هیچم و چیزی کم

هیچم و چیزی کم 
اثر مهدی اخوان ثالث
تاریخ نگارشفروردین ۱۳۶۹
کشورایران
زبانفارسی
قالبشعر نیمایی

هیچیم و چیزی کم عنوان شعری از مهدی اخوان ثالث می‌باشد. اخوان ثالث این شعر را در فروردین ماه سال ۱۳۶۹ سروده‌ است.

پس‌زمینه سراییدن شعر

به گفتهٔ فرج سرکوهی که رابطه دوستانه نزدیکی با مهدی اخوان ثالث داشته است علی خامنه‌ای پس از انقلاب با اخوان تماس تلفنی می‌گیرد و می‌گوید: «بیایید توی میدان و با شعر، با زبان، از انقلاب حمایت کنید». اخوان هم پاسخ می‌دهد: «ما همیشه بر سلطه بوده‌ایم نه با سلطه».[۱]

متن شعر

هیچیم و چیزی کم

ما نیستیم از اهل این عالم که می‌بینید

وز اهل عالم‌های دیگر هم

یعنی چه؟ پس اهل کجا هستیم؟

از عالم هیچیم و چیزی کم

غم نیز چون شادی برای خود خدایی، عالمی دارد

نور سیاه مبهمی دارد

پس زنده باشد مثل شادی، غم

ما دوستدار سایه‌های تیره هم هستیم

و مثل عاشق، مثل پروانه

اهل نماز شعله و شبنم

اما

هیچیم و چیزی کم.

رفتم فراز بام خانه، سخت لازم بود

شب بود و مظلم بود و ظالم بود

آنجا چراغ افروختم، اطراف روشن شد

و پشه ها و سوسک‌ها بسیار

دیدم که اینک روشنایم خورده خواهد شد

کشتم اسیر بی‌مروت زرده خواهد شد

باغ شبم افسرده خونِ مرده خواهد شد

خاموش کردم روشنایم را

و پشه ها و سوسکها رفتند

غم رفت، شادی رفت

و هول و حسرت ترک من گفتند

و اختران خفتند

آنگاه دیدم آن طرف‌تر از سکنج بام

یک دختر زیباتر از رویای شبنم‌ها

تنها

انگار روح آبی و آب است

انگار هم بیدار و هم خواب است

انگار غم در کسوت شادی ست

انگار تصویر خدا در بهترین قاب است

انگارها بگذار

بیمار !

او آن «نمی‌دانی و می‌دانی» ست

او لحظه فرّار جادویی

او جاودانه، جاودانتاب است

محض خلوص و مطلق ناب است

از بام پایین آمدیم، آرام

همراه با مشتی غم و شادی

و با گروهی زخمها و عدّه‌ای مرهم

گفتیم بنشینیم

نزدیک سالی مهلتش یک دم

مثل ظهور اولین پرتو

مثل غروب آخرین عیسای بن مریم

مثل نگاه غمگنانه‌ی ما

مثل بچه آدم

آنگاه نشستیم و بخوبی خوب فهمیدیم

باز آن چراغ روز و شب خامش تر از تاریک

هیچیم و چیزی کم.

منابع

  1. فرج سرکوهی (۲۵ مرداد ۱۳۹۱). «چرا رهبر خود را شاعر و منتقد ادبی معرفی می کند؟». سکولاریسم نو.

جستارهای وابسته