هزینه ازدست‌رفته

در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و کسب‌وکار، هزینه ازدست‌رفته (هدررفته) یا هزینه مغروق (غرق شده)، عبارت است از هزینه‌ای که در هر صورت تاکنون صرف شده، فارغ از اینکه به نتیجه موردنظر رسیده یا نرسیده باشد. در مقابل، هزینه‌های آتی آن نوع از هزینه‌کرد است که با اتخاذ تصمیماتی می‌توان از وقوع و هدررفت آنها پیشگیری کرد. به بیان دیگر، هزینه‌های ازدست‌رفته بیانگر مجموعه‌ای از پرداخت‌هایی است که در گذشته صورت گرفته و از کف رفته است، بدون اینکه دیگر بتوان جلوی هدررفت آنها را گرفت. گرچه منطقاً دیگر نمی‌توان هزینه‌های ازدست‌رفته را بازگرداند، اما افراد معمولاً این هزینه‌ها را هم به غلط در تصمیم‌گیری‌های آتی خود محاسبه و لحاظ می‌کنند.

اصل ازدست‌رفتگی هزینه‌کردها

مطابق تئوری اقتصاد خرد کلاسیک، در تصمیم‌گیری به روش عقلانی تنها باید هزینه‌های آتی را در نظر گرفت. در هر برهه‌ای از زمان، بهترین تصمیم را فقط می‌توان از بین گزینه‌هایی که در همان لحظه در دست هستند انتخاب کرد، بنابراین تنها چیزی که مهم است هزینه‌هایی است که از این پس در پیش خواهد بود.

به‌طور مثال اگر در گذشته اشتباهاتی صورت گرفته که باعث هزینه‌کردهای غیرضروری شده است، در تصمیم‌گیری برای ادامه راه نباید این اشتباهات را دخیل نمود. هزینه‌هایی که تاکنون پرداخت شده، چه تصمیم به ادامه مسیر داشته باشیم و چه تصمیم به برگشتن از آن مسیر، در هر صورت از کف رفته‌اند و دیگر قابل برگشت نیستند.

مثلاً در نظر بگیرید تصمیم‌گیری دربارهٔ پروژه‌ای که هزینه ساختش ۱۰۰ میلیون و منافع ناشی از آن ۱۲۰ میلیون دلار است روی میز باشد. اگر بعد از صرف ۳۰ میلیون دلار بفهمیم که در شرایط جدید، منافع ناشی از آن ۶۵ میلیون دلار است (و نه ۱۲۰ میلیون دلار برآورد شده در قبل)، باید سریعاً ادامه کار پروژه را متوقف کرد، نه اینکه استدلال کنیم چون این ۳۰ میلیون دلار را خرج کرده‌ایم باید ۷۰ میلیون دلار دیگر را هم برای اتمام پروژه هزینه کنیم چون در غیر این صورت آن ۳۰ میلیون دلار سوخت شده و هدر می‌رود. از طرف دیگر، اگر برآورد جدید منافع پروژه را ۷۵ میلیون دلار اعلام کند، عقلائی است که پروژه ادامه یابد. به این قاعده، اصل بازدهی مارجینال (حاشیه‌ای، مضاعف) نیز گفته می‌شود.

اصل ازدست‌رفتگی هزینه‌کردها، ریشه در نظریه انتخاب (گزینش) عُقلائی (عَقلانی) به ویژه نظریه مطلوبیت انتظاری دارد که زیرمجموعه‌ای از تئوری هنجاری تصمیم‌گیری است.

از برتراند راسل پرسیدند چرا یک آدم متعصب می‌ترسد نسبت به اعتقاداتش شک کند و راهش را اصلاح کند؟ او جواب داد "چون همیشه با خودش فکر می‌کند چطور می‌توانم به تاول‌های کف پایم بگویم تمام مسیری را که آمدهام اشتباه بوده است؟"

به عبارت دیگر، در هر زمانی اگر متوجه شدید تصمیم قبلی برای طی مسیری که آمده‌اید اشتباه بوده، بلافاصله از آن برگردید، بدون اینکه فکر کنید این همه وقت و انرژی که تاکنون برای آن گذاشته‌اید سوخت می‌شود.

مغالطه هزینه ازدست‌رفته

تبعیت از اصل ازدست‌رفتگی همواره در رفتارهای عادی افراد مشاهده نمی‌شود؛ بلکه آنها اغلب هزینه‌های ازدست‌رفته را در محاسبات خود دخیل می‌کنند، چرا که معتقدند هزینه‌های پرداخت شده قبلی، ادامه هزینه‌کردها را توجیه می‌کند. انسان‌ها ذاتاً تمایل دارند تلاش‌هایشان را در زمینه‌هایی که برایشان وقت، انرژی یا پول صرف کرده‌اند، تا حصول به نتیجه غایی ادامه دهند. به این تفکر، مغالطه هزینه ازدست‌رفته گفته می‌شود، رفتاری که در ادبیات عامیانه ممکن است به «پول ارزشمند را به فلانِ گاو زدن» تعبیر شود. در حالی که در این موارد، با توقف و برگشتن از تصمیم قبلی، می‌توان مانع از هدررفت‌های بیشتر شد.

مثلاً در زندگی شخصی، افراد معمولاً روابط عاطفی مسموم خود با دیگران را همچنان ادامه می‌دهند چون فکر می‌کنند بخش معنی‌داری از عمر و عواطف خود را برای آن صرف کرده‌اند و قطع آن رابطه ممکن است همه این هزینه‌های ازدست‌رفته را بی‌معنی جلوه دهد. در مثالی دیگر، خیلی‌ها ممکن است با این استدلال که «جان‌های زیادی تاکنون فدا شده و از دست رفته»، معتقد به ادامه جنگ به هر قیمتی تا رسیدن به پیروزی باشند، حتی اگر این جنگ تا ابد ادامه یابد.

در برخی آزمایش‌های روان‌شناسی که برای آزمون دستکاری‌پذیری روان افراد طراحی شده بودند، دیده شد آزمون‌شوندگان همچنان به صرف وقت، انرژی و پول خود در پروژه‌هایی ادامه می‌دادند که به وضوح نتیجه‌گیری از آنها مشکوک یا غیرمحتمل به نظر می‌رسید. این رفتارها که با نظریه انتخاب عقلایی مطابقت ندارند عموماً تحت عنوان خطاهای رفتاری طبقه‌بندی می‌شوند.

مغالطه کنکورد نام خود را از پروژه ساخت هواپیمای سوپرسونیک کنکورد گرفت، زمانی که دولت‌های انگلستان و فرانسه علیرغم اطلاع از توجیه‌ناپذیری اقتصادی ساخت این هواپیما همچنان به ادامه این پروژه متعهد ماندند.

رگو، آرانتس و ماگالایس نشان دادند اثر ازدست‌رفتگی در روابطی که تعهد در آنها بالاتر است، احتمال وقوع بیشتری دارد. آنها دو آزمایش ترتیب دادند: یکی برای بررسی شرایطی که افراد در آنها پول و تلاش صرف می‌کردند و دیگری برای مواردی که افراد برای آنها وقت خود را صرف می‌کردند؛ در هر دو مورد هرچه فرد آورده بیشتری صرف می‌کرد احتمال ادامه رابطه بیشتر می‌شد.

مغالطه کنکورد، نمونه دیگری از عدم پایبندی به اصل ازدست‌رفتگی است که در سطح کارگزاران دولتی مشاهده می‌شود. دولت‌های فرانسه و انگلستان همچنان به تأمین مالی پروژه بسیار هزینه‌بر هواپیمای سوپرسونیک کنکورد ادامه دادند، در حالی که به وضوح ثابت شده بود توسعه این هواپیما از نظر اقتصادی توجیهی ندارد.

جستارهای وابسته

منابع