیهآوری» در مراسم عشای ربانی کاتولیک اشاره دارد. اساس و پایهٔ موسیقایی این قطعه، «تم سلطنتی» (Königliches Thema) است که فریدریش دوم به باخ ارائه داد و باخ بر اساس آن، شاهکار خود «پیشکش موسیقایی» را خلق کرد. گوبایدولینا در این اثر، این تم را به عنوان یک «قربانی» موسیقایی در نظر میگیرد؛ تم در ابتدا به طور کامل معرفی شده و سپس در طول قطعه، نتهای آن یک به یک به صورت سیستماتیک حذف میشوند تا جایی که تقریباً چیزی از آن باقی نمیماند. در نهایت، تم دوباره به شکلی دگرگونشده و باشکوه بازمیگردد که نمادی از مرگ و رستاخیز است. این اثر به عنوان یکی از شاهکارهای کنسرتو ویولن در قرن بیستم شناخته میشود.[۳۸]
- ↑ لزلی هوارد (Leslie Howard؛ زادهٔ ۱۹۴۸) پیانیست ویرتئوز، موسیقیشناس و آهنگساز بریتانیایی-استرالیایی است. او بیش از هر چیز به خاطر یکی از جاهطلبانهترین و عظیمترین پروژهها در تاریخ ضبط موسیقی شهرت دارد: ضبط کامل تمام آثار پیانویی فرانتس لیست. این پروژهٔ غولآسا که در طول ۱۴ سال انجام شد و شامل بیش از ۱۰۰ سیدی است، نام هوارد را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت کرد. او نه تنها تمام آثار شناختهشده، بلکه تمام نسخههای جایگزین، قطعات ناتمام و تنظیمهای لیست از آثار دیگران را نیز ضبط کرده است. این دستاورد بینظیر، او را به عنوان یکی از بزرگترین مراجع زنده در مورد موسیقی لیست تثبیت کرده است. هوارد علاوه بر نوازندگی، به عنوان یک پژوهشگر و ویراستار نیز بر روی آثار لیست کار کرده و نسخههای انتقادی متعددی را منتشر نموده است.[۳۹]
- ↑ ژان گییو (Jean Guillou؛ ۱۹۳۰–۲۰۱۹) آهنگساز، پیانیست و به ویژه، یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین نوازندگان ارگ در قرن بیستم بود. او برای بیش از ۵۲ سال (از ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۵) به عنوان ارگنواز اصلی کلیسای معتبر سن-اوستاش (Saint-Eustache) در پاریس فعالیت میکرد. گییو به عنوان یک نوازنده، به خاطر تکنیک خیرهکننده، اجراهای بسیار شخصی و به ویژه، هنر بداههنوازی افسانهایاش شهرت داشت. او همچنین یک تنظیمکنندهٔ بزرگ بود و بسیاری از آثار ارکسترال بزرگ (مانند «تصویرهایی در یک نمایشگاه» اثر موسورگسکی) را برای ارگ سولو تنظیم کرد. گییو علاوه بر اجرا، آهنگساز پرکاری بود و به عنوان یک طراح و مشاور در ساخت ارگهای جدید در سراسر جهان نیز فعالیت داشت.[۴۰]
واژهنامه
- ↑ Bach-Gesellschaft
- ↑ Neue Bach-Ausgabe
- ↑ Henle Verlag
- ↑ Prussian Fugue
- ↑ Ricercar a 3
- ↑ Ricercar a 6
- ↑ Canones diversi super Thema Regium
- ↑ 2 Canons a 2
- ↑ Canon a 2, per motum contrarium
- ↑ Canon a 2, per augmentationem, contrario motu
- ↑ Canon a 2, per tonos
- ↑ Canon perpetuus
- ↑ Fuga canonica in Epidiapente
- ↑ Canon a 2 "Quaerendo invenietis"
- ↑ Canon a 4
- ↑ Canon perpetuus, contrario motu
- ↑ Sonata sopr'il Soggetto Reale
- ↑ Canones super Thema Regium
- ↑ Canon per tonos
- ↑ Quaerendo invenietis
- ↑ Les Adieux de la Grande Duchesse de Russies
- ↑ Softly, as in a Morning Sunrise
- ↑ Königliches Thema for Solo Violin
پانویس
- 1 2 Wolff, Christoph (2001). Johann Sebastian Bach: The Learned Musician (به انگلیسی). W. W. Norton & Company. p. ۴۲۷.
- ↑ "Sources of Musicalisches Opfer BWV 1079". Bach Digital (به آلمانی). Retrieved 19 August 2025.
- ↑ «Bach - The Musical Offering, BWV 1079 - Discography». Bach Cantatas Website. دریافتشده در ۱۹ اوت ۲۰۲۵.
- ↑ "Ricercare". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 18 August 2025.
- ↑ Fox, Margalit (2012-12-10). "Charles Rosen, Scholar-Musician Who Demystified Classical Works, Dies at 85" (به انگلیسی). The New York Times. Retrieved 17 August 2025.
- ↑ Rosen، Charles (۱۹۹۹-۰۴-۱۸). «Best Piano Composition; Six Parts Genius» (به انگلیسی). The New York Times. شاپا 0362-4331. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۷-۱۶.
- ↑ Badura-Skoda، Eva (۲۰۱۷). The Eighteenth-Century Fortepiano Grand and Its Patrons: From Scarlatti to Beethoven. Indiana University Press. ص. ۳۵. شابک ۹۷۸۰۲۵۳۰۲۲۶۴۶. دریافتشده در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۵.
- ↑ Tomes، Susan (۲۰۲۱). The Piano: A History in 100 Pieces. Yale University Press. ص. ۱۳. شابک ۹۷۸۰۳۰۰۲۶۲۸۶۵. دریافتشده در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۵.
- 1 2 David, Hans T.; Mendel, Arthur; Wolff, Christoph (1999). The New Bach Reader. W. W. Norton. p. 224. ISBN 0-393-31956-3.
- ↑ Gaines، James R. (۲۰۰۶). Evening in the Palace of Reason: Bach meets Frederick the Great in the Age of Enlightenment. Harper Perennial. ص. ۹–۱۱. شابک ۹۷۸-۰-۰۰-۷۱۵۳۹۲-۳.
- ↑ «Notes on the Program» (PDF). New York Philharmonic. دسامبر ۲۰۱۸. ص. ۳۱.
- ↑ Wolff, Christoph (2001). Johann Sebastian Bach: The Learned Musician (به انگلیسی). W. W. Norton & Company. p. 429.
Bach's archaizing spelling "Ricercar" (instead of "Ricercare") points to the historical tradition of the genre.
- ↑ Humphrey F. Sassoon (۲۰۰۳). «J. S. Bach's Musical Offering and the Source of Its Theme: Royal Peculiar». The Musical Times. ۱۴۴ (۱۸۸۵): ۳۸–۳۹.
- ↑ Schoenberg، Arnold (۱۹۸۵). Leonard Stein، ویراستار. Style and idea : selected writings of Arnold Schoenberg. ترجمهٔ Leo Black. Berkeley: University of California Press. ص. ۳۹۴. شابک ۰۵۲۰۰۵۲۸۶۲. (نیازمند ثبتنام)
- ↑ "Michael Marissen". Swarthmore College (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ Michael Marissen (۱۹۹۵). Daniel R. Melamed، ویراستار. The theological character of J. S. Bach's Musical Offering. Cambridge University Press. صص. ۸۵–۱۰۶. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۱-۴۷۰۶۷-۴. (از مجموعه Bach Studies 2)
- ↑ "Sonata da chiesa". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 18 August 2025.
- ↑ «"The Sacred Codes of the Six-Part Ricercar"» (PDF). Bach. The Journal of the Riemenschneider Bach Institute. ۴۲ (۱): ۴۶–۶۹. ۲۰۱۱.
- ↑ "Zoltán Göncz". Wikipedia (English) (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ Talbot, Michael (2013). "Ursula Kirkendale (1932–2013)". Studi vivaldiani (به انگلیسی). 13: 3–5.
- ↑ Kirkendale، Ursula (Spring ۱۹۸۰). «The Source for Bach's Musical Offering: The Musical Offering of Quintilian». Journal of the American Musicological Society. ۳۳ (۱): ۹۹–۱۴۱. doi:10.2307/831204. جیاستور ۸۳۱۲۰۴. شاپا 0003-0139.
- ↑ "Quintilian". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Johann Matthias Gesner". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Friedrich Wilhelm Rust". Grove Music Online (به انگلیسی). Oxford University Press. Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Giovanni Paisiello". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Anton Webern". The Kennedy Center (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Klangfarbenmelodie". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Edward Clark: a founding father of the new music". Gramophone (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ وین: یونیورسال ادیشن اُسیالسی ۴۶۱۹۷۱۰۷۴
- ↑ "Keller, Hermann". MGG Online (به آلمانی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ ادیشن پیترز شماره ۴۵۲۸
- ↑ "Igor Markevitch - Biography". Deutsche Grammophon (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Modern Jazz Quartet". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ Crist، Stephen A. (۲۰۲۰). «Bach as Modern Jazz». در Buch، Laura. Bach Reworked. University of Illinois Press. صص. ۱۰۱–۱۲۱. doi:10.5406/j.ctv1bhg2t7.8. شابک ۹۷۸۰۲۵۲۰۴۳۶۳۵.
- ↑ "Isang Yun". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Bart Berman, pianist". Official Website (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Sofia Gubaidulina". Encyclopædia Britannica (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "About this Recording - Gubaidulina: Offertorium". Naxos Records (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ "Leslie Howard: The Complete Liszt Recordings". Hyperion Records (به انگلیسی). Retrieved 17 August 2025.
- ↑ Allen, David (2019-01-31). "Jean Guillou, Organist Who Pushed the Limits of His Instrument, Dies at 88" (به انگلیسی). The New York Times. Retrieved 17 August 2025.
- ↑ Bach، Johann Sebastian، Das musikalische Opfer, transcribed for Organ by Jean Guillou، ج. ED ۹۸۰۴، Schott
منابع
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «The Musical Offering». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۶ سپتامبر ۲۰۲۵.[۱]
برای مطالعه بیشتر
- Reinhard Boess: Die Kunst des Rätselkanons im 'musikalischen Opfer'' هنر کانن معمایی در «پیشکش موسیقایی», 1991, 2 vols., شابک ۳−۷۹۵۹−۰۵۳۰−۳
پیوند به بیرون
- Musikalisches Opfer, BWV 1079: نُتنوشتها در پروژه بینالمللی کتابخانه نتهای موسیقی (IMSLP) (آیاماسالپی)
- "The Musical Offering: A Musical Pedagogical Workshop by J. S. Bach, or The Musical Geometry of Bach's Puzzle Canons" [English], Schillerinstituttet [دانشگاه شیلر]
- پروژه موتوپیا برخی از موسیقیهای پیشکش موسیقایی را دارد.
- Das Musikalisches Opfer, PianoSociety.com
- Performance of Trio Sonata اجرای تریو سونات توسط انجمن موسیقی مجلسی لینکلن سنتر از موزه ایزابلا استوارت گاردنر در قالب MP3
- Phillips, Tony (March 1, 1999). Feature Column: "Math and The Musical Offering" ویژه ستون: "ریاضیات و «پیشکش موسیقایی»", What's New in Mathematics: انجمن ریاضی آمریکا
- "Johann Sebastian Bach (1685–1750), L'Offrande musicale – Musical Offering, Musikalisches Opfer BWV 1079", ClassicalÀlacarte.com.
- ↑ "The Musical Offering". Wikipedia (به انگلیسی). 15 August 2025.

