پارسیوان

فارسیوان
گروهی از مردم فارسیوان در غرب افغانستان، ولایت هرات ۱۸۷۸–۱۸۸۰ (میلادی)
زبان‌ها
فارسی
دین
اسلام (شیعه) و (اهل‌سنت)
قومیت‌های وابسته
مردمان ایرانی تبار

فارسیوان، پارسیوان یا پارسیبان (به تاجیکی: Форсивон، Forsivon) نامی امروزی برای خطاب کردن فارسی زبانان جهان به ویژه غرب افغانستان یا پراکنش آنها فارغ از وابستگی قومی می‌باشد که به طور خاص، در گذشته برای اشاره به گروه مشخصی از کشاورزان در ایران بزرگ و شهرنشینان استفاده می‌شد.[۱][۲][۳][۴] واژه‌نامه دهخدا درباره دهگان یا دهقان (به تاجیکی: Деҳқон، Dehqon) بیان کرده است که دهقان در گذشته به فارسی‌زبانان اصیلِ صاحبِ ملک و زمین اعم از ده‌نشین و شهرنشین گفته می‌شده و مقابلِ تازی و بری پنداشته می‌شده که چادرنشین و بدوی بودند.[۵]

این نام در منابع و دانشنامه‌های غربی، به‌عنوان یک قوم جداگانه فارسی‌زبان شیعی غرب افغانستان، جدا از تاجیک‌های افغانستان معرفی شده است.[۶][۷] این منابع می‌گویند فارسیوان‌های افغانستان، شاخه‌ای از مردم فارسی‌زبانان اند[۸] که به دلیل شباهت‌های مذهبی با فارسی‌زبانان ایران به این نام خوانده می‌شوند.[۹][۱۰]

تاجیکان شمال کابل (کوهدامن، پروان، کاپیسا، پنجشیر) نسبت به‌نام تاجیک بیشتر قومیت خود را پارسیوان یا فارسیبان معرفی می‌کنند در مقابل اوغان (پشتون).

درواقع فارسیوان به افرادی فارغ از قومیت یا تبار گفته می‌شده که به زبان فارسی صحبت میکردند شامل فارسی‌زبانان، تاجیک‌ها، هزاره‌ها، ایماق‌ها و سادات و سایر اقوام افغانستان.[۱۱] همچنین به نقل از برخی منابع پشتون‌ها به فارسی زبان‌ها فارسیوان می‌گویند.[۱۱]

پیشینه کاربرد

از نخستین کتاب‌هایی که این نام (البته به شکل پرزیوان) در آن دیده شده کتاب «افغانستان» نوشته فریزر تیتلر (Fraser Tytler) است. وی در کتاب خود ذکر می‌کند که افغان‌ها (یعنی پشتون‌ها) تاجیک‌های جدید را پرزیوان می‌نامند.[۱۲] پس از آن در کتابی دیگر به نام «افغانستان و مردمان آن»[۱۳]: «تاجیک‌های افغانستان دری‌زبان می‌باشند، مذهب آن‌ها سنی و برخی اسماعیلی است، به علاوه شیعی‌مذهب که فارسی‌بان نامیده می‌شوند هستند.»[۱۴] سپس در روزنامه نیویورک‌تایمز چاپ ۱۸۷۱ دیده می‌شود.[۱۵]

در میانه‌های سدهٔ پیش، پژوهندگان ایرانی تاریخ و جغرافیا با برخورد به این نام در منابع غربی به جستجو در مورد چندوچون آن پرداختند. محمود افشار، پژوهشگر ایرانی، در صفحه ۱۳۶، چاپ هفتم مجله آینده یادآور می‌شود که پژوهشگری دیگر به نام حسین داوودی از دانشوران افغانستان در مورد نام «پرزیوان/فارسیوان» استعلام کرده است و پاسخ ایشان این بوده که چنین نامی را نمی‌شناسند.[۱۶]

ایرج افشار، پژوهشگر دیگر ایرانی در سال ۱۳۶۲ خورشیدی در سوئیس از «پاول بوخرر» (Paul Buchrer-Dietschi) بنیادگذار کتابخانه افغانیکا (Bibliotheca Afghanica) و کارشناس مردم‌شناسی افغانستان در مورد واژه پرزیوان پرسش کرده و پاسخ او چنین بوده:

«به آن کسانی گفته می‌شود که زبان فارسی‌شان شبیه فارسی ایران باشد و آن طور که شنیده‌ام بیشتر در مورد مردم هرات به‌کار می‌رود.»

پاول بوخرر، [۱۷]

جستارهای وابسته

منابع و پانویس

  1. ""Afghanistan: Historical political overview" FMO Research Guide". Archived from the original on 2008-07-24. Retrieved 2008-01-20.
  2. Hanifi, Mohammed Jamil (1976) Historical and Cultural Dictionary of Afghanistan Scarecrow Press, Metuchen, N.J., شابک ۰−۸۱۰۸−۰۸۹۲−۷, on page 36
  3. Maloney, Clarence (1978) Language and Civilization Change in South Asia E.J. Brill, Leiden, شابک ۹۰−۰۴−۰۵۷۴۱−۲, on page 131.
  4. Robson, Barbara and Lipson, Juliene (2002) "Chapter 5(B)- The People: The Tajiks and Other Dari-Speaking Groups" بایگانی‌شده در ژانویه ۲۷, ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine The Afghans - their history and culture Cultural Orientation Resource Center, Center for Applied Linguistics, Washington, D.C., OCLC 56081073
  5. لغتنامۀ دهخدا، سرواژهٔ 'دهقان'.
  6. The Encyc. Iranica makes clear in the article on Afghanistan — Ethnography that "The term Farsiwan also has the regional forms Parsiwan and Parsiban. In religion, they are Imami Shia. In literature, they are often mistakenly referred to as Tajik." Dupree, Louis (1982) "Afghanistan: (iv.) Ethnography", in Encyclopædia Iranica Online Edition 2006.
  7. Emadi, Hafizullah (2005) Culture And Customs Of Afghanistan Greenwood Press, Westport, Conn., شابک ۰−۳۱۳−۳۳۰۸۹−۱, on page 11 says: "Farsiwan are a small group of people who reside in southern and western towns and villages in Herat. They are sometimes erroneously referred to as Tajiks."
  8. Afghanistan - Wakhi, Farsiwan
  9. دانشنامه ایرانیکا
  10. این تعریف که در نوشتار Afghānistān در دانشنامه‌های Encyclopaedia of Islam و Iranica آمده است، بر اساس تحقیقات مردم‌شناسی Louis Dupree است. کتاب Afghanistan او یکی از مراجع عمده بیشتر تحقیقات دانشگاهی دربارهٔ افغانستان و تنوع قومی و فرهنگی این کشور است. دوپری، تحقیقات خود را در دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ انجام داده است.
  11. 1 2 مراجعه کنید به مدارک ارائه شده در صفحه بحث.
  12. مایل هروی، نجیب، تاریخ و زبان در افغانستان، ص۱۶۹.
  13. شارل بلان، ژان. افغانستان و مردمان آن (به زبان فرانسوی). بلژیک. ص. ۱۴۸.
  14. مایل هروی، ۱۸۱
  15. HERAT AND CABUL; Explanatory Details of the Situation Set Forth by Tel... - Article Preview - The New York Times
  16. مایل هروی، ص۱۶۹.
  17. مایل هروی، ص۱۸۹

پیوند به بیرون