همسر نیکو، مادر فرزانه

مادرِ منسیوس در حال بریدن پارچه اثرِ کوریهارا گیوکو، ۱۹۲۱. چنین تصاویری در سراسر جوامع سنتی شرق آسیا به‌طور گسترده رواج داشتند و نمونه‌ای آرمانی از «تربیت مادری» به‌شمار می‌رفتند. این تصاویر بر مسئولیت محوری مادر در خانواده برای آموزش فرزندان و پرورش فضایل اخلاقی تأکید داشتند و الگوی آرمانی «مادر فرزانه» را مجسم می‌کردند.

«همسر نیکو، مادر فرزانه» عبارتی است که بیانگر یکی از آرمان‌های سنتی دربارهٔ نقش و جایگاه زنان در شرق آسیا، از جمله ژاپن، چین و کره، بوده است. این عبارت که نخستین‌بار در ژاپن رواج یافت، یک ترکیب چهارحرفی ژاپنی (良妻賢母، ریوسای کِنبو) است که ناکامورا ماسانائو آن را در سخنرانی خود در ۱۶ مارس ۱۸۷۵ ابداع کرد.[۱][۲] با وجود آنکه دولت دورهٔ میجی در حال بازتعریف نقش زنان و محدود کردن آن به حوزهٔ خانواده و خانه بود، برخی زنان همچنان در خارج از خانه به کارهای یدی و دستی اشتغال داشتند.[۳] عبارت «همسر نیکو، مادر فرزانه» در کنار شعار موجودِ «کشور ثروتمند، ارتش نیرومند» (富国強兵، فوکوکو کیوهِی) به کار می‌رفت.[۴] کاربرد هم‌زمان این دو عبارت در بازنمایی و تحول تصویر خانوادهٔ امپراتوری نیز انعکاس یافت. بر این اساس، امپراتریس بیش از پیش در نقش مادری و در مناسک و امور تشریفاتی حضور می‌یافت، اما از نفوذ سیاسی واقعی برخوردار نبود؛ در مقابل، امپراتور قدرتی مطلق در اختیار داشت.[۳] گرچه گفتمان «همسر نیکو، مادر فرزانه» پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن رو به افول گذاشت، مورخان فمینیست استدلال کرده‌اند که این نگرش تا دههٔ ۱۹۸۰ نیز همچنان وجود داشته است.[۵]

این مفهوم که نخستین‌بار در ژاپن پدیدار شد، به‌تدریج تحول یافت و به کره راه پیدا کرد؛ جایی که امپراتوری ژاپن از آن برای تحمیل معیارهای فرهنگی ژاپنی بر کرهٔ تحت اشغال خود استفاده کرد. در کره، نگرش «همسر نیکو، مادر فرزانه» تحت تأثیر آرمان‌های کنفوسیوسیِ از پیش موجود و همچنین آموزه‌های دینی پروتستانیِ واردشده از غرب قرار گرفت. تلاقی این نظام‌های اعتقادی، نسخهٔ بومی کره‌ایِ مفهوم «همسر نیکو، مادر فرزانه» (ریوسای کِنبو) را شکل داد که «هیونمو یانگچو» نام گرفت. تأثیر این مفهوم را همچنان می‌توان در جامعهٔ کره مشاهده کرد و همچنین در روایت‌ها و شهادت‌های مهاجران کره‌ای در ایالات متحده بازتاب آن را دید.[۶]

این دیدگاه سنتی دربارهٔ زنان، در قالب مفاهیمی همچون «همسر فرزانه، مادر نیکو» و «مادر فرزانه، همسر نیکو» (چینی: 賢母良妻/賢妻良母; پین‌یین: xián mǔ liáng qī/xián qī liáng mǔ)، در جامعهٔ چین نیز در سراسر سال‌های آغازین قرن بیستم رواج داشت. این نگرش در موارد متعددی از سوی دانشگاهیان و روشنفکران چینی، از جمله لو شون و ژو زی‌چینگ، مورد انتقاد قرار گرفت.

ژاپن

عبارت ریوسای کِنبو به معنای «همسر نیکو، مادر فرزانه»، در اواخر سدهٔ نوزدهم و در بخش پایانی دورهٔ میجی، در چارچوب تلاش‌های دولت ژاپن برای شکل‌دهی به نقش زنان در جامعه پدیدار شد. در سراسر این دوره، دولت کارهای خانگی زنان، از جمله ادارهٔ خانه، مراقبت از اعضای خانواده و پرورش فرزندان، را برای پیشرفت ژاپن و حفظ ثبات اجتماعی امری حیاتی معرفی می‌کرد. از اواخر دههٔ ۱۸۹۰ تا پایان جنگ جهانی دوم، این عبارت به‌تدریج در رسانه‌های جمعی رواج بیشتری یافت. همچنین، مفهوم «همسر نیکو، مادر فرزانه» در برنامهٔ درسی بسیاری از مدارس دخترانهٔ دولتی و خصوصی، به‌ویژه در مقاطع تحصیلی بالاتر، گنجانده شد. در دههٔ ۱۸۹۰، آموزش این مفهوم تنها در مقاطع بالاتر و در مدارسی صورت می‌گرفت که دختران طبقات نخبه و مرفه در آن تحصیل می‌کردند. اما پس از آنکه در سال ۱۸۹۵،[۷] با ابتکار وزیر آموزش‌وپرورش، کابایاما سوکه‌نوری،[۸] این آموزه به آموزش دختران طبقهٔ متوسط نیز گسترش یافت، به سیاستی رسمی‌تر تبدیل شد و در جامعهٔ دورهٔ میجی ریشه دواند. سپس، با بازنگری کتاب‌های درسی اخلاق در سال ۱۹۱۱، این مفهوم وارد برنامهٔ درسی مدارس ابتدایی نیز شد.[۹] آموزش ریوسای کِنبو با هدف ترویج سیاست‌های محافظه‌کارانه، ملی‌گرایانه و نظامی‌گرایانهٔ دولت و نیز در راستای کمک به شکل‌گیری و توسعهٔ اقتصاد سرمایه‌داری انجام می‌گرفت.[۱۰]

دولت‌های دورهٔ میجی و تایشو از ایدئولوژی ریوسای کِنبو برای تنظیم و محدود کردن فعالیت‌های سیاسی و مشارکت اجتماعی زنان استفاده کردند. در سال‌های ۱۸۹۰ و ۱۹۰۰، هر دو دولت قوانینی به تصویب رساندند که حضور زنان در گردهمایی‌های سیاسی و مشارکت آنان در سازمان‌ها را ممنوع می‌کرد. این قوانین، نقش اجتماعی مورد انتظار از زنان را به انجام وظایف و مسئولیت‌های خانوادگی در خانه، به‌جای ایفای نقش‌های سیاسی یا حضور در عرصهٔ عمومی، تقویت می‌کردند.[۱۱] در دههٔ ۱۹۲۰، زنان طبقهٔ متوسط به‌تدریج حضور بیشتری در بازار کار پیدا کردند. در پی آن، در گفتمان عمومی این پرسش مطرح شد که آیا زنانی که خارج از خانه کار می‌کنند، همچنان می‌توانند نقش خود را به‌عنوان «همسران نیکو و مادران فرزانه» ایفا کنند یا خیر.[۱۲]

در دههٔ ۱۹۳۰ و در جریان جنگ جهانی دوم، ژاپن بیش از پیش ایدئولوژی ریوسای کِنبو را در چارچوب ملی‌گرایی ژاپنی، که با عنوان «کازوکو کوکّاکان» (ایدئولوژی «خانواده ــ دولت») شناخته می‌شد، ترویج کرد. دولت با انتشار تبلیغات، بر وظیفهٔ تولیدمثلی زنان برای به دنیا آوردن و پرورش نسل آیندهٔ سربازان تأکید می‌کرد.[۱۳] زنان نیز تحت تأثیر آموزه‌های ملی‌گرایانه، به ایفای این نقش ترغیب و آموزش داده می‌شدند.

حتی با وجود آنکه کمبود نیروی کار، زنان را به سوی بازار کار سوق می‌داد و بسیاری از آنان به نیروی کار در صنایع و کارخانه‌ها می‌پیوستند، سیاست‌های دولت همچنان بر مادری و انجام وظایف خانگی از سوی زنان تأکید داشت. این کشیده‌شدن زنان به بازار کار، در کنار تشویق مستمر دولت به خانه‌داری و مادری، تناقضی میان نیازهای سرمایه‌داری صنعتی از یک سو و اتکای دولت به نقش‌های خانگی زنان و تلاش آن برای تقویت این نقش‌ها از سوی دیگر ایجاد کرده بود. از اواخر دورهٔ میجی تا سال ۱۹۴۵، عبارت و ایدئولوژی Ryōsai Kenbo به ابزاری تأثیرگذار برای شکل‌دهی به انتظارات اجتماعی از زنان و تعیین نقش‌های آنان در جامعهٔ ژاپن تبدیل شد؛ به‌گونه‌ای که وظایف زنان در خانه و نقش مادری آنان را با ارزش‌های ملی، تلاش‌های دوران جنگ و رشد اقتصادی کشور پیوند می‌داد.[۱۳]

چین

در جامعهٔ فئودالی سنتی چین، زن می‌بایست خانوادهٔ همسر خود را مهم‌تر از خانوادهٔ خویش بداند. این نگرش تا به امروز نیز، به‌ویژه در مناطق روستایی، رواج دارد. در این چارچوب، رابطهٔ میان عروس و مادرشوهر و نیز رابطهٔ میان پدر و پسر، از رابطهٔ میان زن و شوهر مهم‌تر تلقی می‌شود. زن باید همواره در برابر شوهر خود مطیع و فرمان‌بردار باشد و نباید رفتاری گستاخانه داشته باشد یا دچار حسادت شود. شوهر مسئولیت‌ها و وظایف خود را در خارج از خانه بر عهده دارد و زن نیز وظایف خود را در داخل خانه انجام می‌دهد و هر یک در امور دیگری دخالت نمی‌کنند. برای ایفای نقش «همسر نیکو، مادر فرزانه»، زن باید فرزندان خود را به‌گونه‌ای تربیت کند که مطابق با این الگو باشند. از آنجا که در خانواده‌های چینی بر رفاه و کامیابی تأکید زیادی می‌شود، از یک زن انتظار می‌رود نه‌تنها باروری داشته باشد، بلکه پسرانی نیز به دنیا آورد و آنان را چنان تربیت و آموزش دهد که بتوانند در جامعه به موفقیت دست یابند.[۱۴]

کره

ایدئولوژی «همسر نیکو، مادر فرزانه» در کره در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم رواج گسترده‌ای داشت و تأثیر بسزایی بر شکل‌گیری گفتمان جنسیتی، الگوهای رفتاری و انتظارات اجتماعی از زنان کره‌ای گذاشت. در کره، این مفهوم به‌عنوان پدیده‌ای فرهنگ‌پیوسته درک می‌شود که عناصر گوناگونی را درهم می‌آمیزد: سیاست‌ها و شیوه‌های استعماری ژاپن در کره که تحت تأثیر ایدئولوژی ریوسای کِنبو شکل گرفته بود؛ آرمان کنفوسیوسیِ سلسلهٔ چوسان دربارهٔ پودُک (فضایل زنانه)؛ و نیز الگوی خانه‌داری زنانه در پروتستانتیسم آمریکایی که بر مادری اخلاق‌مدار و زنانیگیِ متمرکز بر خانه تأکید داشت.[۱۵] وجه مشترک همهٔ این جریان‌ها، این انتظار بود که زنان از طریق ایفای نقش خود به‌عنوان همسر و مادر، به خانواده و جامعه خدمت و در پیشرفت آن‌ها مشارکت کنند.

این ایدئولوژی در کره در شرایطی شکل گرفت که سلسلهٔ چوسان بر این باور بود که قدرت ملی، رفاه و توان دفاعی کشور به وجود مادرانی تحصیل‌کرده وابسته است.[۱۶] در آن زمان، ضرورتِ نشان دادن کره به‌عنوان ملتی متمدن بیش از پیش احساس می‌شد و از آنجا که کودکان بدون راهنمایی و تربیت نمی‌توانستند به افراد متمدنی تبدیل شوند، ابتدا لازم بود مادران آنان خود به سطحی از تمدن و آموزش دست یابند. ازاین‌رو، آموزش زنان برای ایفای نقش «همسر نیکو، مادر فرزانه» یکی از ارکان اساسی تحقق این هدف به‌شمار می‌رفت.[۱۶] زنان لیبرال و سوسیالیست کره‌ای که با عنوان «زنان نو» شناخته می‌شدند، با این الگوی ایدئولوژیکِ آموزش زنان مخالفت کردند و به چالش کشیدن آن پرداختند. برای نمونه، بک پا این نوع آموزش را «آموزش برده‌وار» می‌نامید و از آن انتقاد می‌کرد، زیرا به باور او چنین آموزشی زنانی «برده‌های مؤدب» تربیت می‌کرد.[۱۶] این کشمکش در جامعه آشکار بود؛ در حالی که برخی زنان آشکارا این ایدئولوژی را رد می‌کردند، زنان دیگری، از جمله پزشک تحصیل‌کرده‌ای چون هو یونگ‌سوک، آن را مسیری برای دستیابی به قدرت و پیشرفت اجتماعی می‌دانستند و از آن استقبال می‌کردند.

تأثیر بر مهاجران کره‌ای

اگرچه همهٔ کره‌ای‌ها یا مهاجران کره‌ای به‌طور آگاهانه از آموزه‌های کنفوسیوسی یا ریوسای کِنبو به‌عنوان یک ایدئولوژی رسمی پیروی نمی‌کنند، تأثیرات مفهوم «همسر نیکو، مادر فرزانه» بر نگرش‌های سنتی نسبت به جنسیت و خانواده همچنان پایدار بوده است. پژوهشگران کوشیده‌اند میزان نفوذ این ایدئولوژی را در میان مهاجران کره‌ای ساکن ایالات متحده بررسی کنند. آنان نگرش‌های معاصر نسبت به جنسیت را در میان گروه‌های مهاجر کره‌ای در آمریکا مطالعه کرده‌اند تا دریابند این نگرش‌ها چگونه بازتاب‌دهندهٔ اهمیت فرهنگیِ پایدارِ ایدئولوژی «همسر نیکو، مادر فرزانه» هستند.[۱۷]

در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد، مشخص گردید که واکنش عاطفی زنان مهاجر نسل اول به اشتغال خارج از خانه پس از مهاجرت به آمریکا، بازتاب‌دهندهٔ تعریف آنان از مادری و نیز این مسئله بود که آیا کار کردن را عاملی در جهت ایفای وظایف یک مادر آرمانی می‌دانستند یا آن را مانعی برای تحقق این وظیفه تلقی می‌کردند.[۱۷] در این پژوهش، اکثریت زنان مهاجر کره‌ای نسل اول ــ که عمدتاً از خانواده‌های طبقهٔ متوسط کره بودند ــ «مادر بودن» را مهم‌ترین هویت یا ویژگی شخصی خود می‌دانستند.[۱۸] بسیاری از زنان مهاجر کره‌ای نسل اولِ طبقهٔ متوسط که همسرانشان درآمد کافی برای تأمین هزینه‌های خانواده داشتند، ترجیح می‌دادند شاغل نباشند و خود را وقف تربیت فرزندان و ادارهٔ خانه کنند.[۱۹]

مطالعهٔ دیگری که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد، تداوم ارزش‌های فرهنگی کره‌ای را با وجود مهاجرت به آمریکا بررسی کرد. این پژوهش نشان داد که در مواجهه با هنجارهای جنسیتی آمریکایی، آموزه‌های فرهنگی کره‌ای دربارهٔ «هماهنگی اجتماعی» و «وظیفه» انعطاف‌ناپذیرتر، پایدارتر و آشکارتر از آن چیزی بودند که انتظار می‌رفت.[۲۰] پژوهشگران بر این باور بودند که واکنش شدید برای حفظ ارزش‌ها و آموزه‌های سنتی ممکن است ناشی از احساس خطرِ از دست رفتن میراث فرهنگی در برابر ارزش‌های بیگانه باشد.[۲۱] آنان استدلال کردند که انعطاف‌ناپذیری این آموزه‌های فرهنگی می‌تواند یکی از عوامل تداوم مفهوم «همسر نیکو، مادر فرزانه» در میان گروه‌های مهاجر کره‌ای در آمریکا باشد. این پژوهش نشان داد که در نتیجهٔ تلاش برای حفظ ارزش‌های سنتی کره‌ای، مفاهیمی همچون «همسر نیکو، مادر فرزانه» شرایط را برای زنان مهاجر کره‌ای دشوارتر کرده‌اند تا بتوانند بر نابرابری جنسیتی در جوامع جدید مهاجران غلبه کنند.[۲۲]

کاربرد

امروزه این عبارت معانی متفاوت و گاه متضادی دارد. برخی افراد از آن برای اشاره به زنی با ویژگی‌های سنتیِ مادری و همسری استفاده می‌کنند، در حالی که بسیاری دیگر آن را برای انتقاد از پیش‌داوری و تبعیض علیه زنان به کار می‌برند.

انتقاد

از دیدگاه فمینیست‌ها، ایدهٔ «همسر نیکو، مادر فرزانه» در واقع هدف اصلیِ انکار برابری زنان در زمینه‌های آموزش، اشتغال و ازدواج را پنهان می‌کند.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ Reynolds Braisted, William (1976). "Meiroku Zasshi: Journal of the Japanese Enlightenment". Harvard University Press. pp. 106–109. doi:10.1017/S0041977X00058237. ISSN 0041-977X.
  2. ↑ Sievers, Sharon (1983). Flowers in Salt: The Beginnings of a Feminist Consciousness in Modern Japan. p. 22.
  3. 1 2 Fujitani, T. (1996). Splendid Monarchy: Power and Pageantry in Modern Japan. Vol. 6 (1st ed.). University of California Press. doi:10.2307/jj.2711531. ISBN 978-0-520-92098-9.
  4. ↑ Mackie, Vera (2003-02-26). Feminism in Modern Japan. Cambridge University Press. شابک ‎۹۷۸−۰−۵۲۱−۸۲۰۱۸−۹.
  5. ↑ McLelland, Mark (January 2010). "Constructing the 'Modern Couple' in Occupied Japan". Intersections: Gender and Sexuality in Asia and the Pacific (23). ISSN 1440-9151.
  6. ↑ Park, Keumjae (May 21, 2008). ""I Can Provide for My Children": Korean Immigrant Women's Changing Perspectives on Work Outside the Home". Springer Nature. doi:10.1007/s12147-008-9048-6.
  7. ↑ Fujitani, T. (2023-04-28). Splendid Monarchy: Power and Pageantry in Modern Japan (1 ed.). University of California Press. doi:10.2307/jj.2711531. ISBN 978-0-520-92098-9.
  8. ↑ Nolle, Sharon H.; Hastings, Sally Ann (1991-07-09), "SEVEN. The Meiji State's Policy Toward Women, 1890-1910", in Bernstein, Gail Lee (ed.), Recreating Japanese Women, 1600-1945 (in English), University of California Press, pp. 151–174, doi:10.1525/9780520910188-010, ISBN 978-0-520-91018-8, retrieved 2025-11-19
  9. ↑ Nocedo, Ana Micaela Araújo. "The "Good Wife and Wise Mother" Pattern: Gender Differences in Today's Japanese Society." Crítica Contemporánea. Revista De Teoría Politica 2 (Nov 2012): 1-14. Web. 19 Nov. 2014.
  10. ↑ Fujimura-Fanselow, Kumiko. "The Japanese Ideology of 'Good Wives and Wise Mothers': Trends in Contemporary Research." Gender and History 3.3 (1991): 345-349. 2 Apr 2007. Web. 21 Nov. 2014.
  11. ↑ Nolle, Sharon H.; Hastings, Sally Ann (1991-07-09), "SEVEN. The Meiji State's Policy Toward Women, 1890-1910", in Bernstein, Gail Lee (ed.), Recreating Japanese Women, 1600-1945 (in English), University of California Press, pp. 151–174, doi:10.1525/9780520910188-010, ISBN 978-0-520-91018-8, retrieved 2025-11-19
  12. ↑ Nagy, Margit (1991). "NINE. Middle-Class Working Women During the Interwar Years". In Bernstein, Gail Lee (ed.). Recreating Japanese Women, 1600-1945. Berkeley: University of California Press. pp. 199–216. ISBN 978-0-520-07017-2.
  13. 1 2 Miyake, Yoshiko; Bernstein, Gail Lee (1991). "TWELVE. Doubling Expectations: Motherhood and Women's Factory Work Under State Management in Japan in the 1930s and 1940s". Recreating Japanese Women, 1600-1945. Berkeley: University of California Press. pp. 267–295. ISBN 978-0-520-07017-2.
  14. ↑ Fengxian, Wang (2012). "The "Good Wife And Wise Mother" As A Social Discourse Of Gender". Chinese Studies in History. 45 (4): 58–70. doi:10.2753/csh0009-4633450404. S2CID 144154876.
  15. ↑ "Ideology: "Wise Mother, Good Wife"". Gender Politics at Home and Abroad: Protestant Modernity in Colonial-Era Korea. Cambridge University Press. 2020. pp. 36–72. ISBN 978-1-108-48743-6. Retrieved 17 November 2025.
  16. 1 2 3 Hong, Yang-hee (December 2008). "Debates about 'A Good Wife and Wise Mother' and Tradition in Colonial Korea". The Review of Korean Studies (in English). 11 (4): 41–60. doi:10.25024/review.2008.11.4.002. ISSN 1229-0076. Retrieved 17 November 2025.
  17. 1 2 Park, Keumjae (May 21, 2008). ""I Can Provide for My Children": Korean Immigrant Women's Changing Perspectives on Work Outside the Home". Springer Nature. doi:10.1007/s12147-008-9048-6.
  18. ↑ Lee, Sookhyun (1999). "The Transition to Motherhood of Korean Women". Journal of Comparative Family Studies. doi:10.3138/jcfs.30.3.453.
  19. ↑ Omori, Megumi (December 1, 2016). "Educated and Staying at Home: Asian Immigrant Wives' Labor Force Participation in the U.S.". Journal of Comparative Family Studies. doi:10.3138/jcfs.47.4.463.
  20. ↑ Kim, Nadia (November 1, 2006). ""Patriarchy is So Third World": Korean Immigrant Women and "Migrating" White Western Masculinity". Oxford Academic. doi:10.1525/sp.2006.53.4.519.
  21. ↑ Kim, Nadia (November 1, 2006). ""Patriarchy is So Third World": Korean Immigrant Women and "Migrating" White Western Masculinity". Oxford Academic. doi:10.1525/sp.2006.53.4.519.
  22. ↑ Seo, You Jung (May 22, 2020). "The gender ideology of 'Wise Mother and Good Wife' and Korean immigrant women's adjustment in the United States". Nursing Inquiry. doi:10.1111/nin.12357.