هپتامرون

پرتره‌ای از مارگریت دو ناوار، ملکهٔ پادشاهی ناوار، منسوب به ژان کلوئه، حدود ۱۵۳۰
«گیرکردن مهمیز نجیب‌زاده در ملحفه»، تصویری از چاپ ۱۸۹۴ هپتامرون

هپتامرون (فرانسوی: Heptaméron‎) مجموعه‌ای شامل ۷۲ داستان کوتاه به زبان فرانسوی از مارگریت دو ناوار (۱۴۹۲–۱۵۴۹) است که در سال ۱۵۵۸، پس از مرگ نویسنده، منتشر شد. این اثر ساختار داستان قاب دارد و با الهام از دکامرون اثر جووانی بوکاچو نوشته شده است.[۱] قرار بود این کتاب، همانند دکامرون، شامل صد داستان باشد که طی ده روز روایت می‌شوند، اما هنگام مرگ مارگریت نگارش آن تنها تا داستان دوم از روز هشتم پیش رفته بود.

بسیاری از داستان‌های کتاب دربارهٔ عشق، شهوت، خیانت زناشویی و دیگر روابط عاشقانه و جنسی‌اند. یکی از داستان‌ها بر زندگی مارگریت دو لا روک، زن اشرافی فرانسوی، استوار است که به مجازات، همراه معشوقش در جزیره‌ای در نزدیکی کبک رها شد.

در سال ۱۹۷۳، کارگردان فرانسوی کلود پیرسون اقتباسی سینمایی از این اثر با عنوان آه! اگر راهبم می‌خواست... (فرانسوی: Ah! Si mon moine voulait...‎) ساخت. این فیلم محصول مشترک فرانسه و کانادا بود و بازیگرانی فرانسوی و کبکی در آن حضور داشتند.[۲]

تاریخچهٔ متن

این مجموعه نخستین بار در سال ۱۵۵۸ با عنوان Histoires des amans fortunez («داستان‌های عاشقان خوش‌اقبال») و به ویراستاری پی‌یر بوئستو منتشر شد. بوئستو در متن اصلی تغییرات گسترده‌ای داد؛ تنها ۶۷ داستان را برگزید، بسیاری از آنها را کوتاه کرد و بخش مهمی از گفت‌وگوها و مطالب میان داستان‌ها را کنار گذاشت. او همچنین ترتیب برخی داستان‌ها را تغییر داد و تقسیم‌بندی آنها بر پایهٔ روزها را که مورد نظر نویسنده بود نادیده گرفت.

تنها یک سال بعد، چاپ دومی به ویراستاری کلود گروژه منتشر شد. او مدعی بود «نظمی را که در چاپ نخست برهم خورده بود» بازگردانده است. گروژه پیش‌گفتارها و پس‌گفتارهای داستان‌ها را که بوئستو حذف کرده بود دوباره در متن گنجاند و برای نخستین بار عنوان هپتامرون را برای مجموعه به کار برد.

نام هپتامرون از دو واژهٔ یونانی ἑπτά به معنای «هفت» و ἡμέρα به معنای «روز» ساخته شده است. این عنوان به ساختار هفت‌روزه‌ای اشاره دارد که ۷۰ داستان نخست کتاب در آن جای گرفته‌اند و در عین حال اشاره‌ای آشکار به نام دکامرون، به معنای «ده‌روزه»، است.

نخستین ترجمهٔ کامل انگلیسی کتاب را آرتور ماچن در سال ۱۸۸۶ منتشر کرد.[۳] ترجمهٔ پل چیلتون نیز در سال ۱۹۸۴ از سوی انتشارات پنگوئن منتشر شد.[۴]

خلاصهٔ پیش‌گفتار

در پیش‌گفتار هپتامرون، «پارلمانت» پس از گرفتن اجازه از شوهرش «هیرکان»، از بانویی سالخورده به نام «اوازیل» می‌خواهد راهی برای سرگرم کردن گروهی از مسافران سرگردان بیابد. این گروه در انتظار پایان ساخت یک پل هستند و مجموعه‌ای از بلایای طبیعی و اعمال مجرمانه آنان را عملاً در یک دیر گرفتار کرده است.

اوازیل که زنی مسیحی و دیندار است پیشنهاد می‌کند آنان کتاب مقدس بخوانند. هیرکان در پاسخ می‌گوید اعضای گروه هنوز آن‌قدر جوان‌اند که به سرگرمی‌های دیگری نیز نیاز داشته باشند. پارلمانت پیشنهاد می‌کند آنان به شیوهٔ جووانی بوکاچو داستان‌هایی بسازند و پس از مطالعهٔ کتاب مقدس در صبح، بعدازظهرها آنها را برای یکدیگر روایت کنند.

مارگریت دو ناوار خود از حامیان فرانسوا رابله بود و رابله جلد سوم گارگانتوا و پانتاگروئل را به او تقدیم کرد.

قرار است تکمیل پل ده روز طول بکشد؛ بنابراین اعضای گروه تصمیم می‌گیرند هر روز در بیشه‌ای سایه‌دار در میان چمنزار گرد آیند و ده داستان تعریف کنند تا در پایان ده روز مجموعاً صد داستان فراهم شود. اگر شنوندگان از داستان‌ها خوششان بیاید، قرار است مجموعه منتشر و به آنان تقدیم شود.

اوازیل با پیشنهاد پارلمانت موافقت می‌کند، به این شرط که داستان‌های روایت‌شده واقعی باشند.

نمونه‌ای از داستان‌ها

«سافرودان» داستان سوم را روایت می‌کند. ماجرا در ناپل و در دوران فرمانروایی پادشاه آلفونسو می‌گذرد.

در جریان یک کارناوال، پادشاه به خانه‌های رعایای خود سر می‌زند و آنان برای پذیرایی هرچه بهتر از او با یکدیگر رقابت می‌کنند. پادشاه هنگام دیدار از خانهٔ زوج جوان و خوشبختی، شیفتهٔ زیبایی زن می‌شود. او به بهانهٔ مأموریتی ساختگی، شوهر زن را برای چند هفته به رم می‌فرستد و در غیاب او موفق می‌شود زن را اغوا کند.

پس از مدتی، شوهر به وفاداری همسرش مشکوک می‌شود، اما سکوت می‌کند و منتظر فرصتی برای انتقام می‌ماند.

او سپس ملکه را متقاعد می‌کند که عاشق او شده است و می‌گوید ملکه سزاوار رفتار بهتری از سوی شوهرش است؛ پادشاه با رابطه داشتن با همسر این نجیب‌زاده، هم به ملکه خیانت کرده و هم آن مرد را تحقیر کرده است. ملکه و نجیب‌زاده تصمیم می‌گیرند خود نیز وارد رابطه‌ای عاشقانه شوند و بدین ترتیب مرد همان کاری را با پادشاه می‌کند که پادشاه با او کرده بود.

از آن پس، هرگاه قرار است نجیب‌زاده به املاک روستایی خود برود، پادشاه برای دیدن همسر او می‌آید؛ اما نجیب‌زاده به جای رفتن به املاک خود، به کاخ می‌رود و با ملکه دیدار می‌کند. به این ترتیب، در همان زمانی که پادشاه با همسر نجیب‌زاده رابطه دارد، نجیب‌زاده نیز با همسر پادشاه رابطه برقرار می‌کند. این روابط سال‌ها ادامه می‌یابد و تا دوران سالخوردگی دو زوج دوام می‌آورد.

مانند بسیاری از داستان‌های مشابه، روایت سافرودان موضوع خیانت زناشویی را دستمایه قرار می‌دهد و بخش مهمی از پیرنگ و تأثیر آن بر «کنایهٔ نمایشی» و «کنایهٔ موقعیتی» استوار است.

جستارهای وابسته

  • صد داستان نو

منابع

  1. ↑ Butterworth، Emily (۲۰۲۲). «Novelty, Disinformation and Discrimination in Marguerite de Navarre's Heptameron (1559) and Sixteenth-Century French News Culture». Past & Present (Supplement_16): 172–200. doi:10.1093/pastj/gtac033. شاپا ۰۰۳۱-۲۷۴۶.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. ↑ Charles-Henri Ramond, «Ah! Si mon moine voulait… – Film de Claude Pierson»، Films du Québec، ۳۱ دسامبر ۲۰۰۸.
  3. ↑ The Heptameron, or, Tales and Novels of Marguerite, Queen of Navarre، ترجمهٔ کامل نثر و نظم از فرانسوی به انگلیسی، آرتور ماچن، ۱۸۸۶.
  4. ↑ Chilton، Paul A. (۱۹۸۴). The Heptameron. Penguin Books. شابک ۹۷۸-۰-۱۴-۰۴۴۳۵۵-۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

پیوند به بیرون