پنج جاودانه بزرگ

پنج جاودانهٔ بزرگ
نمودار نمادین پنج جاودانهٔ بزرگ
نویسه‌های چینی ساده‌شده五大仙

پنج جاودانهٔ بزرگ (چینی: 五大仙؛ پین‌یین: Wǔdàxiān، «ووداشیان»)، که با نام‌های پنج خاندان بزرگ (五大家، Wǔdàjiā) و پنج تیرهٔ بزرگ یا پنج درِ بزرگ (五大门، Wǔdàmén) نیز شناخته می‌شوند، مجموعه‌ای از ایزدان و ارواح جانوری در دین عامیانهٔ چین، به‌ویژه در شمال و شمال‌شرق این کشور، هستند. ترکیب رایج این پنج‌گانه شامل روباه، راسو، جوجه‌تیغی، مار و موش است که در زبان عامیانه با عبارت «روباه، زرد، سفید، بید، خاکستری» (狐黄白柳灰) شناخته می‌شوند.[۱]

این جانوران در باورهای محلی صرفاً حیواناتی نمادین نیستند، بلکه موجوداتی دارای توان معنوی‌اند که می‌توانند پس از پرورش و تکامل روحانی به مقام شیان (仙)، یعنی موجود نامیرا یا «جاودانه»، دست یابند. در برخی سنت‌های شمال‌شرق چین، به این موجودات به‌طور محترمانه خاندان جاودانگان (仙家، xiānjiā) گفته می‌شود و آنان می‌توانند در آیین‌های واسطه‌گری روحانی، درمان، پیشگویی و دفع ارواح نقش داشته باشند.[۱]

پنج جاودانهٔ بزرگ نظامی کاملاً ثابت و یکسان در سراسر چین ندارند. در برخی مناطق تنها از چهار تیرهٔ بزرگ (四大门) سخن گفته می‌شود و در مناطق دیگر جانورانی چون ببر، گرگ، خرگوش یا لاک‌پشت نیز ممکن است جای یکی از اعضای پنج‌گانه را بگیرند. در منابع شمال چین و منچوری، روباه و راسو پایدارترین و مهم‌ترین اعضای این مجموعه‌اند.[۲]

نام و ساختار

واژهٔ شیان (仙) در این ترکیب را می‌توان «جاودانه»، «نامیرا» یا موجودی که از راه پرورش روحانی به مرتبه‌ای فراانسانی رسیده است ترجمه کرد. در سنت‌های عامیانهٔ شمال‌شرق چین، عنوان شیان برای ارواح جانورانی نیز به کار می‌رود که تصور می‌شود پس از دوره‌ای طولانی از زندگی، ریاضت یا کسب نیروی معنوی، قدرت‌های فوق‌طبیعی یافته‌اند.

نام‌های دیگر این مجموعه، یعنی ووداجیا و وودامن، به سازمان‌یافتن این ارواح در قالب «خاندان» یا «تیره» اشاره دارند. هر نوع جانور می‌تواند نه یک ایزد منفرد، بلکه خانواده یا تیره‌ای کامل از ارواح مذکر و مؤنث را تشکیل دهد. کلر دنگ نشان داده است که در آیین‌های شمال‌شرق چین، این ارواح معمولاً همچون خاندان‌هایی دارای سلسله‌مراتب، عنوان و روابط خویشاوندی تصور می‌شوند.[۱]

در سدهٔ نوزدهم، لی چینگ‌چِن، دانشمند اهل تیانجین، پنج گروه را چنین شرح داده است: روباه (狐)، راسو (黄)، جوجه‌تیغی (白)، مار (柳) و موش (灰). او همچنین کوشید این نام‌ها را با پنج رنگ مرتبط کند: زرد برای راسو، سفید برای جوجه‌تیغی، سبز برای مار، سیاه یا خاکستری برای موش و سرخ برای روباه.[۲]

گونه‌های منطقه‌ای

ترکیب این مجموعه در نقاط مختلف شمال چین متفاوت بوده است. در برخی مناطق هه‌بئی و پکن از چهار تیرهٔ بزرگ سخن گفته می‌شد. در پژوهش‌های مردم‌نگارانهٔ مختلف، این چهارگانه غالباً شامل روباه، راسو، جوجه‌تیغی و مار بوده است، در حالی که در برخی مناطق موش نیز جای یکی از آنها را می‌گرفت.[۳]

در پکن قدیم نیز اصطلاح‌های «پنج جاودانه» و «پنج خاندان» در کنار «چهار تیره» رایج بود. برخی خانواده‌ها در بخش پشتی خانه برای این ارواح زیارتگاه کوچکی می‌ساختند و معمولاً آب پاک یا هدیه‌های ساده در برابر لوح آنان قرار می‌دادند.[۴]

به همین سبب بهتر است «پنج جاودانهٔ بزرگ» را نه دستگاهی یکنواخت با پنج ایزد ثابت، بلکه مجموعه‌ای از سنت‌های مرتبط دربارهٔ ارواح جانوری شمال چین دانست.

روباه جاودانه

هوشیان (狐仙 یا 胡仙، Húxiān؛ «روباه جاودانه») مهم‌ترین و گسترده‌ترین عضو این مجموعه است. ایزد یا روح روباه در بخش‌های وسیعی از شمال چین، منچوری و مناطقی از شرق چین مورد پرستش بوده و تاریخ این آیین دست‌کم به چندین سده پیش بازمی‌گردد.[۲]

روباه در فرهنگ چین موجودی دوسویه است: می‌تواند فریبکار، خطرناک و اغواگر باشد، اما در عین حال ممکن است به موجودی فرزانه، محافظ خانواده، شفابخش یا بخشندهٔ ثروت تبدیل شود. ارواح روباه در روایت‌های سنتی قادرند شکل انسان، به‌ویژه زن یا مردی زیبا، به خود بگیرند.

در شمال‌شرق چین، دو شخصیت برجستهٔ خاندان روباه هو سان تای‌یه (胡三太爷؛ «ارباب بزرگ سوم هو») و هو سان تای‌نای (胡三太奶؛ «بانوی بزرگ سوم هو») هستند. آنان معمولاً همچون یک زوج سالخورده و محترم و در مقام سران خاندان روباه تصویر می‌شوند.[۲]

عنوان‌های خانوادگی مانند «ارباب»، «بانو»، «مادربزرگ» و «عمه» در پرستش روباه رایج‌اند و نشان می‌دهند که این ارواح غالباً نه به‌عنوان خدایانی دوردست، بلکه همچون بزرگان یک خاندان تصور می‌شوند.[۲]

در بسیاری از سنت‌های واسطه‌گری روحانی شمال‌شرق، روباه یکی از مهم‌ترین ارواحی است که می‌تواند با واسطهٔ انسانی ارتباط برقرار کند، بیماری را تشخیص دهد، پیشگویی کند یا برای خانواده نگهبانی فراهم آورد.[۱]

راسوی جاودانه

هوانگ‌شیان (黃仙، Huángxiān؛ «جاودانهٔ زرد») روح یا ایزد راسوی سیبری یا جانوری است که در زبان چینی هوانگ‌شولانگ (黄鼠狼) نامیده می‌شود. در فارسی معمولاً می‌توان آن را «راسو» یا در توضیح دقیق‌تر «راسو زرد» نامید.

راسو پس از روباه یکی از مهم‌ترین جانوران مقدس در باورهای شمال چین است. مانند روباه، به آن توان دگرگونی شکل، تسخیر یا تأثیرگذاری بر انسان و پیش‌بینی آینده نسبت داده می‌شود.[۲]

در باورهای عامیانه، رفتار غیرعادی یا بیماری ناگهانی برخی افراد گاه به آزار یا تسخیر آنان به دست روح راسو نسبت داده می‌شد. در مقابل، اگر با این روح به‌درستی رفتار می‌شد، می‌توانست نگهبان خانواده و یاری‌دهندهٔ واسطهٔ روحانی باشد.

در برخی سنت‌ها بزرگ خاندان راسو با عنوان‌هایی مانند هوانگ اِر تای‌یه (黄二太爷؛ «ارباب بزرگ دوم هوانگ») خوانده می‌شود.[۱]

جوجه‌تیغی جاودانه

بای‌شیان (白仙، Báixiān؛ «جاودانهٔ سفید») ایزد یا روح جوجه‌تیغی است. برخلاف روباه و راسو، که بیشتر با زیرکی و دگرگونی شکل ارتباط دارند، جوجه‌تیغی در بسیاری از سنت‌های محلی با درمان، سلامت و ثروت پیوند یافته است.

یکی از صورت‌های مؤنث مشهور آن بای لائو تایتای (白老太太؛ «بانوی پیر سفید») است که در باور عامیانه به‌عنوان شفابخش شناخته می‌شود.

نقش‌های عامیانهٔ اواخر دورهٔ دودمان چینگ گاه جوجه‌تیغی جاودانه را همراه با شمش‌های نقره و سکه نشان می‌دهند که بیانگر پیوند او با ثروت و کامیابی است. مجموعهٔ موزهٔ ملی تاریخ تایوان نیز «بای‌شیان» را یکی از پنج جاودانه معرفی و نقش آن را با درمان بیماری و فراوانی مالی مرتبط می‌کند.[۵]

مار جاودانه

لیو‌شیان (柳仙، Liǔxiān) یا شِه‌شیان (蛇仙، Shéxiān؛ «مار جاودانه») روح یا ایزد مار است. در برخی مناطق نام چانگ‌شیان (常仙) نیز برای این خاندان به کار می‌رود و مارهای بزرگ ممکن است با عنوان مانگ‌شیان (蟒仙؛ «پایتون جاودانه») شناخته شوند.[۱]

مار در فرهنگ دینی چین از دیرباز با باروری، نیروی زاینده، دگرگونی و نیروهای زمین و آب ارتباط داشته است. توان پوست‌اندازی نیز سبب شده است که مار نمادی از تجدید و استمرار زندگی تلقی شود.

در روایت‌های جدید عامیانه، این خاندان گاه با فو هسی و نیو کوآ، دو ایزد کهن با بدن مارمانند، یا با اژدهای چینی مرتبط دانسته می‌شود. با این حال این همسان‌سازی‌ها در همهٔ مناطق و سنت‌ها یکسان نیستند و بیشتر باید آنها را تفسیرهای محلی دانست.

موش جاودانه

هوی‌شیان (灰仙، Huīxiān؛ «جاودانهٔ خاکستری») روح یا ایزد موش است و در ترکیب رایج «روباه، زرد، سفید، بید، خاکستری» پنجمین خاندان را تشکیل می‌دهد.[۱][۲]

موش به سبب زندگی پنهانی در نزدیکی انسان، توان تولیدمثل بسیار و گردآوری و ذخیرهٔ خوراک، در برخی باورهای عامیانه با ثروت، فراوانی و توان پیش‌بینی ارتباط یافته است.

در برخی مناطق، موش جزو «چهار تیرهٔ بزرگ» نیز به‌شمار می‌آید؛ در مناطق دیگر مار جای آن را در چهارگانه می‌گیرد. همین تفاوت یکی از نمونه‌های آشکار تغییرپذیری این نظام محلی است.[۱]

برخی منابع متأخر از «جاودانهٔ سیاه» یا حتی روح کلاغ به‌عنوان عضو پنجم نام برده‌اند، اما منابع مردم‌نگارانه و پژوهشی دربارهٔ «پنج خاندان» معمولاً عضو پنجم را موش خاکستری معرفی می‌کنند. ازاین‌رو کلاغ را نمی‌توان عضو ثابت پنج‌گانه دانست.

واسطه‌گری روحانی

پنج خاندان جانوری به‌ویژه با نوعی سنت واسطه‌گری روحانی در شمال‌شرق چین مرتبط‌اند که چوماشیان (出马仙، chūmǎxiān) نامیده می‌شود. در این آیین، واسطهٔ انسانی تصور می‌شود که به خدمت یک یا چند خاندان از ارواح جانوری درآمده و آنان از طریق او با مراجعه‌کنندگان ارتباط برقرار می‌کنند.[۱]

خدمات چنین واسطه‌هایی می‌تواند شامل تشخیص و درمان بیماری، پیشگویی، یافتن علت بداقبالی، حل مشکلات خانوادگی و دفع ارواح زیان‌کار باشد. دنگ تأکید می‌کند که این سنت در شکل کنونی خود نتیجهٔ آمیزش چند جریان تاریخی است: باورهای جانوری شمال چین، آیین روباه در میان چینیان هان، و سنت‌های شمنی منچو و دیگر مردمان شمال‌شرق.[۱]

این آیین‌ها در دورهٔ متأخر چینگ و دورهٔ جمهوری چین گسترش زیادی داشتند. دولت‌ها و نهادهای دینی رسمی گاه آنها را خرافه یا آیینی نامشروع می‌دانستند، اما پرستش این ارواح در محیط خانوادگی و محلی ادامه یافت.[۲]

چهار تیرهٔ بزرگ

اصطلاح چهار تیرهٔ بزرگ (四大门، Sìdàmén) نیز در شمال چین بسیار رایج بوده است. یکی از ترکیب‌های متداول آن شامل روباه، راسو، جوجه‌تیغی و مار است؛ در برخی مناطق موش به جای مار حضور دارد.[۶]

پژوهش‌های مردم‌نگارانه نشان می‌دهند که حتی میان روستاها یا خانواده‌های نزدیک نیز ترکیب تیره‌ها می‌تواند تفاوت داشته باشد. کلر دنگ در پژوهش میدانی خود در لیائونینگ بیش از دوازده نوع روح جانوری را ثبت کرده است که در چارچوب «خاندان‌های جاودان» جای می‌گرفتند، از جمله ببر و دیگر جانوران وحشی.[۱]

ازاین‌رو عدد چهار یا پنج بیش از آنکه نشان‌دهندهٔ فهرستی تغییرناپذیر باشد، قالبی برای طبقه‌بندی خاندان‌های ارواح جانوری است.

پرستش خانوادگی

این جاودانگان در بسیاری از مناطق در خانه‌ها پرستش می‌شدند. خانواده ممکن بود لوح، تصویر یا زیارتگاه کوچکی برای آنان داشته باشد و در زمان‌های خاص خوراک، بخور یا آب پاک پیشکش کند.

روباه به‌ویژه می‌توانست به‌عنوان محافظ خانوادگی شناخته شود و خاندان روباه گاه به صورت سه نسل از یک خانوادهٔ انسانی، با پدربزرگ، مادربزرگ و فرزندان، تصویر می‌شد.[۲]

در شمال‌شرق چین اصطلاح بائوجیاشیان (保家仙؛ «جاودانهٔ نگهبان خانواده») برای برخی از این ارواح به کار می‌رود. این تعبیر لزوماً نام ایزد دیگری نیست، بلکه به نقشی اشاره دارد که یکی از ارواح جانوری در نگهبانی از یک خانواده برعهده می‌گیرد.

رابطه با ثروت و درمان

برخی پنج جاودانه را با ثروت و کامیابی مرتبط می‌دانستند و در بعضی منابع عامیانه آنان خدایان کوچک ثروت (小财神) نامیده شده‌اند.[۲]

این کارکرد در همهٔ پنج خاندان یکسان نیست. جوجه‌تیغی و موش به‌طور ویژه با ثروت مرتبط شده‌اند، در حالی که جوجه‌تیغی شهرتی خاص در درمان بیماری دارد. روباه و راسو بیشتر به توانایی‌های پیشگویی، واسطه‌گری و اثرگذاری بر سرنوشت انسان نسبت داده شده‌اند.

همین چندگانگی نقش‌ها نشان می‌دهد که نمی‌توان برای هر جانور «وظیفهٔ» واحد و ثابتی مانند دستگاه رسمی ایزدان تعریف کرد؛ خصوصیات آنان در روایت‌ها و آیین‌های محلی تغییر می‌کند.

جایگاه در دین عامیانهٔ شمال‌شرق چین

پرستش ارواح جانوری در شمال‌شرق چین در محیطی شکل گرفته که در آن سنت‌های گوناگون دینی در کنار یکدیگر حضور داشته‌اند. باورهای چینیان هان دربارهٔ روباه و دیگر جانوران با عناصر شمن‌گرایی منچویی و تونگوزی درآمیخت و بعدها اصطلاحات و چهره‌هایی از تائوئیسم و بوداگرایی چینی نیز وارد این آیین‌ها شدند.[۱]

از این رو پنج جاودانهٔ بزرگ را نمی‌توان صرفاً بخشی از تائوئیسم یا صرفاً بازمانده‌ای از شمن‌گرایی منچویی دانست. شکل تاریخی شناخته‌شدهٔ این آیین حاصل تعامل دین عامیانهٔ چینی، واسطه‌گری روحانی و سنت‌های محلی شمال و شمال‌شرق چین است.[۱]

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 الگو:یادکرد پایان‌نامه
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Kang, Xiaofei (2006). The Cult of the Fox: Power, Gender, and Popular Religion in Late Imperial and Modern China (in English). Columbia University Press. ISBN 9780231133388.
  3. ↑ Wang, Wei. "佛教神通与四大门——近代以来我国东北地区的仙佛信仰" (PDF) (in Chinese). آکادمی علوم اجتماعی چین. {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)
  4. ↑ Weizu, Li. 四大门 (in Chinese).
  5. ↑ "猬仙". گنجینهٔ حافظهٔ فرهنگی ملی تایوان (in Chinese).
  6. ↑ Wang, Wei. "佛教神通与四大门——近代以来我国东北地区的仙佛信仰" (PDF) (in Chinese). آکادمی علوم اجتماعی چین. {{cite journal}}: یادکرد journal نیازمند |journal= است (کمک)